فیسبوک

فیسبوک: شبکه امیدبخش

♦ مریم ایشانی | جمعه, ۶م آبان, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

دیدار با فعالین اینترنتی جوانی که قیام مصر را برای سال‌ها طرح ریزی کردند

مترجمان: لیونا عیسی قلیان- امیر حسین اعتمادی
یادداشت مترجمان: مطلب پیش رو جدید نیست اما خواندنی است. دلیل انتخاب این مطلب آن است که نقش فیسبوک و شبکه های اجتماعی را نه از نگاه یک تحلیلگر که از نگاه فعالین حاضر در میدان بازگو می کند. به نظر می رسد مصریها از فیسبوک استفاده مناسبتری کرده اند تا ما. این گزارش از مجله معتبر فارن پالیسی می تواند در درک بهتر نقاط ضعف و قوت استفاده از فیسبوک در مصر و ایران کمک کند. شاید پس از خواندن این گزارش بتوانیم مقایسه ای میان فعالیت صفحه شش آوریل بر روی فیسبوک و صفحه ۲۵ بهمن بر روی فیسبوک داشته باشیم دلیل اقبال اولی و عدم موفقیت دومی را بهتر درک کنیم.
قاهره- اکثر مردم دنیا با دیدن اعتراضات مردم در خیابان‌های قاهره، اطلاعات زیادی در مورد جنبش اپوزیسیون مصری در این ماه به دست آوردند. ظواهر حاکی از این است که، جنبش اساسا از خیزش مردم در سرنگونی دولت در تونس به وجود آمد و در نتیجه صد‌ها هزار شهروند خشمگین خواهان برکناری فوری پرزیدنت حسنی مبارک از قدرت شدند. پس از چند روز از آغاز اعتراضات، مسئول سابق سازمان انرژی اتمی و برنده جایزه صلح نوبل، محمد البرادعی، به صحنه بازگشت تا به اعتراضات خیابانی رهبری صوری و چهره‌ای آشنا برای رسانه‌ها بخشد. و کمی پس از آن، بزرگ‌ترین گروه اپوزیسیون مصر، اخوان المسلمین، با گرفتن بخش عمده سیاسی این جنبش به آن پیوست.
اما زمینه قیام مصر پیش از وارد شدن اشخاص و سازمان‌هایی با گذشته قابل توجه، به خوبی شکل گرفته بود. حدود سه سال پیش، گروهی از فعالین جوان با توانایی بالایی از سازماندهی اینترنتی و با گرفتن کمک‌هایی از خارج کشور، در حال آماده شدن برای جنبش اپوزیسیون مردمی و با فناوری بالا بودند.
در اوایل سال ۲۰۰۸، احمد صلاح و احمد ماهر، اعضای جوان گروه اپوزیسیون کفایا (کافی) که فعالیت شدیدی علیه مبارک در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۵ انجام داده بودند، از این گروه جدا شده و گروهی را تشکیل دادند که جنبش جوانان ششم آوریل نامیدنش. نام گروه از تاریخی برگرفته شد که گروه از اولین اعتراض پشتیبانی کرد. این اعتراض اعتصاب برنامه ریزی شده کارگران برای تاریخ ششم آوریل سال ۲۰۰۸ در المحلا الکبری، یکی از مهم‌ترین شهر‌ها در صنعت نساجی مصر اتفاق افتاد. برای کمک به انجام اعتصاب، فعالین ششم آوریل از فیس بوک، توی‌تر، بلاگ‌ها و سایر ابزار جدید رسانه‌ای برای گزارش وقایع، هشدار به شرکت کنندگان در مورد شرایط امنیتی، و ارائه کمک حقوقی برای آنانی که توسط نیروهای امنیتی دولتی محاصره می‌شوند استفاده کردند.
اما از آن اول، موسسان این گروه برای شرکت در رویدادی بااهمیت‌تر یعنی انتخابات مجلس در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۱۰ در حال آماده شدن بودند. با به یاد داشتن اعتراضات پس از انتخابات در ایران، فعالین جوان امیدوار بودند که رای گیری – بدون شک همراه می‌شود با رای‌های مخفی، خریدن رای، و ترور – به جنبش مردم جرقه‌ای خواهد زد که حکومت حدودا سی ساله مبارک را پایان خواهد بخشید.
