احسان رمضانیان

جان استورات میل: فیلسوف لیبرال

♦ احسان رمضانیان | یکشنبه, ۹م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.0/5 (1 vote cast)

جان استوارت میل در سال ۱۸۰۶ در خانواده­اى متوسط در لندن به دنیا آمد. پدرش جیمز میل فرزند یک کفاش روستایى در اسکاتلند بود. جان استوارت میل از سه سالگى آموختن زبان لاتین را آغاز کرد. پدرش هیچ گاه او را به مدرسه نفرستاد تا فرزندش را به شیوه خاص خودش بار بیاورد. وقتى جان هشت ساله شد، جرمی بنتام – دوست جیمز میل و فیلسوف شهیر انگلیسی-  خانه شماره یک خیابان کوئین اسکویر پلیس را در اختیار خانواده میل گذاشت. خانه­اى که ورود به آن براى میل مصادف بود با آغاز آموختن زبان لاتین و گشوده شدن دنیایی جدید به روی مردی که قرار بود پایه­گذار اندیشه­های بدیعی در جهان باشد.

 ”فایده گرایى” اساسى ترین اصل در فلسفه جان استوارت میل است. به این دلیل جان استوارت میل و بسیاری دیگر اصل فایده گرایى بنتام را به عنوان اصلى‌ترین اصل فلسفى خویش انتخاب کردند که نظام اخلاقى رایج آن دوران یعنى نظام وظیفه­گرایى کانتى دیگر پاسخگوى مسائل مبتلابه نبود. مفهوم کلی اصل فایده گرایى “جرمى بنتام” را می­توان اینگونه عنوان کرد: “عملی را می­توان درست نامید که در میان تمام اعمال ممکن براى فاعل، احتمال بیشترى دارد که منجر به بیشترین لذت یا شادی خالص یا کمترین درد شود، با بشمار آوردن هر کسى که در معرض تأثیرپذیرى از آن عمل است.” در واقع فایده گرایى به این قصد طراحى شده بود که ذهنیت را از فرآیند تصمیم­گیرى اخلاقى کنار بگذارد.

براى میل دستیابى به عدالت تنها از راه آزادى امکانپذیر است. از این رو بسیاری از اندیشمندان، “میل” را پدر لیبرالیسم نامیده¬اند. میل به دنبال اخلاقى مبتنى بر نگاهى گسترده و خردمندانه به خیر کل بود، بى آنکه لازم باشد فرد فداى توده شود و یا توده فداى فرد.

