بیل پاول - هفته نامه تایم

با کیم جونگ اون آشنا شوید

♦ بیل پاول | جمعه, ۲۶م اسفند, ۱۳۹۰

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

رهبر ۲۹ ساله کره شمالی، منزوی‌ترین و خطرناک‌ترین کشور دنیا

هفته‌نامه تایم

ترجمه سیاوش صفوی

آجودان‌های کیم جونگ ایل دور یک میز بیلیارد در اتاق بازی یکی از ویلاهای “رهبر عزیز” در حومه پیونگ یانگ ایستاده بودند. ملاقات کاملا رسمی بود: آنها قرار بود جانشین کیم را ملاقات کنند. کسی که قرار بود  روزی جای او را بعنوان رهبر مستبد‌ترین حکومت دنیا بگیرد. کیم جونگ اون لباس نظامی پوشیده بود. وقتی پدرش وارد اتاق شد او خبردار ایستاد و به همراه برادرش سلام نظامی خشکی ادا کرد.

سال ۱۹۹۰ بود و کیم جونگ اون، رهبر جدید کره شمالی در آن زمان هفت سال سن داشت.

کره شمالی مخلوطی از عناصر مسموم است، حکومت مطلقه فردی، سرکوبگر، منزوی و فقیر. مکانی که حتی ذره‌ای از آزادی نیز قابل تصور نیست. رژیم آن نه تنها برای مردم کشور که برای دنیا خطرناک است. چونگ سونگ چانگ، یک استاد دانشگاه کره جنوبی معتقد است که کره شمالی “یک سیستم سلطنت استالینیستی است” که در آن نسبت خونی و تنها نسبت خونی است که دیکتاتور بعدی را مشخص می‌کند و اینکه دیکتاتور جدید چقدر بی‌تجربه و جوان باشد اهمیتی ندارد.

حدود ۳۰۰۰۰ سرباز آمریکایی در آنسوی مرز برای دفاع از برادر دموکراتیک و صنعتی کره شمالی مستقر شده‌اند. در برابر آنان ارتش یک میلیون و دویست هزار نفری کره شمالی قرار دارد که بیشتر آن در فاصله ۵۰ کیلومتری منطقه غیرنظامی مستقر شده است. در طول ده سال گذشته، با وجود تحریم‌های فلج کننده جامعه بین‌المللی، کره شمالی با سرسختی به آزمایش و توسعه سلاح‌های اتمی و موشک‌های دوربرد مورد نیاز برای حمل آن سلاح‌ها ادامه داده است. سازمان‌های اطلاعاتی غربی تعداد موشک‌های اتمی کره شمالی را بین هشت تا دوازده عدد تخمین می‌زنند. واقعیت غم انگیز این است که کره شمالی آخرین بازمانده جنگ سرد در قاره آسیاست.

این کشوریست که اکنون حداقل در ظاهر توسط کیم جونگ اون اداره می‌شود. نوه ۲۹ ساله کیم ایل سونگ، بنیانگذار جمهوری دموکراتیک خلق کره و تئوریسین ایدئولوژی مرکزی آن، “جوشه”، یا خودکفایی. در کره شمالی، کیم ایل سونگ “رهبر کبیر” خوانده می‌شود، نمادی خداگونه. با مرگ او در سال ۱۹۹۴، پسر بزرگ او کیم جونگ ایل ۵۲ ساله ادامه دهنده سلسله شد و با مرگ کیم جونگ ایل در دسامبر گذشته در ۶۹ سالگی، نوبت به کیم جونگ اون رسیده است.

