امین ریاحی

شرحی بر آراء آیزایا برلین: یادداشتِ نخست

♦ امین ریاحی | دوشنبه, ۱۴م اسفند, ۱۳۹۱

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

amin riahi

امینِ ریاحی طیِ چند یادداشت به شرحِ برخی آراءِ آیزایا برلین می‌پردازد. موضوعِ یاداشتِ نخست تضادِ خیرها است. یادداشتِ دوم به پلورالیسم در اندیشه‌یِ برلین می‌پردازد. یادداشتِ سوم درباره‌یِ یوتوپیا و سیاست نوشته شده است. موضوعِ یاداشتِ چهارم آزادی است. یاداشتِ پنجم به روشنگری، رومانتیسم، حقوقِ بشر و فایده‌گرایی، اختصاص دارد. و یادداشتِ پایانی به طورِ مختصر نگاهِ آیزایا برلین به اندیشه‌یِ کارل مارکس را ارائه می‌کند.

 

تضاد خیرها

نکته ساده مورد نظر من این است که جایی‌ که ارزش‌های

 نهایی را نتوان با هم جمع کرد٬ راه حل قاطعی اصولا وجود ندارد.

آیزایا برلین (مقدمه چهار مقاله درباره آزادی)

 

برلین در بسیاری از آثارش به تکرار چنان‌که خود می‌گوید با ساده‌سازی برای سنت فکری غرب – تا آغاز جنبش رومانتیسم – سه فرض اساسی قائل می‌شود و با تشکیک در این سه فرض علیه آرمان‌شهرگرایی و تک‌انگاری و له پلورالیسم٬ تساهل و انتخاب دائمی اقامه دلیل می‌کند. از میان این سه فرض٬ فرض سوم که در این‌جا نام تضاد خیرها به آن می‌دهیم بنیادی‌تر است و تیغش در نفی دگماتیسم و میل به استبداد بهتر می‌برد٬ به همین دلیل نیز شرح آن را در ابتدا می‌آوریم.

به باور برلین و چنان‌که در فرض سوم می‌گوید ایده مرکزی سنت فکری غرب همواره این بوده که هیچ پاسخ درستی با پاسخ درست دیگر٬ هیچ حقی با حق دیگر و به طور کلی هیچ خیری با خیر دیگر در تضاد نیست. اگر دو پاسخ درست یک‌دیگر را نقض کنند بی‌گمان یک یا هر دوی آن‌ها ایراد دارند و باید پاسخ‌ها را به گونه‌ای دیگر تحریر کرد.

در کنار این ایده٬ اغلب باور به نظم طبیعت و هماهنگی جهان (حداقل جهان خیر) نیز وجود داشته و عموما بدون بحث این فرض‌ها پذیرفته شده که خرد و طبیعت هم‌سو هستند و می‌توان نظام کاملی ساخت که همه خیرها به طور کامل در آن وجود دارند.

آیزایا برلین عکسبرلین اما این فرض را رد می‌کند و معتقد است که میان ارزش‌ها تعارضات ذاتی وجود دارد و انسان باید مدام میان آن‌ها دست به انتخاب بزند. مطلق کردن یک ارزش و مبنا قرار دادن آن به معنای از دست دادن خیرهای دیگر و ظهور فاجعه است. در واقع ما در وضعیت تراژیکی هستیم که مجبوریم همواره دست به انتخاب بزنیم و تعادل میان خیرها را حفظ کنیم. هیچ‌گاه نخواهیم توانست مطلقا آزاد باشیم مگر به قیمت از دست دادن عدالت و هیچ‌گاه مطلقا عادل نخواهیم بود مگر این‌که بخشایش را از زندگی حذف کنیم. برای تحقق برابری در مدارس یا حفظ حقوق کودکان باید مقداری از آزادی آموزش یا استقلال والدین را بگیریم و برای نگه‌داشت امنیت و کاهش فقر مقداری از آزادی اقتصادی و حق تعیین سرنوشت افراد را قربانی کنیم. ما مجبوریم برای حفظ جان و تسهیل ترافیک٬ آزادی حرکت را محدود کنیم. هر کدام از این خیرها تا حدی با دیگری در تضاد است و ما در منطقه تضاد دو خیر با قربانی کردن مقداری از خیرها به تعادل ناپایدار می‌رسیم.

برای برقراری تعادل میان خیرها قاعده مشخصی وجود ندارد (در واقع معیار و ارزش برتری در کار نیست) و تنها می‌توان کلیاتی سیال و انعطاف‌پذیر٬ مثل کاهش رنج٬ افزایش فرصت و حفظ حقوق و آزادی‌ها را چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی مبنای تصمیم‌گیری قرار داد.

