مجید محمدی

آزادی مذهب و سکولاریسم

♦ مجید محمدی | چهارشنبه, ۱۹م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

عنوان کامل: «توازن دشوار میان آزادی مذهب و سکولاریسم»

در ژانویه ۲۰۱۲ دو موضوع یکی در کشور آذربایجان و دیگری در ایالات متحده دشواری توازن میان آزادی دینی و جدایی دین از دولت را به نمایش گذاشتند. موضوع مطرح در آذربایجان، ممنوعیت خواندن نماز در ساعات اداری و موضوع مطرح برای دیوان عالی کشور در امریکا، ضوابط استخدام افراد در نهادهای مذهبی بود. موضوع در آذربایجان این است که آیا دولت حق دارد جلوی نماز خواندن کارکنان را در ساعات اداری بگیرد. در ایالات متحده نیز مسئله این است که آیا نهادهای مذهبی در یک جامعه‌ی سکولار می توانند بر اساس مذهب علیه متقاضیان مشاغل در این نهادها اِعمال تبعیض کنند یا خیر.

هر سال در ایام عاشورا در ایران این بحث به عرصه‌ی عمومی می آید که آیا قمه زنی مجاز است یا خیر. آیا ممنوع کردن قمه زنی محدود کردن آزادی‌های مذهبی گروهی از دینداران نیست؟ در یک ایران سکولار با این موضوع چگونه برخورد خواهد شد؟ آیا با جدایی نهادهای دینی از دولت-چنان که برخی روحانیون سکولار باور دارند- قمه زنی آزاد خواهد شد؟ در کنار سه موضوع ذکر شده می توان به بحث کهنه‌ی ذکر نام خداوند در نمادها، فضاها و متون دولتی در برخی جوامع سکولار نیز اشاره کرد.

نماز در ساعت کار
دولت آذربایجان نماز خواندن در ساعات اداری را برخلاف روال و مقررات اداری در سازمان‌های عمومی می داند و به کارکنان اجازه‌ی چنین کاری را نمی دهد. اما برخی از مسلمانان می خواهند هر وقت که خواستند نماز خود را در محیط کار بخوانند. در مقابل، کارکنان بخش عمومی و دولتی در جمهوری اسلامی می توانند کار مردم را تعطیل کرده و برای نماز خواندن بروند. اگر در نماز جماعت شرکت کنند با توجه به گفتگوی جمعی و گوش دادن به مواعظ روحانی اداره، زمان بیشتری از کار خود فارغ می شوند.

مخالفان نماز در ساعت کار بر این باورند که ساعات عادی کار به گونه ای نیستند که فرد را کلا از ادای نماز باز دارد و باورمندان می توانند بعد از ساعت کار نمازشان را در خانه بخوانند. در عین حال نماز خواندن در ساعات کار نوعی دزدی از خدمتی است که فرد برای آن دستمزد دریافت می کند.علاوه بر آن، جدایی نهادهای دینی از نهادهای دولتی اقتضا دارد که در نهادهای عمومی و دولتی، کارکنان وظایف عرفی و شغلی خود را به جای آورند تا وظایف دینی خود را.

موافقان استدلال می کنند که ممکن است فرد دیندار مقید به نماز سر وقت باشد و حکومت نباید وی را از به جای آوردن آن در ابتدای وقت باز دارد. این زمان نیز می تواند جای زمان نهار یا تنفس وی حساب شود، به شرط آن که زمان عبادت بیش از زمان تنفس بقیه نباشد. در ضمن عبادت انفرادی یا جمعی گروهی از افراد در یک فضای عمومی در صورت عدم تاثیر بر سیاست‌ها و تصمیم گیری‌ها جدایی نهاد‌های دینی از نهادهای دولتی را مخدوش نمی سازد.

