کنگره ملی در گفتگو با نیما راشدان

اپوزیسیون ایران اعتماد به نفس ندارد

| دوشنبه, ۱۲م دی, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

نیما راشدان تحلیلگر سیاسی، پژوهشگر گذار به دموکراسی در اروپای شرقی، متخصص و مدرس آی تی  و امنیت سایبری است. او از اولین کسانی است که مقاله‌های خود را به زبان فارسی بر روی فضای وب منتشر کرد. راشدان گزیده سخن می‌گوید، به دسته و گروه خاصی وابسته نیست و در طول این سالها منتقد صریح‌اللهجه دگمهای موجود در فضای سیاسی ایران بوده است. متن زیر گفتگوی چراغ آزادی با او درباره امتناع یا امکان کنگره ملی برای ایران است.

چراغ آزادی: اخیرا آقای مجتبی واحدی بحث کنگره ملی را  مطرح کرده اند، این ایده تا به حال به شکل‌های مختلفی مطرح شده و هیچ وقت هم به نتیجه‌ای نرسیده، به نظر شما اساساً این ایده که راه حل ایران این است که اپوزیسیون ایران یک جایی گرد بیایند و با هم به یک توافقی برسند ایده درست و مناسبی است؟

راشدان: ببینید من کم و کیف آن مطالبی که آقای واحدی مطرح کرده است را نمی‌دانم و یک مقدار تردید دارم که در پس زمینه و جوانب مختلف بحثی که ایشان مطرح کرده اند به حد کافی  فکر شده باشد. این ایده که نیروهای منتقد و مخالف حکومت جمهوری اسلامی جایی گرد هم بیایند و به هر حال این فاجعه‌ای را که دارد در این کشور اتفاق می‌افتد و روزبه‌روز هم تبعاتش بیشتر می‌شود را چاره کنند، ایده بسیار مناسبی است. ولی من نمی‌دانم ایده آقای واحدی چقدر می‌تواند به این قضیه کمک کند یا این که اساسا  برای پیاده‌سازی این ایده مشخص، ایشان چه امکاناتی دارند.

چراغ آزادی: یک عده مطرح می کند که شخص آقای واحدی صلاحیت لازم برای طرح این ایده را ندارند. نظر شما درباره این نقد و نظر چیست؟

راشدان: من فکر می کنم ما یک مشکل عمومی در سیاست ایران داریم، این را با یک مثال ساده طرح می‌کنم. من فکر می‌کنم عقلانیت اقتصادی می‌چربد بر گفتارهای زودگذر سیاسی. معنی‌اش این است فرض کنید شما در یک کشور غربی هستید، کاندیدای ریاست جمهوری هستید، می‌روید سراغ سرمایه‌گذاران و کارآفرینان برای اینکه به کمپین و پویش شما برای دستیابی به آن جایگاه سیاسی کمک کنند. آن افراد بر اساس یک سری محاسبات عقلانی، اقتصادی و سیاسی یک کمکی را در اختیار شما قرار می‌دهند، حال شما اگر آن اعتماد لازم را برای اینکه این کمپین و برنامه‌تان عملی می‌شود را نداشته باشید طبعا آن افراد هم به شما اعتماد نخواهند کرد. بسیاری از افرادی که در ایران کار سیاسی می‌کنند حتی خودشان حاضر نیستند برای کار خودشان سرمایه‌گذاری سیاسی کنند چه رسد به دیگران.

آن پانصد بیلیون دلاری که سرمایه در گردش کارآفرینان و سرمایه‌داران ایرانی خارج از کشور است حتی اگر یک درصدشان به هر ایده سیاسی کمک کنند، بسیار راهگشا خواهد بود. ما می‌دانیم که مثلا دوستان اصلاح‌طلب یا دیگرانی که من نمی‌خواهم نام ببرم، اندوخته‌های کافی برای اینکه برای سایت‌های خودشان هزینه کنند را دارند اما این کار را نمی کنند؛ چون به باور من اعتماد به نفس ندارند و خودشان باور ندارند به برنامه سیاسی که دارند جلو می برند، اعتقاد ندارند که این باورشان بتواند در کوتاه‌مدت یا میان‌مدت تغییری در ایران ایجاد کند.

