معاون سردبیر

خوردن حلال، بُردن حرام: آیا نابرابری در نرخِ مؤثرِ مالیاتی ناعادلانه است؟

♦ رضا انصاری | چهارشنبه, ۳م آبان, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

به یاد دارم در کودکی وقتی در تابستان به باغِ دوست و آشنا که میوه به درخت فراوان بود، دعوت می‌شدیم، می‌شنیدیم که «خوردن حلال، بُردن حرام»؛ یعنی که «حق داری هر اندازه که می‌توانی در باغ بچینی و بخوری، اما حق نداری اگر الان میل‌‌ات نمی‌کشد، میوه را از درخت به جیب‌ات بریزی، و بعداً بخوری.»

اگر شکمِ کوچکی می‌داشتی، که من داشتم، در مسابقه با آن بچه‌یِ دیگری که توان و گنجایشِ خوردنِ بیش‌تر داشت، عقب می‌ماندی.
آیا قاعده‌یِ «خوردن حلال، بُردن حرام» قاعده‌ای ناعادلانه بود؟
گر چه ترجیح می‌دادم که با توجه به توانِ کمترم در خوردن، بُردن هم حلال می‌بود، اما به عقلِ کودکانه‌یِ من، «خوردن حلال، بُردن حرام» قاعده‌یِ ناعادلانه‌‌ای نبود؛ قاعده‌یِ ساده‌ای بود که میزبانِ سخاوتمندِ مالکِ درختانِ میوه که در برابرِ میوه‌اش پولی طلب نمی‌کرد، وضع کرده بود. می‌فهمیدم که صاحبِ سخاوتمندِ مجلس از آن شور و هیجانِ دسته‌جمعی میوه چیدن و در مجلس خوردنِ مهمانان لذتی می‌برد که در به جیب ریختن و بعداً خوری و تنها خوریِ مهمانان نمی‌برد، یا کمتر می‌برد. عقلِ کودکانه می‌گفت صاحبِ مجلس حق داشت چنان قاعده‌ای وضع کند، جایی برایِ شکوه نیست، باید در مقابلِ رویِ گشاده‌اش و سخاوت‌اش تشکر کرد.
البته ظاهراً آن قاعده مزاحی بیش نبود، چون معمولاً میزبانِ سخاوتمند آخر مجلس دست و جیبِ تو را و سبدِ خانواده‌ات را از میوه پر می‌کرد. ظاهراً من در کودکی قواعد و قانون را زیادی جدی می‌گرفتم، و «خوردن حلال، بُردن حرام» در کنارِ میوه چیدن و میوه خوردن، مرا به فلسفه‌بافی نیز مشغول می‌کرد.

 

 