در اوایل سال ۲۰۰۹، اعضای گروه ۷۰۰۰۰ نفر بودند، این تعداد در مقایسه با جمعیت ۸۲ میلیونی کشور تعداد کمی است اما با این حال بیانگر موضوعی واقعا جدید در جریانات راکد سیاسی مصر بود. فعالین جوان از جنبش سبز ایران، که در ماه جون اعتراضات پس از انتخابات شکل گرفته بود، نشانه‌هایی دریافت کردند. آن‌ها بهترین شیوه را برگزیده و ضعف‌های خودنمایانگر جنبش اپوزیسیون مردمی ایران را نشانه گرفتند. یکی از اولین طرح‌های آن‌ها تهیه کتاب راهنمایی بود از شیوه‌های اعتراض، عمدتا تهیه شده از همکاری اعضای گروه، که به طور آنلاین عرضه شد. دوستان آن را به دوستانشان می‌دادند و نظراتی در رابطه با مسائل امنیتی تا نقاشی‌های روی دیوار به آن می‌افزودند. من با گروه در ژانویه سال ۲۰۱۰ آشنا شدم، وقتی که گزارشگری دیگر این کتاب راهنما را برای من فرستاد.
در اولین تدابیر با تاکتیک‌های سازمانی و امنیت آنلاین، گروه گاهی اوقات با افراد تا حدودی دور از ذهن بر خورد می‌کرد. متخصصان رسانه‌های دیجیتال در سازمان با فعالین حزب آنارشیست ایتالیایی برای چگونگی استفاده از «سرورهای گوست» (ghost servers) که جستجوی اینترنتی را به سرورهایی بدون وجود خارجی وصل می‌کرد تا نظارت آنلاین را گیج کرده، به کاربران اجازه می‌داد تا اطلاعات را به اشتراک گذاشته و به هماهنگی با فعالیت‌هایی که شدیدا تحت نظارت محیط‌های دیجیتالی و مخابراتی‌ای همچون در مصر، که دارندگان ایمیل و فیس بوک به شدت تحت نظارت هستند، ادامه دهند.
یکی از مهم‌ترین فعالین این جنبش رامی رئوف (Ramy Raoof) بیست و چهار ساله است. رئوف متخصص رسانه‌های آنلاین برای «گلوبال وُیسس Global Voices« و «ابتکارات مصری برای حقوق فردی Egyptian« Initiative for Personal Rights -دو سازمانی که وقف مستندسازی و پخش اطلاعات در مورد جنبش دموکراتیک مصر هستند- بوده است.
در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۰، رئوف یک راهنمای دیجیتال را برای من فرستاد که برای نشان دادن چگونگی استفاده مبارزان از تلفن‌های موبایل و توی‌تر برای مکاتبه اطلاعات در مورد فعالین دستگیر شده و کمک به وکلا برای حفاظت از آزادی بازداشت شدگان طراحی شده بود. رئوف هم چنین برای حل مشکلاتی که بسیاری از فعالین با آن مواجه بودند معروف است، همچون استفاده ازخطوط بین المللی تلفن برای پیامک زدن هنگامی که اس‌ام اس‌ها توسط دولت قطع می‌شود.
تلاش‌های گسترده او موفقیت آمیز بود. در اعتراضات پیش از انتخابات پارلمان نوامبر سال ۲۰۱۰، تیم او گا‌ها تنها با حضور وکیلی برای رد اتهامات بی‌پایه و اساس در طی مدت بازداشت موفق به آزاد کردن ده‌ها تن از زندان شد. در تظاهرات اخیر، معترضین بازداشت شده به مدت یک هفته، بدون اینکه مورد مجازات قرار گیرند یا اینکه داستان‌های وحشتناکی از شکنجه و جراحات قابل توجه داشته باشند آزاد می‌شدند.
علاوه بر آموزش فعالین در مورد استفاده از تکنولوژی برای یافتن راه‌های جدید برای سازماندهی، انتخابات هم چنان به آن‌ها قدرت تکنولوژی‌های رسانه‌های جدید جهت انتشار پیامشان را نشان داد. در اینجا بود که باسم سمیر (Bassem Samir) وارد میدان شد.
سمیر مدیر آکادمی دموکراتیک مصر بود. این گروه که وابسته به جنبش ششم آوریل است به نظارت بر انتخابات پرداخت. گرچه سمیر تنها ۲۸ سال داشت، تجربیات شخصی وی از بازداشت و آزارهایی که به عنوان دیده‌بان حقوق بشر داشت، از وی فردی جاافتاده ساخته بود. تحلیل‌های واقع بینانه سمیر از واقعیات گیج کننده سیاسی مصر، وی را به عنوان منبعی مطمئن برای روزنامه نگاران خارجی تبدیل کرده بود.
