عمل به تکلیف یا نظر به نتیجه؟

نگاهی به تصویر علیای مصری

♦ بهزاد مهرانی | پنجشنبه, ۳م آذر, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 1.3/5 (3 votes cast)

گاه انسان خود را مُکلّف به تکلیف می‌داند.به این معنا که ارزش عمل را منوط به نتیجه‌ای –مثبت یا منفی- که از آن عاید فرد یا جمع در کوتاه‌مدت و یا بلند‌مدت می‌شود نمی‌داند. اگر از عامِل سوال شود که چرا به انجام آن دست زده است پاسخ می شنود که آن عمل را به خاطر سود یا زیانی که بر آن مترتّب است به انجام نرسانده است. انسان مکلِّف بر این باور است که انجام عملی خاص را اگر منوط به فایده و ضرری که بر آن متصور است مورد سنجش قرار دهیم از ارزشمندی ِآن کاسته‌ایم و از معنا تهی ساخته‌ایم. گروهی عشق‌های رمانتیک و یا عارفانه را از این دسته می‌دانند. سعدی دوستی را نیز از این رسته می‌شناسد. دوست آن است که به احسانش نظر ندوخته باشی. دوستی برای خودِ دوستی است که ارزش‌مند است و نه چیز دیگر.

توکز دوست چشمت بر احسان اوست

تو در بند خویشی نه در بند دوست

متون عرفانی ِ ما مملو است از این‌گونه نگاه‌ها.

مولانا در تعریف فُتوّت چنین می‌گوید:

که فتوت دادن بی علّت است

پاک‌بازی خارج هر ملّت است

زان‌که ملّت فضل جوید یا خلاص

پاک‌بازانند قربانان خاص

مولانا فتوت را برتر از ملّت(دین) می‌نشاند زیرا بر این عقیده است که دین و فرد دین‌دار یا به دنبال فضل است و یا خلاص اما پاکبازان هیچ‌گاه در ِ سود و زیان نمی‌زنند.

نی در سود و زیانی می‌زنند

نی خدا را امتحانی می‌کنند

حافظ به شکلی معنادارتر بر این امر صحه می‌گذارد. او”رندی” را مصداق فتوت در منظومه‌ی فکری ِ مولانا می‌داند. “رند” کسی است که پروای فایده ندارد و میانه‌اش با “مصلحت‌بینی” شکراب است و به گونه‌ای طعن‌آمیز می‌گوید که اگر رند را سروکاری با مصلحت بود نباید عاشقی پیشه می‌کرد و باید سراغ کار مُلک و به زبان امروزی سیاست‌ورزی می‌رفت.

رند عالم‌سوز را با مصلحت‌بینی چه کار

کار ملک است آن‌چه تدبیر و تامل بایدش

با این مقدمه شاید بتوان از منظری دیگر به انتشار تصاویر برهنه‌ی علیا ماجده‌المهدی نگاه انداخت. علیا ماجده هدفش را از انتشار این‌عکس‌ها دفاع از آزادی بیان و اعتراض به سانسور و نفوذ بنیادگرایان و حجاب اجباری بیان کرده است. همان‌گونه که می‌گوید از انجام این عمل مرادی داشته است. اگر به این عمل به‌مثابه‌‌ی یک کنش سیاسی-اجتماعی نگاه کنیم که خود نیز به آن اذعان دارد باید بسنجیم که آیا ایشان در راستای این هدف موفق عمل کرده است یا نه؟ نمی‌توانیم بگوییم که ماجده انتشار عکس‌های برهنه‌ی خود را به هدف مقابله با بنیادگرایان منتشر کرده است اما با این‌که نتیجه‌ای عکس به دست آمده است اما پیروزی با او وجریان دموکراسی‌خواهی و سکولاریسم در مصر است. اگر در انجام هر عملی صرفا مکلف به تکلیف بودن شایسته است در یک کنش سیاسی این‌گونه نیست.

برخی با عنوان عمل شجاعانه و جسورانه سعی کرده‌اند از پاسخ به این پرسش که “آیا نتیجه‌ی عمل ماجده به سود بنیادگرایان است یا به ضرر آن‌ها؟” طفره روند. این‌که عمل ماجده شجاعانه بوده است شکی نیست اما در این‌که آیا این عمل شجاعانه به نفع آینده‌ی جریان دموکراسی‌خواهی و سکولاریسم و جنبش زنان در مصر تمام شود تردید بسیار است. در عرصه‌ی سیاست و عمل سیاسی حرکت شجاعانه‌ای که منتج به نتایج زیان‌بار باشد،معقول و مقرون به صرفه نیست. سیاست و کنش سیاسی، اخلاق و روش خود را می طلبد.

در یک کنش سیاسی این “ارزش‌”ها – در اینجا مقابله با بنیادگرایان- نیستند که فقط ما را در دست‌یابی به آن‌ها مدد می‌رسانند بلکه “روش”ها از منظر سودمندی بسیار مهم‌تر هستند.

