بخش چهارم

پیش‌نویس سند مطالعاتی تشکیل کنگره ملی – بخش چهارم

♦ کارگروه پژوهشی کنگره ملی ایران | دوشنبه, ۲۱م آذر, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.2/5 (5 votes cast)

مقدمه
کارگروه پژوهشی کنگره ملی ایران جمعی در حال شکل‌گیری است که همان گونه که از نامش پیدا است فارغ از جهت‌گیری سیاسی خاصی در پی بررسی و شفاف‌سازی راهکار تشکیل کنگره ملی، بازخوانی تجربیات ایران و دیگر کشورها در این زمینه، چرایی شکست نمونه‌های ایرانی گروه‌های چتری اپوزیسیون و نظرسنجی از نخبگان سیاسی به روش‌های معتبر علمی است.
آغاز پژوهش کارگروه به بهانه طرح مباحث مربوط به تشکیل کنگره ملی در فضای سیاسی ایران است و هر چند کارگروه نظر مثبتی نسبت به کلیت این طرح دارد، نتیجه تحقیق خود را در اختیار رسانه‌ها و افکار عمومی قرار می دهد تا از این رهگذر فارغ از موفقیت یا شکست طرح فعلی حاصل پژوهش برای نمونه های مشابه احتمالی در آینده به کار رود.
در این پیش‌نویس که در چهار بخش منتشر می‌شود، نخست مروری گذرا بر آسیب‌ها و موانع احتمالی تشکیل کنگره و راهکارهای پیشنهادی برای حذف این موانع و آسیب‌ها خواهیم داشت و سپس نگاهی به چگونگی تشکیل کنگره و سوالاتی که باید پیرامون تشکیل آن پاسخ داده شود خواهیم انداخت. در بخش دوم به بررسی تجربیات آفریقای جنوبی و لیبی و در بخش سوم به مطالعه تجربه عراق و گینه استوایی می‌پردازیم. در بخش چهارم نیز پس از مرور مختصر تجربه هند، تجربیات مشابه ایران در دوره‌های مختلف را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
در کنار دوستانی که در کارگروه به مشاوره و همفکری پیرامون موضوع پرداخته‌اند، آقایان آرنوش ازرحیمی، امین ریاحی، سیاوش صفوی، رضا قاضی نوری و علی نظری مستقیماً دست اندرکار تهیه آن بوده اند.

هند
کنگره ملی هند
- کنگره ملی هند درسال ۱۸۸۵ به وجود آمده و در ابتدا خواهان تأثیر بیشتر در سیاستگذاری‌های بریتانیایی‌ها در هند بود.
- در ۱۹۲۰ کنگره کمپینی برای مقاومت منفی (passive resistance) به رهبری گاندی بر علیه محدودیت مطبوعات و فعالیت های سیاسی آغاز کرد.
- اگر چه کنگره به همه هندیان اشاره میکرد، بسیاری از مسلمانان که از اکثریت بزرگ هندوها هراسان بودند شروع به کناره گیری از کنگره نمودند.
- کنگره به رویکردهای متفاوت اصلاح اقتصادی هم تقسیم شده بود. محافظه کاران که طرفدار اصلاحات آرام بودند در مقابل چپ گراها که نهرو رهبرشان بود.
- در طول جنگ جهانی دوم کنگره رای بی طرفی داد. وقتی هند مورد حمله ژاپن واقع شد، کنگره از بریتانیا درخواست امتیازات بیشتری برای ایجاد حکومت دموکراتیک جهت تلاش برای همکاری در جنگ نمود. در عوض انگلیس با غیر قانونی اعلام کردن کنگره و دستگیری رهبران آن پاسخ داد.
- در سال ۱۹۴۶ در رای گیری برای مجلس موسسان هند، کنگره رای مسلمانان را از دست داد که به نفع مسلم لیگ به صندوق ریخته شده بود. این در واقع شروعی برای جدایی پاکستان مسلمان از شبه قاره هند بود.
-بعد از تقسیم، نهرو رهبری کنگره را به دست گرفت که اکثریت مجلس را به عهده گرفتند. اما بعد از فوت وی حمایت ها از کنگره کاهش یافت.

