مصاحبه با مرتضی کاظمیان

جنبش سبز را خاتمه یافته نمی دانم

♦ یوحنا نجدی | سه شنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 1.5/5 (2 votes cast)

گشایش: مرتضی کاظمیان، فعال سیاسی ملی-مذهبی و روزنامه نگار باسابقه ساکن پاریس معتقد است که اپوزسیون باید با عبور منافع قومی و گروهی و باندی، «منافع ملی» را اولویت نهد و درباره آقای رضا پهلوی می گوید «سئوال ها در مورد نظام سلطنتی کم نیستند؛ و آقای رضا پهلوی گریزی از پاسخ به آنها ندارد». با آقای کاظمیان درباره وضعیت کنونی جنبش سبز، انتخابات پیش رو و همچنین راهکارهای ضروری برای اپوزسیون نظام به گفتگو نشستیم. وی سخت بر این اعتقاد است که جنبش سبز همچنان زنده و پویا به حیات و فعالیت خود در «سایه» ادامه می دهد.

 

چراغ آزادی: آقای کاظمیان؛ خیلی ممنون از فرصتی که در اختیار مخاطبان «چراغ آزادی» قرار دادید؛ به عنوان نخستین پرسش، نهاد «خانه آزادی» در اوج جنبش سبز طی گزارشی به بررسی وضعیت ایران پرداخت و معتقد بود که جنبش سبز تنها بخش کوچکی از جنبش اعتراضی ملت ایران است. به نظر شما، مردم در اعتراضات پس از انتخابات دنبال چه هدفی بودند؟ ابطال انتخابات؟ باز شماری آراء؟ تغییر رژیم؟

مرتضی کاظمیان: آنچه «جنبش سبز» نام گرفت و مشهور شد البته از یک انتخابات کلید خورد. به دلایل گوناگون، به ویژه تغییرات اجتماعی در ایران، بخش قابل توجهی از جامعه ایران در انتخابات ریاست جمهوری دهم فعال شدند. مشارکت آنان در انتخابات با سمت و سوی تغییر محقق شد. و نکته ی مهم آن که این مشارکت تنها در روز ۲۲خرداد ۱۳۸۸ شکل نگرفت؛ بلکه بسیاری از تغییرخواهان حامی آقایان موسوی و کروبی، و مخالف تداوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، در رقابت های انتخاباتی پرشور قبل از انتخابات، فعال شدند. شهروندان زیادی، پرشور و هیجان همیابی کردند هم‌دیگر را، و به نوعی کار گروهی را در شکل متکثر تجربه کردند.

 فارغ از عقاید مذهبی، تغییرخواهان با نقطه عزیمت های مختلف، در انتخاباتی که با مناظره های انتخاباتی پخش شده از صدا و سیما، پرهیجان تر و داغ تر شد، فعال شدند. این کیفیت مشارکت غریب، اما نسبتی با نتایج رسمی اعلام شده نداشت. بخش قابل توجهی از ایرانیان، با نخستین نتایج رسمی، «وجدان کردند» که به رای آنان تجاوز شده و حق اساسی آنان برای شرکت در انتخاباتی سالم، مورد سوء استفاده حاکمیت قرار گرفته است. بقیه ی ماجرا به قدر لازم مشهور است؛ اعتراضهای خیابانی و سرکوب خشونت بار متعاقب آن، جنبش اعتراضی سبز را عمقی دیگر بخشید. مردم معترض، سلامت روند انتخابات را می خواستند، اما وقتی با گلوله و باتوم، جواب پرسش مدنی آنان داده شد؛ هنگامی که بسیاری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی همان شب انتخابات یا فردایش، به شکلی غیرقانونی بازداشت شدند؛ وقتی رهبر جمهوری اسلامی به صراحت و بدون هیچ رسیدگی دقیق و حتی اجمالی از سوی نهادی مورد وثوق، مهر تایید بر نتایج انتخابات زد؛ زمانی که شهروندان پرسشگر و حق جو، «خس و خاشاک» توصیف شدند؛ بدیهی بود که اعتراض ها عمق و کیفیتی دیگر یابد. این چنین، به تدریج شعارها از رییس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی، متوجه رهبر نظام سیاسی شد. یعنی بر شهروندان معترض، مکشوف شد که اساسا رای ای شمارش نشده و تنها نمایشی از انتخابات صورت گرفته است.

