محسن صنعتی پور

غلط های چاپی تاریخ اصلاح طلبی

♦ محسن صنعتی پور | دوشنبه, ۱۰م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.2/5 (5 votes cast)

«حتی اشرافیت نیز به تباهی دچار گشته بود. در آن جاهایی هم که مجالس ولایتی ساختار کهن خویش را دست نخورده نگه داشته بود … این مجالس با روح زمانه ناسازگار گشته بودند … قدمت این نهادها برای آنها تضمین احترام نمی‌کرد، بلکه برعکس، هر چه که این نهادها کهن تر می‌شدند اعتبارشان را بیشتر از دست میدادند …» آلکسی دوتوکویل-انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن
نظام‌های سیاسی بحران زده سه راه برای حفظ تداوم و موجودیت خویش دارند: سرکوب، فساد،اصلاحات. فساد و اصلاحات گرچه هر دو مشروعیت ساز اند اما از بنیان تفاوت‌های بسیاری با هم دارند. اصلاحات مسیری است برای کسب مشروعیت، تطبیق‌پذیری کارکردی، انعطاف‌پذیری و افزایش گسترده مشارکت سیاسی و در نهایت نوین‌شدگی (رشد + نوسازی سیاسی). بر اساس تعریف حداقلی فوق از اصلاحات، سیاست اصلاح طلبانه سیاستی است مبتنی بر منازعه آشکار و رقابت انتخاباتی آزاد بر سر تصاحب قدرت دولت، تشکیل سازمان‌های سیاسی علنی که نمایندگی نیروهای اجتماعی گوناگون چه حداقلی و چه حداکثری را دارا باشند، سیاستی مبتنی بر اجماع و سازش که برآیند ایجاد روال‌ها و رویه‌های سیاسی است که نمایندگی کننده مصلحت همگانی در قالب نهادهای ملی – همگانی رقابتی است.
پس سیاست اصلاح طلبانه ۳ اصل دارد:
۱- سیاستی است مبتنی بر هر چه دموکراتیک کردن قدرت سیاسی
۲- ایجاد و افزایش قدرت روال‌ها و شیوه‌های عمل سیاسی بر آمده از اجماع و سازش میان نیروهای گوناگون اجتماعی و نهادمند کردن این روال‌ها در برابر تصمیمات مبتنی بر منافع شخصی در چارچوب نهادهای همگانی
۳- استفاده از فضاهای سیاسی و قانونی به عنوان فرصت سیاسی جهت دست یازی به قدرت دولتی
سه امر فوق در واقع به یکدیگر وابسته اند و وجه تمایز میان نیروهای اصلاح‌طلب و فرصت‌طلب در عرصه سیاست یک جامعه هستند.
در وجه اول استفاده از فرصت سیاسی یک تاکتیک برای استراتژی اصلاح طلبانه است. فرصت‌های سیاسی بر حسب شرایط سیاسی یک جامعه به عنوان فرصت مطرح می‌گردند. یک راهکار را نمی‌توان تحت هر شرایطی فرصتی سیاسی قلمداد کرد. زمانی که حضور در نهادهای سیاسی و کسب قدرت دولتی با شرایط تجربه شده هیچ تاثیری در رسیدن به اهداف اصلاح طلبانه ندارد، تلاش برای کسب قدرت سیاسی در بدترین حالت نفوذ فساد در نیروهای سیاسی و در بهترین حالت لگالیسم یا صورتگرایی و فرمالیسم در مبارزات سیاسی است.
فرصت‌های سیاسی گرچه برآمده از اجماع و سازش اند اما باید پرسید اجماع و سازش در راستای سیاست اصلاح‌طلبانه بر اساس چه اصولی به وقوع می پیوندد؟ در واقع اصول ۱ و ۲ ذکر شده در بالا شرایط چگونگی استفاده از فرصت‌های سیاسی را مطرح می‌نماید.
بی‌شک غایت سیاست قدرت است و غایت سیاست اصلاح‌طلبانه شکل گیری قدرت دموکراتیک است و قدرت دموکراتیک قدرتی است که مبتنی بر روال‌های مورد پذیرش همگان و قانونی شده است که جایگزین اعمال تصمیمات فردی و شخصی و لحظه‌ای مبتنی بر منافع فردی می‌شود. سیاست اصلاح‌طلبانه به دنبال افزایش قدرت، کارکردپذیری و مشروعیت نهادهای سیاسی است که این امر تنها با نزدیکتر شدن مصلحت نهادهای همگانی قدرت به مصلحت همگانی امکان پذیر است.
با این وصف هر نوع عمل سیاسی که نتایجی جز این امر به بار آورد در چهارچوب سیاست اصلاح‌طلبانه نمی‌گنجد. درست است که اصلاحات و سیاست اصلاح‌طلبانه در چهارچوب فرصت‌های سیاسی – قانونی عمل می‌نماید اما باید میان فسادطلبی و اصلاح طلبی تمایز قائل شد.
مهمترین تمایز میان فسادطلبی یا فرصت طلبی سیاسی و اصلاح طلبی سیاسی در موضوع توافق با نخبگان سیاسی نهفته است. فسادطلبی سیاسی توافق بر سر هدف‌های خصوصی و کسب کرسی‌های قدرت است که نفس کسب کرسی‌های قدرت توجیه گر خویش هستند.
در چنین حالتی همیشه یک اتفاق می‌افتد: “یک چیز عمومی (یک رای، یا سمت و یا یک تصمیم) برای منفعت خصوصی به فروش می‌رسد”.
اما اصلاح طلبی بر عکس بر توافق میان نخبگان سیاسی (حاکم و خواهان قدرت) بر سر مصلحت و منفعت همگانی استوار است. فسادطلبی و نیروهای سیاسی حامل آن هیچ منفعتی چه کوتاه مدت و چه بلند مدت برای یک نظام سیاسی بحران زده ندارند. اما اصلاح طلبی و نیروهای سیاسی حامل آن پیامدهای موثری همچون حفظ نظام سیاسی و تداوم آن، افزایش کارکردپذیری و تطبیق پذیری آن با درک نیازهای نوین یک جامعه، پیچیدگی بیشتر یک سازمان یا یک نظام سیاسی و جلوگیری از بیگانگی گروهها از اجتماع سیاسی و نظام سیاسی موجود و ایجاد ثبات سیاسی دارند.
گرچه سیاست اصلاح طلبانه سیاستی است مبتنی بر ضد آرمانشهرگرایی و رئالیسم سیاسی اما مبتنی بر بی‌اصولی و بی‌هنجاری سیاسی هم نیست. و در همین چارچوب فرصت سیاسی تنها زمانی معنا می یابد که بتوان از آن در جهت این اصول بهره برد. در غیراین‌صورت فسادطلبی و فرصت طلبی سیاسی است که نیروهای سیاسی حامل آن نمی توانند خود را اصلاح طلب بنامند ونه نیروهای اجتماعی به آنان چنین لقبی می‌دهند. در واقع فرصت طلبان و فسادطلبان سیاسی مصداق بارز این سخن بوخارین هستند: “در تاریخ غلط‌های چاپی ناراحت کننده ای وجود دارد، اما حقیقت پیروز خواهد شد”.

غلط های چاپی تاریخ اصلاح طلبی, ۴٫۲ out of 5 based on 5 ratings
کلیدواژه ها

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