کنگره ملی هند تا سال ۱۹۱۷ یک حزب اصلاح طلب خیلی معتدل به حساب می آمد تا اینکه کنگره به دست جناح تندرو افتاد. طی دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ تحت رهبری گاندی، کنگره به تدریج عدم همکاری را به عنوان شیوه اعتراض علیه قانون اساسی در پیش گرفت. در طول جنگ جهانی دوم کنگره اعلام کرد که هند ممکن نیست در جنگ شرکت کند تا زمانی که به استقلال کامل نرسیده است. در ۱۹۴۷ لایحه استقلال هند تصویب و در ۱۹۵۰ اجرا شد. جواهر لعل نهرو رهبری کنگره را بین سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۴ به عهده داشت. بیشترین سیاستمداران هند از سال ۱۹۴۷ تا ۱۹۹۶ از این حزب انتخاب میشدند اما در اواخر قرن بیستم حمایت ها از آنان کاهش یافت.

ایران
رژیم پهلوی: این حکومت مشروطه ی سلطنتی بوده و از سال ۱۳۰۴ و با عزل احمدشاه قاجار ئ تاجکذاری رضاپهلوی دوران خود را آغاز نموده است.اگرچه این حکومت ایدیولوژی خاصی را ترویج نمی کرد اما با کمی تسامح می توان نوستالژی ایران باستان را منادی سیاست های فرهنگی این رژیم دانست.در دوره ی رضاشاه پهلوی به عنوان نخستین پادشاه این سلسله، اسلام و روحانیون اسلامی مورد بی مهری واقع می شدند(خصوصا با ابراز مخالفت) ولی در دوره ی محمدرضا پهلوی این بی مهری کاهش یافت اگرچه از بین نرفت. در دوران هردو پادشاه، قانون مشروطه به عنوان قانون اساسی کشور مورد اعتنا قرار نمی‌گرفت ولی در دوره‌ی تاریخی ۳۲-۱۳۲۰ به دلایل مختلف سیاسی اقتصادی دموکراسی پریشانی بر کشور حاکم بود و پادشاه در کنار دیگر بازیگران سیاسی نقش بازی می کرد.
مخالفان رژیم: بعد از سقوط رضاشاه و به روی کارآمدن محمدرضا پهلوی، منتقدان و مخالفان رژیم نیز مجال مخافت و انتقاد و مبارزه یافتند. این مخالفت ها را می توان به چند دسته تقسیم کرد.اسلامگراها، چپ‌ها و ملی‌گرا از جمله این دستهجات بودند و البته هرکدام از اینها نیز در درون خود به چندین حزب و گروه تقسیم می شدند.اما از آنجا که ما بر اساس سرفصل های تحقیق، مخالفان رژیم را بر اساس رویکرد جبهه ای و تجمیعی و چتری‌شان مورد بررسی و شناسایی قرار می دهیم، پس مبارزاتی را محور تحقیق قرار می دهیم که این رویکرد را اختیار کرده باشند.
الف)جبهه ملی: نام جبههٔ ملی نخستین بار بر گروهی گذاشته شد که همراه دکتر مصدق و برای اعتراض به آزاد نبودن انتخابات دوره ی شانزدهم مجلس شورای ملی در دربار تحصن کردند.
هیات مؤسس جبهه ملی ۱۹ نفر بودند که عبارت‌اند از: محمد مصدق، احمد ملکی (مدیر روزنامه ستاره)،محمدحسن کاویانی،کریم سنجابی، احمد زیرک‌زاده، عباس خلیلی (مدیر روزنامه اقدام)، عمیدی نوری(مدیر روزنامه داد)، سید علی شایگان، شمس‌الدین امیرعلایی، سید محمود نریمان، ارسلان خلعتبری، غروی، ابوالحسن حائری‌زاده، حسین مکی، مظفر بقائی، عبدالقدیر آزاد، محمدرضا جلالی نائینی (مدیر روزنامه کشور)، حسین فاطمی، مشاراعظم..
با پیوستن حزب ایران و سازمان پان ایرانیسم، حزب پان ایرانیست به رهبری پزشکپور و نهضت خداپرستان سوسیالیت، حزب مردم ایران به رهبری حسین راضی و محمد نخشب و حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر و بعدها برخی از هواداران خلیل ملکی، جبهه ملی به صورت مهم‌ترین سازمان سیاسی ملی‌گرای ایران در جریان نهضت ملی شدن نفت در آمد.
البته جبهه ی ملی را نمی‌توان مخالف تمام عیار رژیم پهلوی دانست و باید در نظر داشت که آنان از مخالفان درون سیستمی حکومت و از معتقدان به مشروطه سلطنتی بودند و در واقع بیشتر از آن که تمامیت رژیم را سیبل مبارزاتی خود قرار دهند به برخی از رفتارهای حکومت اعتراض و انتقاد داشتند و از این رو است که می بینیم انان در مبارزات خود رویکرد پارلمانی و سیاست ورزانه دارند.
