در گفتگو با امیرحسین گنج بخش

بمب اتم اسرائیل بر ضد ایران نیست

♦ علیرضا موسوی | چهارشنبه, ۳۰م آذر, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.1/5 (8 votes cast)

امیر حسین گنج‌بخش متولد ۱۳۳۴ است و فارغ‌التحصیل رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت، فوق لیسانس فیزیک پلاسما دانشگاه گرنوبل و فوق لیسانس و دکتری رشته مهندسی پزشکی از دانشگاه پاریس است. او هم اکنون رئیس یکی از بخش‌های انستیتو ملی بهداشت آمریکا است و در زمینه استفاده از لیزر در پزشکی تحقیق می‌کند. دکتر گنج‌بخش تا کنون چندین جایزه پژوهشی از جمله جایزهٔ آینده نگری (VISION AWARD) و شایستگی (MERIT AWARD) را دریافت کرده است. او همچنین عضو دایمی بزرگ‌ترین موسسهٔ مهندسان فوتونیک جهان (SPIE) است.

در دانشگاه امیر حسین گنج‌بخش از هواداران سازمان‌های رادیکال چپ بوده اما پس از انقلاب با آنچه که خود «وقوف به نقش اندیشه‌های ضد آزادی در سازمان‌های ضد امپریالیست چپ» می‌خوانَد به فعالیت حقوق بشری روی آورد و در سال ۱۳۶۱ به عضویت جامعه دفاع از حقوق بشر در پاریس که توسط بیژن حکمت و کریم لاهیجی بنیان گذشته شده بود پیوسته و در کنار آن با جمهوریخواهان ملی ایران  که «برای یک جمهوری بر مبنای دمکراسی لیبرال مبارزه می‌کردند» همکاری کرده است.

دکتر گنج بخش همچنین یکی از بنیان‌گذاران اتحاد جمهوریخواهان و سپس سازمان جمهوری‌خواهان ایران و یکی از مسئولان آن است. او از جمله فعالان سیاسی است که خود را لیبرال دموکرات می‌داند و ایدئولوژی چپ و اسلام سیاسی را به شدت نقد می‌کند.

دکتر امیر حسین گنج‌بخش سال‌ها پیش برنامه‌ی هسته ای جمهوری اسلامی را فاقد توجیه اقتصادی و در راستای اهداف غیرمسالمت آمیز خوانده بود. او در سال ۸۶ در یادداشتی نسبت به همراهی بخشی از اپوزیسیون با برنامه هسته ای و جدی گرفتن تبلیغات جمهوری اسلامی برای نزدیک بودن جنگ هشدار داده و تاکید کرده بود: «سیاست کنونی جمهوری اسلامی و گروه احمدی‌نژاد- خامنـه‌ای برای حفظ قدرت، منطق خود را دارد، اما بخشی از اپوزیسیون سکولار ایرانی بدون آن که هیچ سهمی از این قدرت ببرد، به صرف دشمنی تاریخی با آمریکا و امپریالیسم ظاهرا بر ضد جنگ، در کنار هواداران صدام، طالبان و القاعده، در تظاهرات صلح شرکت می‌کند.»

مجادله اخیر در فضای سیاسی و روشنفکری ایران در مورد کمک گرفتن از قدرتهای خارجی برای مقابله با جمهوری اسلامی ما را بر آن داشت تا به سراغ دکتر گنج بخش برویم و پرسشهایی در رابطه با تعریف استقلال، مسئله هسته ای و تحریمها علیه ایران را از او بپرسیم.