آیا نابرابری در نرخِ مؤثرِ مالیاتی ناعادلانه است؟
فرض کنید، امسال من ۱۰۰ تومان درآمد دارم، و شما ۱۰۰ تومان. هر دو در یک جامعه زندگی می‌کنیم، و بهره‌مند از خدماتِ عمومی‌ای هستیم که یک دولت فراهم می‌کند. تولیدِ خدماتِ عمومی هزینه‌بر است، و من و شما باید در تأمینِ آن هزینه‌ها مشارکت کنیم. مشارکتِ ما، بنا به قانون، از طریقِ پرداختِ مالیات بر درآمد است.
فرض کنیم بنا به قانون، باید هر دویِ ما، در سطحِ درآمدی ۱۰۰ تومان در سال، ۲۰ درصد؛ یعنی بیست تومان مالیات بدهیم.
آیا نظامِ مالیاتِ بر درآمدی که میانِ دو فرد با درآمدِ برابر تبعیضی قائل نمی‌شود، و از هر دو بنا به یک نرخ مالیات می‌گیرد، عادلانه نیست؟ به گمان‌ام کاملاً عادلانه است، کوچک‌ترین دلیلی برای ناعادلانه خواندنِ این نظامِ مالیاتی نمی‌یابم.
حال فرض کنید که من امسال کلِ ۸۰ تومان درآمد پس از مالیات‌ام را مصرف کنم، و شما تنها ۵۰ تومان از ۸۰ تومان درآمدِ پس از مالیات‌تان را مصرف کنید، و ۳۰ تومانِ دیگر را پس‌انداز کنید.
من با مصرفِ همه‌یِ درآمدِ پس از مالیات‌ام ثروتی نمی‌اندوزم، اما شما صاحبِ ۳۰ تومان ثروت می‌شوید.
سالِ دیگر، باز من و شما هر کدام ۱۰۰ تومان درآمد داریم، نرخِ مالیات بر درآمد همچنان همان نرخِ بی‌تبعیضِ ۲۰ درصد است. بنابراین هر دو دوباره باید ۲۰ تومان مالیات بپردازیم.
اما در سالِ دوم، ۱۰۰ تومان درآمدِ سالانه‌یِ من همه‌یِ دریافتیِ من است، اما همه‌یِ دریافتیِ شما نیست.
شما ۳۰ تومان ثروت دارید، که یک سال آن را اندوخته اید، و بهره‌ای ۱۰ درصدی، معادلِ ۳ تومان، از آن تحصیل کرده اید.
بنابراین آنچه شما می‌توانید در سالِ دوم خرج کنید، ۱۳۳ تومان است، در حالی که من همان ۱۰۰ تومان را دارم.
سال دوم، من و شما هر دو ۲۰ تومان مالیات می‌پردازیم. نسبتِ ۲۰ تومان مالیاتِ پرداختیِ من به کل دریافتی‌ام که همان درآمد ۱۰۰ تومانی است، ۲۰ درصد است، اما نسبتِ ۲۰ تومان مالیاتی که شما می‌پردازید، به ۱۳۳ تومان (جمعِ درآمد، ثروت، و بهره) که می توانید خرج کنید، ۱۵ درصد است؛ و نسبتِ ۲۰ تومان مالیات‌تان به ۱۰۳ تومان (جمعِ درآمد و بهره) ۱۹/۴ درصد است.
آیا عادلانه است که در سال دوم من ۲۰ درصد مالیات بدهم و شما با یک حساب ۱۵ درصد و با حسابِ دیگر ۱۹/۴ درصد؟
آیا عادلانه است که شما بر رویِ ثروت ۳۰ تومانی و بهره ۳ تومانی‌تان مالیات ندهید؟
آیا عادلانه است که شما که ثروتمند هستید، از من که ثروتی ندارم با نرخِ مؤثرِ مالیاتیِ کمتری مالیات بدهید؟
آیا عادلانه نیست که شما که ثروتمندتر هستید، به جایِ نرخِ مؤثرِ کمتر با نرخِ مؤثرِ بیش‌تر مالیات بپردازید؟
بیایید حساب کنیم در دوره‌یِ دو ساله، چقدر مالیات پرداخته ایم.
هر دو هر سال ۱۰۰ تومان درآمد داشته ایم (در دو سال ۲۰۰ تومان)، و هر دو هر سال ۲۰ تومان مالیات داده ایم (در دو سال ۴۰ تومان).
به نظر می‌رسد، بی‌عدالتی‌ای وجود نداشته است. هر دو یک میزان درآمد داشته ایم، و هر دو یک میزان مالیات پرداخته ایم.
اما آن اختلاف در نرخِ مؤثر مالیاتی در سالِ دوم که در نظرِ اول ناعادلانه می‌آید، از کجا ناشی شد؟
از اینجا ناشی شد که شما در سالِ اول ۳۰ تومان از ۸۰ تومان درآمدِ پس از مالیات‌تان را مصرف نکردید، و آن را اندوختید، و به سالِ دوم انتقال دادید، در حالی که من همه‌یِ ۸۰ تومانِ درآمدِ پس از مالیاتِ سالِ اول را مصرف کردم.
آیا من به همه‌یِ ۸۰ تومان درآمدِ پس از مالیاتِ سالِ اول‌ام مالکیت داشتم؟ آری. آیا حق داشتم همه‌یِ آن را مصرف کنم؟ آری.
شما هم به همه‌یِ ۸۰ تومان درآمدِ پس از مالیاتِ سالِ اول‌‌تان مالکیت داشتید، اما در هزینه کردنِ آن انتخابی متفاوت از من کردید.
چنان که من در مصرف کردن یا پس انداز کردنِ ۸۰ تومانِ خود حقِ انتخاب داشتم، شما نیز به ۸۰ تومانِ خود حقِ انتخاب داشتید.
حال اگر علاوه بر ۲۰ درصد مالیات بر درآمد، ۲۰ درصد مالیات بر ثروت، و ۲۰ درصد نیز مالیات بر بهره وضع شود، من و شما چه میزان مالیات می‌دهیم؟