تبعیض در نهادهای دینی
دیوان ایالات متحده در حکمی که در دو دهه ی اخیر در حوزه‌ی احکام این دیوان در مورد دین کم نظیر به نظر می رسد استخدام رهبران مذهبی را در نهادهای دینی از قانون کلی ضد تبعیض در اشتغال مستثنی می کند. بدین ترتیب، اگر مثلا یک گروه مذهبی یا مدرسه‌ی دینی در انتخاب یک آموزشگر، واعظ یا مبلغ دینی، افراد را بر اساس باور به دین مورد نظر خود انتخاب و دیگران را رد کند کاری خلاف قانون انجام نداده است. البته اگر یک مدرسه‌ی مذهبی بخواهد به عنوان مثال معلم ریاضی استخدام کند نمی تواند بر اساس باور مذهبی به گزینش ایدئولوژیک یکی از آنها بپردازد. هدف اصلی حکم دیوان عالی ممانعت دولت از مداخله در حیطه‌ی امور داخلی نهادهای دینی در حوزه‌های مستقیما مرتبط با امور دینی است.

کسانی که با این حکم دیوان عالی مخالف‌اند استدلال می کنند که نهادهای دینی به علت استفاده از معافیت مالیاتی و برخورداری از برخی امکانات دولتی و عمومی باید همانند دیگر نهادها در چارچوب قوانین دولت عمل کنند. برخی نیز بر این باورند که حتی اگر نهادهای دینی همانند همه‌ی نهادهای تجاری مالیاتشان را نیز پرداخت می کردند و از امکانات عمومی و دولتی برخوردار نمی شدند باز حق نداشتند در استخدام نیرو اعمال تبعیض کنند. کسی که می خواهد الهیات مسیحی درس بدهد می تواند فردی بودایی یا مسلمان باشد و این کار را نیز به درستی انجام دهد؛ ضرورتی ندارد که وی فردی باورمند به الهیات مسیحی باشد.

قمه زنی
در صورت وجود یک دیوان عالی کشور مستقل یا یک شورای قانون اساسی در ایران، مسئله ی قمه زنی به جای آن که با یک دستور رهبر کشور منع شود به این شورا رفته و مباحث بسیاری پیرامون آن شکل می گرفت و بدین ترتیب حوزه‌ی عمومی از ابعاد این موضوع بیشتر مطلع شده و تصمیم گیران تصمیم عاقلانه تری می گرفتند. بسیاری از مراجع شیعه، قمه زنی را بدون اشکال می بینند در حالی که در برابر این دیدگاه افرادی از میان خود دینداران این عمل را آسیب رسانی به بدن و ترویج خشونت، و وهن اسلام و شیعه در منظر خارجیان تلقی کرده و آن را مجاز نمی دانند. دولت در این میان چون مسئول حفاظت از بهداشت و سلامت شهروندان است وظیفه‌ای خاص بر عهده دارد.

اگر در این بحث، قضات مستقل دیوان عالی یا اعضای شورای قانون اساسی (در یک ایرانِ رها شده از استبداد دینی) می خواستند صرفا بر اساس آزادی‌های مذهبی حکم دهند احتمالا قمه زنی در محل‌های بسته (که نسبت به فضای عمومی کمتر ترویج خشونت می کند) را مجاز معرفی می کردند. اما اگر بر اساس اقتضائات سعادت و سلامت شهروندان در یک جامعه‌ی سکولار حکم می دادند احتمالا قمه زنی را ممنوع می کردند.

خدا در سوگند ملی و اسکناس
موضوع سوگند خوردن در مدارس ایالات متحده‌ی امریکا همواره چالش برانگیز بوده است: آیا می توان همه‌ی دانش آموزان را مجبور کرد به متنی سوگند بخورند که در آن از خدا یاد شده است (“یک ملت، ذیل خداوند”)؟ پدران و مادرانی که نمی خواهند فرزندان آنها با ایده‌ی خدا بزرگ شوند در این میان چه می توانند بکنند، اگر نخواهیم آزادی‌های آنان در نوع تربیت فرزندانشان را (مثل جمهوری اسلامی) به سطل زباله بیندازیم؟ این موضوع بارها به دادگاه‌ها کشانده شده و از آنجا تا حد دیوان عالی کشور در امریکا نیز بالا رفته است.