در ۱۳ فوریه اخبار جدید درباره کره شمالی به گوش رسید. وزارت امور خارجه ایالات متحده اعلام کرد که مذاکرات رو در رو میان واشینگتن و پیونگ یانگ برای باز پیوستن این کشور به مذاکرات شش جانبه خلع سلاح اتمی پیونگ یانگ در ۲۳ فوریه در پکن از سر گرفته خواهد شد (سایر شرکت کنندگان، کره جنوبی، ژاپن، چین و روسیه هستند). مطمئنا این مذاکرات مبحث اصلی در دیدار معاون رئیس جمهور چین، ژی جینپانگ از واشینگتن بوده است. از سر گرفتن مذاکرات حتی پیش از مرگ کیم جونگ ایل نیز بر سر زبان‌ها بود، اما اکنون این مذاکرات اهمیت متفاوت و بیشتری پیدا کرده است زیرا به خارجی‌ها امکان اولین نگاه به تغییر و تکامل ساختار قدرت کره شمالی زیر سلطه کیم جونگ اون را می‌دهد. اکنون پیونگ یانگ اعلام کرده است که پیش از آغاز مذاکرات خواهان ۳۰۰۰۰۰ تن کمک های غذایی است (کره شمالی با قحطی‌های متوالی دست به گریبان بوده است). با این حال با پذیرش ادامه مذاکرات در پکن به فاصله کمی پس از مرگ “رهبر عزیز”، پیونگ یانگ این پیغام را می‌دهد که کیم جونگ اون راه پدر را ادامه خواهد داد و مسیری را در پیش خواهد گرفت که تحلیل‌گران مسائل کره شمالی در سئول “سیاست‌های خاندان” می‌خوانند.

اینکه آیا کره شمالی تحت رهبری کیم جونگ اون تغییر خواهد کرد و این تغییر به چه میزان خواهد بود تأثیری بی‌نهایت در توازن قوای جهانی دارد. هنوز حتی مشخص نیست که آیا او حرف اول را در پیونگ یانگ می‌زند یا خیر، و اگر پاسخ مثبت است، آیا او می‌تواند-یا می‌خواهد- که کارهای مورد نیاز را انجام دهد؟ کارهایی چون اصلاحات، باز کردن درب‌های گوشه‌گیرترین کشور دنیا، سم‌زدایی کردن از آن و هدایت کشور به سوی جامعه مدرن جهانی. اما تنها موضوعی که همه بر آن اتفاق دارند این است که کیم جونگ اون در میان تمام رهبران کشورهای مسلح به کلاهک اتمی از همه کمتر شناخته و درک شده است.

کودکی و نوجوانی

کیم جونگ اون سومین فرزند کیم جونگ ایل بود. دومین فرزند از زنی که همدم او خوانده می‌شد. کو یونگ هوی از کره‌ای هایی بود که در اوزاکای ژاپن به دنیا آمده بود و در سال ۲۰۰۴ از سرطان سینه درگذشت. او و خانواده‌اش در دهه ۱۹۶۰ مانند بسیاری از کره‌ای های ساکن ژاپن، تحت تأثیر تبلیغات وسیع  جمهوری دموکراتیک خلق کره شمالی که کشور را یک بهشت کارگری معرفی می‌کرد به کره بازگشتند. در آن زمان کره‌ای های متولد ژاپن در سیستم شبه-طبقاتی کره شمالی در پایین ترین طبقه اجتماعی قرار داشتند؛ کیم ایل سونگ با جنگ با ژاپن به قدرت رسیده بود و در پیونگ یانگ از توکیو هیولایی شبیه به واشینگتن ساخته شده است. اما کو یونگ هوی که به مدرسه هنرهای زیبای پیونگ یانگ رفته بود به رقصندگی پرداخت و مورد توجه رهبر عزیز (کیم جونگ ایل) واقع شد. او در ۱۹۸۱ اولین پسر خود، کیم جونگ چول را به دنیا آورد؛ کیم جونگ اون دو سال بعد متولد شد. در کره شمالی، محل تولد کو و اینکه هنوز تعدادی از بستگان او در ژاپن زندگی می‌کنند مخفی نگاه داشته شده است.