با ایستادگی معترضان، و همراهی صمیمانه و شجاعانه نمادهای رهبری جنبش اعتراضی (دو نامزد معترض به نتایج)، جنبش تداوم یافت. مضمون مطالبات جنبش اعتراضی هرچند در ادامه مطالبات مدرن مردم ایران از مشروطه بدین سو، قابل ارزیابی است؛ اما واقعیت این است که این جنبش برخاسته از زمان و مکان خاص خود است. جنبش سبز، هرچند پشتوانه ی مهمی از تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تکنولوژیک را همراه دارد، اما افزون بر اینها، بر خون پاکان و آزادی‌خواهانی چون ندا (که رای نداده بود) و سهراب (که رای داده بود)، مبتنی است.

آذرماه ۱۳۸۹ مهندس میرحسین موسوی در مصاحبه ای مهم با قلم سبز، تصریح کرد که دو ماه بعد از انتخابات بوده که او به این نتیجه می رسد که آنچه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم، رخ داده ادامه ی یک روند بیست ساله است؛ روندی که می کوشد ساخت قدرت را یکدست کند و کره شمالی با بزک دموکراسی ایجاد کند.

من هم از همین زاویه به ماجرا نگاه می کنم؛ و با مصطفی تاج زاده نیز همدلم که انتخابات مزبور سرنوشت انتخابات در ایران را تا اطلاع ثانوی مشخص کرد: یا برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و عادلانه با لوازم و استانداردهای خودش، یا عدم شرکت در انتخابات. دیگر حضور در انتخاباتی که شورای نگهبان بر آن نظارت می کند و بسیج و سپاه مدیریت اش می کنند، منتفی است.

این‌چنین، و همان گونه که در منشور جنبش سبز مورد تاکید قرار گرفته، جنبش در پی تغییر حاکمیت سیاسی و تحقق «حاکمیت ملی» از دریچه انتخابات آزاد و سالم منصفانه است.

چراغ آزادی: خیلی از کشورهای اسیر نظام دیکتاتوری، در جریان بهار عربی توانستند دیکتاتوری ها را سرنگون کنند. به نظر شما چرا ما نتوانستیم؟ آیا ملت ما ضعیف تر عمل کردند یا دیکتاتوری ایران مثلا قوی تر از حکومت حسنی مبارک یا معمر قذافی است؟

مرتضی کاظمیان: وضع مورد اشاره، در هر کشوری ویژه است؛ مقایسه ی ایران با کشورهای دیگر مقایسه ی علمی نیست.  در برخی از این کشورها (مثل مصر) نظامیان به شکلی معنادار وابسته به نظام مسلط جهانی بودند. این چنین، در سرکوب اعتراض های خیابانی، مشارکت نکردند. در موردی دیگر، لیبی، تغییر نظام سیاسی (سقوط دیکتاتور) عملا با مداخله ی نظامی بیگانگان و همراهی خارجی ممکن شد.

ماهیت نظام های سیاسی در همه یکسان بود؛ نظام اقتدارگرای سرکوبگر متکی به شخص خودکامه. اما هر کشور وضع خاص خود را داشته و دارد. در مورد ایران، دولت بر دو پایه ی اصلی متکی شده: درآمدهای نجومی نفت (رانت) و ایدئولوژی (قرائت خاصی از شیعه). هزینه کرد درآمدهای نفت در عرصه های سرکوب و تبلیغات و تحریف حقیقت، معنادار و غیرقابل انکار است. طبقه متوسط مدرن در ایران به عنوان مهمترین حامل و حامی تغییر، جنبش اجتماعی مدرن امروز را پیش برده و می برد. تفاوت رویکردها در تغییرخواهان ایران (که خشونت گرا نبودند و نیستند) و نیز حاکمیت (که پروای سرکوب نداشته و ندارد) با همتایانشان در کشورهای مورد اشاره شما، کم نیستند. البته معتقدم که متاسفانه اقتدارگرایان در ایران، راه قذافی و اسد را برگزیده اند؛ راهی بسیار پرهزینه و خسارت برای منافع ملی.

