مصاحبه با محسن سازگارا

حکومت ایران: مافیایی و پراگماتیست

| چهارشنبه, ۲۱م دی, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 3.0/5 (2 votes cast)

چراغ آزادی: با محسن سازگارا در باره ساختار تصمیم‌گیری در حکومت جمهوری اسلامی به گفتگو نشسته ایم. محسن سازگارا معتقد است نظام کنونی مجموعه‌ای از باندهای مختلف مافیایی است که اگر چه همه در نقض حقوق مردم متحد اند اما با یکدیگر اختلافات بی شمار و جدی‌ای دارند و پیوسته با یکدیگر در نزاع اند. محسن سازگارا می‌گوید رژیم به رغم ظاهر ایدئولوژیک اش پراگماتیست است و با  ازدیاد فشارهای اقتصادی به احتمال زیاد بر سر مسئله هسته‌ای کوتاه خواهد آمد.

چراغ آزادی: بابت پذیرفتن دعوت به حضور در این مصاحبه از شما تشکر می کنم. پرسش مهمی که در تحلیل رفتار جمهوری اسلامی برای همه مطرح است این است که چه کسی در جمهوری اسلامی تصمیم می گیرد.

محسن سازگارا: ببینید هم قانون اساسی جمهوری اسلامی، هم پایگاه قدرت حاکمین جمهوری اسلامی و هم پایگاه مشروعیتشان خودش مولد یک نوع تششت و ناهمگونی است. به همین دلیل این پایگاه قدرت همیشه به این نظام تشتت تزریق کرده و حتی آقای خمینی هم که ظاهرا خیلی قدرتمند بود در عمل گاهی پیش می آمد که نمی توانست به تنهایی تصمیم بگیرد. من از دکتر یزدی شنیدم در  همان شب اولی که می‌خواستند یک تعدادی از ژنرال‌های شاه را اعدام بکنند اعضای نهضت آزادی مخالف بودند و طرحشان این بود که سران رژیم شاه را در دادگاه بین‌المللی مثل دادگاه نورنبرگ در حضور خبرنگارها محاکمه بکنند. به هر حال دکتر یزدی می‌گوید که من سراسیمه رفتم پیش آقای خمینی و به ایشان گفتم اینها می‌خواهند این ژنرال‌ها را اعدام کنند، آقای خلخالی آنجا بود و ایشان می‌خواستند این اعدام‌ها را انجام دهند. آقای خمینی هم گفت بله اینها را اعدام  نکنید ولی خلخالی جلوی آقای خمینی ایستاد و گفت شما چی می‌گید، شما یک مجتهد اید من هم یک مجتهد ام، من باید به وظیفه‌ی شرعی و تشخیص شرعی خودم عمل کنم. به هر حال مصالحه‌ی آقای خلحالی و آقای خمینی این بود که مثلا به جای چهارده نفر یا بیست و پنج نفر، چهار نفر را اعدام کردند. مراد من این  است که به دلیل حضور روحانیت  شیعه این نظام از بدو تشکیل‌اش مستعد این بوده که در آن تشتت وجود داشته باشد.

نکته ی دوم این نظام قانون اساسی‌اش است. قانون اساسی‌ای که پر از ابهام، پر از انتقال قدرت و تقسیم کردن قدرت در بین نهادهای مختلف است، درست است که در نهایت از مردم سلب اختیار شده و در واقع مردم در این نظام هیچ کاره اند، اما داخل خود این نظام همه چیز پخش و پلا شده و پر از تشتت است. یعنی  ساختار این نظام که در قانون اساسی آمده به گونه‌ای است که نهادهای مختلف دائماً لای دست و پای همدیگر اند.