سالِ اول، هر دو فقط صاحبِ درآمد هستیم، نه من ثروتی دارم و نه شما، نه من بهره ای بر ثروتِ خود دریافت می‌کنم و نه شما. هر دو بر درآمدِ ۱۰۰ تومانی، ۲۰ درصد مالیاتِ بر درآمد می‌پردازیم، معادلِ ۲۰ تومان.
سالِ دوم، باز من ۱۰۰ تومان درآمد دارم، و فقط ۲۰ تومان مالیات بر درآمد می‌پردازم، و چون ثروتی ندارم و بهره ای تحصیل نکرده ام، مالیاتی بر آن‌ها نمی‌پردازم.
شما نیز ۱۰۰ تومان درآمد دارید و ۲۰ تومان مالیات بردرآمد می‌پردازید. اما در سالِ دوم، شما علاوه بر درآمد، ۳۰ تومان ثروت دارید، و ۳ تومان نیز بهره تحصیل می‌کنید. شما علاوه بر ۲۰ تومان مالیات بر درآمد، بر رویِ ۳۰ تومان ثروت باید ۲۰ درصد، به ارزش ۶ تومان مالیات بر ثروت بدهید، و بر رویِ ۳ تومان بهره باید ۲۰ درصد، به ارزشِ ۶ ریال مالیات بر بهره بپردازید. بنابراین جمعِ مالیاتِ پرداختیِ شما در سالِ دوم می‌شود ۲۶/۶ تومان.
نسبتِ ۲۶/۶ تومان از ۱۳۳ تومان مجموعِ درآمد، ثروت، و بهره ی دریافتی شما در سال دوم، می‌شود ۲۰ درصد، که با نرخِ مالیاتی که من می‌دهم برابر است.
بنابراین، آن تفاوت در نرخِ مؤثرِ مالیاتی میانِ من و شما که در نبودِ مالیاتِ ۲۰ درصدی بر ثروت و بهره وجود داشت، ظاهراً اینجا وجود ندارد.
اما باز بیاید ببینیم در طولِ دو سال هر کدام چقدر مالیات پرداخته ایم.
من در طولِ دو سال از مجموعِ ۲۰۰ تومان درآمد ۴۰ تومان مالیات پرداخته ام، و شما از مجموعِ ۲۰۰ تومان درآمد در دو سال ۴۶/۶ تومان.
با وضعِ مالیات ۲۰ درصدی بر ثروت و بهره، من و شما که در هر دو سال درآمدِ یکسان داشتیم، هر دو سال با نرخِ مؤثرِ مالیاتی برابری مالیات پرداختیم، اما به طورِ مطلق شما بیش‌تر از من مالیات پرداختید.
و آنچه که علتِ تبعیضِ مالیاتی نسبت به شما بود، همانا برقراریِ مالیات ۲۰ درصدی بر ثروت و مالیات ۲۰ درصدی بر بهره است.
در واقع، مالیات بر ثروت و مالیات بر بهره شکلی از همان قاعده‌یِ «خوردن حلال، بُردن حرام» است، با این تفاوت که این بار، در این مثال، وضعِ این قاعده کاملاً ناعادلانه است.
چرا ناعادلانه است؟ چون میزبانِ باغدارِ دورانِ کودکی مالکِ میوه‌‌ِی درختان بود، و محق بود برایِ بهره‌مندی از سخاوت‌اش هر شرطی تعیین کند، از جمله شرطی که هم‌بازیِ مرا که را که بیش‌تر می‌توانست بخورد بیش‌تر منتفع کند، و مرا که کمتر می‌توانستم بخورم کمتر، اما دولت در جایگاهِ آن نیست که بینِ من و شما که هر دو مالکِ درآمدِ خود هستیم، و البته باید در تأمینِ مالیِ خدماتِ عمومی هم مشارکت کنیم، بر اساسِ ترجیحاتِ مصرفی‌مان تبعیضی قائل شود، که منجر به مشارکتِ نابرابرِ من و شما در تأمینِ مالیِ خدماتِ عمومی گردد.
اگر شما مصرفِ فردا را به مصرفِ امروز ترجیح می‌دهید، و ترجیح می‌دهید که ۳۰ تومان از ۸۰ تومان درآمدِ پس از کسرِ مالیات‌تان را در سالِ اول مصرف نکنید، و مصرفِ آن را به سالِ دوم منتقل کنید، نباید به خاطرِ ترجیح مصرفیِ خاصِ خود تنبیه شوید، همچنان که من به خاطرِ ترجیحِ مصرفیِ خود؛ یعنی مصرفِ همه‌یِ ۸۰ تومان درآمد پس از کسر مالیات در همان سالِ اول تنبیه نشدم.
فضیلتِ مالیات بر درآمد در این است که نسبت به ترجیح به مصرف یا پس‌انداز خنثی است. مالیات بر مصرف، مالیات بر ثروت، و مالیات بر بهره این فضیلت را ندارند.
توجه دارید که مقایسه را بینِ دو فرد که هر سال درآمدِ مساویِ ۱۰۰ تومانی دارند، انجام دادم. بنابراین، هیچ گونه استدلالی علیه تصاعدی بودنِ نظامِ مالیاتی اقامه نکردم. می‌توان همچنان اقامه دلیل کرد که عادلانه است که مثلاً او که ۱۰۰ تومان درآمد دارد ۲۰ درصد مالیات بر درآمد بدهد، و او که ۲۰۰ تومان درآمد دارد، ۳۰ درصد مالیات بر درآمد.
اما در یک نظامِ مالیات بر درآمدِ تصاعدی، صفر بودنِ مالیات بر ثروت و مالیات بر بهره، همچنان می‌تواند با توجیهِ عدمِ تبعیضِ بر اساسِ ترجیحاتِ مصرف-پس‌اندازِ شهروندان، به قدرت برقرار بماند. عدمِ وجود مالیات بر ثروت و بهره مانع از تصاعدی بودنِ نظامِ مالیاتی نیست.

