مصاحبه با بورگان نظامی

خامنه ای کوتاه خواهد آمد

| چهارشنبه, ۵م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.14_1148]
Rating: 4.7/5 (3 votes cast)

در ادامه سلسله گفتگوها درباره ساختار تصمیم گیری در جمهوری اسلامی، با دکتر بورگان نظامی، استادیار اقتصاد دانشگاه رایس در تگزاس گفتگو کرده ایم. بورگان نظامی از معدود افرادی است که به طور منظم سخنان رهبر ایران در تمامی زمینه ها را دنبال می کند. این گفتگو نیز چون گفتگوی پیشین ما با محسن سازگارا اگر چه از ساختار تصمیم گیری درایران می آغازد، اما هدفش دستیابی به پاسخ این پرسش است که چه کسی درباره پرونده هسته ای ایران  تصمیم می گیرد و این تصمیم چه خواهد بود؟ بورگان نظامی پیش از این در آبان ۸۹ درمقاله ای  با عنوان «بحران هسته‌ای و مسئولیت فعالان مدنی و سیاسی ایرانی» (لینک به مطلب) به تحلیل ماجرای هسته ای ایران پرداخته است.

چراغ آزادی: یکی از مباحثی که پیش از صحبت در مورد برنامه هسته ای و نتایج آن باید مورد نظر باشد، این است که چه کسی در ایران تصمیم نهایی را می گیرد. شما چه پاسخی دارید؟

بورگان نظامی: نکته نخست در مورد تصمیم سازی در جمهوری‌اسلامی این است که نباید لزوما به دنبال الگویی مدرن بگردیم. جمهوری اسلامی ماهیتی آشفته دارد و از این ماهیت آشفته سود هم می برد. نمونه اخیر آن حمله به سفارت بریتانیا بود. بر خلاف دیگر کشورها که یک تصمیم کلی گرفته می شود و همه سیستم سعی می کند که به آن سو حرکت کند، نظام اسلامی به صورت یک هیات بزرگ سعی دارد تا به سوی هد‌ف‌های تعیین شده حرکت کند، اما در این حین دچار آشفتگی هایی می‌شود. اتفاقا جمهوری اسلامی همیشه از این رفتار آشفته برای توجیه ماهیت خود سود برده است. در نتیجه من بیشتر به سمت و سوی کلی نظام توجه دارم تا تصمیمات اتخاذی. شاکله جمهوری اسلامی بر اساس سیستم ولایت فقیه شکل‌گرفته و شخص خامنه ای عمود خیمه نظام است. به این معنا که ایشان کل این سیستم را سرپا نگه داشته است و هر کسی که می خواهد در داخل این سیستم باشد باید زیر این خیمه و هر چه نزدیک تر به این عمود شود. در یک چنین سیستم فردمحوری، برای اینکه بتوان تاحدی اعمال کنترل کرد، باید وجه های ایدئولوژیک تقویت گردد. به این عنوان که در تصمیماتی که ولی فقیه به صورت مستقیم دست ندارد، آموزه‌های ایدئولوژیک چراغ راه باشند.

چراغ آزادی: برای روشن کردن قضیه، منظور شما این است که پروسه تصمیم‌سازی در جمهوری اسلامی یک پروسه جمعی است؟

بورگان نظامی: در جمهوری اسلامی بیشتر تصمیمات به رهبری تلقین می شوند. گفتمان هایی در جریان است که هر کدام سعی می کنند تا ایده خود را به رهبری بقبولانند. طبیعتا در بزنگاه های خاص، شخص خامنه ای مشخص می کند که نظرش به نظر چه کسی نزدیک تر است، و این انتخاب بر اساس معیارهای ایدئولوژیک صورت می‌گیرد. خامنه ای سال گذشته در قم در مورد حاکمیت دوگانه صحبت هایی کرد مبنی بر این که علی‌رغم اختلاف نظرهای وی با احمدی نژاد، برخلاف دوران اصلاحات دیگر حاکمیت دوگانه وجود ندارد. خامنه ای همیشه زمانی که به کسی اطمینان ندارد بسیار مراقب است که آیا وی از حدودش تخطی می کند یا نه. اما وقتی ببیند که کسی همان تصویر ایدئولوژیک وی از جهان را دارد، آزادی عمل بیشتری به وی می دهد.

چراغ آزادی:  پس به نظر شما تصمیمات نهایی را آقای خامنه ای می گیرد؟

بورگان نظامی: برای دانستن تصمیم نهایی جمهوری اسلامی کافی است که به خامنه ای نگاه کنیم. اما روند تصمیم سازی و تلقین نظرها به خامنه ای یک پروسه گروهی است. اگر این تصمیم ها همگرا نشد، او به میانه می آید و نظرش را اعلام می کند. در موارد حساس و حیاتی مانند نماز جمعه پس از انتخابات و یا تعطیلی فله ای مطبوعات در سال ۱۳۷۹ خامنه ای مستقیم وارد صحنه شده و اجازه نمی دهد که از اصول اصلی نظام تخطی شود. در مورد خمینی هم به همین شکل بود.

