دیدگاه

بهار عربی و آینده آزادی

♦ دیوید جی کریمر و آرچ پادینگتون | دوشنبه, ۱۷م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

ترجمه: سیاوش صفوی
با فرارسیدن اولین سالگرد اتفاقاتی که در نهایت به بهار عربی منجر شد، جا دارد که عواقب درازمدت این شورش‌ها را بر آزادی در منطقه و فراتر از آن بررسی بیشتری بکنیم. “آزادی در دنیا” گزارشی از میزان آزادی جهانی است که توسط خانه آزادی به صورت سالانه منتشر می‌شود. این گزارش به جای افزایش آزادی جهانی در ۲۰۱۱، روند نزولی آن را نشان می‌دهد؛ اما ما بر این عقیده‌ایم که پیام فراگیر این سال حاکی از امید است و نه عقب‌گرد. حداقل می‌توان گفت که اتفاقات خاورمیانه جدی‌ترین چالش حکومت‌های استبدادی از زمان سقوط کمونیسمِ شوروی بود. با اینکه چالش‌های امروزی بسیار پیچیده‌تر از سال ۱۹۸۹ هستند، ریشه بنیادینِ آن – که همان مردم اسیری بوده‌اند که پس از دهه‌ها سرکوب در جستجوی آزادی هستند – تغییری نکرده است.
در منطقه‌ای که خود را مصون از تغییرات دموکراتیک نشان می‌داد، ائتلاف‌های اصلاح‌طلبان و شهروندان عادی موفق به برکنار کردن سه دیکتاتور عمیقاً ریشه‌دار شد: حسنی مبارک در مصر، زین‌العابدین بن علی در تونس و معمر قذافی در لیبی.
تونس در دنیای عرب بزرگترین قدم‌ها را به سمت دموکراسی برداشته است. اگرچه هنوز موانع بسیاری بر سر راه قرار دارد، اما تا اینجا تونس توانسته انتخاباتی صادقانه برگزار کند، آزادی مطبوعات را گسترش دهد، و در کل مکانیسم‌های قانونی و عمل‌گرایی را به جای انتقام‌گیری‌های فراقانونی در برخورد با نخبگان رژیم سابق در پیش بگیرد.
مصر نیز به دستاوردهایی رسیده‌است. آنها انتخاباتی پارلمانی و تاحدی منصفانه برگزار کردند که با فرآیندهای مضحک دوران مبارک فاصله بسیاری داشت. مهم‌تر از آن، مصری‌ها اکنون خود را برای اعتراض و حتی تظاهرات آزادتر حس می‌کنند، البته با وجود ریسک‌های فراوان. اما سرکوب جامعه مدنی توسط شورای نظامی حاکم، دستاوردهایی که پس از سقوط مبارک کسب شده را تهدید می‌کند.
مسلماً بزرگترین نتیجه بهار عربی، وحشتی است که در میان دیکتاتورها پخش شده‌است. روبه‌رو شدن با این واقعیت که مردم سرکوب شده در نهایت برعلیه بی‌عدالتی قیام خواهند کرد باعث شده است تا متاسفانه بسیاری از دیکتاتورها به جای اصلاحات، دست به سرکوب شدیدتر بزنند. تنها در خاورمیانه، واکنش‌ها به نیروهای تغییر، در بیش از شش کشور، منجر به خفقان شدیدتر شده‌است که بدترین آنها قتل عام مردم سوریه توسط بشار اسد بوده است.
علی‌رغم این پاسخ‌ها، جریانات کماکان در حال حرکت به سمت آزادی هستند و مخالفان دموکراسی در سراسر دنیا بطور فزاینده‌ای در موضع دفاعی قرار گرفته‌اند. اعلام برنامه ولادیمیر پوتین برای بازگشت به ریاست جمهوری با اعتراضات بسیار شدیدی روبرو شد و انتخابات پارلمانی که قرار بود کاملا کنترل شده باشد با تظاهرات بی‌سابقه‌ای علیه فساد و تقلب انتخاباتی همراه شد. افزایش شدید سانسور و بازداشت مخالفان در چین نیز به همین ترتیب ضعف شدید رژیمی را آشکار کرد که خود را به صورت یک قدرت اقتصادی خود-متکی نشان می‌دهد.