یکی از تنها افراد خارج از کره شمالی که خاطراتی بی واسطه از کودکی کیم جونگ اون دارد کِنجی فوجیموتو است؛ نام مستعار آشپز ژاپنی کیم جونگ ایل که در ۱۹۸۲ برای آشپزی در یک شرکت مشترک از کیوتو به پیونگ یانگ سفر کرد. در یکی از میهمانی‌ها در سال ۱۹۸۸، کیم جونگ ایل از سوشی آماده شده توسط او خوشش می‌آید و او را استخدام می‌کند. فوجیموتو که اکنون در ژاپن زندگی می‌کند کتابی با نام “وارث شمال: کیم جونگ اون” نوشته است. او پس از تعمیر دوچرخه کیم جونگ اون خردسال با او رابطه دوستانه‌ای پیدا می‌کند و از آن پس هر روز با او و برادر بزرگترش کیم جونگ چول به بازی می‌پردازد. از دید او، کیم جونگ اون با وجود الزام به پوشیدن لباس سربازی و سلام نظامی به پدرش کودکی طبیعی به نظر می‌رسیده است. به بسکتبال علاقه خاصی داشت و برخلاف برادرش از کاپیتان تیم شدن هراس نداشت و اهل رقابت بود. در اواسط دهه ۱۹۹۰، کیم جونگ اون مانند برادران بزرگترش به سوئیس فرستاده می‌شود. در آنجا نزد خانواده‌ای در برن که توسط سفارت کره شمالی مقرر شده بود زندگی می‌کند و طی دوسال اول زندگی در برن زبان انگلیسی و آلمانی می‌آموزد. در سال ۱۹۹۸، تحت نام مستعار پاک اون و بعنوان پسر یک دیپلمات وارد دبیرستانی عمومی در حومه شهر آرام، زیبا و ویلایی لیبفلد می‌‌شود. یکی از اولین سوالاتی که درباره کیم جونگ اون مطرح می‌شود این است که چرا برخلاف برادرانش که در دبیرستان فاخر بین‌المللی برن تحصیل کردند، او به لیبفلد فرستاده شده است. یکی از مامورین اطلاعاتی متخصص امور شرق آسیا که مدت‌ها خاندان کیم را مورد مطالعه قرار داده حدس می‌زند که کیم جونگ ایل فکر نمی‌کرده که پسر کوچکش وارثش شود. به همین دلیل برادران بزرگتر به موسسات مجلل‌تر رفته‌اند.

طبق گفته‌های همکلاسانش او یک زندگی عادی داشته است. در آپارتمان نامشخصی با حدود ۱۰ دقیقه فاصله از مدرسه زندگی می‌کرده است و علاقه او به بسکتبال افزایش یافته بود. همکلاسی او جوا میکلو می‌گوید: فکر می‌کنم حدود ۸۰% درصد وقت ما به بسکتبال می‌گذشت”. هنگامی که مشغول بسکتبال نبودند وقت خود را با بازی‌های ویدئویی، فیلم‌های جکی چان و تکالیف دبیرستان می‌گذراندند.

طبق گفته مسوولین دبیرستان، اون در سال ۲۰۰۰، زمانی که تازه به کلاس نهم وارد شده بود، ناگهان مدرسه را ترک می‌کند و به کشورش باز می‌گردد، امری که در مورد فرزندان مقامات سفارت‌خانه‌ها چندان عجیب نیست. وقتی اون به پیونگ یانگ باز می‌گردد فوجیموتوی آشپز هنوز آنجا بوده و پس از اینکه اون ۱۸ ساله می‌شود فوجیموتو به ژاپن باز می‌گردد.

بلوغ دیررس

در طول دهه بعد، زندگی کیم جونگ اون سوای این حقیقت که او در مدرسه نظامی کیم ایل سونگ در پیونگ یانگ تحصیل کرده‌ است در زیر هاله‌ای از ابهام قرار دارد. هنگامی که کیم جونگ ایل در ۲۰۰۸ دچار سکته قلبی شد، اکثریت کیم جونگ اون را وارث احتمالی قدرت به حساب نمی‌آوردند. در آن زمان، کیم جونگ چول، پسر میانی کیم جونگ ایل، رهبر احتمالی آینده قلمداد می‌شد، زیرا کیم جونگ نام، بزرگترین پسر، به همراه خانواده‌اش در حال تلاش برای ورود به ژاپن –ظاهرا به قصد دیدن دیزنی لند توکیو- با پاسپورت تقلبی بازداشت شده بود و آبروی خانواده را برده بود. کیم جونگ نام اکنون تحت حمایت چین، بزرگترین حامی مالی پیونگ یانگ قرار دارد و اوقاتش را بین پکن و کازینوهای ماکائو می‌گذراند.