ضمن اینکه من با فرضی که به شکل غیرمستقیم در پرسش شما وجود دارد، همدل نیستم. یعنی جنبش اعتراضی ایران (جنبش سبز) را خاتمه یافته تلقی نمی کنم. این جنبش همچنان زنده و پویا در متن جامعه و در «سایه» فعال است؛ و منتظر فرصت برای بروز و ظهور مجدد در عرصه های گوناگون. ادامه حصر رهبران جنبش یا تداوم سرکوب ها و ارعاب و احضار و تهدید و بازداشت منتقدان و نخبگان، خود یک شاهد بارز از این وضع است.

چراغ آزادی: این روزها در آستانه انتخابات مجلس، همه جا حرف از تحریم انتخابات است و حتی خیلی اصلاح طلبان نیز دست به تحریم انتخابات زده اند. شما فکر می کنید که انتخابات آتی هم می تواند به حوادثی مشابه حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ بینجامد؟

مرتضی کاظمیان: انتخابات پیش رو (مجلس نهم) با انتخابات خرداد ۱۳۸۸ کاملا متفاوت است. نامزدی تغییرخواه در آن حضور ندارد که بعدا بخواهد جنبشی اعتراضی را سامان دهد. کسی از اصلاح طلبان حقیقی نیز در آن شرکت نمی کند. اما این انتخابات می تواند نقطه عطفی در تحولات آتی شود. چرا که برای نخستین بار، طیف های گسترده منتقد و مخالف حاکمیت سیاسی و نظام سیاسی در مورد عدم شرکت (و نیز تحریم) به خروجی مشترک رسیده اند.

 نظام سیاسی با بحران مشروعیت روبرو و دست به گریبان است. عدم شرکت بخش عمده ی شهروندان در این انتخابات، می تواند پتانسیل تغییر و امکان توفیق جنبش سبز را افزایش دهد. البته دست حاکمیت برای اعلام نتایج دروغین کاملا گشوده است. چنان که رهبر جمهوری اسلامی یا خبرگزاری فارس و بازوهای تبلیغاتی مشابه رژیم اقتدارگرا از هم اینک «پیش بینی» کرده اند که میزان شرکت مردم در انتخابت ۱۲ اسفند، فزون تر از هشت انتخابات پیشین مجلس خواهد بود!

کسی (ناظر منصف و آگاه و مستقلی در ایران و خارج از مرزها) اما نتایج انتخابات را (هرچه باشد) باور نخواهد کرد؛ چرا که اساسا دیگر اعتماد و اطمینانی به مجریان و ناظران انتخابات نیست. قرار است انتخاباتی نمایشی و فرمایشی برگزار شود که رقابت اصلی در آن، دعوای باندهای اقتدارگرای تشنه ی قدرت در جمهوری اسلامی است.

عدم مشارکت معنادار و گسترده شهروندان، شکاف ملت – دولت در ایران را بار دیگر و محسوس تر، آشکار می کند. امیدبخشی می کند و همراهان جنبش سبز را برای پیگیری مطالبات انسانی و مشروع شان، تهییج می نماید.