ممکن است فردی که تضاد خیرها را به رسمیت نمی‌شناسد و چنین می‌پندارد که می‌توان همه خیرها را با هم و به طور مطلق در اختیار داشت به بسط مفاهیم روی بیاورد. آزادی را چنان تفسیر کند که معنای برابری٬ امنیت و توسعه را در خود داشته باشد٬ عدالت را به‌گونه‌ای توضیح دهد که بخشش را هم شامل شود. «بدتر از همه٬ با ادعای این‌که هر دو ارزش متعارض یکی هستند در مقام امحا یکی از آن‌ها بربیاید[۱]» و هر دو ارزش را به فساد بکشاند. این‌گونه بسط دادن مفاهیم هر چند در ظاهر آن‌ها را یک‌کاسه کرده و بر تضاد‌های آن‌ها پرده می‌پوشاند اما در عمل به از ریخت افتادن و بی‌معنا شدن آن‌ها می‌انجامد.

جعل مفاهیمی مثل آزادی حقیقی که بسیار مورد علاقه تمامیت‌خواهان و اهالی استبداد است به این می‌ماند که تیغی به دست بگیریم و از سر و ته و بالا و پایین این مفهوم بزنیم و آن را محدودتر از آنی کنیم که دیگر معنای آزادی دهد. یا آن‌قدر در آن بدمیم و بادش کنیم که به قامت برابری یا معنویت یا حقیقت مورد نظرمان بیاید تا بدون این‌که تعارضی میان آن‌ها باقی بماند در عالم نظر چیزی که دیگر آزادی نیست عملی شود. تضاد خیرها به ما می‌آموزد که هر جا کسی از آزادی حقیقی سخن گفت آماده باشیم که احتمالا در ادامه چهره‌ای بزک‌کرده یا زخمی از آزادی تباه‌شده ببینیم.

اما این‌که بپذیریم مقداری از آزادی‌مان را قربانی کنیم مستقیما به این‌جا ختم می‌شود که می‌پذیریم نه اکنون و نه در هیچ زمان دیگری نمی‌توانیم در آزادی مطلق زندگی کنیم٬ به دیگر سخن ما هیچ‌گاه مطلقا آزاد نخواهیم بود. هیچ‌گاه جامعه مطلقا برابر نخواهیم داشت و هرگز حقوق‌مان را که هم با خودشان و هم با خیرهای دیگر در تضادند به طور کامل به دست نخواهیم آورد (به این مقوله در بحث آرمان‌شهرگرایی بازخواهیم گشت).

برلین نقصان دائمی این وضعیت را می‌پذیرد و اظهار می‌کند «من اینک با کمال میل نظر روسو را تایید می‌کنم که می‌گوید اگر زنجیری را که بر پای کسی نهاده‌اند چنان که هست بشناسیم٬ بهتر است از آن‌که آن را با گل و بوته بیاراییم». چرا که این شناسایی واقعیت اولین ابزاری خواهد بود که ما را در باز کردن زنجیر یا آزادتر کردن و افزایش شعاع آن یاری خواهد داد.

برلین می‌پذیرد که رد تضاد خیرها و تغییر معنای ارزش‌ها مکانیزم متداول ذهن بشر است. گرفتن مالیات از کسی که مایل به پرداخت آن نیست و از میزان مالیاتش مصرف کم‌تری دارد نقض آزادی است٬ این‌که کسی بگوید فقط آن کسی که مالیات می‌دهد آزادی حقیقی دارد یا مالیات به سبب خیرهایی که از آن مترتب می‌شود ناقض آزادی نیست تلاشی است بیهوده در جهت تغییر معنای آزادی و هم‌راستا کردن دو خیر که چنان‌که او می‌فهمد مالیات و آزادی هستند. اما با روش برلین٬ ما زنجیر مالیات را که نقض آزادی‌مان است می‌شناسیم و به جای قلب معنای آزادی٬ سعی می‌کنیم شرایط را به گونه‌ای تغییر دهیم که میزان کم‌تری از آزادی‌مان نقض گردد و خیرهای مالیات را یا با جایگزین دیگری که کم‌تر به نقض آزادی‌هایمان بیانجامد محقق می‌کنیم یا اگر هم نتوانیم جایگزینی بیابیم یا به هر ترتیبی شرایط را با آزادی سازگارتر کنیم به خودمان دروغ نمی‌گوییم و آن‌چه را که باعث نقض آزادی است اما خیری در آن نهفته است به همان عنوان آن‌چه که باعث نقض آزادی است اما خیری در آن نهفته است می‌پذیریم. در این روش بیش از آن‌که باور به اصالت حقیقت نهفته باشد امکان رنج کاهش یافته و امکان حفظ ارزش‌هایمان افزایش می‌یابد.

 


زیرنویس 

[۱] چهارمقاله درباره آزادی٬ آیزایا برلین٬ ترجمه محمد علی موحد٬ ص ۶۴

 


نظرات شما

 
  1. [...] برلین می‌پردازد. موضوعِ یاداشتِ نخست تضادِ خیرها بود (لینک). یادداشتِ دوم به پلورالیسم در اندیشه‌یِ برلین [...]

  2. [...] برلین می‌پردازد. موضوعِ یاداشتِ نخست تضادِ خیرها بود (لینک). یادداشتِ دوم به پلورالیسم در اندیشه‌یِ برلین [...]

نظر شما چیست؟

خبرخوان سردبیر | Google Reader