اکونومیست

بمباران ایران

♦ اکونومیست | جمعه, ۱۲م اسفند, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 4.0/5 (1 vote cast)

سال های متمادی است که ایران سیاست فریب و انکار را پیشه کرده، به غوغاسالاری پرداخته و جهان را به بازی گرفته است و چشم انتظار لحظه ای است که توانایی ساخت سلاح هسته ای را بدست آورد. جامعه جهانی با ایران مذاکره کرده است و سعی دارد زهر تحریم های اقتصادی را با وعده پاداش در صورت دست کشیدن ایران از بمب اتمی جبران کند. همزمان قدرت های خارجی می توانند بر روی آخرین را ه حل که یک حمله نظامی است حساب کنند.

اکنون به نظر میرسد که این استراتژی به پایان خود نزدیک میشود. ایران غنی سازی اورانیوم را ادامه داده است و تکنولوژی لازم برای ساخت سلاح را بدست می آورد. در اعماق زمین، نزدیک شهر مقدس قم مرکز غنی سازی فردو را که بسیاری آن را در برابر حمله هوایی مقاوم می دانند تجهیز می کند. در ظاهر ایران هنوز تصمیمی برای دستیابی به سلاح هسته ای نگرفته است ولی لحظه حیاتی میتواند به زودی فرا رسد. عده ای از تحلیلگران به خصوص در اسرائیل، بر این باورند که ظرفیت استفاده از زور رو به اتمام است و در آن هنگام هیچ فاصله ای میان ایران و یک بمب وجود نخواهد داشت.
فضا آکنده از پیش بینی جنگ است. لئون پانتا وزیر دفاع امریکا، از حمله زود هنگام اسرائیل تا ماه آوریل سخن می گوید. سایرین حمله ای از سوی اسرائیل با هدف تحت الشعاع قرار دادن انتخابات آمریکا را پیش بینی میکنند جایی که باراک اوباما با جلوه ای ضعیف عرصه را خواهد باخت.
تصمیم آغاز جنگ نباید بر اساس تاثیر ان بر آرای انخاباتی افراد، بلکه بر اساس توجیه پذیری و احتمال موفقیت آن گرفته شود. مقاصد ایران شیطانی است و عواقب دستیابی اش به سلاح وخیم خواهد بود. در مواجهه با چنین رژیمی نباید هرگز به انکار احتمال جنگ پرداخت. با وجود این، احتمال موفقیت جنگ بالا نیست. اگر ایران قصد دستیابی به بمب اتمی را داشته باشد، یک حمله نظامی این دستیابی را به تاخیر می اندازد ولی آن را متوقف نمی کند. براستی، استفاده از زور به عنوان وسیله ای برای ممانعت از خطرات گسترش هسته ای تنها ایران را در ساختن سلاح مصمم تر و در صورت دستیابی، خطرناک تر می کند.
شبح تهدید بر روی خاورمیانه
اشتباه نکنید، ایران مسلح به سلاح هسته ای یک تهدید خطرناک خواهد بود. ایران کشوری بی ثبات است که حاکمیتی ایدئولوژیک دارد و در امور داخلی همسایگانش دخالت می کند. رفتار ایران و حامیان منطقه ای آن –شامل حزب الله در لبنان و حماس در غزه- در صورت دستیابی به سلاح هسته ای وقیح تر خواهد شد. این خطر برای اسرائیل محسوس تر است زیرا این کشور در میان تهدید ها واقع شده و به سبب کوچکی در برابر سلاح هسته ای کاملا آسیب پذیر است. رهبر ایران، آیت الله علی خامنه ای، اخیرا رژیم صهیونیستی را غده ای سرطانی نامید که باید برچیده شود. یهودیان نمی توانند این تهدید را تنها یک گزافه گویی به حساب آورند.
حتی اگر ایران سلاح را تنها به منظور حفظ امنیت خود بدست آورد، سایر کشورهای منطقه نیز ممکن است نیاز ان را احساس کنند. عربستان سعودی پیشتر اعلام کرده که خود را مسلح خواهد نمود و پاکستان حاضر است تا این کشور را در ازای حمایت پیشین عربستان از برنامه هسته ای اش یاری دهد. ترکیه و مصر، به عنوان دیگر قدرتهای منطقه، امکان پیوستن به باشگاه هسته ای را در نظر گرفته و حتی در جایی دیگر، کشور هایی نظیر برزیل ممکن است سلاح هسته ای را برای حفظ برتری منطقه ای خود لازم بدانند.
برخی کارشناسان معتقدند که کشورهای دارای سلاح هسته ای رفتار مسئولانه تری از خود نشان می دهند. ولی خاورمیانه ای با پنج قدرت هسته ای را تصور کنید که سرشار از رقابت و خصومت های مذهبی است و هر یک دایما انگشت خود را بر روی ماشه قرار داده، با این تصور که کشوری که ابتدا ماشه را فشار دهد بقای خود را تضمین نموده است. رژیم ایران مشروعیت خود را با دشمن قلمداد کردن قدرت های خارجی بدست می آورد. جنگ سرد در مقایسه با خاور میانه هسته ای با ثبات جلوه می کند هرچند که آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی چند بار تا مرز مواجه نهایی پیش رفتند.