چراغ آزادی: اخیرا، همانگونه که حتما مطلعید آقای رضا پهلوی بر دامنه فعالیت هایشان بطور محسوسی افزوده اند که از آن جمله می توان به شکایت ایشان از آقای خامنه ای اشاره کرد. شما چه جایگاه و پتانسیلی برای آقای رضا پهلوی در میان اپوزسیون و میزان پایگاه اجتماعی در جامعه ایران قائل هستید؟ و تحلیل شما از فعالیت های اخیر ایشان چیست؟

مرتضی کاظمیان: وقتی نظامهای اقتدارگرا و دیکتاتوری منطقه، یکی یکی فرومی‌افتند و تغییر می کنند، و هنگامی که مولفه های تغییر و پتانسیل بالقوه و بالفعل جنبش سبز از وجوه مختلف، خود را متبلور می کند، طبیعی است که اپوزیسیون جمهوری اسلامی در سطوح گوناگون، فعال تر شود و انگیزه ای مضاعف برای پیگیری اهداف خود پیدا کند.

در مورد پایگاه اجتماعی آقای رضا پهلوی نمی توان داوری علمی کرد؛ چون نیازمند نظرسنجی است؛ اما می توان گفت که کارنامه شکست خورده حاکمیت سیاسی در جمهوری اسلامی، حتی ارزیابی ها در مورد نظام اقتدارگرای شاهنشاهی را نیز تحت تاثیر قرار داده؛ و این قابل انکار نیست. اما اگر وضع تغییر کند و در فضایی دموکراتیک و آزاد، جریان های سیاسی مختلف در معرض نقد و پرسش قرار گیرند؛ سئوال ها در مورد نظام سلطنتی کم نیستند؛ و آقای رضا پهلوی گریزی از پاسخ به آنها ندارد.

نکته ی قابل اشاره و مهم در همین جا این است که به نظر می رسد اکثریت بسیار مهمی از شهروندان ایران، با هر نوع نظام سیاسی متکی به شخص، تعیین تکلیف کرده اند؛ اعم از استبداد متکی بر شاه یا استبداد مبتنی بر ولی مطلقه فقیه.

چراغ آزادی: از جنبش اصلاحات تا جنبش سبز، بیش از یک دهه سپری شد. به نظر شما، آیا این بار نیز سالها طول می کشد تا دوباره شاهد تحولات این چنینی در ایران شویم؟ چه عواملی در این زمینه موثرند؟

مرتضی کاظمیان: مفروض این پرسش این است که جنبش سبز، خاتمه یافته است. من جنبش سبز را پایان یافته نمی دانم. جنبش سبز همچنان جاری و فعال و پویاست. فراموش نکنید تا هنگامی که رهبران جنبش سبز و شخصیت های برجسته سیاسی و مطبوعاتی به شکلی غیرقانونی و ناعادلانه در زندان خانگی هستند و تا هنگامی که صاحبان قدرت در مورد خون های بیگناهانی که قربانی عطش آنان به قدرت و ثروت شد (از کیانوش آسا و محمد مختاری تا هاله سحابی و از محسن روح الامینی و صانع ژاله تا هدی صابر) پاسخگو نباشند، این جنبش ادامه خواهد داشت. سمت و سوی آن نیز، حرکت به سوی تحقق انتخاباتی آزاد و سالم و منصفانه است.

 مولفه های تغییر و شاخصه‌های ساختاری تحول در ایران و نیز حاملان اصلی آن (کنشگران/فاعلان/ طبقه متوسط شهری) همچنان به شکلی محسوس خودنمایی می کنند و هر کدام (در سطح ساختاری و در عرصه ی کارگزاری) موثر خواهند بود. در این میان نباید از تغییرات تکنولوژیکی که به یاری جنبش های اعتراضی و دموکراسی خواهان جهان آمده، غافل شد.