باز توجه دارید که مبنایِ مالیات می‌تواند منحصر به درآمد باشد، یا منحصر به آن نباشد. نمی‌توان دلیلی مبنی بر ناعادلانه بودنِ ذاتیِ نظامِ مالیاتی‌ای که منابعِ مالیات متنوع است، اقامه کرد.
قصدم این بوده است که روشن کنم که نمی‌توان از عدمِ وجود مالیات بر ثروت و مالیات بر بهره، و از کم‌تر بودنِ نرخِ مؤثرِ مالیاتیِ او که ثروتمندتر است، و غیر از درآمد از محلِ بهره نیز پولی احیاناً معاف از مالیات تحصیل می‌کند، حکم به وجودِ بی‌عدالتیِ مالیاتی داد.
آنچه که مشارکتِ عمومی در تأمینِ هزینه‌یِ خدماتِ عمومی را عادلانه می‌کند، ابتنایِ آن بر یک قانونِ شفاف، و بی‌تبعیض است که طیِ یک فرآیندِ دموکراتیک وضع شده است.

اما فارغ از بحث درباره‌یِ عدالت، همواره می‌توان درباره‌یِ سودمندیِ یک نظامِ مالیاتی به قضاوت نشست. ردِ مالیات بر ثروت و مالیات بر بهره توجیهاتِ اقتصادی کمی ندارد.


نظرات شما

 
  1. ezel01 says:

    بله منصفانه هست. شاید اون شخص با تلاش یا سختی کشیدن اون ۳۰ تومان را ذخیره کرده تا هدفی را دنبال کند. آنچه که مهم هست اینه که هردو ی درامد داشتید و مالیاتی یکسان دادید. حالا اینکه اون شخص با پول خودش چه کرده ارتباطی به شما یا به جامعه پیدا نمیکنه. متاسفانه این دید یک کمونیست هست که الان دیگر وجود نداره بجز در دانمارک و سوئد و مقداری در فرانسه و آلمان (البته به صورت اجباری در کوری شمالی و لاوس نیز هست.

  2. آزاده says:

    به نظرم باید یه درصدی از اون ۳۰ تومنی که خارج از اقتصاد نگه داشته مالیات بده …؟؟؟؟

    • رضا انصاری - معاون سردبیر says:

      خارج از اقتصاد نگه نداشته.
      سی تومان رو داخل متکاش که نذاشته.
      پس چطور سه تومان بهره روش کسب کرده؟
      پس انداز سی تومانی در آن یک سال تبدیل به سرمایه گذاری شده است.

  3. فرشید says:

    به نظرم سود حاصل از سی تومان پس انداز مشمول مالیات میشود. حداقل در آمریکای شمالی که اینطور است. مگر اینکه پس انداز برای بازنشستگی یا تحصیل باشد. Registered savings

  4. احد says:

    من که هنوز مبنای مالیات بر درآمد را هم متوجه نشده ام! شخصی که در سال٢٠٠ ریال درآمد دارد از من با ١٠٠ ریال درآمد ، مگر از کالا و خدمات عمومی بیشتری استفاده می کند؟ شاید اگر بررسی کنیم فقرا بیشتر این کالاها را مصرف می کنند.

نظر شما چیست؟