تحلیل اقتصادی

تحریم‌ها بر ایران مؤثر بوده اما مؤثر نخواهد بود

♦ استیو اچ. هنکی | پنجشنبه, ۶م مهر, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 5.0/5 (4 votes cast)

از زمانی که محمود احمدی نژاد در ماه اوت سال ۲۰۰۵ رئیس جمهور ایران شد، وضعیتِ اقتصاد این کشور بدتر از بد شده است. ایران در حال حاضر در رتبه‌بندیِ انجام کسب‌و‌کار بانک جهانی برایِ سالِ ۲۰۱۲، که گزارشی  موثق از آزادیِ اقتصادی و سهولت انجام کسب و کاراست، در میانِ نزدیک به ۱۸۳ کشور جهان رتبه ۱۴۳ را دارا است؛ رتبه‌ای بسیار پایین. جدول زیر رتبه‌یِ ایران را نسبت به کشورهای دیگر در منطقه خاور میانه و شمال آفریقا نشان می‌دهد.

 

برای دهه‌ها، اقتصاد ایران وسیله‌ای شده است در دستانِ دیوان‌سالاران و ملایان که با دستور از بالا، وضعِ مقررات، کنترل قیمت‌ها، یارانه‌ها، کاغذبازی اداری، و طیف گسترده‌ای از ابزارهایِ مداخله‌گرایانه‌یِ دیگر مقاصدِ خود را پیگیری می‌کنند. آنچه اقتصاد ایران را در این وضعیتِ تعلیق نگاه داشته است درآمدهای نفتی است.

مدت کوتاهی پس از آنکه احمدی نژاد قدرت را به دست گرفت، ایران خشم ایالات متحده و متحدان آن را بر سر جاه‌طلبی‌های هسته‌ای‌اش برانگیخت. اخیرا نیز ستیزه‌جوییِ ایران در تنگه هرمز، و حمایت‌اش از رئیس جمهور سوریه، بشار اسد، این تنش‌ها را تشدید کرده است. اینک مدتی است که ائتلاف سستی از “متحدان” تحریم‌های اقتصادی‌ای را علیه ایران به اجرا گذاشته است. با ملاحظه‌یِ گاه‌شمارِ حوادث اثرِ تحریم‌ها را بهتر می‌توان دید.

 

آیا تحریم‌ها تاثیری داشته است؟ نرخ ریال ایران گویایِ داستان است. هنگامی که پرزیدنت اوباما «قانونِ تحریم‌های جامع ایران، پاسخگویی و کاهش سرمایه‌گذاری» را در ماه ژوئیه سال ۲۰۱۰ به امضا رساند، نرخِ رسمی ریال ایران در برابرِ دلار امریکا به نرخِ بازار سیاه بسیار نزدیک بود.

 وقتی ارزشِ یک پول در مقابلِ ارزهایِ خارجی سقوط می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که دیگر شاخص‌هایِ اقتصادی نیز در حال سقوط اند. به عنوان مثال، با استفاده از نرخ برابری ریال ایران در برابر دلار امریکا در بازار سیاه، ۱۰ سپتامبر، من تخمین می‌زنم که ایران در حال تجربه نرخ تورم سالانه ۷۱ درصدی است.

اما، همانگونه که در نمودار دیده می‌شود، به طور فزاینده‌ای از ژوئیه ۲۰۱۰ شکافی بین نرخِ رسمی و نرخِ بازارِ سیاه به وجود آمده است. با سقوط شدید ارزش ریال ایران در تاریخ ۱۰ سپتامبر، در حال حاضر، ارزشِ ریال ۵۲ درصد پایین تر از نرخ رسمی است.  وقتی ارزشِ یک پول در مقابلِ ارزهایِ خارجی سقوط می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که دیگر شاخص‌هایِ اقتصادی نیز در حال سقوط اند. به عنوان مثال، با استفاده از نرخ برابری ریال ایران در برابر دلار امریکا در بازار سیاه، ۱۰ سپتامبر، من تخمین می‌زنم که ایران در حال تجربه نرخ تورم سالانه ۷۱ درصدی است.

برای به دست آوردن یک تصویر واضح و روشن از شرایط اقتصادی تجربه شده توسط اکثریت ایرانیان، می‌توان شاخص فلاکت را ساخت. این شاخص، مجموع تورم، نرخ بهره و بیکاری، منهای درصد تغییر سالانه در تولید ناخالص داخلی سرانه است.

 

شاخص فلاکت در ایران، برای دوره ۱۹۹۱-۲۰۱۲، در جدول ارائه شده است. باید تأکید کرد که نرخ واقعی تورم در ایران، نرخ بهره و بیکاری احتمالا بیشتر از آن رقمی است که گزارش شده است. در نتیجه، سطح واقعی شاخص احتمالا بالاتر از رقمی است که در جدول نشان داده شده است. با این حال، جهتِ حرکت‌ شاخص به سمتِ بالا یا پایین قابل اعتماد است.