جبهه ی ملی با کودتای بیست و هشت مرداد ۳۲ و دستگیری فعالین مصدقی و ملی گرا از هم پاشید، گرچه نباید ناگفته گذاشت که برخی از موسسین جبهه قبل از کودتا نیز از همکاری با جبهه دست کشیده بودند و یا به صف مخالفین با جبهه ی ملی پیوسته بودند.
البته بعدها جبهه ی ملی با رویکرد حزبی و نه جبهه ای توسط برخی فعالین ملی گرا در سال ۱۳۳۹ و در دوران نخست وزیری امینی دوباره شروع به کار کرد و این فعالیت بعد ها و با نام های جبهه ی ملی سوم و چهارم نیز پی گرفته شد که به دلیل همان رویکرد حزبی و نه جبهه ای نمی تواند مورد بحث ما قرار بگیرد.
ب)نهضت مقاومت ملی: شب بعد از کودتا حزب مردم ایران جلسه ای تشکیل می دهد و از دکتر محمد مصدق اعلام پشتیبانی می کند. ایده ی اولیه ایجاد تشکلی برای مقابله با کودتا به ذهن محمد نخشب رسید و با مذاکراتی که با آیت الله سیدرضا زنجانی با حضور حسین شاه حسینی و ابراهیم کریم آبادی انجام شد توانستند قدم های نخست را در شرایط خفقان پس از کودتا محکم و استوار بردارند.
هسته اولیه تشکیل دهنده نهضت مقاومت ملی شامل محمد نخشب، حسین شاه حسینی و آیت الله سیدرضا زنجانی و ابراهیم کریم آبادی بودند. پس از موافقت آیت الله سید رضا زنجانی بیش از ۲۰۰ نسخه اعلامیه دست نویس با عنوان “نهضت ادامه دارد” تهیه و شبانه توسط آیت الله سید رضا زنجانی، حسین شاه حسینی و عباس رادنیا در بازار، خیابان شاپور و فرعی های خیابان فرهنگ پخش شد. چند روز بعد آیت الله سیدرضا زنجانی از نمایندگان احزاب سیاسی در خواست نمود تا در جلسه ای در منزل ایشان شرکت نمایند. در آن جلسه برای دعوت از نمایندگان مورد اعتماد احزاب و گروه های ملی و مذهبی، برای عضویت در سازمان جدید، مذاکره و تبادل نظر شد.در این جلسه، محمدنخشب (حزب مردم ایران)، خرگامی (نماینده حزب ایران)، مهندس عظیما (حزب ملت ایران)، حاج حسن قاسمیه، مهندس بازرگان، حسین شاه حسینی، صدر الحفاظی، احمد توانگر و مهندس وفایی حضور داشتند در این جلسه به پیشنهاد دکترشاپور بختیار، نام نهضت مقاومت ملی که برگرفته از مبارزات فرانسه در جنگ دوم جهانی بود بر آن نهاده شد.
پس از چندی به درخواست آیت الله حاج سید رضا زنجانی نظر حقوقی نهضت توسط دکتر عبدالله معظمی تنظیم شده و در منزل آیت الله سیدرضا زنجانی به تصویب اکثریت اعضا می رسد. نهضت مقاومت ملی در روزهای بعد توانست با بررسی و تحلیل رویدادهای پیش و پس از کودتای ۲۵ مرداد و نیز روزهای سرنوشت ساز میان ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و درک علل شکست نیروهای ملی در کودتای انگلیسی- آمریکایی، قدرت و امکانات خود را برای مبارزه به درستی ارزیابی نماید. این سازمان اعتقاد داشت که استراتژی استعمارگران در زمینه اجرای کودتا مبتنی بر اهداف زیر است:
۱٫ اهداف کوتاه مدت براندازی دولت محمد مصدق، بازگردانیدن محمد رضا شاه و دوام سلطنت، تضمین سلطه آمریکا و انگلستان و تصویب قرارداد کنسرسیوم.
۲٫ اهداف دراز مدت سرکوب نهضت ملی ایران و ریشه کن ساختن آن به نحوی که تجربه ایران در هیچ کشور صادرکننده نفت تکرار نشود تا منافع اقتصادی و استراتژیک نفت در آینده مورد مخاطره قرار نگیرد.
تعدادی از فعالان جوان جبهه ملی در سازمان مخفی و نوبنیاد نهضت مقاومت ملی با همگامی اعضای حزب مردم ایران (دکتر نخشب) عضویت داشتند و پس از اندک مدتی حزب ایران و حزب پان ایرانیست‌ بدان پیوستند و نمایندگان احزاب ملی (‌حزب ایران، حزب مردم ایران، حزب ملت ایران و حزب جامعه سوسیالیست ها – گروه خنجی و حجازی) و نمایندگان بازار و دانشگاه تهران اعضای کمیته مرکزی را انتخاب کرده و سپس ساختار تشکیلاتی نهضت را به تصویب رسانید. این نهضت که در برنامه‌های تبلیغاتی خود پیروی از راه مصدق و آرمان‌های او را عامل تعیین کننده اتحاد و همبستگی مردم در جهت ادامه مبارزه علیه رژیم کودتا می‌دانست اهدافش را به شرح زیر اعلام نمود:
