مصاحبه با سیروس ملکوتی

دلیلی برای این دشمنی نمی یابم

♦ اشکان منفرد | چهارشنبه, ۹م فروردین, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.0/5 (1 vote cast)

سیروس ملکوتی رئیس و بنیانگذار سازمان هنرمندان بدون مرز است. او جزء یکی از صدها هنرمندی است که به دلیل شرایط سیاسی جامعه ناچار به ترک ایرن و مهاجرت به آلمان شد. بسیاری وی را به عنوان برنامه ساز و مجری برنامه های شبکه تیشک تی وی می شناسند. «چراغ آزادی» گفتگویی را انجام داده است با ایشان در خصوص رابطه دو کشور ایران و اسرائیل و کمپین تازه ای که در آن مردم دو کشور  پیام صلح و دوستی برای یکدیگر می فرستند.

ریشه دشمنی بین دو کشور ایران و اسرائیل از کجا آغاز شده است؟ و در حال حاضر چه مشکلاتی سد راه دوستی این دو کشور قرار دارد؟

اسرائیل به مثابه کشوری تازه تاسیس یافته، ریشه های دورنگر تاریخی نمیتواند با ایران داشته باشد، آنچه این ریشه های تاریخی را در طرح دوستی یا دشمنی به تعریف میکشاند مربوط به یهودیان ایران میباشد که جز موارد نادری در تاریخ، تجربه یک همزیستی مسالمت آمیز را برای ما به یادگار گذارده اند. اما پس از پیدایی دولت اسرائیل روابط دولتهای ایران با اسرائیل بسیار متغیر بوده است. دشمنی به مفهوم خود به انقلاب ۱۹۷۹ و روی کار آمدن جمهوری اسلامی باز میگردد که با اخراج اتباع اسرائیلی و قطع هرگونه روابط دیپلماتیک همراه بود. جمهوری اسلامی حتی روز مشخصی را به نام روز قدس بر علیه دولت اسرائیل پایه گذاری نمود و از اولین سالگرد تاسیس خود بدین روز رسمیت بخشید. این دشمنی در رابطه با استراتژی توسعه طلبی حمهوری اسلامی برای دست یازی مدیریت سیاسی-مذهبی  بر جهان عرب-اسلامی قابل درک میباشد. دفاع نظام جمهوری اسلامی از فلسطین اما مشروط به نیروهای اسلامی تابع خویش خلاصه میگردد و از این منظر دخالت جمهوری اسلامی در موضوع فلسطین نه تنها استقلال فلسطین را به همراه نیاورد، بلکه موجب انشقاق نیروهای درونی آنرا نیز فراهم آورد. امروز در سطح دیپلماتیک، نظام جمهوری اسلامی با نفی کامل دولت اسرائیل و دخالت در امور داخلی فلسطین و استفاده ابزاری از آن، جهت جبهه مبارزاتی خارج از مرزهای حقوقی خود، سیاست مداخله گرانه خود را تبیین مینماید. حضور نظامی ایدئولوژیک، همچون نظام جمهوری اسلامی مهمترین مانع در طرح روابط دیپلماتیک و حتی حل مسئله فلسطین است. برخلاف ادعای ظاهری نظام جمهوری اسلامی، هرگز منافع فلسطین و مردم آن در این مخاصمات مورد نظر نبوده و همواره تنش و نا سرانجام پذیری موضوع فلسطین، مشروعیتی به تظاهر و خواسته مدیریت حاکمان نظام جمهوری اسلامی در سیاست منطقه داده است.

کدام یک از دولت های ایران و اسرائیل، نقش بیشتری در این چرخه نفرت و دشمنی داشته اند و اصولا عناد بین دو کشور سیاسی است یا دینی؟

سرآغاز استقرار جمهوری اسلامی، همانگونه که در پاسخ به پرسش فوق مطرح نمودم نقطه عزیمت تظاهر این دشمنی بوده است. شاید بتوان سخنان عنان گسیخته و تکرار گفته های نئو نازی های آلمان و فاشیسم جهانی از حنجره فقر دانش دیپلماتیک احمدی نژاد را  نمونه بارز و آشکاری در دشمنی خواند. به عقیده من این دشمنی آمیخته ای از مذهب، بویژه مذهب سیاسی و ابزار سازی سیاسی میباشد. فرایند هستی نظام جمهوری اسلامی نشان داد که این نظام هر چند بر بنیاد مذهب، خود را آرایشی سیاسی داده اما سیاسی تر از آن است که ابزاری در دست مذهب گردد، بلکه بالعکس این مذهب است که وسیله ای برای بازگو کردن سیاست خودکامه و تجاوزگرانه نظام کردیده است.

