اگر تولیدِ چیزی هزینه بر است، کسی هست که آن هزینه را پرداخته باشد.

| جمعه, ۸م دی, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)


نظرات شما

 
  1. ادیب عزیزی says:

    در جمیع حالات، مصرف مقدم بر تولید است! یعنی اگر مصرف نباشد، تولیدی در کار نخواهد بود. هزینه هم از مصادیق مصرف به حساب می آید، منتها این شکل از مصرف، مصرف واقعی نیست، بلکه مصرف کاذبی است که اراده به مازاد تولید دارد! مصرف واقعی نیاز به مازاد تولید ندارد، مازاد تولید از اراده ای غیر از اراده به مصرف واقعی ناشی می شود. مازاد تولید از اراده به استیلا و اراده به برتری جویی ناشی می شود! مازاد تولید در جهان امروز، مصرف کاذب یا «هزینه» را هر روز فربه و فربه تر می کند، تا جایی که در بسیاری مواقع حتی به قصد انهدام تولید به جریان می افتد! رابطهُ تولید واقعی با مصرف واقعی نیاز به مصرف کاذب یا «هزینه» ندارد. بدین ترتیب عبارت بالا به شکل زیر قابل تصحیح است.
    اگر مصرف هر چیزی نیاز به تولید آن چیز دارد، خلاصه کسی هست که آن چیز را تولید کند.
    اگر مصرف من تولید دیگری باشد! کس دیگری هست که مصرف او تولید من باشد.

  2. فرهاد - فریاد says:

    کسانی که تاریخ نمی دانند و تاریخ نیاز بشر و لزوم تحدید تولید جهت رفع نیازها را نمی دانند و اینکه مصرف و یا مبادله چه تعریفی دارد برای آنها معنا نمی دهد و لزوما چنین حرفهائی می زنند . ساده ترین مثال برای درک موضوع اینست که باورمندان بدین جملات یکساعت سرکوچه کنار بقال محله شان بنشیند ببیند برای بقال تعداد فروش مهم است یا مصرف مصرف کننده . برای بقال ذره ای هم مصرف مصرف کننده برایش اهمیت ندارد زیرا سود او در فروش بیشتر است . در آخر هر روز فروشنده تنها به فکر تعداد فروش و سودی که عایدش شده است می اندیشد . از اینرو برای مصرف کننده مصرف و کیفیت کالا اهمیت دارد و برای فروشنده مبادله اهمیت دارد و کمیت مهمتر از کیفیت است به همین دلیل ما در کالا دو نوع ارزش سراغ داریم ارزش مصرفی و ارزش مبادله ای در هر مبادله ای هم این کمیت است که مهم است و هزینه های انجام شده ی هر مبادله گر در انتها چیزی بیشتر از پرداختهایش برایش مانده که هزینه اش را نپرداخته است و مازاد ارزشی که بدست آورده استهلاک ابزار تولید مصرف مواد و مصالح و همچنین کاری که روی آن انجام شده همه را محاسبه کرده و در نهایت در زمان مبادله مازادرا هم بدست آورده .
    بطور کلی ما در علم اقتصاد از چنین روشهائی رو به تحلیل نمی آوریم جملات ذکر شده بیشتر در نزد حسابدارها و انباردارها خریدار دارد که تحلیلهایشان بر مبنای هزینه است و تصور هم نمی کنند که هزینه ها در مکانیزم خود تولید بررسی می شوند همچنانکه مبادله توزیع و مالکیت هم در درون مکانیزم خود هم انبارداری دارند و هم هزینه که حسابدارها بدان می پردازند . از اینرو جملات فوق توسط یک حسابدار پیش پا افتاده مطرح شده و ارزش علمی ندارد .

  3. ادیب عزیزی says:

    آقا فرهادِ فریاد! اولا منظور شما باید «لزوم تشدید تولید جهت رفع نیازها» باشد! نه «لزوم تحدید تولید جهت رفع نیازها»، شما که کارشناس تاریخ و اقتصاد هستید، بهتر است دقیقتر بنویسید! دوما، شما بحث را اصولا نگرفته اید! بهتر بود ابتدا موضوع محوری عبارت بالا و کامنت مرا درمی یافتید، بعد وارد بحث می شدید! محور اصلی عبارت چراع مربوط می شود به مسئلهُ «تولید» و مهمتر از آن، مسئلهُ «اتکای تولید به فرد»! اشاره به هزینه در آن عبارت هم، صرفا به عنوان دلیل آن «اتکا» محسوب می شود، نه چیز دیگر! پس! موضوع قبل از آنکه اقتصادی یا حسابی، کتابی و انباری باشد، فلسفی و سیاسی است. یعنی نه در عبارت چراغ و نه در کامنت من، موضوع به هیچ وجه بر سر توزیع، فروش، مبادله، هزینه، فایده، سود، و …یا… دغدغهُ سود بیشتر دستفروش سر کوچه نیست! بحث من هم از جمیع حالات!، احوالاتی نظیر احوالات دستفروش نبود! درک گزارهُ فلسفی و رد آن، نیاز به دانش فلسفی و منطق دارد! کارشناسی تاریخ و اقتصاد! کفایت نمی کند. عبارت چراغ، گزاره ای فلسفی در عرصهُ اقتصاد محسوب می شود! نه گزاره ای لزوما اقتصادی! خلاصه نفهمیدم بحث حسابدارای و انبارداری چه ربطی به عبارت چراغ و کامنت من داشت؟

نظر شما چیست؟