سکته قلبی باعث تمرکز فکری رهبر عزیز شد. باید یک وارث اعلام می‌شد؛ فردی از خانواده باید اسقفی اعظم آیین “کیم ایل سونگیسم” را برعهده می‌گرفت. اما کیم جونگ چول از نگاه پدر بسیار کم گو و خجالتی بود. فوجیموتو در یکی از کتاب‌هایش درباره کره شمالی از قول رهبر عزیز نقل می‌کند که کیم جونگ چول “به دخترها شبیه ‌است”، امری که در دنیای مردسالار کره شمالی نکته مثبتی محسوب نمی‌شود.

تنها یک گزینه باقی مانده بود. بر حسب تصادف، هنگامی که کیم جونگ اون ۲۰ سالگی را پشت سر گذاشت، چهره‌اش شباهت زیادی به پدربزرگش کیم ایل سونگ پیدا کرد. به گفته لی سانگ باک، یک مقام دولتی فراری کره شمالی، در جامعه‌ای مسحور کیش شخصیت، این موضوع اهمیت فراوانی داشت. در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۰، کیم جونگ اون ۲۷ ساله به مقام ژنرال چهار ستاره ارتش خلق و نایب رئیسی کیسیون مرکزی ارتش منصوب شد که این امر او را به دومین فرمانده قدرتمندترین نهاد کشور تبدیل کرد.

از آنجا که خواسته‌های پدرش کاملا مشخص شده بود، شکی وجود نداشت که روند انتقال قدرت به سادگی پیش خواهد رفت. گفته می‌شود که کیم جونگ اون رابطه نزدیکی با جانگ سونگ تاک، از چهره‌های پرنفوذ و شوهر کیم کیونگ هوی، خواهر کوچک کیم جونگ ایل دارد. باور عمومی این است که این دو نفر نقش نایب سلطنت را بازی خواهند کرد و به کیم جونگ اون در پیگیری سیاست‌های خاندان-کارهایی که کیم جونگ ایل برای چند سال آینده پیش بینی کرده است- کمک خواهند کرد. با استانداردهای کره شمالی، جانگ فرد بسیار شناخته شده‌ای است. او به چین به طور مداوم سفر کرده و برخلاف عموم مقامات بلندپایه کره شمالی، از سئول نیز دیدار کرده است؛ در سال ۲۰۰۲ او به همراه یک هیأت نمایندگان از پیونگ یانگ برای تقویت روابط اقتصادی شمال و جنوب به سئول سفر کرد. مقامات کره جنوبی که با او ملاقات کرده‌اند عموما او را شخصی مطمئن و انتخابی منطقی برای مراقبت از کیم جونگ اون می‌دانند.

اون در گذشته و آینده

در حال حاضر سن تمام مقامات بلند پایه و قدرتمند کره شمالی حداقل دوبرابر کیم جونگ اون است و دارای تجربه‌ای بسیار وسیع تر از او هستند اما در برابر او سلام نظامی را فراموش نمی‌کنند. هرگونه سرپیچی از فرمان در بهترین حالت حداقل به حکم سنگین اعزام به گولاگ های وحشتناک کره شمالی منجر خواهد شد و در بدترین حالت، اعدام. یک مثال از چنین خشونتی را در اواسط دهه ۱۹۹۰ شاهد بودیم؛ درست زمانی که قحطی شدیدی که به مرگ میلیونها کره‌ای منجر شد آغاز گشت، اخباری از نارضایتی و گلایه‌های افسران یکی از لشکرهای اصلی ارتش خلق کره به پیونگ یانگ رسید. کیم جونگ ایل براساس گزارش منابع اطلاعاتی، دستور بازداشت ده‌ها افسر لشکر را صادر کرد و سربازان را وادار کرد تا آنچه در پی آن انجام شد را تماشا کنند. افسران بازداشت شده را با دستها و پاهای بسته مجبور به خوابیدن در وسط جاده کردند و چند تانک از روی بدن افسران بطور مکرر رد شدند و بازگشتند. چنین ترکیبی از شقاوت، ایدئولوژی و انزوا باعث شده است تا بسیاری از ناظران کره ‌شمالی بصورت متفق القول بر این باور باشند که: “شکی نیست که کیم جونگ اون تصمیم گیرنده اصلی خواهد بود”.