چراغ آزادی: این مدل بیشتر شبیه مدل آقای خمینی است. ولی شرایط آقای خامنه ای کمی متفاوت است. آقای خمینی یک رهبر کاریزماتیک بود، در عین حال در آن دوران سپاه قدرتی نداشت و نیروی سیاسی مستقلی وجود نداشت. چرا با وجود تفاوت این دو، سیستم همچنان تغییر نکرده؟

برای دانستن تصمیم نهایی جمهوری اسلامی کافی است که به خامنه ای نگاه کنیم. اما روند تصمیم سازی و تلقین نظرها به خامنه ای یک پروسه گروهی است. اگر این تصمیم ها همگرا نشد، او به میانه می آید و نظرش را اعلام می کند.

بورگان نظامی: چند مساله را باید از هم تفکیک کرد. این که خامنه ای کاریزمای خمینی را ندارد، روشن تر از روز است. اما این که نیروهای سیاسی قدرتی نداشتند، بیشتر بر می گردد به سالهای پایانی عمر خمینی. در سال های اول پس از انقلاب شرایط بسیار متفاوت بود.

چراغ آزادی: منظور من پس از تثبیت قدرت بود.

بورگان نظامی: در آن دوران نهادهایی بودند که قدرت خود را مستقیما از خمینی می گرفتند مانند سپاه و دیگر نهادهای انقلابی. رابطه مستقیم این نهادها با شخص ولی فقیه که فراتر از حد روابط قانونی هم بودند، همچنان برقرار مانده و به نظر من  تقویت هم شده است. خمینی هیچگاه در جابجایی سران سپاه و ارتش به اندازه خامنه ای دخالت نمی کرد. خامنه ای گاه به شکل بیمارگونه ای درگیر دخالت در جزییات می شود. وقتی در مورد نهادهای قدرتمند صحبت می کنیم، رابطه ساختاری این نهادها با شخص ولی فقیه به شکلی است که آنها تصمیمی جز تصمیم خامنه ای را نمی توانند اعمال کنند. البته باید توجه کنیم که بسیاری از تصمیماتی که از سوی رهبری اتخاذ می شوند، نهادهای دیگر به آنها عمل نمی کنند، اما نه به این دلیل که نهاد خاصی مانع اجرا آن‌هاست، بلکه چون این تصمیمات عملی نیستند.

چراغ آزادی: برای نمونه فرمانده سپاه اعلام کرد که ما جز در بحث دفاع خارجی نیازی به اذن رهبری نداریم. آیا این نشانی از استقلال یا تلاش برای استقلال نیست؟

بورگان نظامی: به نظرم حرف های ایشان بد فهمیده شده است. حرف ایشان این نبود که ما به حرف ولی فقیه گوش نمی دهیم. منظور این بود که این اذن قبلا داده شده است و این بر می گردد به اطمینان آقای خامنه ای به نهاد سپاه و آزادی عمل اعطایی به این نهاد. البته دلیل دیگر این آزادی عمل اعطایی این است که خامنه‌ای نمی‌خواهد مسئولیت هر عملی را بپذیرد. هرچند به لحاظ حقوقی ایشان فرمانده کل قوا است و مسئول هر تیری که در تهران شلیک شود، چه اجازه آن از پیش داده شده باشد و چه به صورت موردی باشد.

چراغ آزادی: برخی معتقدند که در دوران آقای هاشمی و دوره اول آقای خاتمی همه قراردادها با بنیادها بسته می شد و پس از اتکای آقای خامنه ای به سپاه برای سرکوب اصلاحات، قراردادها به سوی سپاه حرکت کرد. این حرکت پس از آغاز دولت دوم احمدی نژاد تشدید هم می شود. این به نظر شما نشانه ای از افزایش سهم سپاه نیست، آیا  ممکن نیست این قدرت اقتصادیش منجر به استقلالش شود؟ بنیاد تنها قدرت مالی داشت، اما سپاه قدرت سازماندهی و نظامی هم دارد.