بخش اول گفتگو ما با دکتر گنج بخش را در ادامه می‌خوانید:

 

در مجادلاتی که این اواخر در بین گروه ها و چهره های اپوزیسیون به وجود آمد بحثی مفصل در رابطه با زیر پا گذاشته شدن استقلال ملی در گرفت اما گویا تعریف مشخصی از مفهوم استقلال وجود ندارد که همه این افراد بر سر آن توافق داشته باشند به عنوان اولین سوال می خواستم بپرسم که تعریف شما از استقلال چیست؟

استقلال پروسه تصمیم گیری است و به این نکته بستگی دارد که چه کسانی و چگونه برای سرنوشت یک کشور تصمیم می گیرند. در دنیای مدرن مهمترین مسئله این است که نمایندگان یک ملت به جای ملت تصمیم بگیرند و نه یکسری مستبد به اسم ملت. دولتی که دموکراتیک نیست مستقل از مردم تصمیم می گیرد در حالی که اگر دولت دموکراتیک باشد می تواند ادعا کند به نمایندگی از طرف مردم منافع ملی را تامین می کند و تصمیماتش  از مشروعیت ملی برخوردارست هر چند این تصمیمات می تواند مخالف نظر من باشد. می توان گفت که دولتهایی که با انتخابات آزاد سر کار نیامده اند، حکومتهای استبدادی مثل جمهوری اسلامی مستقل از مردم تصمیم می گیرند چون نمایندگی مردم را ندارند، اینها مستقل از بقیه دنیا نیستند بلکه مستقل از مردمشان هستند.

 با این مقدمه باید وارد بحث درباره مفهوم استقلال در دنیای جهانی شده شویم. استقلال مثل هر مفهوم دیگری در طول تاریخ معنایش عوض شده است. استقلال به ویژه برای کشورهایی که در مدار استعماری بوده اند به این صورت مطرح بود که بتوانند دولت ملی داشته باشند و تصمیمات خودشان را بر اساس منافع ملی بگیرند بتدریج با استقلال مستعمرات، صورت مسئله آرام آرام عوض شد و پرسش استقلال و تصمیم گیری دیگر در سطح یک کشور مطرح نمی شد، بلکه به موقعیتی که هر کشوری در منطقه خود و در جهان دارد، باز می گشت. ما در گذشته دو مفهوم استقلال (independence) و وابستگی (dependence) را در مقابل هم می گذاشتیم، در دنیای جدید این دو مفهوم اهمیت خودشان را از دست داده اند و لغت جدیدی به وجود آمده که به آن می گویند interdependence که هنوز واژه فارسی دقیقی برایش نداریم اما می توانیم آن را به وابستگی متقابل ترجمه کنیم، براین اساس هیچ کشوری در دنیا نیست که در حوزه پیشرفت و تمدن بشری قرار گرفته باشد ولی از وابستگی متقابل مبرا باشد. تمام کشورها از قوی ترین کشورها تا کشورهایی که وضعیت اقتصادی خوبی ندارند در وابستگی متقابل با منطقه شان و جهان قرار دارند.

با فرض دموکراسی در کشورها پرسش استقلال در قرن بیست و یکم دیگر پرسش قرن نوزدهم یا بیستم نیست زیرا پروسه ی تصمیم گیری درباره ی مسائل اقتصادی و یا سیاسی که به منافع ملی باز می گردد بدون در نظر گرفتن وابستگی ها و ارتباطات اقتصادی و سیاسی با  کشورهای دیگر غیر قابل فهم است. مفهوم استقلال که در قرن نوزدهم معنی خودکفایی اقتصادی و مقابله با خارجی داشته است دیگر در قرن بیست و یکم از میان رفته است. استقلال یعنی  تصمیم گیری در باره امور کشور در اختیار نمایندگانی است که از سوی مردم انتخاب شده اند. مثلا فرانسه یک کشور مستقل است به خاطر اینکه رئیس جمهورش منتخب مردم است و حرفی که می زند بر اساس منافع ملی آنها است. ولی بستن قرارداد اقتصادی و یا امنیتی مثل عضویت در اتحادیه اروپا یا ناتو، در وابستگی متقابل معنی پیدا می کند، همین طور برای ترکیه. چون این نکته ثابت شده است که هر کشوری در شبکه جهانی اقتصادی و سیاسی بیشتر وارد شده باشد موقعیت قوی تری را برای مردمشان ایجاد کرده است.