در توجیه سودمندی ِکار علیا ماجده برخی به خودسوزی محمد البوعزیزی جوان اهل کشور تونس اشاره می‌کنند که منجر به تحولات عظیم موسوم به “بهار عربی” شد و معتقدند امکان دارد این حرکت نیز به گسترش برابری‌خواهی در میان زنان مصر منجر شود و انقلابی دیگر را در پِی داشته باشد. خودسوزی این جوان تونسی و اتفاقات بعدی موسوم به بهار عربی تنها و تنها یک تقارن است و به اصطلاح دکتر مردیها یک “قِران میمون”. تا کنون افراد بسیاری در کشورهای دیکتاتوری و در اعتراض به وضع موجود خود را به آتش کشیده‌اند و از این پس هم چنین خواهند کرد اما هیچ‌کدام منجر به شکل‌گیری این‌چنین تحولات گسترده‌ای نشده است و به احتمال قریب به یقین بعد از این هم چنین نخواهد شد. در سنجش سودمندی ِیک کنش سیاسی نمی‌توان بر ستون تقارن سقفی مستحکم بنا کرد. از این‌رو نمی‌توان برای مقابله با نظام‌های دیکتاتوری، خودسوزی را به عنوان روشی کارآمد تجویز کرد.

عده‌ای دیگر از طرفداران عمل علیا ماجده، مخالفت با این رفتار را در راستای “زن‌هراسی” و “تن‌هراسی” و هراس از اراده‌ی زن و یا پروای شریعت تفسیر و تاویل کرده‌اند که کاملا از حقیقت بی‌بهره نیست اما  این نوشته و سمت‌وسوی آن قرابتی با آن ندارد.

همه‌ی سخن این سطور این است که عمل سیاسی و اجتماعی را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن نتایج و پیامدهای آن تفسیر کرد و به دفاع و یا مخالفت با آن پرداخت. مخالفت با این عمل از منظرهای گوناگونی انجام می‌پذیرد اما موافقت با آن می‌بایست از منظر سودمندی ِعمل به نفع جریان دموکراسی‌خواه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اگر کسی از این فعل سیاسی حمایت می‌کند باید با تکیه بر آمار و شناخت جامعه‌ی مصر به دیگران  بقبولاند که حرکتی رو به جلو صورت پذیرفته است وگرنه با الصاق صفت جسور و شجاع به علیا گرهی از کار فروبسته‌ی جامعه‌ی مصر گشوده نخواهد شد. اگر رندی و فتوت و شجاعت و پاک‌بازی و شیوه‌ی شهرآشوبی را ارزشی هست که هست، کشتی ِ سیاست و کنش سیاسی را ناخدایی مصلحت بین و سنجش‌گر نیاز است. اگر لاابالی‌گری صفت عشق است صفت عقلانیت محاسبه ی سود و زیان است.

لاابالی عشق باشد نی خِرَد

عقل آن جوید کز آن سودی بَرَد

شایسته است کنش‌گر سیاسی-اجتماعی به پیامدهای خواسته‌ی عملش بیاندیشد و حتا به وُسع طاقت بشری در پیامدهای ناخواسته ی آن نیز با تعقل و آینده‌نگری تدقیق نماید.

اگر از بابت انتخاب این سبک مبارزه خطری متوجه علیا ماجده شود و آزادی و کرامت او در خطر افتد بر آزادی‌خواهان جهان و فعالان حقوق بشر وظیفه است که تمام قد به دفاع از او بپردازند اما عمل او را باید از منظر یک کنش سیاسی نگریست و از فواید و مضرات آن سخن گفت. او خود برای عملش هدف و نتیجه‌ای را متصور شده است. ما نیز چون او از این زاویه به سنجش این عمل بپردازیم.

پی نوشت: مقاله «رابطه اخلاق و سیاست» به قلم سعید حجاریان بحث روشنگرانه ای در باب نسبت اخلاق و سیاست دارد.

نگاهی به تصویر علیای مصری, ۱٫۳ out of 5 based on 3 ratings
کلیدواژه ها

نظرات شما

 
  1. احمد says:

    بنظرمن با کنه گرا ای باید بهر وسیله ای که انسان در اختیار دا شته مبرزه کنه

  2. علیرضا says:

    به نظرمن علیا لیدر و رهبر یک جریان نیست:خود او هم چنین نقشی را برای خودقائل نیست.او آنچه را خودفکرمی کرده درست است و از اجبارش به ستوه امده اجرا کرده، پس با لزوم عقلانیت ورزیدن سیاسیون موافقم، اما اگر خوسوزی جوان مصری هم می خواست تابع عقل ورزیدن باشد، نوعی خودکشی است و معلوم هم نبود چنین واکنش و احتمالا بهارعربی را به همراه داشته باشد!

نظر شما چیست؟