بورگان نظامی: به باور من طرح کوچک شدن بنیاد با تصمیم شخص خامنه ای عملی شده است. آقای خامنه ای هر کسی را که به هر سمتی  منصوب کرده، این انتصاب برای ده سال بوده‌است  غیر از چند استثنا؛ آقای جنتی در شورای نگهبان و آقای فروزنده در بنیاد مستضعفان. مسئولیت آقای فروزنده از ابتدا کوچک کردن بنیاد بوده است. به باور من این بر می گردد به میزان همسویی ایدئولوژیک این نهاد با جمهوری اسلامی. به نظر من برای ایشان مسلم شده بود که بنیاد مستضعفان کارکردی متناسب با آرمان های نظام ندارد. بنیاد یک نهاد اقتصادی بود با برنامه اقتصادی. ثروت زیادی هم انباشته بود، اما به اهداف ایدئولوژیک آقای خامنه ای توجه کافی نمی کرد. برای نمونه بنیاد بسیاری از مجتمع های تفریحی را اداره می کرد. اداره یک مکان تفریحی برای کسب سود، طرح و عملکرد اقتصادی متفاوتی می‌طلبد با طرح و عملکرد نهادی که به دنبال اهداف ایدئولوژیک است. به همین دلایل آقای خامنه ای به این نتیجه رسید که اکثر بنیادهای اقتصادی، از جمله بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید محل مناسبی برای تعقیب اهداف ایشان نیستند. به همین دلیل ایشان تصمیم گرفت که قدرت اقتصادی دو نهاد دیگر تقویت شود. یکی ستاد اجرایی فرمان امام بود، که الان بزرگ ترین صاحب مستقلات در ایران است، و دیگری سپاه پاسداران.

آقای خامنه ای به این نتیجه رسید که اکثر بنیادهای اقتصادی، از جمله بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید محل مناسبی برای تعقیب اهداف ایشان نیستند. به همین دلیل ایشان تصمیم گرفت که قدرت اقتصادی دو نهاد دیگر تقویت شود.

مقایسه سپاه با یک نهاد منظم نظامی نیز خطا است. سپاه گروه های مختلفی دارد. آقای خامنه ای هم با جابجایی افراد اجازه نمی دهد که آنها قدرتی مستقل از رهبری به دست بیاورند. اما اینکه در نهایت درگیر کردن یک نهاد نظامی در کارهای اقتصادی چه نتیجه ای به بار آورد، برمی گردد به افول قدرت آقای خامنه ای یا مثلا فوت ایشان. اگر یک یا چند گروه از درون سپاه بتوانند هماهنگ عمل کنند، قدرت زیادی خواهند داشت. اما تا به حال چنین چیزی از آنها دیده نشده است. کسانی که قدرت مستقلی داشته اند مانند آقایان محسن رضایی یا صفوی کنار گزارده شده اند. حتی کسانی مانند آقای قالیباف نیز که بنا به قابلیت های فردی در سپاه بالا رفته بود، از سپاه خارج شد تا کسانی که در سپاه هستند قدرتشان تحت نفوذ آقای خامنه‌ای باشد.

چراغ آزادی: به نظر شما با این اوصاف پرونده هسته ایران به کجا می رسد؟

بورگان نظامی: در ماه های آتی درگیری هایی که در ماه های اخیر بوده تشدید خواهد شد، ولی درگیری نظامی نخواهد بود. آقای خامنه ی حساب زیادی روی نیروهای خودش باز کرده، اما در این درگیری ها در خواهد یافت که این توان را ندارد و کوتاه خواهد آمد. اما این کوتاه آمدن، به نظر من، به شکل نوشیدن جام زهر نخواهد بود.

چراغ آزادی: می شود یک مثال بزنید که به چه شکل دیگری می تواند باشد؟

بورگان نظامی: طبیعتا من نمی توانم پیش بینی کنم، چون ابعاد مختلف این بازی ناشناخته است. آقای خامنه ای یک تصور غیرواقعی از توان نیروهای امنیتی اش برای وحشت آفرینی‌ در خارج از مرزهای ایران دارد. اما به باور من توان مقابله به مثل نیروهای غربی و نیز تحریم های اقتصادی آقای خامنه ای را مجبور به کوتاه آمدن خواهد کرد. یک سناریو می تواند عادی سازی روابط با اروپا باشد همراه با حفظ دشمنی با اسراییل و امریکا؛ وضعیتی مشابه آنچه ۱۵ سال پیش رخ داد. اما بی‌شک سناریو‌های دیگری نیز متصور است.

خامنه ای کوتاه خواهد آمد, ۴٫۷ out of 5 based on 3 ratings
  1. حکومت ایران: مافیایی و پراگماتیست
  2. در کنار نظام متجاسر ایران قرار نمی گیریم
  3. بازی در وقت اضافه
  4. نوع شناسی جریان اصلاحی
  5. داستان جنگ و جنگ طلبان خیالی

  • Balatarin
  • Facebook
  • Twitter
  • FriendFeed
  • del.icio.us
  • Google Bookmarks
  • RSS

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