تحلیل

آشفتگی سیاست ایران در بحرین

♦ مهدی خلجی | پنجشنبه, ۱۲م آبان, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

جون ۲۷، ۲۰۱۱
مترجم: لیونا عیسی قلیان
یادداشت مترجم: مهدی خلجی در این مطلب به سیاست ایران در قبال شیعیان بحرین پرداخته است. مسئله بحرین یکی از مسائل بالنسبه مهم سیاست خارجی ایران در منطقه است. ایران به عنوان پایگاه اقلیت شیعه در جهان اسلام و حضور اقلیتهای شیعه در مناطق مختلف خاورمیانه، امکانات و منافعی را برای ایران فراهم می‌کند. امکانات و منافعی که البته بیانگر آنند که نزاعهای فرقه‌ای چقدر در این منطقه از جهان زنده اند و خاور میانه همچنان در قرون وسطای خود به سر می برد. بحرین علاوه بر آنکه اکثریت جمعیتش شیعه هستند تا نیم قرنی پیش بخشی از ایران بوده است و این اهمیتش برای ایران را افزون می‌کند. مقاله کاستیهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی در برابر بحرین را به تصویر می کشد.

مهدی خلجی: ناتوانی ایران در کمک به معترضان بحرینی از نفوذ سیاسی اش میان اعراب شیعه کاسته است.

در روز ۲۳ جون، هشت فعال شیعی بحرینی به حبس ابد – آخرین رشته از تلاشهای دولت برای سرکوب قیام‌های در حال گسترش پوپولیستی – محکوم شدند. در بیانه روز جمعه، منامه از این احکام دفاع کرده، با این ادعا که این فعالین به “توطئه برای سرنگونی خشونت بار دولت بحرین” و “انتقال اطلاعات حساس به یک تشکل تروریستی واقع در یک کشور خارجی” محکوم شده اند. با اینحال حتی با وجود چنین سرکوب شدیدی، ایران شیعی از یاری رساندن به هم مذهبان بحرینی‌اش بی میل یا ناتوان بوده است. در پی این بحران از نفوذ سیاسی ایران بر اعراب شیعی به طور قابل توجهی کاسته شده است، حال آنکه همزمان مشکلات جدی ای در روابط تهران با دولت های عربی به وجود آمده است.
نظر تهران در مورد تحولات دنیای عرب
ایران کاملا از قیام های تونس و مصر خرسند بود؛ در حقیقت، رهبر معظم علی خامنه ای و سایرین، خودشان را بخشی از بیداری اسلامی در منطقه می‌دانستند که از انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران الهام گرفته است. سه دهه پیش از انقلاب مصر، تهران هیچ رابطه ی دیپلماتیکی با قاهره نداشت. رابطه ایران با تونس هم در شرایط خوبی نبوده. تونس تا حدی از این هراس داشت که تهران خواهان استفاده ابزاری از این کشور باشد تا پایگاهی برای شبکه ی ارتباطی با اسلامیون آفریقایی ایجاد کند.
وقتی لرزه ی تغییرات به سوریه رسید، رهبران ایران بلافاصله این اعتراضات را با بحرانی که پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال ۲۰۰۹ اتفاق افتاد مقایسه کردند. رهبران ایران مادامی که ایالات متحده و اسرائیل را به توطئه علیه ی آنچه که دولت مردمی و مشروع می نامندش متهم می‌کردند، منکر ماهیت واقعی این جنبش می شدند.

