دیدگاه

اشغال وال استریت و انسانیت بی‌نقاب

♦ کوروش منتظر القائم | پنجشنبه, ۸م دی, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 1.5/5 (2 votes cast)

«آنها ما را خیال پرداز می نامند اما خیال پردازان واقعی کسانی هستند که فکر می کنند این سیستم می تواند برای مدت نامعلوم به همین شکل ادامه پیدا کند. ما خیال پرداز نیستیم. ما داریم آنها را از خواب خوش شان که دارد به یک کابوس تبدیل می شود بیدار می کنیم. تصویر آشنای کارتون هایمان را به یاد بیاوریم. یک گربه (در کارتون تام و جری) به سر پرتگاه می رسد اما بی حواس به مسیرش ادامه می دهد. بی خیال این که زیر پایش خالی شده است. اما درست آن زمانی که پایین را نگاه می کند و می بیند چیزی زیر پایش نیست، می افتد. این دقیقا کاریست که ما داریم اینجا انجام می دهیم. ما داریم به سرمایه داران وال استریت می گوییم: آهای! زیر پای تان را نگاه کنید!» (بخشی از سخنان اسلاوی ژیژک در تظاهرات جنبش اشغال وال استریت) .

اسلاوی ژیژیک، با عکس استالین بر فراز بالینش

آیا سرمایه داری به مثابه موجودی در حال انقراض است؟ آیا آنگونه که ژیژک روایت می کند زیر پای سرمایه داری خالی شده اما بازیگران این نظام حواس شان نیست؟ چه آینده ای در انتظار نظام بازار به مثابه وجه اقتصادی دموکراسی های لیبرال است؟ در پاسخ، پرداختن به علم اقتصاد و یادآوری منابع محدود و نیازهای نامحدود؛ مکانیسم قیمت و نظام بازار به عنوان نظام مبادله و تخصیص منابع بی‌مورد به نظر می رسد. چرا که معترضان و مخالفان سرمایه داری عموما نه از دانش اقتصاد بهره ای دارند و نه علاقه ای به پرداختن به این قبیل مباحث. پاسخ آنان به مدافعان سرمایه داری و هوادران دموکراسی لیبرال این است که شما از اعداد و ارقام می گویید و ما از انسان و انسانیت. مدت ها است که اینان خود را مبری از ایدئولوژی ها معرفی کرده و خود را صرفا پشتیبان انسان و ارزش های انسانی می دانند.
از این رو نگاه به آینده سرمایه داری با رویکردی انسان شناسانه بی مورد به نظر نمی رسد و شاید در آغاز مبنایی مشترک با مخالفان سرمایه داری نیز باشد.
آیا انسان در آغاز پیدایش، موجودی شریف و نیک‌نفس بود و سرمایه داری او را به “موشی سکه پرست” بدل ساخت؟ نگاهی به بیش از هشتاد هزار سال زیست بشر در کره خاکی نشان می دهد میل به قدرت، ثروت، مالکیت شخصی، رقابت، برتری طلبی و استیلا بر دیگران ریشه در ماهیت انسان دارد. تجلی این ماهیت غریزی را در دوره های گوناگون حیات بشری شاهد ایم. انسان بر خلاف تصور رایج حتی در دوران خوشه چینی و شکار نیز از این خصلت ها تهی نبوده است. تمام تاریخ عرصه بروز و تجلی امیالی چون میل به قدرت، جاه طلبی، رقابت و برتری جویی بوده است. سرمایه داری هرگز مولد و ایجاد کننده این امیال نبوده است. در نظام سرمایه داری آنچه رخ داد، قاعده مند شدن این قبیل امیال بود.
در نظام بازار تمایل ذاتی انسان به ثروت، جاه طلبی، رقابت و برتری جویی در چارچوب نظمی حقوقی چنان سامان می یابد که از یک سو، وجوه ویرانگر و مخرب این امیال به کمترین میزان خود نسبت به دوران پیشاسرمایه داری می رسد و از سوی دیگر همین امیال و غرایز در بستری نهادمند به بیشینه شدن خیر و رفاه عمومی منتهی می شود.
سرمایه داری هرگز موجب علاقه مفرط بشر به ثروت و انباشت آن نیست. این میل، میلی پیشاسرمایه داری است. همان گونه که دموکراسی ایجاد کننده میل بشر به قدرت نبوده است. برخی منتقدان دموکراسی مواردی چون حزب و انتخابات و تبلیغات انتخاباتی را ایجاد کننده حس قدرت طلبی و قدرت پرستی در انسانها می دانند. حال آنکه میل به قدرت پیش از ایجاد نظام های دموکراتیک نیز در انسان به عریان ترین شکل، وجود داشت. تاریخ بشر، تاریخ نبرد افراد برای کسب قدرت بوده است. در دموکراسی صرفا میل انسان به قدرت به رسمیت شناخته می شود و برای آن قواعدی وضع می شود تا قدرت سیاسی و میل به قدرت از یک شر نامطلوب به خیری لازم بدل شود. در سرمایه‌داری نیز میل ازلی انسان به ثروت و مالکیت شخصی به رسمیت شناخته می شود و قواعدی وضع می شود تا پیگیری نفع شخصی به ایجاد بیشترین منفعت برای بیشترین افراد بدل شود.
در جماهیر شوروی، میل فردی به قدرت مذموم دانسته شد و دموکراسی لیبرال به مثابه مکانیسم معقول قدرت جویی انسان‌ها، نفی گردید. میل فردی به ثروت نیز جنایت محسوب گردید و سرمایه داری به مثابه نظام کسب و انباشت سرمایه از میان رفت. اما نتیجه چه بود؟ نه گرایش افراد به قدرت از بین رفت و نه علاقه افراد به ثروت. بلکه این امیال در وحشیانه‌ترین، بی قاعده ترین و بدوی ترین شکل ممکن در حزب کمونیست و رهبران آن تجلی پیدا کرد.
نفی سرمایه داری و نفی دموکراسی لیبرال به نابودی گرایش اشخاص به قدرت و ثروت منتهی نمی شود، بلکه صرفا قواعد و آداب انسانی قدرت طلبی و ثروت اندوزی را از میان می برد. اینجاست که به فعالان جنبش اشغال وال استریت باید گفت: اعتراض به رویه های نادرست حق مسلم شماست اما نفی سرمایه داری و نفی دموکراسی لیبرال، حرکت به سوی انسانیت نیست بلکه نادیده گرفتن ماهیت انسان است. به ژیژک نیز فقط باید گفت: آهای!