علاوه بر مسئولان جمهوری اسلامی در بین چهره های مخالف حکومت هستند کسانی که بر فرهنگ بومی و استقلال فرهنگی تاکید کنند، نظر شما در رابطه با استقلال فرهنگی چیست؟ آیا می توان با توجه به بحثی که در رابطه با جهانی شدن سیاست و اقتصاد مطرح کردید فرهنگ را هم به صورت جهانی در نظر گرفت؟

من منظور از استقلال فرهنگی را متوجه نمی شوم. مگر اینکه ما بخواهیم یکسری از هنجار ها را قبول نکنیم و  بگوییم ما برخی از مسائل را به عنوان هنجارها غریبه و خارجی نمی خواهیم. این مسئله در سطح فردی کاملا معنی پیدا می کند مثلا شما می گویید به موسیقی راک یا کلاسیک گوش نمی دهم و یا از رقص بدم می آید ولی در حوزه یک کشور استقلال فرهنگی چیزی جز سانسور رد و بدل شدن اطلاعاتِ هنری نخواهد بود زیرا هر کسی حق دارد که هر فرهنگی را که دوست دارد انتخاب کند و آن را تبلیغ کند، این یک حق بشری است.

آقای دکتر، در شورای حکام و آژانس بین المللی  انرژی اتمی کشورهای دارنده بمب اتم دست بالا را دارند آیا این مسئله که کشورهای دارنده بمب اتم دور هم جمع شوند و با نظارت بر فعالیتهای هسته ای دیگر کشورها از دستیابی آنها به بمب اتم جلوگیری کنند غیر منصفانه و منافی استقلال ملی کشور ها نیست؟

مسئله هسته ای را ما نمی توانیم از دیدگاه استقلال بررسی کنیم، مسئله هسته ای را باید از زاویه منافع ملی بررسی کرد یعنی ما باید این تصمیم را بگیریم که داشتن سلاح هسته ای به نفع ما است یا به ضرر ما و موقعیت سیاسی و اقتصادی ایران را در منطقه قوی می کند یا ضعیف تر.

بعد از حمله صدام حسین به ایران یک تحلیل در سپاه پاسداران به وجود آمده بود که برای جلوگیری از حمله به ایران داشتن سلاح هسته ای ایده ی خوبی است. حتما می دانید که سپاه در این رابطه به آقای خمینی نامه نوشته بود. ولی بعدا این مسئله کاملا تغییر شکل پیدا کرد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی به صورتی طرح شد که حتی داشتن تسهیلات هسته ای توسط جمهوری خطری برای منطقه و جهان محسوب شد. حالا اینکه شما اعلام کنید که شورای حکام عادلانه هست یا نیست تاثیری در این واقعیت ندارد، مثل این است که ما اعلام کنیم که سازمان ملل متحد عادلانه هست یا نه، البته که عادلانه نیست زیرا پنج کشور هستند که حق وتو دارند و می توانند اعمال نظر یا زور بکنند ولی ما که نمی خواهیم دنیا را عوض کنیم اگر تصمیم داریم دنیا را عوض کنیم باید کاری کنیم مثل همین کارهایی که خمینی و خامنه ای می خواستند انجام دهند و ام القرای اسلامی در برابر دار الکفر بسازند. ولی اگر شما مسئله را از زاویه منافع ملی در نظر بگیرید باید توجه کنید که داشتن سلاح هسته ای برای ایران چه پیامدهایی دارد.

عده ای بر این باورند که اگر با دید واقع بینانه به سیاست نظر شود باید کشورهای منطقه به سلاح های اتمی مجهز شوند تا موازنه با اسرائیل برقرار شود اما اسرائیل با بمباران زیر ساختهای هسته ای سوریه و عراق اجازه برقرار شدن این موازنه را نمی دهد؛ آیا اگر ایران مجهز به سلاح اتمی شود موازنه در منطقه خاورمیانه برقرار می شود و اسرائیل مجبور می شود با موضع برابر سر میز مذاکره بنشیند و به مرزهای ۱۹۶۷ بازگردد؟