ایرانیان به صورت تاریخی چه موضعی را در قبال یهودیان داشته اند؟ آیا تا به حال شاهد مسئله یهودی ستیزی در ایران بوده ایم؟

یهودیان از قدیمی ترین اقوام ایرانی هستند. اینکه قومی مهاجر بودند و یا یهودیت، مهاجری در این جغرافیا بود شاید ادراک گوناگونی را سبب شود. اما به مثابه قومی کهن در این سرزمین مانند دیگر اقوام ایرانی طی هزاره ها مجموعه ای از دوستی ها و ستیزها را تجربه نموده اند. به جز چند مورد استثنا در تاریخ ما ایرانیان در حافظه تاریخی خود چنین عناد و ستیزی را به یاد نمی آوریم. در تاریخ معاصر پس از قرارداد الجزیره که منجر به صلح میان ایران و عراق گردید، طبل دیپلماسی هیاهوی ضدیهودی بودن دولت ایران را پیش کشانید اما همه میدانیم که این یک هیاهوی سیاسی بوده و ایران برای منافع ملی خود نیاز به چنین صلحی با عراق میداشت. به عقیده من ما از چنین ستیزی هرگز برخوردار نبودیم.

سیاست محمدرضا شاه پهلوی در قبال مسأله فلسطین چه بوده و چه آثار مثبت و یا منفی داشته است؟

هر چند دیپلماسی زمان محمد رضا شاه گونه های متفاوتی را در هنگامه های گوناگون تاریخی به تعریف میکشاند، باید بپذیریم که اتخاذ سیاست در رابطه با اسرائیل در این دوره با منافع ملی ایران در منطقه و همچنین سیاست ناسیونالیسم مثبت گره خورده بود. نظام پهلوی از منظر ایدئولوژی مذهبی و یا هر ایدئولوژی دیگر دخالت خود را به تعریف نمیکشاند. حمایت ایران از فلسطین و مسئله اعراب هم بعدی منطقه ای داشت و هم درونی. حکومت آن زمان از تشکیل دولت فلسطین همراه با به رسمیت شناختن دولت اسرائیل حمایت مینمود، این بیان دیپلماتیک در سیاست خارجی آن حکومت بود.

با توجه به وضعیت ایران در منطقه، دشمنی با اسرائیل را چقدر در تقابل و یا در راستای منافع ملی ایرانیان می دانید؟

من دلیلی برای چنین دشمنی نمی توانم بیابم. جز حضور سلطه گرانه یک نظام فاشیستی مذهبی که با دلایل انسان ستیزانه خودش وارد جهان متمدن گردیده و تلاش دارد منافع مسلکی و گروهی خود را به نام منافع ملی به تعریف بکشاند. مردم ایران و سرزمین ایران هیچ منافعی در این ستیز و دشمنی ندارد و بدین دشمنی هم به هیچ وجهی باور نمیدارد.

تهدید حمله نظامی اسرائیل به تسلیحات هسته ای ایران را چقدر جدی ارزیابی می کنید و چه عواقبی می تواند داشته باشد؟

من در مواضع پیشینم در رابطه با جنگ بیان داشتم که بر بنیاد شواهد موجود جنگی را پیش روی نمیبینم. اما حمله نظامی بر تاسیسات هسته ای موضوع دیگریست که ضرورتا به گستره یک جنگ تمام عیار و کلاسیک منجر نخواهد شد. من چنین حمله ای را غیر ممکن نمیدانم، البته بستگی به بسیاری از مسائل دارد. من امیدوارم چنین اتفاقی رخ ندهد زیرا چنین اقدامی بی شک میتواند تاثیری در روابط تاریخی دو کشور بگذارد و بخشی از حافظه تاریخی دو ملت را برای خود اشغال نماید. هرچند که میدانم تحمل پذیری نظام جمهوری اسلامی با بمب اتمی برای بشریت غیر قابل پذیرش خواهد بود. عواقب چنین حمله ای هنوز بررسی نگردیده است.

نخست: معلوم نیست که این حملات نتیجه بخش باشند. یعنی کارایی نظامی چنین حملاتی برای ما مشخص نیست. ضمناً این حمله میتواند سویه های گوناگونی را همراه بیاورد. دخالت نیروی خارجی میتواند عاملی در خاموشی و دلسردی اراده ملی در مبارزه علیه این نظام گردد، یا میتواند انگیزه ای برای دخالت و مبارزه باشد.