شما براى انتخاب عمل اخلاقى، کافى است پیامدهاى احتمالى آن را بررسى کنید و عملى را انتخاب کنید که حداکثر شادکامى را براى حداکثر افراد حاصل کند. به این ترتیب مسائل در اخلاق دیگر از ورطه ذهن خارج شده و وارد وادی عینیت می­شوند. ممکن است بخاطر تأکید فراوان میل بر اصل فایده، بسیاری او را دور از مفهوم عدالت بدانند. اما در واقع چنین نیست. با توجه به اصل فایده­گرایی، قرار است بیشترین شادکامى براى “بیشترین افراد” محقق شود. به زعم میل، عدالت، جزء اصلى و به نحوى غیرقابل قیاس، مقدس ترین و الزام­آورترین جزء هر اخلاقى است. در واقع میل از فایده گرایى بنیانی استوار براى عدالت مى سازد. فایده گرایى اما تنها دغدغه میل نیست. او دقیقاً با توجه به تجربیاتى که از دموکراسى هاى موجود در زمان خودش داشته و هراسى که از استبداد اکثریت داشت، نگران مسئله آزادى فردى است. او  قویاً خواهان این است که حوزه آزادى افراد را گسترش دهد. به همین دلیل است که در رساله آزادى به این موضوع مى­پردازد. در واقع رساله آزادى کوششی است براى تبیین نسبت دولت و افراد. میل از این نکته در هراس است که میزان دخالت دولت – حتى دولتى که برخاسته از اکثریتى دموکراتیک است-  در حوزه آزادى افراد به گونه­اى باشد که این حق را تضییع یا محدود کند. از سوی دیگر گروهی بر این عقیده­اند که آزادى فردى براى میل بهترین ابزار براى دستیابى به اصل جمع­گرایانه فایده است: “هر شخصى به همان نسبتى که فردیتش را بیشتر پرورش مى دهد، براى خود ارزشمندتر مى شود و بنابراین مى تواند براى دیگران هم ارزشمندتر شود.” در واقع براى میل دستیابى به عدالت تنها از راه آزادى امکانپذیر است. از این رو  بسیاری از اندیشمندان، “میل” را پدر لیبرالیسم نامیده­اند. میل به دنبال اخلاقى مبتنى بر نگاهى گسترده و خردمندانه به خیر کل بود، بى آنکه لازم باشد فرد فداى توده شود و یا توده فداى فرد. دلمشغولی میل بر برقرارى نظامى مبتنى بر عدالت که در آن آزادی فردی نابود نشود، در “اندیشه هایى در باب اصلاحات پارلمانى” جلوه مى کند. به زعم او مسئولیت امور سیاسى باید برعهده کسانى باشد که به گونه اى خاص تربیت شده اند. در واقع میل معتقد بود مجلس هایى که صرفاً با انتخابات دموکراتیک تشکیل مى شوند، به علت قابلیت هاى فکرى متوسط منتخبان و انتخاب­کنندگان، براى حکومت و قانونگذارى مناسب نیستند. از طرف دیگر آنها نماینده منافع طبقه واحدى خواهند بود و بنابراین قانونگذارى آنها هم طبقاتى خواهد بود. اما به هر حال میل با همه انتقادى که به دموکراسى اکثریت داشت، معتقد بود باید شرایط را به گونه­اى فراهم کرد که نظارت مردم بر حکومت کاملاً فراهم شود. از این رو پیشنهاد کرد این دموکراسى حداکثرى را باید با آگاهى و هوشمندى مدیران متخصص آمیخت تا منافع اقلیت پایمال نشود. اما این کار چگونه باید انجام مى­پذیرفت. او در همان رساله ساز­و­کارى براى انجام این کار پیشنهاد داد. پیشنهاد او وجود کمیسیونى براى قانونگذارى بود که اعضاى آن می­بایست از میان نخبگان فکرى انتخاب شوند. وظیفه این کمیسیون قانونگذارى بود. اما اجراى قانون و پیشنهادهاى کمیسیون باید صرفاً از طریق مجلسى صورت مى­گرفت که به نحوى دموکراتیک تشکیل شده بود تا حق نظارت مردمى در حکومت تأمین شود. البته هنگام رأى­گیرى همگانى نیز باید ترکیب مشابهى طراحى کرد تا حق رأى همگانى به همراه آراى اضافى براى فرهیختگان در آن لحاظ شود. از سوى دیگر میل در این رساله پیشنهاد رأى­گیرى علنى را مطرح کرد تا رأى دهندگان تحت تأثیر فشارهاى اجتماعى حاصل از توجه نخبگان به آراى آنها قرار گیرند و هوشمندانه­تر انتخاب کنند. البته پیشنهاد مهم­تر میل، طرح تعیین تعداد نمایندگان به نسبت جمعیت حوزه هاى انتخاباتى بود تا از طریق آن حقوق اقلیت بهتر تأمین شود. تفکیک میل میان دموکراسى ناب و دموکراسى کاذب نیز حاصل بى­اعتمادى او به نظام هاى دموکراتیکى بود که صرفاً مبتنى بر رأى اکثریت­اند. او به درستى تشخیص داده بود که در چنین نظام هایى حاکمان مى توانند به راحتى و با تکیه به رأى اکثریت دست به اعمال استبداد علیه اقلیتى بزنند که به آنها رأى نداده­اند و این همان چیزى است که تحت عنوان مفهوم “استبداد اکثریت” بارها در آثار میل بدان پرداخته مى شود. چنین اتفاقى است که مى تواند منجر به نقض آزادى­هاى فردى شود و این براى فیلسوف لیبرال یعنى فاجعه. بسیاری معتقدند فلسفه سیاسى جان استوارت میل، یکى از سازگارترین دستگاه ها و نظام­هاى فلسفى است که تاکنون عرضه شده است. فایده­گرایى، درباره آزادى، انقیاد زنان و اندیشه هایى در باب اصلاحات پارلمانى در واقع مجموعه اى منسجم است براى کسانى که هم به آزادى هاى فردى اعتقاد دارند و هم دغدغه تحقق عدالت در جهان را دارند.

 در حوزه اخلاق، “میل” خوشبختی را تنها هدف نهایی انسان مى داند. به نظر میل ما مى توانیم کارهایى را انجام بدهیم که گرایش و میلى به آنها نداریم؛ مثل کارهایى که از روى وظیفه انجام مى دهیم. به همین خاطر مى توانیم بین خواستن چیزى به عنوان جزیى از خوشبختی و خواستن چیزى به عنوان ابزارى براى دست یافتن به خوشبختی تفاوت قائل شویم. فضایل مى توانند جزیى از خوشبختی باشند و به نظر میل در نهایت باید اینگونه باشند. به گمان میل مردم مى توانند از طریق آموزش و تجربه به درک عمیق­ترى از خوشبختی نائل شوند: برخى از صور سعادت از سوى کسانى که آنها را تجربه مى کنند ذاتاً نسبت به بقیه صور ترجیح داده مى شوند و بهتر دانسته مى شوند. دیدگاه فایده­گرایانه او در اخلاق امروز تبدیل به نظریه­اى بسیار فراگیر شده است. فلسفه اجتماعى او تأثیر عمیقى بر گروه هاى مختلفى چون چپ­هاى بریتانیایى گذاشته است و از همه مهمتر نظریات او در اقتصاد سیاسى هنوز هم محل نزاع اندیشمندان است. بیهوده نیست که هایک – فیلسوف و اقتصاددان بزرگ عصر ما – او را در زمره فیلسوفان بزرگى به شمار مى آورد که اگر قرار باشد در فهرست اقتصاددانان بزرگ رد­ه­بندى شوند، حتماً رتبه بالایى به دست مى آورند.

 

جان استورات میل: فیلسوف لیبرال, ۴٫۰ out of 5 based on 1 rating

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