چراغ آزادی: به نظر شما استراتژی مجموعه نیروهای اپوزسیون چه می تواند باشد؟ و با چه مکانیسم و اهدافی می توان طیف های بسیار متنوع مخالفان نظام را گردهم آورد؟

مرتضی کاظمیان: اگر اپوزیسیون بتواند از منافع قومی و گروهی و باندی خود عبور کند، و «منافع ملی» را چنان که باید و شاید، و آنگونه که البته همه ادعا می کنند، اولویت نهد و قدر و ارج گذارد، می‌توان گام های عملی مهمی برای اقدام مشترک برداشت. البته اتکا به «خود» (و نه یاری جستن از بیگانگان که منافع ملی خود را تعقیب می کنند)، تاکید بر تعقیب گذار به دموکراسی به شکل مسالمت جویانه و با پرهیز از خشونت، مفروض دانستن شرایط و لوازم دموکراسی و بر صدر نشاندن حقوق بشر، در کنار تاکید بر تمامیت ارضی ایران و استقلال کشور، می تواند از کریدور «گفت‌وگو» (گفت‌وگوی حقیقی مبتنی بر تعامل و مدارا و تسامح و «شنیدن» نظرات مخالف و تلاش برای رسیدن به حوزه‌های گفتمانی مشترک، و پرهیز از تلاش برای تحمیل پروژه های سیاسی خود به دیگران در قالب گفت‌وگو) طیف های متنوع اپوزیسیون را کنار هم بنشاند. هرچند که متاسفانه، به دلایل مختلف (از روانشناختی گرفته تا سیاسی) تلاش ها در این خصوص، تاکنون واجد ثمربخشی لازم نبوده است.

چراغ آزادی: یک بحثی که وجود دارد این است که اپوزسیون همواره از اعتراضات مردم، «بهره برداری» می کند و هیچ وقت نتوانسته چنین اعتراضات و جنبش های را «ایجاد و سازماندهی» کند. شما چه راهکارهای عملی ای را در این زمینه پیشنهاد می کنید؟ 

مرتضی کاظمیان: مهمترین راهکار و پیشنهاد من (به عنوان کوچکترین همراه جنبش سبز مردم ایران) تکیه بر کلیدواژه های مهمی است که آقای موسوی نیز آن را بسیار مورد تاکید قرار داده: گسترش و تعمیق و ارتقاء جنبش سبز با توسل به «آگاهی بخشی» و «شبکه های اجتماعی».

چنان که در مطلبی نوشته ام، بازخوانی و تأمل مجدد بر این دو کلیدواژه‌ی جنبش سبز، می‌تواند سبزهای معترض به وضع موجود را به کنشگرانی فعال در متن تحولات سیاسی تبدیل کند.

«شبکه‌های اجتماعی» به‌مثابه‌ی «کانون‌های مقاومت» و «مراکز آگاهی‌بخشی» و «گفت‌وگو و ارتباط» و «همگامی»، می‌توانند از یک‌سو، اقتدار نامشروع و متکی بر سلاح و ارعاب و فریب و دروغ حاکمیت را به پرسش کشند و دچار بحرانی مضاعف سازند، و از سوی دیگر، موجب گسترش و تقویت جنبش سبز شوند.

تقویت «هسته‌های اجتماعی» طبیعی (هم‌سالان، هم‌کلاسی‌ها، هم‌کاران، هم‌زبان‌ها، هم‌محله‌ها، هم‌صنفان، خویشان و دوستان و…)، بسیار مهم است. این هسته‌های بالقوه و بالفعل (کانون‌های مقاومت) می‌توانند با تمرکز بر مسئله‌ای اجتماعی و روز (ازجمله انتخابات دروغین) تحکیم شوند. و آنگاه، از مجرای همفکری و با اتکاء به «خرد جمعی» برآمده از گفت‌وگو، ضمن کشف موثرترین اقدامات، با در پیش گرفتن کم‌هزینه‌ترین راه‌های مبارزه و اعتراض به وضع موجود، گام‌های بلند و معنادار بردارند و خونی تازه در رگ‌های جنبش سبز و خواست تغییر در جامعه ایران جاری کنند.

این تلاش البته نیارمند عزم و اراده و امید و حرکت پیوسته و صبورانه با لحاظ کردن حداکثر ملاحظات امنیتی (با توجه به واقعیت یک حکومت سرکوبگر و استبدادی در ایران) است.

 

جنبش سبز را خاتمه یافته نمی دانم, ۱٫۵ out of 5 based on 2 ratings
کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