• ادامه نهضت ملی و اعاده حیثیت استقلال ایران و برقراری حکومت ملی
• مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی اعم از انگلیس و روس و آمریکا
• مبارزه با حکومتهای دست نشانده خارجی و عمال فساد
ج)شورای انقلاب اسلامی ایران: با اوج‌گیری تظاهرات مردم علیه رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی، اندیشه تاسیس «شورای انقلاب اسلامی» مطرح شد که با سفر مرتضی مطهری به پاریس، این اندیشه، با خمینی در میان گذاشته شد.
اکبر هاشمی رفسنجانی، در این باره چنین نوشته‌است:
آقای مطهری، در مراجعت از سفر پاریس، دستور رهبر عظیم الشأن انقلاب ایران (۱۳۵۷) را مبنی بر تشکیل شورای انقلاب اسلامی، آوردند. امام خمینی، آقایان شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی را به عنوان هسته اولیه شورای انقلاب اسلامی تعیین و اجازه داده بودند که افراد دیگر، با اتفاق نظر این پنج نفر، اضافه شوند و در جلسات ابتدایی، تصمیم بر این شد که حتی الامکان، ترکیب شورا، از اعضای روحانی و غیر روحانی، به نسبت مساوی و نزدیک به هم باشد. ترتیب انتخاب اعضای دیگر و تکمیل آن شورا، چنین بود: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، آقایان سیدمحمود طالقانی، سید علی خامنه‌ای، محمد رضا مهدوی کنی، احمد صدر حاج سید جوادی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس مصطفی کتیرایی، سرلشگرولی الله قرنی، سرتیب علی اصغر مسعودی، به اتفاق آراء، به عضویت انتخاب شدند. پس از پیروزی انقلاب ایران (۱۳۵۷) و تشکیل دولت موقت، آقایان بازرگان، سحابی، کتیرایی، حاج سید جوادی و قرنی، به دولت و ارتش منتقل شدند و به جای آن‌ها، آقایان دکتر حسن حبیبی، مهندس عزت الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده انتخاب گردیدند و در مرحلهٔ بعد، پس از شهادت استاد مطهری، آقایان مهندس میر حسین موسوی، احمد جلالی و دکتر حبیب الله پیمان انتخاب شدند و آقای مسعودی، به کار اجرایی رفت.
از اولین روز ورود خمینی بحث‌های مهمی از قبیل تشکیل دولت، تشکیل مجلس، ایجاد مجلس مؤسسان مجلس خبرگان در این شورا مطرح شد. در اولین گام، شورا، بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت پیشنهاد و خمینی نیز او را منصوب کرد. بعد از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شورای انقلاب و دولت موقت تحت لوای رهبری خمینی و مشروعیت حاصله از حمایت‌های مردمی، زمام امور را به دست گرفتند. دومین اقدام شورا تشکیل “کمیته موقت انقلاب اسلامی” برای دفاع ازانقلاب و مقابله با ضد انقلاب در شهرها بود که حکم انتصاب مهدوی کنی به عنوان سرپرست کمیته مرکزی انقلاب اسلامی صادر شد. مصوبه مهم دیگر شورای انقلاب، تصویب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوم اردیبهشت ۱۳۵۸ بود.
شورای انقلاب، ملی شدن بانک‌ها، سامان بخشیدن به دادگاه‌های انقلاب، برگزاری همه پرسی در رابطه با نظام جمهوری اسلامی، بررسی پیش نویس قانون اساسی و انتشار آن در جراید، تصویب قانون شوراهای محلی، تصویب ملی شدن صنایع بزرگ، تصویب آیین نامه مجلس خبرگان و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی و… را انجام داد.

پیش‌نویس سند مطالعاتی تشکیل کنگره ملی - بخش چهارم, ۴٫۲ out of 5 based on 5 ratings
کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