رویای پیشگیری
شکی نیست که عده ای از یک حمله پیشگیرانه جانبداری می کنند. ولی گزینه نظامی راه حل مشکل ایران هسته ای نیست. ایران ممکن است دست به عمل متقابل بزند که شامل حمله موشکی به اسرائیل از سوی حامیانش در لبنان و غزه است. شاید هسته های ترور در گوشه کنار دنیا اهدافی یهودی و آمریکایی را هدف قرار دهند. احتمال تهدید زیرساخت های نفتی عربی نیز در تلاش برای استفاده از قیمت نفت در راستای نابودی اقتصاد جهانی وجود دارد. اگرچه تعدادی از رهبران عرب از یک گزینه نظامی دفاع می کنند ولی اکثریت مسلمانان اینگونه فکر نخواهند کرد و این سبب دوری بیشتر غرب از بهار عرب خواهد شد. این نوع هزینه های یک حمله نظامی به راحتی بزرگ نمایی می شوند. با این حال فرض کنیم که همه اینها ارزش پرداخت را در صورت کارایی حمله نظامی دارا باشند. حمله نظامی کارایی ندارد.
حمله به ایران بسیار سخت تر از عملیات های موفق اسرائیل علیه برنامه های تسلیحاتی عراق در ۱۹۸۱ و سوریه در ۲۰۰۷ خواهد بود. اگر یک حمله به آسانی ممکن بود، اسرائیل بسیار زودتر از این، وقتی برنامه ایران آسیب پذیر تر بود به سراغ آن رفته بود. ولی مراکز ایران پرکنده اند و برخی از آنها در برابر حمله مقاوم شده اند که نیازمند ضربات مکرر است. آمریکا گزینه های نظامی بیشتری نسبت به اسرائیل دارد و بنابراین ترجیح می دهد منتظر بماند. این یک دلیل تلاش آن برای عقب نگه داشتن اسرائیل است، دیگری این است که پیش بینی تخریب ناشی از هرگونه حمله نظامی طیف وسیعی را شامل می شود. در بدترین حالت یک عملیات اسرائیلی کاملا شکست خواهد خورد و در بهترین حالت، نوع آمریکایی آن، آنطور که گفته می شود یک دهه برنامه را به عقب خواهد انداخت.

 ایران یک کشور بزرگ، پرجمعیت و پیچیده است که برنامه هسته ای اش در زمان شاه آغاز شده است. ممکن است دارای مراکز مخفی ای باشد که بدون هیچ آسیبی باقی بمانند. حتی اگر تمامی مراکز مورد اصابت قرار گیرند، توانایی هسته ای ایران با بمباران از بین نخواهد رفت.