اون ممکن است که تصمیم گیرنده باشد، اما تصمیمات او بر اساس اطلاعاتی خواهد بود که توسط اطرافیانش فیلتر شده است؛ اطرافیانی که همسطح او نیستند، بلکه ریش سفیدانش هستند. علاوه بر جانگ که شوهر عمه اوست، حلقه نزدیکان او شامل کانگ سوک جو نیز می‌شود؛ مشاور ارشد سیاست خارجی معروف که در سال ۲۰۰۲ به دیپلمات‌های آمریکایی اطلاع داد که پیونگ یانگ درحال غنی سازی اورانیوم است تا با برنامه اتمی پلوتونیومی همراه شود. نفر بعدی ری یانگ هو است؛ یک مقام کلیدی ارتش و رئیس کارکنان عمومی، که در طول مراسم خاکسپاری کیم جونگ ایل در پیونگ یانگ درست در آن سوی تابوت و روبروی کیم جونگ اون قرار داشت.

این مردان و سایر مقامات ارشد شدیدا به برقرار ماندن شرایط گذشته تمایل دارند و احتمالا در برابر هرگونه تغییر که موقعیت آنها را تضعیف کند مقاومت خواهند کرد. اما اکنون بر خلاف سال ۱۹۹۴ که کیم جونگ ایل به قدرت رسید،  بسیاری از ساکنین کره شمالی کمابیش از دنیای خارج آگاهی دارند. آنها مانند کیم جونگ اون به خارج از کشور مسافرت نکرده‌اند؛ اما سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌ها را از طریق DVD های قاچاق شده از چین به کره شمالی می‌بینند- خصوصاً سریال‌های روزانه کره‌جنوبی بینندگان زیادی دارند- و در نقاطی از کشور که به چین نزدیک است از شبکه تلفن همراه چین برای تماس و مکالمه با بستگانی که از کشور خارج شده‌اند استفاده می‌کنند. بطور خلاصه، آنها می‌دانند که زندگی خارج از مرزها بسیار متفاوت، و بهتر است.

حباب پیونگ یانگ

دو موضوع برای کره شمالی اهمیت حیاتی دارند. آیا همانطور که حامی اصلی آنها، چین، حدود ۳۰ سال پیش به سمت اقتصاد آزاد قدم برداشت، اقتصاد خود را آزاد خواهد کرد و سرانجام به شهروندان خود اجازه بهره بردن از رشد اقتصادی وسیعی که تمام کشورهای اطرافشان در شرق آسیا را در بر گرفته خواهند داد؟ و آیا جایگاه منفور خود بعنوان حکومت اتمی یاغی را ترک خواهد کرد- امری که سایر کشورهای اجلاس شش جانبه بارها با اصرار بی نتیجه از کیم جونگ ایل خواستند و در قبال آن به او وعده روابط دیپلماتیک خوب و رشد اقتصادی برای بازسازی و تعریف دوباره کشور را دادند؟- دورانی که کیم جونگ اون در سوئیس گذراند و لباس بسکتبال دنیس رادمن را پوشید و با دوستانش به بازیهای ویدئویی پرداخت و با غربی‌ها دوست شد، باعث شده است تا برخی فکر کنند که این تصمیمات برای او بسیار ساده و منطقی خواهد بود. او دنیای خارج را تجربه کرده و فقر غم‌انگیز مردم کشورش را نیز از نزدیک دیده است. فراموش نکنیم که دنگ ژیائوپنگ (از رهبران سابق چین)، مغز متفکر آزادسازی اقتصاد چین، در دوران جوانی مدتی را به همراه ژو اِنلای (همچنین از رهبران سابق چین) در فرانسه گذرانده بود.