چند نتیجه‌یِ قابلِ اعتماد از این نمودار می‌توان گرفت: سطح شاخص در طول دوره ۱۹۹۱-۲۰۱۲ رشدِ زیادی داشته است. در سال‌هایِ حکومتِ رفسنجانی شاخص بالا و پایین شد. دورانِ خاتمی با ثبات نسبی و بهبود ملایم در وضعیتِ اقتصادی مشخص می‌شود.اما  افزایشِ چشمگیر در میزانِ این شاخص از اواخر سال ۲۰۱۱ ، دوره احمدی نژاد، نشان از وخامتِ شرایط اقتصادی است.

برایِ مقایسه، شاخص فلاکت مصر نیز در نمودارِ دیگر عرضه شده است. مقایسه نشان می‌دهد که وضعیتِ اقتصادِ ایران چقدر وخیم است. شاخص فلاکت در مصر از سال ۱۹۹۳، حتی در اوج بهار عربی از رقمِ ۴۰ فراتر نرفته است. در حالی که شاخص فلاکت در ایران اغلب بالاتر از ۴۰ بوده است و اخیرا نیز به رقمِ ۱۰۶ جهش کرده است.

 

شکی نیست که تحریم هایی که «متحدان» بر ایران تحمیل کرده اند، به سرعت اثرِ خود را نشان می‌دهند. اما، آیا این تحریم‌ها مانع از جنگ می‌شود؟ احتمالاً نه.  پروفسور جان میرشایمر در شاهکارش به نامِ «تراژدی سیاست قدرت‌های بزرگ»، شواهد کافی در تاییدِ این سخن ارائه می‌کند که محاصره دریایی و بمباران استراتژیک (و من تحریم‌های مالی را اضافه می‌کنم) به ندرت به اهدافِ مورد نظر منتج می‌شود. نتیجه‌گیریِ پروفسور میرشایمر چنین است:

«… مردمانِ کشورهایِ مدرن می‌توانند میزانِ بالایی از درد و رنجِ را تحمل کنند، بی‌آنکه به قیام علیهِ دولتِ خود به‌پا خیزند. یک نمونه‌یِ تاریخی نیز وجود ندارد که محاصره و بمباران استراتژیک با هدفِ تنبیه مردمِ کشورِ دشمن، اعتراضات عمومی مؤثری را علیه دولت‌ آن کشور برانگیزد. به نظر می‌رسد که “چنین مجازاتی بیش از آن‌که خشم عمومی علیه دولت را برانگیزد، آن را متوجه مهاجم می‌کند.”»

حتی اگر تحریم‌ها باعث بدبختی و فلاکت بی حد و حصر در ایران شود تاریخ نشان می‌دهد که شک و تردیدِ بسیاری وجود دارد که ایرانیان منطبق با خواسته های «متحدان» عمل کنند. پروفسور میرشایمر چنین می‌نویسد:

«نحبگانِ حاکم … به ندرت به دلیل خسارتِ وارده بر مردمان کشورشان از مخاصمه عقب می‌نشینند. در واقع، می‌تواند استدلال کرد که هر چه خساراتِ وارده بر مردم بیشتر باشد، ترکِ جنگ توسطِ حاکمان دشوارتر می‌شود. اساس این ادعا، که خلافِ شهود به نظر می‌رسد، این است که شکست خوردن در جنگ احتمال اینکه پس از جنگ مردم  به خاطرِ خسارات و ویرانی‌هایِ تحمیل شده به ایشان در جریانِ جنگ به دنبال انتقام از حاکمان خود باشند، بیش‌تر می‌شود. بنابراین، این دسته از رهبران انگیزه‌یِ قوی‌ای دارند که بر درد و رنجِ مردمِ خود چشم بپوشند، و جنگ را به امیدِ پیروزی تا پایان ادامه دهند، به امید اینکه با پیروز شدن در جنگ خود را از انتقامِ مردمِ خویش حفظ کنند. “

بنابراین، به یک معنا، تحریم‌ها مؤثر اند، چرا که فلاکت عظیمی را به ایرانیان تحمیل کرده اند. اما از جنبه‌یِ دیگر، احتمالا با شکست مواجه خواهند شد – چرا که احتمالا ملاها را به سازش وادار نخواهند کرد. شاید به این دلیل است که وزیر خارجه‌یِ روسیه، سرگیئ لاوروف،  با اطمینان اعلام کرد که «روسیه اساسا مخالفِ [وضعِ تحریم هایِ بیشتر] است، چون برای حل مشکلات، لازم است که شما با کشورها تعامل کنید، و نه اینکه آن‌ها را منزوی کنید.»

استیو  اچ. هنکی استاد اقتصاد کاربردی در دانشگاه جانز هاپکینز در بالتیمور و پژوهشگرِ ارشد موسسه کیتو واقع در واشنگتن، دی.سی. است

تحریم‌ها بر ایران مؤثر بوده اما مؤثر نخواهد بود, ۵٫۰ out of 5 based on 4 ratings

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