راه حلی که در این میان شکل گرفته آن است که خدا را از ادیان موجود فراتر ببینند (به علت باور اکثریت بالای هشتاد درصد مردم به خدا از ادیان بیشمار در ایالات متحده) و سوگند به خدا در سوگندنامه یا وجود درخت کریستمس در سازمان‌های دولتی را ناقض جدایی دین و دولت تلقی نکنند. همین موضوع در مورد اسکناس‌ها در ایالات متحده نیز قابل طرح بوده (با عبارت “به خدا اعتماد داریم” بر روی آنها) اما با استدلال فوق به حاشیه رانده شده است. البته نصب سنگ نوشته‌ی ده فرمان در ادارات دولتی توسط دیوان عالی ناقض جدایی دین و دولت معرفی شده است چون ده فرمان به دین خاصی اشاره می کنند.

البته وجود نمادهای مذهبی در اسناد و فضاها و نمادهای ملی هیچ ربطی به آزادی مذهب ندارد و صرفا بر اساس استبداد اکثریت بر اقلیت توسط دیوان عالی ایالات متحده پذیرفته شده است، با برخی دستکاری‌ها برای تلطیف آنها؛ مثل آن که درخت کریستمس را در ادارات دولتی به نشانه‌ی “تعطیلات” می گذارند و نه کریستمس و در متون دولتی “تعطیلات مبارک” گفته می شود و نه “کریستمس مبارک” که این موضوع موجب شکایت دینداران شده است. همچنین این نمادها حداقلی و بین الادیانی‌اند و نه مثل دولت شیعه‌ی ولایت فقیه، حداکثری.


کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 
  1. رضا says:

    ۱٫ دریافت حقوق برای زمانی که صرف ناهار خوردن، قیلوله، و نماز خواندن می شود، حق و حقوق اساسی کارمند دولتی نیست. کارمندان دولت باید مجاز باشند به وقت ظهر تا حداکثر یک ساعت را برای صرف ناهار و انجام کارهای شخصی صرف کنند، بدون انکه آن یک ساعت جز ساعات کاری انها حساب شود. در آن ساعت میتواند ناهار بخورد نماز بخواند یا ورزش کند یا استراحت و بعد به سر کار خود بازگردد. کارمند بخش خصوصی می تواند بر سر شرایط دیگری با بنگاه خصوصی به توافق برسد که خواندن نماز اول وقت جز حقوق کارمند باشد یا نباشد و در هر حال در این میان دخالت دولت نه نیاز است و نه مشروع.
    ۲٫ دولت حق ندارد بر اساس مذهب، سن، جنسیت، گرایش جنسی و … در استخدام مستخدمان دولتی تبعیضی روا بدارد، اما اعمال تبعیض در رابطه فرد با دیگر افراد حق اساسی فرد است. بنگاه خصوصی می تواند برای استخدام منشی مدیرعامل شرط تانیث بگذارد، و این نقض حقوق اساسی داوطلبان ذکور نیست. مدرسه خصوصی که از بودجه دولتی کمکی دریافت نمی کند نیز حق اعمال تبعیض بر اساس مذهب، جنسیت، سن، یا هر معیار دیگری که خود تشخیص می هد، دارد. این دولت است که چنین حقی ندارد.
    ۳٫ اگر هیچ بنگاه انتفاعی یا غیرانتفاعی مذهبی یا غیرمذهبی معافیت مالیاتی نداشته باشد، که نباید داشته باشد، اساساً هیچ مساله حقوقی ای به وجود نمی آید، که نیازمند برقراری یک توازن ظریف باشد.
    ۴٫ تنها دلیل موجه برای محدود کردن قمه زنی در فضای عمومی به موجب قانون حفظ حقوق کودکان است که مستحق اند از دیدن صحنه های حاوی خشونت محافظت شوند، و نه “سلامت شهروندان در یک جامعه‌ی سکولار”. محدود کردن قمه زنی در فضایی که کودک حضور ندارد، نقض آزادی فرد و دیکتاتوری اکثریت است.
    ۵٫ خدا در سوگند ملی و اسکناس جایی ندارد.

نظر شما چیست؟