با مشاهده اعتراضات ایرانیان در سال ۲۰۰۹، سمیر از کیفیت پایین ویدئوهایی که توسط فعالین ایرانی تهیه شده بود آشفته گردید. اگرچه این ویدئو‌ها قانع کننده به نظر می‌رسیدند، اما تصایر اغلب لرزان و گیج کننده‌تر از آنی بود که رسانه‌های بین المللی از آن‌ها استفاده کنند و از اینرو این مسائل از تاثیرگذاری آن‌ها می‌کاست. در اوایل سال ۲۰۱۰، سمیر گروه کوچکی از افراد را برای آموزش رسانه‌ای، مخصوصا برای گزارش ویدئویی به ایالت متحده فرستاد. یک سازمان غیردولتی آمریکایی – که از بخش دولتی کمک مالی می‌گرفت- بر جلسات آموزش روزنامه نگاری دیجیتالی نظارت می‌کرد که توسط نشریاتی همچون تایم Time و فیلم سازان مستند وابسته به نهادهای ناظر بر حقوق بشر اداره می‌شد. در این جلسات عملکرد اصلی دوربین، عکسبرداری مداوم، و چگونگی استفاده از وسائل ضبط صوتی آموزش داده می‌شد. آن‌ها حتی نحوه تهیه موثر ویدئوهای آنلاین برای یک کمپین برای نصب خطوط دوچرخه در ویلیامبرگ بروکلین را مورد مطالعه قرار دادند.
در ماه آگوست سال ۲۰۱۰، سمیر به ساماندهی تشکلی میان ائتلاف مصری و سازمان غیردولتی کنیایی به نام یوشاهیدی (Ushahidi) کمک کرد که این تشکل به گسترش نرم افزاری متن بازopen-source) software ) جهت جمع آوری اطلاعات و تکنولوژی نقشه برداری کمک می‌کرد. یوشاهیدی هیئتی را برای یادگیری توانایی‌های آنلاین فعالین جهت تهیه ویدئوهای مطمئن و معتبر و تهیه گزارش به وسیله گوشی‌های موبایل و تهیه متنی آنلاین در مورد آن به مصر فرستاد. هیئت مذکور از طرف نیروهای امنیت ملی مصر مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.
در ماه سپتامیر سال ۲۰۱۰، گروهی از روزنامه نگاران که توسط سازمان غیردولتی آمریکایی سازمان دهی شده بودند تحت نظارت سمیر به مصر مسافرت کردند تا به اعضای جنبش ششم آوریل مهارت‌های رسانه‌ای آموزش دهند. هدف از این آموزش‌ها آماده کردن جناح رسانه‌ای جنبش برای فعالیت تحت فشار شدید از طرف نیروهای امنیت ملی در زمان اعتراضات برنامه ریزی شده برای انتخابات نوامبر بود. مربیان در شهرهای کشور که سنگر اپوزیسیون محسوب می‌شدند همچون بندر سعید، اسوان و اسکندریه به فعالیت پرداختند. جلسات آموزشی که حدودا از سی کارآموز تشکیل می‌شد، در هر شهر چهار روز طول کشید. تاریخ و مکان جلسات برای اجتناب از پیگیری و ردیابی دولتی اغلب تا آخرین لحظه تغییر می‌کرد.
فعالین جوان ششم آوریل می‌خواستند از این امر اطمینان حاصل کنند که اعتراضات مربوط به انتخابات پارلمان به طرز متفاوتی (هیچ تایر ماشینی آتش زده نشده باشد یا پلیس مانعی ایجاد نخواهد کرد) اجرا خواهد شد و نتایج متفاوتی (هیچ ضرب و شتمی توسط پلیس صورت نخواهد گرفت) در پی خواهد داشت. این بار، نتایج به طور دیجیتالی و نامتقارن خواهد بود. در پایان جلسه‌ای که در رابطه با تدابیر امنیتی شدید برگزار شد، سمیر به من چنین گفت، «فعالین باید از انقلاب تفکری به جز شهادت داشته باشند. آن‌ها سابقا چنین می‌اندیشدند که اگر بازداشت نشوند یا کتک نخورند به اندازه کافی ادای وظیفه نکرده‌اند. «