آشفتگی در مورد بحرین
قبول اعتراضات در بحرین برای تهران سخت تر بود، این موضوع از رویکرد متناقض جمهوری اسلامی نسبت به این کشور ناشی می شد. از یک طرف، ایران مدتها درصدد گسترش رابطه با کشورهای شورای همکاری خلیج از جمله بحرین بود. به طوری که در سال ۲۰۰۷، وقتی پرزیدنت محمود احمدی نژاد اولین رئیس جمهور ایرانی‌ای بود که در اجلاس شورای همکاری خلیج شرکت کرد، پیشنهاد امضای پیمانی امنیتی با رهبران عرب خلیج را مطرح کرد. احمدی نژاد هم چنین ایجاد تشکلی برای بهبود همکاری ها میان ایران و شورای همکاری خلیج را پیشنهاد کرد.
از طرف دیگر، مقامات ایرانی تاثیرگذار اظهارات تحریک‌آمیز گوناگونی را بیان کرده اند که بی اعتمادی شورای همکاری خلیج نسبت به تهران را تشدید کرده است. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۹، علی اکبر ناطق نوری – رئیس دفتر بازرسی رهبر معظم و رئیس سابق مجلس – گفت که بحرین “تا سال ۱۹۷۰ چهاردهمین استان ایران” به شمار می‌رفته است. این اظهار نظر در ۹ جولای ۲۰۰۷، در سرمقاله ی روزنامه ی قدرتمند و دارای نفوذ (و تحت تاثیر خامنه ای) کیهان انعکاس یافت، که ” اسناد غیرقابل انکاری” را شرح داده بود که نشان می‌داد “بحرین تا چهل سال پیش بخشی از قلمرو ایران بوده است”. این مقاله این چنین ادامه می یافت که استقلال این جزیره از ایران مشروع و قانونی نبوده است. در پاسخ به اظهارات [ناطق] نوری، بحرین مذاکرات با ایران در رابطه با گاز طبیعی را به حالت تعویق در آورد و این بیانیات را ” تعدی به حاکمیت این کشور” اعلام کرد.
در این راستا روابط عمیق میان ایرانیان و روحانیون شیعه بحرین عاملِ حائزاهمیت دیگری است. مشخصا شیخ عیسی احمد قاسم، امام جمعه ی مسجد امام صادق در شهر دراز، رابطه ی نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد. وی که رهبر روحانی حزب وفاق بحرین به حساب می آید (همراه با شیخ حسین نجاتی) نماینده ی مذهبی خامنه‌ای است و به جمع آوری مالیات برای رهبر معظم، ترویج قدرت و نفوذ مذهبی خامنه ای، و تشویق مردم به پیروی از وی به نسبت سایر “مراجع تقلید” می‌پردازد. قاسم همچنین نماینده ی مذهبی روحانی عراقی، آیت الله علی سیستانی، نیز هست.
از اوایل دهه ی ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۰۱، وقتی که اکثر رهبران وفاق در تبعید بودند، قاسم در شهر قم به سر می‌برد، و از محمود هاشمی شاهرودی (رئیس سابق قوه ی قضاییه)، کاظم حائری (شاهرودی و حائری پیش از انقلاب ایران در نجف عراق بودند و از شاگردان محمد باقر صدر به شمار می رفتند) و محمد فاضل لنکرانی ( یک آیت الله طرفدار نظام) آموزش مذهبی می دید. خامنه‌ای قاسم را به عنوان “ستاره ای در آسمان شیعی” توصیف کرده و گفته است که به این روحانی “افتخار می کند”. به همین ترتیب، شیخ اسد قصیر – از اعضای دفتر فتوای خامنه ای که مسئول پاسخگویی به سوالات مذهبی پیروان عرب مقام معظم است- اظهار داشته که خامنه‌ای معتقد است شیعیان باید از جایگاه و عقاید سیاسی قاسم پیروی کنند.
در واقع، قاسم تا اندازه ای به خامنه ای نزدیک است که برخی از بحرینی ها معتقدند که دلیل اصلی ای که حزب وفاق انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۶ را تحریم نکرد (با اینکه در سال ۲۰۰۲ انتخابات را تحریم کرده بود) توصیه خامنه ای به وی برای شرکت در فرآیند سیاسی بوده است. کسانی که از رهبری قاسم پیروی نمی کردند جنبش حق برای دموکراسی و آزادی را بنا نهادند. رهبر جنبش حق، حسن مشیمع است که توسط دادگاه نظامی بحرین به حبس ابد محکوم شده است.
بی شک، تمامی روحانیون شیعی بحرینی طرفدار و پیرو خامنه ای نیستند. جزیره بحرین حدود ۳۰۰ روحانی شیعه دارد، و برخی از آنها هم چنان وفادار سیستانی در نجف هستند، در حالی که سایرین پیرو خانواده ی مرحوم آیت الله محمود شیرازی (روحانی ای که به شدت مخالف جمهوری اسلامی بود) هستند. به هر حال اکثر این روحانیون در قم آموزش دیده و فارسی صحبت می‌کنند. و در سال های اخیر، انتشارات بحرینی صدها کتاب مذهبی و ایدئولوژیکی را از فارسی به عربی ترجمه کرده اند.
عدم توانایی در یاری رساندن به شیعیان بحرینی