اما نمی‌توان به همین سادگی بر روی مسائل قضاوت کرد. سلسله کیم و کیش شخصیت آن یک حقیقت غم‌انگیز و فراگیر را مخفی می‌کنند: دولت پلیسی خفقان آوری که دستگاه امنیت داخلی آن به تنهایی بیش از ۳۰۰۰۰۰ نفر را به کار گرفته است و تنها هدف وجود آن حفظ کنترل بر روی جمعیت است؛ خواه جمعیت بی‌نوا و آرام، یا سرکش و خشمگین. درست است که کیم جونگ ایل اجازه داد تا بازارهای خصوصی کوچک رشد کنند، اما تنها دلیل این بود که پس از دوره قحطی در دهه ۱۹۹۰، راه دیگری برای در پیش گرفتن وجود نداشت. گام‌های بزرگتر نیاز به کنترل دولتی کمتر دارد و از شواهد به نظر نمی‌رسد که حزب حاکم کارگران کره و وزارت امنیت کشور علاقه‌ای به شل کردن زمام داشته باشند. کره ‌شمالی در عین حال دارای حکومتی بسیار فاسد (دزدسالار) است و مقامات ارشد آن فارغ از معاملات قاچاق در زمینه‌های مختلفی از سلاح گرفته تا مواد دارویی، سالانه میلیون‌ها از موسسات دولتی اختلاس می‌کنند. برهم زدن وضعیت جاری اقتصادی در چنین شرایطی یعنی پاگذاشتن بر روی انگشت‌های بسیار بزرگ. آیا کیم جونگ اون ۲۹ ساله این کار را خواهد کرد؟ آیا هوش این کار را دارد؟ فوجیموتو می‌گوید: “من از واژه هوشمند برای توصیف او استفاده نمی‌کنم”.

یکی دیگر از مراکز قدرت، ارتش است که مسوول برنامه اتمی کره شمالیست. برنامه‌ای که از دید رهبری ضمانت نهایی امنیت آنان است. شاید به این دلیل باشد که در همین ابتدا تلویزیون دولتی کره کیم جونگ اون را در حال بازدید از نیروها در سراسر کشور و بصورت پوپولیستی در حال شوخی و خنده با سربازانی که تنها چند سال از او جوان تر هستند نشان می‌دهد. سیاست کیم جونگ ایل قرار دادن منافع ارتش بالاتر از همه چیز، حتی منافع حزب بود. ظاهرا پسرش نیز در همین راه گام برمی‌دارد.

آیا کیم جونگ اون می‌تواند ارتشی‌های قدیمی را راضی و یا مرعوب به همراهی برای در پیش گرفتن سیاست‌هایی به نفع شهروندان فقیر کره شمالی کند؟ مردی که پدر او را می‌شناخته و با رهبری در پیونگ یانگ ارتباطاتی داشته است و دست کیم جونگ اون را در مراسم خاکسپاری کیم جونگ ایل فشرده است این سوال را بی مورد می‌داند. پرسیدن این سوال از نگاه او به معنای برداشت غلط از ماهیت نظام کره شمالی است.

این شخص داخلی (یک مقام حکومتی) بر این عقیده است که سیستم به پایداری این سلسله نیازمند است چون بدون آن کل ساختار قدرت در کره شمالی از هم خواهد پاشید. از این نگاه، کیم جونگ اون یک چهره نمادین مورد نیاز است. اما این برداشت که او تمام سرنخ‌های قدرت و سیاست‌گذاری را در اختیار خواهد داشت و دسیسه‌های اطرافیانش در او بی اثر خواهد بود و به تمام کادر ارشد کارهایشان را دیکته خواهد کرد، بیشتر به “یک رویا” شباهت دارد. “او تنها یک پسر بچه است. او محکم نیست”.

مطمئنا کیم جونگ اون به عنوان یک طرفدار بسکتبال می‌داند که محکم نبودن امر مطلوبی نخواهد بود. و زندگی او نیز یک بازی نیست.

با کیم جونگ اون آشنا شوید, ۵٫۰ out of 5 based on 1 rating

نظرات شما

 
  1. maryam says:

    In 21 century it’s really regrettable

نظر شما چیست؟