فربد رحیمی فرد

دیدگاه جاگدیش بهاگواتی در خصوص جهانی شدن

♦ فربد رحیمی فرد | دوشنبه, ۶م شهریور, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

جاگدیش بهاگواتی استاد دانشگاه در دو رشته حقوق و اقتصاد در دانشگاه کلمبیا است. او همچنین علاوه بر کتابهایی که از خود به جا گذاشته است، دارای مقالات در نشریات معتبر علمی و روزنامههای تاثیر گذاری همچون اکونومیست و تایمز مالی است. علاوه بر این او محقق ارشد اقتصاد بین الملل در شورای روابط خارجی نیز میباشد.
بهاگواتی در کتاب «در دفاع از جهانی شدن» سعی بر این دارد که دیدگاههای انتقادی حول محور جهانی شدن را به چالش بکشد. بهاگواتی مدافع نوع خاصی از لیبرالیسم است که در آن مسئله «تجارت آزاد» حیاتی ترین سر منشاء رسیدن به کامیابی اقتصادی و سیاسی است. مانند بقیه متفکران لیبرال او نیز به نقش اقتصاد بر سیاست رجحان میدهد. وی در این کتاب با بهره گیری از دادههای نهادهای بین المللی، مانند بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی، امتیازات جهانی شدن را به نمایش میگذارد. البته لازم به ذکر است که این تحقیق صرفا در راستای پاسخ دادن به چالشهای موجود نیست، بلکه توضیح دقیقی است بر نقاط مبهم جهانی شدن که توسط مخالفانش مطرح میشود. برچسبهای مختلفی به بهاگواتی زده میشود به این منظور که او از چه مدلی از لیبرالیسم حمایت میکند. اما آنچه به نظر میرسد این است که این نوشتار بیشتر بر رویکرد لیبرالیسم کلاسیک تاکید میورزد به خصوص این سخن در لیبرالیسم کلاسیک که در نظام بازار منافع شخصی سبب منافع جمعی گسترده تری میشود و همچنین اینکه دولت شر لازم است. نتیجتا تعجبی ندارد که سیاستهای غیر کارآمدی که در حوزههای مختلف اقتصادی به اجرا گذاشته میشوند، آن دسته از سیاستهایی هستند که توسط بخش دولتی اتخاذ میشوند (مخصوصا در نبود ساز و کار بازار آزاد که این مساله قدرت انحصاری دولت را چندین برابر میکند).
او به بروندادهای متنوعی از جهانی شدن اشاره میکند، از کاهش فقر گرفته تا افزایش دموکراسی. از لحاظ سطح تحلیل این نوشتار تحلیلی است که بر دیدگاه اقتصاد کلان سوار است. دیگر نکته مهم در دیدگاه این مطالعه، نگرش بلندمدت نسبت به ساز و کار بازار آزاد است. بر این اساس شکستهای موضعی و کوتاه مدت بازار در فرایند «خودتنظیمی» را نمیتوان به ساز و کار بلند مدت بازار تعمیم داد. از همین منظر بهاگواتی در کتابش به مطالعه و بررسی بروندادهای بازار آزاد در بلند مدت می‌پردازد. همان طور که قبلا اشاره شد، «در دفاع از جهانی شدن» بر مبنای دادههای گردآوری شده از مناطق مختلف در سری زمانی ادعاهایش را استنتاج میکند. برای مثال او اشاره میکند که جهانی شدن با فراهم کردن فرصتهایی که ناشی از بهبود وضع اقتصادی است سبب افزایش سطح تعلیم و تربیت می‌شود، و این تعلیم و تربیت خود باعث افزایش رشد اقتصادی است. این عامل در امتداد عوامل دیگر سبب کاهش نرخ بیکاری میشود. و شکی نیست که کاهش نرخ بیکاری سبب کاهش فقر در جوامع می‌شود. بر اساس آمار و ارقام بانک توسعه آسیایی، نرخ فقر از نرخ ۲۸درصد در سال ۱۹۷۸ به نرخ ۹ درصد در سال ۱۹۹۸ در چین تغییر کرده است. البته لازم به ذکر است که تثبیت دستمزدها که از سیاستهای چپ گرایانه چین میباشد همچنان راه برون رفت از وضعیت ناخوشایند کارگران را مسدود میکند. این در حالی است که نرخ فقر در هند در سال ۹-۱۹۷۸، ۵۱ درصد بوده و در سال ۲۰۰۰-۱۹۹۹، ۲۶ در صد گزارش شده است. دلیل این موفقیت این است که هر دو کشور از دهه ۸۰ میلادی شروع به باز کردن اقتصاد خود و اتخاذ سیاست‌هایِ «تجارت آزاد» اقدام کردهاند. پس جهانی شدن را میشود به یک بستهای که حاوی شبکه‌ای از معیارهای مختلف است، تشبیه کرد که سر شار از مزیتهایی است نیازمند تمام اجزای این بسته میباشد. در نهایت در یک سازوکار بازار آزاد در سطح جهانی می‌توان شاهد افزایش «آزادی» در سطح محلی بود. این آزادی اقتصادی که از مهمترین پایههای بازار آزاد است منجر به آزادیهای اجتماعی و سیاسی میشود. از این رو، او اکیدا این ادعا که جهانی شدن معاند دموکراسی است را رد میکند، و حتا به همبستگی این دو اشاره دارد. حول این آزادی اقتصادی، پارهای از ابهامات در باب عدم امنیتی که سیستم بازار با خود به همراه میآورد میباشد. این مسآله که «عدم امنیت» به چه معنا است خود امری مهم است که در یک بستر خاص باید تعریف شود. بهاگواتی این عدم امنیت را تا زمانی که به شکل ریسک بر دوش بازیگران اقتصادی میباشد، میستاید. به عبارت دیگر این ریسک سبب تکاپوی بازیگران و ایجاد حد اکثر کارایی میشود. موضعی که او نسبت با «مالیات» دارد بیشتر از دیدگاه برآورد هزینه به شکل لیبرالی میباشد تا مداخله دولت. به عبارت دیگر، مثلا صنایعی که به محیط زیست لطمه وارد میکنند باید این هزینه را به شکل مالیات پرداخت کنند، چرا که در نهایت این مساله باید جزو هزینه تولید آن واحد صنعتی به حساب بیاید.
در مجموع بهاگواتی را میتوان از آن دسته از لیبرالهایی دانست که تجارت آزاد را شرط لازم در شکوفایی اقتصادی (و نهایتا سیاسی و اجتماعی) می‌دانند. البته در این تحقیق تجارت آزاد شرط کافی نمیباشد. بهاگواتی بر این عقیده است که جهانی شدن باید مدیریت شود. در غیر این صورت میتواند اثرات مخربی داشته باشد، مانند بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷٫ احتمالا اگر این مطالعه پس از بحران مالی اخیر انجام میشد، او بازیگران سیاسی را که در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی که به نام آزاد سازی بازار مالی از مدیریت آن فاصله گرفتند، ملامت میکرد. از طرف دیگر در مورد مساله مهاجرت که یکی از مسائل مهم دنیای امروز است، بهاگواتی بازیگران سیاسی را به مدیریت صحیح این پروسه می خواند به جای اینکه ابزارهای محدود کننده استفاده کنند.

مقاله ای از جاگدیش بهاگواتی: آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟ کاملاً برعکس.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