در یک جلسه، به آن‌ها آموزش می‌دادند که چگونه از ابزار نقشه برداری استفاده کرده، و از نقشه‌های متن باز همچون نقشه گوگل و یومپر UMapper جهت ثبت آنلاین اعتراضات و تعیین مکان‌های بالقوه اعتراضات بهره جویند. کارآموزان به بررسی خیابانهای محله‌های اطرافشان پرداخته و مکان‌های مناسب برای عکسبرداری را تعیین می‌کردند. در تمرینی دیگر، آن‌ها چشم‌هایشان را بسته و تصور می‌کردند که شب هنگام است و معترضان شلوغ می‌کنند و موانعی همراه با صداهای فراوان و شلیک گلوله نیز وجود دارد. به محض اینکه آن‌ها با وضع آشفته محیطشان مانوس شدند، به آن‌ها آموزش داده شد که هر چه سریع‌تر پیاده فرار کنند تا توسط ماموران پلیس و نیروهای امنیت ملی دستگیر نشوند.
عکاسان به طور گسترده‌ای آموزش دیده بودند که قادر باشند نقاط حساس عکس برداری را در نواحی فرضی انتخاب کرده و میان این نواحی به سرعت و ایمن در حرکت باشند. فیلم برداران مجبور می‌شدند در جاده‌های ناهموار با کمک «فرد شماره ۲» به پشت حرکت کنند. فرد شماره ۲ نیز فعال دیگری بود که در صورت نیاز مراقب ماموران باشد. فعالین خیابان‌های مورد نظر شهر را به خاطر می‌سپردند تا توسط نیروهای امنیتی گیر نیفتند. آن‌ها هم چنین آموزش‌هایی دیدند که چگونه در مواقع خطر بتوانند اطلاعات و اخبار را منتقل کنند؛ از جمله این آموزش‌ها: تمریناتی بود که عکاسان قادر باشند حافظه‌های کوچک فلش کارت‌ها را در فواصل نزدیک هم به یکدیگر دهند، دادن دوربین عکاسی به فعالینی که در نقش ناظران بیگناه ظاهر می‌شوند، و فرستادن عکس‌ها به گروهی عکاس به جای اینکه کلیه عکس‌ها یکجا به یک فرد فرستاده شود. تاکتیک بدیع دیگر این فعالین داشتن یک حافظه اضافی دوربین عکاسی است که تنها شامل عکس‌هایی از مناظر توریستی و آن را به پلیس تحویل دهند.
مربی این جلسات به فعالین عکسی از ساندنیستها Sandinista را نشان می‌دهد که کوکتل مولوتف پرتاب می‌کند؛ سپس به آن‌ها تصاویری از جمعیتی در تهران نشان داد که لحظات مرگ ندا آقا سلطان را با دوربین تلفن همراه نشان می‌داد. مربی به آن‌ها گفت که «دوربین تلفن همراه شما امروز کوکتل مولوتف شماست».
پیش از برگزاری انتخابات ماه نوامبر سال ۲۰۱۰، مکانیزم جدیدی به کار گرفته شد. من در شب انتخابات به یکی از مراکز گزارشگر آکادمی دموکراتیک مصر رفتم و گروهی از جوانان را دیدم که به پیگیری اطلاعات از نقشه‌های کامپیوتری می‌پرداختند. گوشی تلفنشان با آمدن هر تویتی Tweet به صدا در می‌آمد.
انتخابات همانطور که انتظار می‌رفت برگزار شد. دولت با موفقیت توانست اخوان المسلمین را از پارلمان کنار زده، و کل نمایندگان اپوزیسیون تنها توانستند سه درصد از پارلمان را در اختیار گیرند. برخی از ویدئوهای گرفته شده، مردانی را نشان می‌دادند که دیوانه وار بسته‌های رای را در ردیف‌ها پر کرده و صندوق‌ها را برای شمارش پر می‌کردند. اما همانطور که معلوم شد، آن چنان که فعالین امید داشتند، تحولات پس از انتخابات نبرد نهایی در برابر نظام مبارک نبود. اعتراضات پراکنده و ناچیز بود. اگرچه روش‌های فعالین برای هماهنگی و مستندسازی وقایع پس از انتخابات به خوبی اجرا شد، اما حمایت عمومی مردم برای اعتراضی در مقیاس بزرگ صورت نگرفت و از اینرو اتفاق آن چنانی برای مستند سازی وجود نداشت. برخلاف ایران، انتخابات دلیلی برای طغیان مصر نبود.
در عوض، اتفاق غیرمنتظرانه‌ای جهان عرب را تغییر داد. و در حقیقت، این تغییر ناگهانی از مصر آغاز نشد. در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰، مرد جوان بیکاری به نام محمد بوعزیزی به سمت استانداری سیدی بوزید در تونس رفت و تنها چیزی که برای از دست دادن داشت جانش بود. او در مقابل استانداری نشست و خود را آتش زد.
