مهدی الیاسی

خاورمیانه، راهکار لیبرال صلح

♦ مهدی الیاسی | سه شنبه, ۱۶م اسفند, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.0/5 (2 votes cast)

بنیامین نتانیاهو: «فشار سنگین بهار عربی امنیت اسراییل را به مخاطره انداخته است.»
۱٫ نتانیاهو در کنفرانس سالانه روسای سازمانهای یهودی آمریکا در اورشلیم گفت: “هنگامی که من سال گذشته تذکر دادم که انقلاب در کشورهای عربی احتمال دارد موجب روی کار آمدن حکومتهای افراط گرای اسلامی شود برخی ابراز عقیده کردند که من بدبین هستم ولی اکنون همه ببینند که پیش بینی من درست بوده است” وی اظهار داشت: “چالش هایی که با آن رو به رو هستیم فشار عظیمی را در رابطه با دفاع و امینت به ما وارد می سازد و رسیدن به توافق صلح با حکومت خودگردان را بسیار دشوارتر می کند و ما را ناچار می کند هزینه بیشتری اختصاص دهیم”
۲٫ آنچه نتانیاهو به آن اعتراف کرده بسیار با واقعیات منطقه همخوان است. همراهی دولتهای عربی با پروژه صلح خاورمیانه و روندی که از مذاکرات اسلو و مادرید آغاز شد و تا به امروز ادامه داشته ، هرگز بازتاب خواست دموکراتیک جوامع عربی نیست. این همراهی در تمامی سالهای گذشته به مدد شکاف دولت / ملت در این کشورها ممکن شده و در شرایط فعلی تلاش این ملتها برای پر کردن این شکاف از طریق تحولات موسوم به بهار عربی ، به خروج دموکراتیک این کشورها از روند صلح و به رسمیت نشناختن اسراییل می انجامد.
۳٫ خاورمیانه در طول تاریخ منطقه ای مملو از ستیزه جویی ها و منازعات مذهبی و نژادی بوده است. منطقه ای با قدرت های متخاصم. از این حیث این منطقه بسیار به اروپا شبیه است. اروپا نیز در طول تاریخ سرشار از جنگ ها و منازعات نژادی و مذهبی بوده است. به گونه ای که می توان تاریخ اروپا از قرون وسطی تا جنگ جهانی دوم را در این چند کلمه خلاصه کرد: جنگ های مستدام و صلح بی دوام.
اما آن اروپایی که روزگاری در آتش نبردهای بی فرجام کاتولیک ها و پروتستان ها می سوخت. اروپایی که زمانی امپراطوری روم در پی سیطره بر تمامیت اش بود. اروپایی که تمامی قرون شانزده و هفده و هجده و نوزده و بیست را در جنگ های داخلی گذرانده بود و سرانجام دو جنگ مهیب و جهانی اول و دوم را بر خود و جهان تحمیل نموده بود ، چگونه اینک به منطقه صلح ، پیشرفت و همگرایی بدل شده است؟ چنان که گویی هیچگاه میان این کشورها و ملتها خصومتی نبوده است؟ آیا وقوع چنین امری در خاورمیانه هم ممکن است؟
در خاور میانه می توان چهار قدرت رقیب و عموما متخاصم را شناسایی کرد: اعراب ( به سرکردگی عربستان سعودی و مصر ) ، اسراییل ، ترکیه و ایران
این چهار قدرت منطقه ای در طول تاریخ به جنگ های آشکار و رقابت های مخرب پنهان با یکدیگر مشغول بوده اند که تا امروز نیز ادامه دارد. منازعات دیرپای ایران و اعراب که آخرین نمونه اش جنگ هشت ساله ایران و عراق بود ، تلاش ترک ها از طریق امپراطوری عثمانی برای سیطره بر جهان عربی / اسلامی ، جنگ ها و منازعات میان ایران و ترک های عثمانی و سرانجام منازعه اعراب و اسراییل ، همگی از تنش پایدار در این منطقه حکایت دارد.
تخاصمات و منازعات میان این کشورها هم خاستگاه نژادی و هم خاستگاه مذهبی دارد و تا کنون نه تنها تلاش ها برای نزدیکی و صلح ، بی ثمر بوده که عمق کینه ها و میل به خصومت رو افزایش است.
چرا تلاش ها برای همگرایی در خاورمیانه به نتیجه نمی رسد و کبوتر صلح در آسمان این منطقه به پرواز در نمی آید؟
۴٫ تا امروز کوشش ها برای همگرایی و صلح نه فقط میان اعراب و اسراییل بلکه میان تمام قدرتهای حاضر در این منطقه ، تنها از پایگاه سیاست و صرفا با ذهنیت های صلح جویانه بوده است. اما به نظر می رسد تحقق صلح تنها با تکیه بر اذهان صلح طلب ممکن نیست و در کنار آن به لوازمی عینی تر احتیاج است. نگاهی به تجربه اروپا می تواند راهگشا باشد:
از آنجا که در طول تاریخ اختلافات نژادی و مذهبی میان اروپاییان به نبردها و اشغال نظامی سرزمین های یکدیگر منتهی می شد ، پس از جنگ جهانی دوم تصمیم برای از بین بردن احتمال جنگی دیگر به انگیزه ای برای همگرایی و تشکیل اتحادیه ای میان کشورهای اروپایی بدل شد. اما جالب اینجاست که این احساس و انگیزه در ابتدا نه از طریق تاسیس یک نهاد سیاسی بلکه با ایجاد “جامعه ذغال سنگ و فولاد” توسط آلمان غربی ، فرانسه ، ایتالیا ، هلند ، بلژیک و لوکزامبورگ و از طریق معاهده پاریس (۱۹۵۱) بروز و تجلی پیدا کرد.
پس از تجربه جامعه ذغال سنگ و فولاد ، “جامعه اقتصادی اروپا” در سال ۱۹۵۷ با توافق نامه رم بین همان شش کشور تشکیل دهنده جامعه ذغال سنگ و فولاد ، ایجاد شد که به “بازار مشترک” موسوم گردید. جامعه اقتصادی اروپا در واقع منشاء اتحادیه اروپا است. به تدریج سایر کشورهای اروپایی نیز به جامعه اقتصادی اروپا پیوستند. پس از آن به مرور جامعه اقتصادی اروپا متحول شد و از یک سازمان تجاری به نهادی سیاسی ، اقتصادی مبدل گشت که با عملکردش صلح ، همگرایی ، رفاه و پیشرفت را در منطقه ای که همواره در آتش نبردهای مذهبی و نژادی می سوخت ، تضمین نمود.
۵٫ گویا مذاهب و مکاتب ذاتا جدل برانگیز و آتش افروز هستند و تجربه نشان داده ، تجارت هم چون آبی بر این آتش است. تا کنون تلاش ها برای ایجاد صلح و همگرایی در خاورمیانه تنها از پایگاه سیاست صورت گرفته است. کشورهای عربی ، اسراییل ، ترکیه و ایران به عنوان چهار رقیب منطقه ای برای رهایی از خصومت های آشکار و پنهان و برای بدل ساختن خاورمیانه از یک منطقه پر آشوب به جایی برای همکاری و صلح می باید همان مسیری را طی کنند که اروپا پیمود: کوشش برای ایجاد یک “بازار مشترک بزرگ”.
جهان نیز اگر به دنبال صلح در خاورمیانه است می باید به جای “خاورمیانه بزرگ” به یک “بازار مشترک بزرگ” بیندیشد و درکنار راهکارهای سیاسی برای اقتصاد نیز اعتبار بیشتری قائل شود. انگاره های سخت و استوار ذهنی، تاریخی و ایدئولوژیک مانعی در جهت استقرار صلح و همگرایی در خاورمیانه است. تبدیل خاورمیانه به یک منطقه آزاد تجاری هر آنچه سخت است و استوار دود می کند و به هوا می فرستد. پیوندهای اقتصادی چنان ملت ها را به هم نزدیک می سازد و منافع اقتصادی چنان ایدئولوگ ها را پراگماتیک می سازد که جنگ های مذهبی و مکتبی و نژادی را در چشم همگان به نبردی برای هیچ و پوچ مبدل می کند. برای ایجاد صلحی ساختاری و پایدار در خاورمیانه می باید پیش از یک توافقنامه سیاسی صلح ، برای تشکیل یک بازار مشترک و آزاد کوشید. بازاری که محصول یک معاهده فراگیر تجاری باشد. حضور ایران نیز در چنین بازاری در کنار ارزش های صلح جویانه ، با توجه به ابزارها و پتانسیل های منطقه ای ایران ، قطعا گامی در جهت منافع ملی و به سود ظرفیت های تولیدی و تجاری کشور می باشد.

منبع: یادداشتهای مهدی الیاسی

خاورمیانه، راهکار لیبرال صلح, ۵٫۰ out of 5 based on 2 ratings
کلیدواژه ها ,

نظرات شما

 
  1. حسین says:

    انگاره های سخت و استوار ذهنی، تاریخی و ایدئولوژیک مانعی در جهت استقرار صلح و همگرایی در خاورمیانه است. تبدیل خاورمیانه به یک منطقه آزاد تجاری هر آنچه سخت است و استوار دود می کند و به هوا می فرستد. پیوندهای اقتصادی چنان ملت ها را به هم نزدیک می سازد و منافع اقتصادی چنان ایدئولوگ ها را پراگماتیک می سازد که جنگ های مذهبی و مکتبی و نژادی را در چشم همگان به نبردی برای هیچ و پوچ مبدل می کند.

نظر شما چیست؟