اینها نشان‌دهنده تغییراتی نسبت به یک سال پیش است؛ یک سال پیش چین کمیته نوبل را برای دادن جایزه به لیو ژیاباو، مخالف زندانی چینی مورد نکوهش قرار می‌داد؛ روسیه دومین دادگاه نمایشی میخائیل خودوروکوفسکی را برگزار می‌کرد؛ و در مصر انتخابات فرمایشی پارلمان درحال انجام بود.
برپا ساختن دموکراسی‌های عربی با درنظر گرفتن میراث فلاکت و خونریزی که دیکتاتورهای عرب برجای گذاشته‌اند، امر ساده‌ای نخواهد بود، و حتی ممکن است چالشی بزرگ‌تر از عواقب سقوط دیوار برلین باشد. اما اهمیت آن به همان اندازه سال ۱۹۸۹ است.
ایالات متحده در هدایت کشورهای اروپای شرقی به دموکراسی نقشی اساسی بازی کرده بود. اما درباره اینکه آمریکا بتواند همان نقش را در شرایط کنونی خود نیز بازی کند تردید زیادی وجود دارد. رهبران آمریکا پیام‌های متضادی فرستاده‌اند. این نظر که زمان شانه خالی کردن آمریکا از تعهدات جهانی‌اش و “بازگشت به خانه” رسیده است به صورت فزاینده از سوی تحلیلگران سیاست خارجی مطرح شده است. سیاست انزواطلبی “ران پال” در طول کارزار ریاست جمهوری پیروان فراوانی پیدا کرده است؛ و چهره‌هایی از هر دو حزب به انتقاد از مشارکت آمریکا در ناتو برای کمک به پیروزی نیروهای شورشی در لیبی پرداخته‌اند.
از جهت مثبت، دولت اوباما به مرور از موضع ناموافق اولیه خود دربرابر “دموکراسی به‌عنوان یک امر سیاسی” به جایگاهی رسیده است که به صورت مقطعی، با کلام و گاه با نیرویش از تلاش‌های آزادی‌خواهانه حمایت می‌کند. خود پرزیدنت اوباما بارها اظهاراتی درباره تعهد آمریکا به تغییر دموکراتیک بیان کرده است. اما درحالی‌که جورج بوش پدر‌، یک رئالیست جدی، قدرت کاخ سفید را برای یک دیپلماسی تاریخی که گذار از کمونیسم را در اروپا ممکن ساخت به کار برد، اوباما به شخصه چندان خود را به تحولات حیاتی بهار عربی علاقه‌مند نشان نمی‌دهد و در جهان این سؤال را پیش می‌آورد که آیا دموکراسی در این منطقه جزو اولویت‌های آمریکا هست یا خیر.
بهار عربی به ما یادآوری کرد که مردم به دنبال آزادی هستند، حتی در جوامعی که چنین آرمان‌هایی بی‌فایده و دروغین قلمداد می‌شوند. وقایع متحول‌کننده پیشین که به دموکراسی شتاب بیشتری بخشید، همگی به دلیل هدایت و حمایت آمریکا به پیروزی رسیدند. این تصور که اوضاع خودبه‌خود روبه‌راه خواهد شد در شرایطی که جهان عرب در تقلا برای غلبه بر دیکتاتوری و بنیان نهادن نهادهای آزاد است،اشتباهی فاجعه بار خواهد بود. چنین سیاستی بطور جدی به منافع ملی آمریکا صدمه خواهد زد و مردم عرب را محکوم به سپری کردن سال‌های طولانی در زیر یوغ حکومت‌های دیکتاتوری خواهد نمود.

توضیح: دیوید جی کریمر و آرچ پادینگتون رئیس و نایب رئیس خانه آزادی هستند.


کلیدواژه ها ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