جرقه‌ای که او به جان خود زد به تمام خیابان‌های کشورش کشیده شد؛ تونس – یکی از با ثبات‌ترین حکومت‌های منطقه- کمتر از یک ماه فروپاشید. طی چند روز، ده‌ها نفر خودشان را فدا کردند؛ طی چند هفته الجزیره و یمن متهیج شده و به اعتراض پرداختند؛ و امروز با تحرکات خیابان‌های عمان با احتیاط برخورد می‌شود.
جوانان ششم آوریل صفحه دیگری در فیسبوک – این صفحه، صفحه یادبود خالد سعید بود که با خشونت در بازداشت پلیس کشته شد – ایجاد کردند که جرقه آغازین اعتراضات در مصر بود. به لطف اقدامات انجام شده ماه‌های پیش جنبش ششم آوریل و آکادمی دموکراتیک مصر، اپوزیسیون مصر به تشکلی آنلاین گره خورده بود. جنبش در ۲۵ ژانویه وقتی که اعتراضات آغاز شد به طور گسترده‌ای نمایان شد. اما سال‌هایی که صرف آماده سازی شده بود تقریبا بلافاصله نادیده گرفته شد. تنها پس از نیمه شب ۲۸ ژانویه، مبارک – در حرکتی بی‌سابقه- خدمات اینترنت و اس‌ام اس را حدودا برای یک هفته در کل کشور مسدود کرد.
فعالین به سرعت پس از قطع ارتباطات به ارائه راه حل‌های عملی پرداختند. طی چند روز، کاربران مخفیانه اف تی پی clandestine FTP accounts برای فرستادن ویدئو‌ها به شبکه‌های بین المللی خبری ایجاد کردند. هنگامی که اعضای معتبر رسانه‌ها در تلاش برای برقراری ارتباط بودند، معترضان خیابانی با استفاده از تلفن‌های خانگی با حامیانشان تماس می‌گرفتند. حامیانی که کاربرانشان در توی‌تر برای بینندگان بین المللی تشنه اخبار ترجمه کرده و منتشر می‌سازند.
رئوف، به طور مشخص، منبع اطلاعات گرانبهایی برای رسانه‌های بین المللی ایجاد کرد که طی سرکوب اعتراضات توسط طرفداران مبارک در روز دوم و سوم فوریه قادر به فعالیت نبودند. رائوف به سرعت طی مواقع آشفته و پر از هرج و مرج به برقراری ارتباطات اضطراری با معترضان بازداشت شده پرداخته و آن‌ها را به سرعت با کسانی که به بازداشت دولت در می‌آمدند جایگزین می‌کرد. سمیر مشغول ایجاد ارتباط با فعالینی بود که از میدان تحریر سعی می‌کردند گزارشاتی در زمینه حقوق بشر مخابره کرده و عکس‌های فعالین را برای رسانه‌های بین المللی بفرستد.
با تلاش‌های فراوانی که برای مسدود کردن ارتباطات انجام شد، مبارک به طرق مختلف به فعالین آنلاینی همچون رئوف و سمیر دستمزد نهایی را داد. دولت مصر این موضوع را فهمید که ابزار رسانه‌های جدید و روش‌هایی که این رسانه‌ها پیشتاز آن هستند در گسترش امواج اعتراضی که منجر به پایان حاکمیت سه ساله می‌شود تاثیر گذار هستند. اما برای مبارک درک این موضوع همراه با تاسف و بسیار دیر صورت گرفت. جنبشی که این فعالین آغاز کرده بودند به صورت آفلاین و خارج از دنیای مجازی در آمده و به خیابان‌ها کشیده شد و مردمانی را در برگرفت که هیچ وقت صفحه فیس بوکشان را به روز نکرده یا تویتی را در زندگیشان ننوشته بودند. و حالا، شاید برای محدود کردن این شرایط خیلی دیر شده باشد.


کلیدواژه ها ,

نظرات شما

 
  1. [...] (۱) فیسبوک: شبکه امیدبخش - نویسنده: مریم ایشانی؛ ترجمه: لیونا عیسی‌قلیان، امیرحسین اعتمادی [...]

  2. [...] تجربه “مریم ایشانی” را اینجا بخوانید (لینک در صفحه جدید باز می شود). این مطلب را در شبکه های [...]

نظر شما چیست؟