چرا نمی‌توان ایران دارای بمب اتم را مهار کرد

منطق وحشتناک ایران

♦ ریچ لاوری | جمعه, ۱۲م اسفند, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

چراغ آزادی: مقاله زیر به قلم سردبیر نشنال ریویو که از برجسته ترین نشریات محافظه کاران امریکایی است، نگاه بخشی از جریانهای سیاسی امریکا به مساله هسته ای ایران را منعکس می کند.

چرا نمی‌توان ایران دارای بمب اتم را مهار کرد

رئیس ستاد مشترک ارتش، ژنرال مارتین دمپسی ایران را یک “بازیگر منطقی” می‌داند. بدون شک حق با او است.

ایران به صورت کاملا منطقی به این نتیجه رسیده است که در صورت به راه انداختن هزاران سانتریفیوژ برای غنی سازی اورانیوم، به زودی به بمب خواهد رسید. و با همان منطق، به این نتیجه رسیده است که می‌تواند غرب را سر بدواند. سپس به زنجیره‌ای از علت و معلول در ماجرای بمب گذاری علیه سفیر عربستان می‌رسیم: اگر گروهی قاچاقچی مکزیکی را اجیر کنیم تا رستوران محل غذاخوردن سفیر عربستان را منفجر کنند، سفیر عربستان خواهد مرد!
ژنرال دمپسی درباره رژیم ایران حق مطلب را ادا کرده است. تهران بدون محاسبات منطقی هرگز نمی‌توانست تبدیل به بزرگترین صادرکننده تروریسم درجهان شود و اختاپوس وار بازوهای خود را در سراسر خاورمیانه پهن کند. این موضوع کاملا مبرهن است. اما منظور تحت اللفظی ژنرال دمپسی این است که رژیمی که قادر به انجام چنین محاسباتی است را در صورت دستیابی به سلاح هسته‌ای میتوان لزوما مهار کرد. اما این یک امید غیر قابل دفاع است.
اگر در طول دهه گذشته یک نکته را بخوبی آموخته باشیم، آن نکته این خواهد بود که اقدام به عملیات تروریستی در خاک آمریکا برای عاملین آن هزینه بسیار سنگینی در پی دارد. با این حال ایرانیان پروژه ترور سفیر عربستان را در حالی دنبال کردند که از دید ما سود چندانی پشت این امر نبود.
اما مهمتر از آن، از دید ما توجیهی برای حکومت مذهبی، کشتن بیگناهان خارج از کشور، شعله ور کردن آتش جنگهای منطقه‌ای، سرکوب خشونت آمیز معترضان، نفی وقوع هولوکاست، و تهدید اسرائیل به نابودی نیز وجود ندارد. از دیدگاه سنتی لیبرال غربی، وجود جمهوری اسلامی امری بی‌منطق است. اما این حکومت برقرار است و در برابر تحریم‌های تنبیهی مقاومت می‌کند تا سلاحی را به دست بیاورد که درصورت پذیرش نرم های بین‌المللی به آن نیازی نخواهد داشت.
اما اگر شوروی، “امپراتوری شیطانی” معروف با هزاران بمب اتم قابل مهار بود، چرا نتوان ایران را مهار کرد؟ رهبری شوروی به مرور زمان عملگرا تر شد. پس از زیر سوال برده شدن استالین توسط نیکیتا خروشچف، شوروی دیگر به ناگزیر و نزدیک بودن جنگ با دشمنانش باور نداشت. اما آتش مذهبی-ایئولوژیک ایران در مقابل هنوز شعله زیادی دارد.
یک رهبری شدیدا ایدئولوژیک به همراه حس اضطرار و درماندگی، دشمن مهار و بازداری خواهد بود. در سال ۱۹۴۱، دان آچیسون به درستی گفت: ” هیچ ژاپنی منطقی باور نخواهد کرد که حمله به آمریکا نتیجه‌ای جز فاجعه برایشان بدنبال داشته باشد”. اما ژاپنی‌ها، بر اساس یک حس”شرف” خاص که برای ما ناشناخته بود حس کردند که دو راه بیشتر پیش رو ندارند: بیرون رانده شدن تدریجی از چین توسط آمریکا، یا حمله به آمریکا و آغاز یک جنگ پر ریسک.
حتی در دوران جنگ سرد نیز در جریان بحران موشکی کوبا نزدیک بود این مهار و بازدارندگی شکست بخورد. حمله هوایی و زمینی که توسط روسای ارتش به پیش برده شد به راحتی میتوانست به یک رویارویی هسته‌ای منجر شود. وزیر دفاع آن زمان، باب مکنمارا اظهار داشت: ” شانس آوردیم”. بله، همان پشتوانه حیاتی بازدارندگی، … شانس.
اسرائیلی‌ها تا حدی حق دارند که احساس بدشانسی بکنند. آیا ما انتظار داریم که در صورت دستیابی ایران به بمب اتم، برای جلوگیری از سوءتفاهمات و آرام کردن شرایط، میان دفاتر آیت الله خامنه ای و بنیامین نتانیاهو سیستم تلفن قرمز برقرار شود؟ رژیم ایران از دسته‌های گوناگونی تشکیل شده است و مطمئناً بنیادگراترین گروه کنترل بمب‌های اتم را در دست خواهد داشت. در عین حال موجودیت رژیم از سوی قیام‌های مردمی نیز در معرض تهدید است. اگر رژیم از سقوط خود مطمئن شود، شاید استفاده از بمب اتم در داخل کشور نیز برای سقوطی شکوهمندانه دور از ذهن نباشد.
در ماه مارس ۱۹۴۵، آدولف هیتلر “فرمان نرون” را صادر کرد که در حقیقت دستور نابود کردن کشور برای جلوگیری از افتادن به دست متفقین بود. پس از اولین حمله اتمی آمریکا به هیروشیما، وزیر جنگ ژاپن بارها گفت که چقدر عالی خواهد بود اگر ملتش “مانند گلی زیبا” پرپر شود. بر اساس همین سنت فکری است که رئیس جمهور سابق ایران اکبر هاشمی رفسنجانی –یک عملگرای نسبی- گفت: حتی یک بمب اتم در درون اسرائیل می‌تواند آن را کاملا نابود کند. اما این عمل تنها به دنیای اسلام آسیب خواهد زد. در نظر گرفتن این احتمال غیر منطقی نخواهد بود.
فارغ از این نحوه ناخوشایند در بیان مطلب، منطق رفسنجانی غیر قابل خدشه است. او نیز “یک بازیگر منطقی” است.

منبع: 

http://www.nationalreview.com/articles/291862/iran-s-terrible-rationality-rich-lowry


کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