بنابراین من فکر می‌کنم باید عقب برویم و در نیروهای سیاسی و معارض جمهوری اسلامی این اعتماد به نفس را ایجاد کنیم که بروند سراغ کارآفرینان، بروند از طرح‌ها و ایده‌هایشان به نحوی دفاع کند که آن افراد از طرح‌های آنها حمایت کنند حالا آن افراد می‌خواهند دولتهای خارجی باشند، نظام روابط بین‌الملل باشد یا کارآفرینان.

چراغ آزادی: به نظر شما چه دلایل دیگری مانع به ثمر رسیدن ایده گرد هم آمدن اپوزیسیون و تشکیل آلترناتیو بشود؟

راشدان: من نمی‌خواهم خیلی وارد جزئیات بشوم. مثلا در همین شهر پاریس جامعه بین‌الملل آمد یک حجم بسیار بزرگی از حمایت مالی را در اختیار گروههای منتقد جمهوری اسلامی ایران قرار داد. حالا ارقامش بماند برای بعدها، بسیاریشان را شما خودتان می‌شناسید. این پول در این شهر پاریس صرف تنها کاری که نشد مبارزه با جمهوری اسلامی بود. این بخشی از اعتماد جامعه بین‌المللی به نیروهای اپوزیسیون ایران را دچار خدشه می‌کند. زمانی که شما بروید پنج میلیون دلار در اختیار یک جمعی قرار بدهید و از آنها بخواهید کاری کنند  و بعد بروید از تک تک این افراد بپرسید مثلا این یک میلیون دلاری که به شما داده شده است را صرف چه کاری کردید و ایشان تنها جوابی که دارند این باشد که ما برخی افراد میهن‌پرست ایرانی را از ترکیه انتقال داده ایم به جاهای مختلف  دنیا، این اعتماد جامعه جهانی را دچار خدشه می‌کند.

ما  به نظرم اکنون در موقعیت متفاوتی قرار داریم. من می‌توانم به شیوه‌های مختلف و با مستندات کافی برای شما اثبات کنم اگر وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ادامه پیدا کند همگرایی و یکپارچگی کشور ایران، موجودیتی که همه هفت هزار سال گذشته حضور تاریخی داشته است دچار خدشه می‌شود. اگر این نکته توسط گروههای مختلف سیاسی ایران با گرایش‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، ایدئولوؤیک ایرانی فهمیده شود، اینها در کنار هم قرار بگیرند و بخواهند شروعی تازه داشته باشند باید نگاهی به گذشته داشته باشند و به نوعی به افرادی که بخواهند از آنها حمایت کنند این اطمنیان را بدهند که این بار عملکرد آنها متفاوت از قبل خواهد بود.

چراغ آزادی: همین الان ما می‌دانیم که یک سری کارهایی در جریان است و لی به نتیجه‌ای نرسیده است ، چه کار باید کرد که این تلاش‌ها موفق باشد؟