کشورهایی که بمب اتم ساخته اند دشمن شان مشخص بوده است، یعنی اسرائیل برای مقابله با کشورهای عربی بمب اتم ساخته است چون کشورهای عربی تا همین اواخر می خواستند اسرائیل را از روی زمین حذف کنند. پاکستان هم در مقابله با هند بمب اتم ساخت، هند هم در مقابل چین بمب اتم ساخته بود چون بر سر مسئله ی مرزی که با هم داشتند جنگیده بودند. هیچ کشوری در منطقه احساس نمی کند که بمب اتمی پاکستان بر ضد آنها است حداقل من حس نمی کنم بمب اتم پاکستان بر ضد ایران است. اسرائیل هم بمب اتمش بر ضد ایران نبوده و نیست چون اگر شما بخواهید با اسرائیل رقیب باشید باید حداقل در دو زمینه دعوا داشته باشید یا دعوای ارضی بر سر زمین یا دعوای نظامی. ما تاریخاً با اسرائیل هیچ کدام از این مشکلات را نداریم به همین دلیل باید پاسخ دهیم که داشتن بمب اتمی برای چیست؟

برنامه هسته ای ایران فکر بازدارندگی ندارد و فقط عکس‌العمل همه کشورها را بر انگیخته است از جمله عربستان سعودی و اخیرا ترکیه را، در نتیجه به جای تعادل، مسابقه تسلیحاتی را دامن خواهد زد که نخستین بازنده اش ایران خواهد بود. آیا جز این است که ایران بدین ترتیب، علاوه بر آمریکا و اسرائیل دشمنان استراتژیک دیگری برای خود درست می کند؟ اگر ایران دو موشک درست کند آمریکا و اسرائیل و عربستان پانصد موشک را دور ایران می گذارند و ایران را محاصره اتمی می کنند. اگر فردا کشورهای کوچک مثل کویت و بحرین صاحب بمب اتم شوند این کشورها کوچک با ایران مساوی می شوند و این بدترین حالت است زیرا ایران که به خاطر موقعیت استراتژیک، جمعیت و تکنولوژی اش تقریبا از همه کشور ها منطقه موقعیت بهتری دارد از نظر قدرت نظامی با کویت و بحرین برابر می شود.

پس سیاستی که به نفع منافع ملی ایران است درست برعکس آن کاری است که جمهوری اسلامی می کند، ایران باید برای خلع سلاح اتمی در منطقه مبارزه کند و برای اینکه موقعیت استراتژیکش به عنوان پل بین شرق و غرب حفظ شود باید حالتی را به وجود بیاورد که کسی نتواند به بمب اتم دست پیدا کند. همچنین این کار سبب می شود که در منطقه ثبات به وجود آید و ثبات همیشه به نفع اقتصاد بوده است و موجب می شود ایران بزرگترین موقعیت اقتصادی منطقه را به دست آورد در صورتی که جمهوری اسلامی دارد عکس این کار را انجام می دهد.

 اگر ما دو مدل کره جنوبی و کره شمالی را جلوی خودمان بگذاریم که یکی بمب اتم دارد و دیگری که بمب اتم ندارد، می بینیم که آن کشوری که بمب اتم دارد در موقعیت انزوا و زیر فشار بین المللی و گرسنگی به سر می برد و کره جنوبی که بمب اتم ندارد توانسته است جزو بیست کشور ثروتمند دنیا شود. انتخاب ما باید بر اساس منافع ملی و پیشرفت مملکت باشد.

 

 

بمب اتم اسرائیل بر ضد ایران نیست, ۴٫۱ out of 5 based on 8 ratings
کلیدواژه ها

نظرات شما

 
  1. محمد says:

    زمانی که جناب آقای گنج بخش در سمت چپ مجلس آرمیده بودند مشغولیت ذهنی ایشان امر خوب بود امروز نیز که در تفرج گاه راست به سیاحت میپردازند کماکان بر سیاق گذشته می اندیشند . حضرتش این نکته اساسی نمی بیند که امر خوب مربوط به عقلانیتی ابزاری شده است و تنها کسانی نوع دوستی ورزند که رو سوی امر درست در عرصه گیتی دارند و راه درست برگزینند شاید برای استقلال برای ایشان خوب نباشد اما برای مردم ایران و منطقه و حتی مردم غرب امری درست و منطقی است اگر به قول منطق به پیرامون خود بنگریم مفهوم گزاره ها برایمان رنگی دیگر به خود میگیرد !

نظر شما چیست؟