اما نکته‌ی سوم این است که این نظام یک دیکتاتوری ناکارآمد است. من زمانی در یک مقاله‌ای نوشتم که نظام از مردم سلب قدرت کرده و به همین دلیل طبق تعریف دموکراسی نیست، طبق تعریف این نظام استبدادی است ولی یک استبداد بی‌عرضه است، یک  دیکتاتوری بی‌عرضه است برای اینکه دیکتاتورش که شخص رهبر است، مجتهد دینی‌اش که شخص رهبری است، در لا به لای یک لابیرنتی از قدرت به موجب آن نکته ای که عرض کردم همواره اسیر و همیشه گیر است. حتی در سالیان اخیر که نظام در واقع تغییر شکل داده، پایگاه قدرتش از روحانیت-بازار مقدار زیادی شیفت کرده به سپاه پاسدران انقلاب اسلامی و یک عده نظامی‌ها. اما حتی این سازمان سپاه هم که طبق تعریف باید یک سازمان نظامی دارای مرکزیت و فرماندهی باشد، و فرماندهی و فرمانبری در آن جاری باشد، این نظام هم فاقد چنین انضباطی هست و در عمل شاید پنجاه تا صد تا فرمانده همرزم وجود دارند که خیلی‌هایشان هم مستقیما به خود آقای خامنه‌ای گزارش می کنند و از او دستور می‌گیرند. و در واقع در خود سپاه هم آقای عزیز جعفری که فرمانده‌ی کل سپاه است، یا قبل از ایشان آقای رحیم صفوی، در عمل  هیچ کاره است. این طور نیست که آقای عزیز جعفری مثل ژنرال پرویز مشرف در پاکستان باشد که یک سازمان منصبط نظامی در دستش باشد و هر چی بگویند گوش دهند. عملا فرمانده‌ی کل سپاه یک آدم هیچ‌کاره‌ای است و ارگان‌های مختلف داخل این نهاد نظامی هستند که به موازات هم هستند و مستقیم با خامنه‌ای  در ارتباط اند، مستقیم با جاهای دیگر ارتباط دارند. به همین دلیل پاسخ سوال شما این است که در این نظام طبق تعریف فردی، به نام ولی فقیه یا رهبر، شاید ۸۰ درصد اختیارات کشور را در اختیار دارد و باید نیرومندترین فرد نظام و مستبد تمام‌عیاری باشد. اما در عمل این مستبد دینی ما مستبدی است  فوق‌العاده بی‌عرضه، فوق‌العاده بی‌لیاقت، من البته به شخص‌اش کاری ندارم، دلیل این بی‌کفایتی ساختاری است که این نظام دارد و آشفتگی‌ای که داخل نظام است بنابراین  با این توصیفات برگردیم به سوال شما که در این نظام چه کسی تصیمیم می‌گیرد البته آقای خامنه‌ای در پیشگاه تاریخ مسئول است. اما در عمل چه اتفاقی می‌افتد؟ در عمل یک آشفته بازاری است از ده‌ها نهاد و ارگان، پیچ در پیچ  قدرتی است که همانطور که کورت والدهایم، که  یک موقع دبیر سازمان ملل بود و زمان گروگانگیری به ایران آمده بود، در خاطرات‌اش نوشته بود که در ایران جنگل قدرت هست که آخرش نمی‌دانی که کی تصمیم می‌گیرد.

چراغ آزادی: اگر بخواهیم مهم‌ترین نیروهایی که در ایران دارند تصمیم می‌گیرند و بر تصمیم‌گیری ها اثر می‌گذارند را فقط لیست کنیم به ترتیب مثلا قدرت‌شان، چه کسانی یا نهادهایی را می‌توانید نام ببرید؟