دوم: نظام با پیامد چنین حادثه ای میتواند جام زهر را بنوشد و یا آنرا در حلق ملت خود بریزد و طبل ملی گرایی را برای حفظ منافع خود بکوبد. بنابراین هنوز معلوم نیست که حل معادلات پیش روی کدام سویه های انتظار را برآورده میکنند.

آیا اقداماتی از جمله کمپین دوستی ملت ایران با ملت اسرائیل، می تواند کمکی در کم کردن خطر جنگ داشته باشد؟ و به طور کلی چقدر فضای چنین فعالیت های مجازی می تواند تاثیری روی تصمیم سیاستمداران داشته باشد؟

من با هر کمپین دوستی میان مردم جهان موافقم بویژه در چنین شرایطی. مردم جهان تنها حامیان صلح و دوستی های حقیقی هستند، دولت ها اما وظایف دیگری برای خود قائلند.

ما در اسرائیل شاهد کمپین های دوستی متفاوتی هستیم که نشان از بلوغ مردم متمدن آن میدهد. مانند کمپین دوستی با ملت فلسطین، کمپین ضدجنگ. و به نظرم وجود این کمپین‌های انسانگرا و مترقی تا کنون توانسته اند تاثیر بسیار مثبتی بر اذهان جهانی بیافرینند. به نظر من اعتبار اسرائیل در قدرت نظامی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در وجود انسانهای صلح دوستش درک می‌شود. این کمپین ها اعتبار حقیقی کشور اسرائیل را نزد صلح جویان جهانی فراهم آوردند. خوشبختانه من به سبب کارم و سازمانی که بنیادش نموده بودم یعنی «هنرمندان بدون مرز»، با بسیاری از صلح جویان اسرائیلی و روشنفکران و هنرمندان آن آشنا هستم. در سال ۲۰۰۴ گزارشی در مجله سازمان هنرمندان بدون مرز چاپ گردید که نشان از مبارزه بی دریغ صلح جویان اسرائیل مینمود. برگزاری نمایشگاه نقاشی از آثار سربازانی که امتناع نمودند به روی مردم فلسطین اسلحه های خود را نشانه بگیرند، این مقاومت بلوغ انسانی نسلی را نشان میدهد که با اتکا بر آن میتوان جهان بهتری را آرایش داد.

به نظر شما مسئله فلسطین از منافع ملی ایرانیان است و باید به عنوان یک پیش شرط گفتگو و صلح با اسرائیل مطرح شود؟ آیا این دوستی و تلاش برای صلح، در تقابل با منافع فلسطینیان خواهد بود؟

مسئله فلسطین و اسرائیل روان جهان را آزرده است. سالهاست که جهان شاهد جدالیست که ذهنیت صلح جویان را به خود مشغول داشته، این موضوع جدا از منافع مردمی که مستقیم با آن مواجه هستند، سالهاست به یک معضل جهانی تبدیل گردیده است. دست‌های تنش خواه جهانی برای توفق سیاستهای خود در منطقه، پایان چنین جنگی را نمی‌خواهند، این جدال منابع دخالت و  ثروت بسیاریست. اما بی شک نمیتواند موضوع اصلی و تعیین کننده ایران در طرح روابط دیپلماتیکش با اسرائیل یا فلسطین باشد. از آن جایی که نظام مستقر در ایران نماینده منافع ملی ایرانیان نیست، نمیتواند سیاست خود را بدین نام یعنی منافع ملی معرفی نماید. به نظرم منافع مردم فلسطین در طرح دشمنی با اسرائیل بدست نمی آید، بلکه بالعکس در هم آمیختگی و همزیستی بهترین وسیله برای صلح در منطقه خواهد بود.

 

دلیلی برای این دشمنی نمی یابم, ۵٫۰ out of 5 based on 1 rating
کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 
  1. sima says:

    عالی بود .بسیار روشن کننده و آموزشی بود.بهترین نوشته ا ی که تا به حال در این مورد خوانده بودم . لطفآ بیشتر بنویسید

  2. [...] از بلندروازیهای هسته ای، تغییرات اساسی در موضع خود نسبت به اسراییل اتخاذ کند، که به ساختار داخلی حکومت ضربه ای کشنده وارد [...]

نظر شما چیست؟