در هر صورت عدم قطعیت باقی خواهد ماند. ایران یک کشور بزرگ، پرجمعیت و پیچیده است که برنامه هسته ای اش در زمان شاه آغاز شده است. ممکن است دارای مراکز مخفی ای باشد که بدون هیچ آسیبی باقی بمانند. حتی اگر تمامی مراکز مورد اصابت قرار گیرند، توانایی هسته ای ایران با بمباران از بین نخواهد رفت. همانگونه که شبکه داخلی و خارجی آن نیز. ایران ذخایر اورانیوم با غنای مختلف در اختیار دارد. میزان نا معلومی از آن بدون آسیب باقی مانده و با قی آن منطقه ای نامعلوم را آلوده خواهد کرد. ایران از پیمان منع گسترش هسته ای که تحت آن اورانیوم اش زیر نظر آژانس بین المللی انرژی اتمی نظارت می شود عقب می کشد. در آن شرایط کل برنامه اش به معنای واقعی زیرزمینی خواهد شد. اگر ایران تصمیم به داشتن بمب بگیرد، آنگاه آن را با بیشترین سرعت و مخفی کاری بیشتر پی خواهد گرفت. عربستان سعودی و دیگران نیز ممکن است نتیجه گیری کنند که آنها نیز نیاز به عمل پیشگیرانه در جهت دستیابی به عامل بازدارنده خود دارند.
شاید آمریکا بتواند ایران را هر چند سال یکبار بمباران کند. ولی چگونه خواهد فهمید که کی و به کجا باید حمله کند؟ و چگونه این سیاست را برای جهان توجیه خواهد نمود؟ شاید اگر بمباران محدود کافی نباشد، آمریکا تصمیم به یک جنگ هوایی تمام عیار یا حتی تغییر رژیم بگیرد که یک دهه در عراق و افغانستان نتیجه آن را نشان داده است. جنگ هوایی می تواند تهدید عمل متقابل را شدیدا افزایش دهد. تغییر رژیم ممکن است به دولتی در ایران منجر شود که با غرب وارد معامله شود. ولی برنامه هسته ای پشتیبانی گسترده در ایران دارد. این ایده که یک بمب تنها راه دفاع علیه یک دشمن دائمی است از هر زمانی قویتر خواهد شد.

این به آن معنی نیست که جهان باید اجازه دستیابی ایران به سلاح هسته ای را بدهد. دولت ایران بزودی به سبب تحریمهای نفتی از منابع درآمدی اش محروم خواهد شد. تحریم ها گزنده اند، سیستم مالی به سرعت رو به انزوا می رود و ارزش پول ملی سقوط کرده است. طرفداران حمله معتقدند که تحقیر نظامی کار رژیم را تمام خواهد کرد. ولی احتمال قوی تر این است که آنها را حول رهبرانشان متحد کند. در همین حال، موج تغییرات سیاسی خاور میانه را فرا میگیرد. رژیم ایران اختلافات درونی دارد و اعتماد مردم خود را از دست داده است. در نهایت، مقاومت مردمی نظیر آنچه در سال ۲۰۰۹ شاهد بودیم دوباره از سر گرفته میشود. یک رژیم تازه که توسط خود ایرانیان بر سر کار آمده نسبت به رژیمی که شاهد یک حمله بوده است آمادگی بیشتری برای دست کشیدن از بمب دارد.
آیا خطر دستیابی ایران به سلاح هسته ای پیش از آنچه گفته شد وجود دارد؟ بله، ولی بمباران تنها خطر را افزایش می دهد. آیا میشود جلوی ایران در صورت اراده برای داشتن سلاح را گرفت؟ نه برای همیشه، و بمباران تنها آن را حریص تر میکند. خلاصه اینکه جهان نمی تواند ظرفیت ایران برای دستیابی به سلاح را از بین ببرد، تنها می تواند اراده این کشور برای دستیابی به آن را تغییر دهد. و اکنون تحقق این خواسته از طریق دیپلماسی و تحریم بسی محتمل تر از جنگ است.

بمباران ایران, ۴٫۰ out of 5 based on 1 rating
کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 
  1. sadegh says:

    azizan yadetun bashe morghe hamsaye ghaz nist
    harchi unvarya began rast nist
    be sadegi mishe dorugh va rast ro tashkhis dad
    az tarikh ham mishe ebrat gereft

  2. سحر says:

    بسیار متشکرم

نظر شما چیست؟