محسن سازگارا: خوب طبیعتا نفر اول می شود رهبری و آقای خامنه‌ای. من از تعاریف کلی بیرون می‌آیم و سعی می‌کنم صاف حمل به مصداق کنم. این هم که می گویم البته به این معنی نیست که تقدم و تاخر الزاماً وجود داشته باشد یا در این ترتیب لزوماً یکی از دیگری قدرتمندتر باشد ولی کسانی که الان در فرآیندهای تصمیم‌گیری دخالت می‌کنند طبیعتاً آقای خامنه‌ای است، پسرش مجتبی است، حسین طائب و دار و دسته‌ی باند اطلاعاتی- آدم کش مثل حسین شریعتمداری، پورمحمدی و اینها دورش هستند، بعد در واقع گروهی از سپاهیانی هستند که در نیروی قدس سپاه جمع شدند و قاسم سلیمانی در راس شان هست و این روزها در محافل سپاهی یک عده دنبال این هستند که قاسم سلیمانی را رئیس جمهورش بکنند، بعد در واقع بخش‌هایی از سپاه که وارد فعالیت‌های اقتصادی شدند و رستم قاسمی را توانستند بکنند به عنوان وزیر نفت ولی لابلای بسیاری از ارگان‌های اقتصادی نفوذ کردند و در واقع دست‌شان به پول کشور باز است، آنهایی که در قرارگاه خاتم‌النبیا و قرارگاه قرب و دهها ارگان اقتصادی کشور هستند. بعد در واقع می‌آید پاره‌ای از فرماندهان نظامی سپاه مثل همین عزیز جعفری و طبیعتاً نیروهای پنج گانه‌اش هستند. اخیراً قدرت گرفتن بسیج مستضعفین که آقای خامنه‌ای دارد سعی می‌کند ازش یک حزب کمونیست برای خودش درست کند باعث شده آدم‌هایی مثل نقدی، یک عده لات بی‌سرپایی که بسیج می‌رود به آنها پول می‌دهد که مردم را کتک بزنند یک پایه‌ی قدرت شدند، همان که به لباس شخصی‌ها یا پیرهن سفیدها معروف اند، در واقع یک بخشی مثل پیرهن قهوه‌ای‌های حزب نازی در بسیج شکل گرفته و عملا یک بخش‌هایی از قدرت را دارند که یک سرشان به این مداح‌ها و این آدم‌ها وصل می‌شود و در این هیأت‌ها و یک سرش هم داخل سازمان بسیج است که الحمدالله باز مقدار زیادی از پول و مال و منال بین‌شان تقسیم شده، و ادامه این را بگیریم در مراتب پایین‌تر در واقع می‌شود گفت که قدرت آمده تا حدی به دست برادران لاریجانی و اعوان و انصارشان. در مراتب بعدی، اصولگرایان و بخش‌هایی از روحانیت که پشت این‌ها هستند مثل مصباح یزدی و غیره؛ بعد می‌آید دارو‌دسته‌ی احمدی‌نژاد که اینها هم برای خودشان پول و پله‌ای را برای خودشان جمع کردند و الان هم همه از پول‌شان خیلی می‌ترسند و یک امکاناتی را در واقع از دولت بلند کردند، میلیاردها میلیارد تومان، یازده میلیارد دلاری که گم و گور شده را دزدیده اند.  دارودسته‌ای که این‌ها دارند و با امکانات تبلیغی‌ای که برای خودشان درست کردند و در مراتب بعدی هم شاید از همه مفلوک‌تر در این تقسیم قدرت اصولگرایان سنتی هستند، موتلفه‌ای‌ها و امثال دارودسته‌ی آقای بادامچیان و لاجوردی و عسگراولادی و غیره که خیلی اوقات هم آدم می‌بیند در صحنه‌ی سیاسی ایران که اینها چیزی دستشان نیست ولی ژست و قیافه می‌گیرند. در همین ماجرای هفت به اضافه‌ی هشت هم می‌شود دید که چه جوری دندان‌شان را شمردند و برای‌شان تره هم خرد نمی‌کنند.

  نظام الان بیشتر تبدیل شده به عرصه نبرد یک تعداد باندهای مافیایی. یعنی اگر آقای خمینی زور زد که هر چه زودتر یک قانون اساسی‌ای بنویسد و نهادسازی‌ای بکند، نظامی را  پایه‌ریزی  کند که بر روی یک تعدادی نهاد بایستد، الان   باید گفت که  عملا در دوره‌ی آقای خامنه‌ای و به خصوص این شش هفت سال گذشته، همه‌ی این نهادها به هم خورده و همه‌ی نهادهای قبلی‌ای که از رژیم شاه باقی مانده بود، ساختاری که بالاخره از زمان رضا شاه پی‌اش را گذاشته بودند و به  دولت مدرن معروف شده بود مثل حساب خزانه، و سازمان برنامه و غیره هم به هم خورده، در نتیجه کشور بیشتر شبیه عرصه‌ی نبرد یک تعداد باندهای مافیایی قدرت و ثروت شده است. اینها با همدیگر یک جنگ و دعوایی دارند، تصفیه حساب‌هایی هم می‌کنند و اگر لازم شود آدم هم می‌کشند و البته در یک چیز هم مشترک اند همه‌شان در این که جان و مال و ناموس و آبروی مردم را به هیچ بگیرند و با آن بازی بکنند مشترک اند.