طی اعتراضات خونین بدوی در بحرین، مخصوصا پس از آنکه کشورهای شورای همکاری خلیج نیروهای نظامی‌شان را برای کمک به سرکوب معترضان به بحرین اعزام کردند، تهران شفاهاً منامه را مورد انتقاد قرار داد. ایران بحرین و عربستان سعودی را به کشتن شیعیان متهم کرده، خواهان پایان تبعیضی شد که حاکمان اقلیت سنی اعمال می‌کردند و از پادشاه بحرین خواست تا عقب نشینی کند. علاوه بر این، دخالت شورای همکاری خلیج را “غیر قابل قبول” خواند و پیش‌بینی کرد که این مداخله بحران سیاسی پادشاهی را پیچیده می‌کند.
علیرغم چنین لفاظی‌های آتشینی، جمهوری اسلامی برای برداشتن قدمی واقعی در راستای بحران ایجاد شده بسیار محتاط بوده است. گروه های مرتبط با دولت ایران دو ناوگان کوچک به بحرین جهت حمایت از مخالفین شیعی تدارک دیدند، اما هر دوی این ناوگان‌ها، آشکارا تحت فرمان تهران، برگرداننده شدند. و در پی عقب‌نشینی مخالفین در بحرین، ایران می توانست دوباره روابط عادی با منامه داشته باشد. در حقیقت، شایعه‌های رایج در تهران بیانگر این است که فرستاده‌ی مخصوص پادشاه بحرین در روز ۲۳ جون به ایران سفر کرده، در حالیکه وزارت خارجه ایران منکر این سفر شده است.
به طور خلاصه، وقتی موضوع به اعتراض شیعیان در بحرین باز می‌گردد، به نظر می رسد منافع ملی جمهوری اسلامی از جاه طلبی ایدئولوژیک‌اش پیشی می‌جوید. تهران تا حدودی توسط اظهارات تند کشورهای شواری همکاری خلیج مورد فشار قرار گرفته بود، که این کشورها فارغ از ملاحظات معمول در خصوص طرحِ چنین اتهاماتی، آشکارا ایران را برای ناآرامی ها مقصر می‌دانستند. به عنوان مثال، وزرای خارجه ی شورای همکاری خلیج در بیانیه‌ای مشترک گفته بودند که آنها “عمیقا نگران ادامه ی مداخلات ایران” در منطقه شان هستند، با این استدلال که “دخالت ایران در امور داخلی بحرین نقض قراردادها و قوانین بین‌المللی در رابطه با پیمان همسایگی خوب است”.
چنین بیاناتی دال بر از هم پاشیدگی حمایت از ایران در سطح منطقه است. به عنوان مثال، بدون شک تهران به رای اخیر عدم اعتماد پارلمان کویت دقت کرده است. جلسه ی رای عدم اعتمادی که نخست وزیر ناصر محمود الاحمد الصباح به سختی توانست بر مسند قدرت باقی بماند. از میان مسائل دیگر، برخی از قانونگذاران الصباح را به گسترش روابط با ایران به نسبت شواری همکاری خلیج متهم کرده اند. تهران احتمالا نگران روابطش با کشورهای خارج از شورای همکاری خلیج – مخصوصا مصر که تهران امیدوار بود پس از برکناری مبارک روابط عادی‌ای با این کشور داشته باشد- نیز هست. و به طور کلی، تهران مایل نیست به عنوان آغازگر مناقشات فرقه‌ای در دنیای عرب، چه در بحرین چه در جایی دیگر، شناخته شود.
با این حال، تا کنون، بحران بحرین هم به روابط جمهوری اسلامی با دولت های عرب آسیب رسانده و هم ناتوانی‌اش در کمک‌رسانی به مخالفین شیعی و حفاظت از آنها در برابر خشونت سنی ها، تصویر تهران را میان شیعیان را به خطر انداخته است. بسیاری از اعراب از ایران توقع دارند که از معترضان هم مذهبشان در منطقه حمایت کند. و گروه های مختلف از روحانیون بحرین برای خامنه ای پیام داده اند که به شیعیان بحرین یاری رساند. این موضوع شامل نامه ای می شود که در روز ۱۶ ماه مارچ توسط “پیروان آیت الله العظمی خامنه ای در بحرین” به امضا رسیده و به طور گسترده در رسانه های ایران منعکس یافته، و از رهبر معظم تقاضا کرده بودند که “کودکان و پیروانش در بحرین را به هر شکل مناسبی” یاری رسانند. در این نامه هم چنین این سوال مطرح شده بود که “ما باید با چه کسی در مورد رنج هایمان صحبت کنیم؟” با این حال هیچ مدرکی وجود ندارد که خامنه ای به این درخواست پاسخ داده باشد.
به طور کلی، بحران بحرین آزمون مهمی برای پروپاگاندای طرفدار شیعی ایران بوده است. سیاست جمهوری اسلامی در قبال جوامع شیعی در منطقه خودش را کاملا پیچیده و به طور روز افزونی مداخله جو نشان داده است. نتیجه این امر افزایش بدگمانی شیعیان نسبت به ایران – نه تنها در بحرین، بلکه در مناطق دیگری همچون جنوب غربی عربستان سعودی- بوده که تا چه میزان این جوامع می توانند بر کمک تهران در راستای مقابله با دولت هایشان اتکا کنند.

مهدی خلجی عضو ارشد موسسه ی واشنگتن است، تمرکز وی بر سیاست ایران و گروه های شیعی در خاورمیانه است.

آشفتگی سیاست ایران در بحرین, ۵٫۰ out of 5 based on 1 rating
کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