اشغال وال استریت و انسانیت بی‌نقاب, ۱٫۵ out of 5 based on 2 ratings

نظرات شما

 
  1. امیر says:

    اگر صحبت این اشغال کنندگان بری از دانش اقتصادیست، این مقاله ی شما هم چیز در مقابل اون ها نبود!!؛
    این نظامی که الان هست سرمایه داری انحصاریست، مخالف بازار آزاد؛
    این اون چیزی نیست که هایک می خواست؛
    اینجا بازار و دسترسی به اطلاعات و … آزاد نیست؛
    شما با ارجاع به وضعیت بد گذشته، الان رو توجیه می کنید؛
    خود اقتصاد دانان بازار آزاد هم این حرف رو نمی زنن که شما می زنید!! از جمله اون دو برنده ی نوبل اقتصاد؛
    جالبه!!؛
    آهااااااااای!؛

  2. رضا says:

    مقاله خوبی بود. اشاره به تجربه شوروی و ماهیت انسان جالب بود.

  3. جرات اندیشیدن داشته باش says:

    در حد تحلیل یه عقب مونده ذهنی بود.شما نه نظام سرمایه داری رو فهمیدی نه انتقاد اساسی مخالفان سرمایه داری.موندم این همه اعتماد به نفس تو زمینه ای که هیچ اطلاعی ازش نداری از کجا میاد!با چهار تا مقاله خوندن تو روزنامه فکر کردی وال استریت شناس شدی!!!!

نظر شما چیست؟

خبرخوان سردبیر | Google Reader