چراغ آزادی: پس من اگر بخواهم خلاصه کنم صحبت شما را، این هست که نمی‌شود یک مدل مشخصی برای سیستم سیاسی ایران  تعریف کرد تا  بشود حدس زد که مثلا در آینده اگر در فلان شرایط قرار بگیرد بهمان  واکنش را نشان خواهد داد.

محسن سازگارا: به نظر من شاید نزدیک‌ترین لغتی که بتوان برای سیستم سیاسی فعلی ایران به کار برد همان استبداد دینی است ولی استبداد دینی به فرم سنتی‌اش در آمده و لابلای یک جامعه‌ی مدرن که درآمد نفت هم دارد پیچ وا پیچ شده و نهایتا تبدیل شده به یک ساختار چندگانه‌ای که گفتم. به یک  مافیایی که صبح تا شب هم دارند با هم دعوا می‌کنند.

چراغ آزادی: به عنوان سوال آخر مطرح می‌کنم، شاید مهم‌ترین تصمیمی که در ماه‌های آینده پیش روی نظام باشد بحث هسته‌ای است. می‌خواستم ببینم حدس شما در این باره چیست؟ یعنی آیا فکر می‌کنید با زیاد شدن فشارها جهموری اسلامی کوتاه می‌آید یا اینکه همچنان این برنامه را ادامه خواهد داد؟

محسن سازگارا: ببینید این آقای رابرت گیتس که وزیر دفاع آمریکا بود یکبار در یک مصاحبه گفته بود که ما در نهایت فهمیدیم که این سپاهی‌های ایران و کل نظام ایران خیلی هم پراگماتیست اند. یعنی شعارهای خیلی ایدئولوژیک و ایده‌آلیستی می‌دهند ولی در عمل خیلی هم پراگماتیست اند. این به خصوص منظورش جنگ بود و توصیف می‌کرد هر وقت این‌ها می‌فهمند که جنگ ممکن است جدی شود کوتاه می‌آیند، در عراق به خصوص هر وقت به‌شان سخت می‌گرفتند نرمش نشان می‌دادند. به نظر من این مقدار فشاری که سر پرونده‌ی هسته‌ای به جمهوری اسلامی وارد شده چیزی نبوده که وادارش کند کوتاه بیاید. مسیری که الان دنیا دارد می‌رود چشم اسفندیار این رژیم را نشانه می‌گیرد و آن هم مسئله‌ی نفت است. این از آن مسیرهایی است که من فکر می‌کنم اگر جدی شود و این نظام در فروش نفت به اشکال بخورد آن وقت می‌رود به این سمت که متحد بشوند که یک جوری کوتاه بیایند و عقب‌نشینی بکنند. البته در آن مقطع سعی می‌کنند که حداقل خسارت بدهند و آقای خامنه‌ای جام زهر را بخورد. همین الان هم که داریم صحبت می‌کنیم یک بخشی از گرفتاری‌های داخل این حکومت این هست که بخش‌هایی از سپاه که در این سالیان از بغل دولت احمدی‌نژاد خوب منتفع شدند و پول و پله به هم زدند اینها الان راضی نیستند؛ این تحریم‌ها نشانه‌گیری‌شان کرده و انتقال پول از بانک‌ها، گشایش اعتبار، خرید و فروش، یواش یواش به مشکل خورده و لذا به دولت احمدی‌نژاد فشار می‌آورند که برو با دنیا  بساز و کوتاه بیا. خود احمدی‌نژاد و دار و دسته‌اش هم می‌فهمند که باید کوتاه بیایند و یک جوری با دنیا بسازند. می بینید تا همین جای کار که  هنوز کارد به استخوانِ درآمدها نرسیده این کشمکش‌ها داخل حکومت شروع شده. و در ادامه جدی‌تر هم خواهد شد.

چراغ آزادی: خیلی ممنون از شما بابت پذیرش دعوت ما.

محسن سازگارا: ممنون از شما

حکومت ایران: مافیایی و پراگماتیست, ۳٫۰ out of 5 based on 2 ratings

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