راشدان: من صادقانه بگویم من دلیل این شکست‌ها را می‌فهمم، من  شخصا در هماهنگی برخی از این تلاش‌ها در یوگسلاوی سابق، گرجستان، اوکراین، مولداوی و برخی کشورهای دیگر کمک کرده ام. ما در  آنجا با یک سری حکومت‌های ورشکسته که حتی برای پرداخت حقوق کارمندانشان هم محتاج کمک قدرت‌های خارجی بودند مواجه بودیم. جمهوری اسلامی با این کشورها متفاوت است. ما با حکومتی مواجه ایم که به هر حال یک درآمد عظیم نفتی دارد و می‌تواند تمام این ناکارآمدی‌ها را به نوعی ماستمالی کند و رنگ بزند و بپوشاند. مبلغی که جمهوری اسلامی خرج می‌کند برای مهندسی ایجاد اختلاف  بین مخالفین، مبلغ کمی نیست. همین  الان شما  در فضای سیاسی ایران می‌بینید  که افراد به هم تهمت می‌زنند، توهین می‌کنند، همدیگر را جاسوس اسرائیل می‌دانند و با انواع مختلف تهمت‌های زننده یکدیگر را مورد خطاب قرار می‌دهند؛ بخشی از این تحرکات دارد با درآمدهای هنگفت فروش نفت توسط دستگاه‌های امنیتی مدیریت می‌شود. پس بخشی از این شکست‌ها ناشی از این است که ما با  رقیبی که لااقل از نظر مالی قدرتمند است مواجه ایم، رقیبی که  این اراده را دارد و حاضر است  سرمایه‌های یک ملت را برای دو روز بیشتر ماندن خودش هزینه کند.  ولی من فکر می‌کنم آن چیزی که  جمهوری اسلامی بسیار در آن ناموفق بوده است این است که جمهوری اسلامی بسیار هزینه کرده است تا  بتواند افکار عمومی مردم ایران را علیه ایالات متحده و دنیای غرب بشوراند. این دقیقا نتیجه عکس داده و آن همگرایی و علاقه‌ای که ما در شهرهای ایران، حتی در روستاهای ایران، نسبت به غرب و آمریکا می‌بینیم در تمام خاورمیانه بی‌نظیر است. شما مثلا ایران و پاکستان را مقایسه کنید. پاکستان کشوری است که ایالات متحده در تمام این سال‌ها به او کمک کرده است، هر رخداد طبیعی اتفاق افتاده است ایالات متحده کمک کرده است و هزینه‌های هنگفتی کرده است برای بهبود چهره خودش در پاکستان در حالی که خب در ایران این طور نبوده است  و با این وجود نتیجه عکس داده است. در ایران ما یک جمعیتی را داریم که به شدت همگرا و طرفدار ایالات متحده هستند. این را می شود با دهها روش نشان داد، محصولاتی که مردم ایران مصرف می کنند، نوع لباس پوشیدن، شبکه‌های اجتماعی و … و در پاکستان رویداد دیگری در حال رخ دادن است. من فکر می‌کنم صرف هزینه مالی هم دردی از جمهوری اسلامی دوا نمی‌کند. به نظر من گروههای منتقد جمهوری اسلامی باید به نظرات مردم ایران توجه کنند. مردم ایران حامل یک سری دیدگاه‌هایی هستند. اگر گروه‌های منتقد این نظرات را نادیده بگیرند ما در همین پارادوکسی که تمام سی سال گذشته دچارش بودیم باقی خواهیم ماند. این که یک گروه، گروه دیگر را متهم کند که شما می خواهید سرمایه‌داری را در ایران حاکم کنید و گروه دیگر هم در مقابل آنها را متهم کند که شما بانی این انقلاب و جمهوری اسلامی بودید. من فکر می‌کنم که ما باید یک جا این را متوقف کنیم و به مردم ایران کمک کنیم  یک آینده‌ای سرشار از امید، سرمایه‌گذاری خارجی و ایجاد فرصت‌های شغلی، خصوصا برای زنان ایران که حقوقشان در ایران بسیار بیش از مردان  ضایع می‌شود، را ایجاد کنند.


کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 
  1. reza says:

    با سلام به دوست عزیز آقای راشدان ، مشکل اساسی این است که متاسفانه نخبگان ما نه دموکراسی را درست میفهمند و نه آزادی را میدانند چگونه بایستی زندگی کرد، نه میدانند سیاست چیست و در تمام عمرشان هم حتا یک مسولیت سیاسی به عنوان شغل هم نداشتند اما میتوانند در این موارد کتابها بنویسند. .تازه تقریبا همشان هم مذهب زده و دین خو هم هستند ، خوب شما چگونه انتظار دارید که اینها بتوانند کنگره ملی تشکیل بدهند ، دور یک میز بنشینند و با هم فقط ان هم فقط گفتگو بکنند!؟به هیچ وجه امکان پذیر نیست . امید فقط به جوانانمون هست که ان ها هم متاسفانه در حال حاضر تجربی لازم را ندارند اما در آیند نزدیک شاید، امیدوارم . رضا

نظر شما چیست؟