دیدگاه

شگفتی‌های انتخابات ۹۲

♦ مجید محمدی | سه شنبه, ۲۱م خرداد, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

majid mohammadiانتخابات در جمهوری اسلامی از معدود صحنه هایی است که بسیاری از اموری که در آشپزخانه‌ی سیاست می گذرد شفاف می شود و تماشاگران صحنه‌ی سیاست در ایران می توانند شناختی بهتر از این صحنه پیدا کنند. شاید بسیاری به طور کلی بدانند اعضای طبقه‌ی حاکم بر جمهوری اسلامی چه نوع موجوداتی هستند اما در دوره‌ی انتخابات آنها منویات و ایده‌ها و رفتارهای خود را بیرون می ریزند.

از این جهت شگفتی‌های انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ حضور مشایی با عزت الله انتظامی در وزارت کشور، همراهی احمدی نژاد با مشایی برای ثبت نام، ادعای غرضی در داشتن ۵۵ میلیون رای و پیشنهاد وی برای انتخاب استانداران توسط مردم استان‌ها، سخن گفتن رضایی از تبعیض‌های قومی، اعلام بررسی مجدد صلاحیت حسن روحانی توسط شورای نگهبان پس از مناظره‌ی سوم (و بعد تکذیب آن)، یا افشای خبر کمک ۵۰۰ میلیون تومانی سازمان تبلیغات اسلامی به نشریه‌ی علیرضا زاکانی (پنجره) نبود؛ شگفتی‌ها اتفاقاتی بود که در فرایند انتخابات در حیطه‌ی نامزدها، ائتلاف‌ها و گروه‌های فشار و ذی نفوذ افتاد.

رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی

رد صلاحیت مشایی را همه‌ی ناظران سیاست در ایران انتظار می کشیدند چون شورای نگهبان نمی توانست نگرش منفی بیت و روحانیون سنتگرا به مشایی را نادیده بگیرد و صرفا بر اساس برخی تهدیدات احمدی نژاد زمینه را برای تداوم دولت “انحرافی” (برچسبی که از سوی وفاداران به خامنه‌ای به اعضای تیم احمدی نژاد زده می شود) فراهم کند. اما کمتر کسی (از جمله خود هاشمی) پیش بینی می کرد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس مجلس خبرگان سابق یا اسبق تنها با اتکا بر یک جمله‌ی وی مبنی بر کهولت رد صلاحیت شود.

رد صلاحیت رفسنجانی که با دغدغه‌های امنیتی و ترس از جمع آمدن همه‌ی مخالفان در گرد یک نامزد انجام شد بخش اسلامگرا و عملگرای حکومت را شوکه کرد. خامنه‌ای (که شورای نگهبان بدون استمزاج نظر وی چنین کاری نمی کرد) با این کار نشان داد که وی شرایط سیاسی را برای حکومت بسیار شکننده می داند و نگران است با نامزدی هاشمی همه‌ی مخالفان گرد وی جمع آمده و امنیتی رژیم را به خطر اندازند. جمهوری اسلامی امروز صرفا متکی بر زور و قوای قهریه و درآمدهای نفتی است که البته دومی رو به کاهش بوده است.

تصمیم گیری با قرعه کشی

سیاستمداران یرانی به عرصه‌ی سیاست نه به عنوان عرصه‌ای برای تصمیم گیر یو سیاستگزاری عقلانی بلکه میدانی برای قمار نگاه می کنند. تصور کنید که در یکی از ائتلاف‌های مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ نامزد نهایی چگونه تعیین می شود. در عرصه‌ی عمومی این طور الق شده بود که با اجماع یا نظر سنجی تصمیم گرفته می شود اما در نهایت به قرعه کشی متوسل شده‌اند گویی خود نیز اعتقاد نداشته اند که یکی بر دیگران به خاطر شایستگی هایش یا برنانه هایش برتری دارد: “در این ائتلاف قرار بر این بود هر تصمیمی که گرفته می شود بر اساس آرای همه اعضا  باشد و با توجه به نظرسنجی نامزد نهایی این ائتلاف انتخاب شود ولی این طرح مورد اقبال قرار نگرفت و دوستان مطرح کردند که کاندیدای نهایی را بر  اساس قرعه کشی انتخاب کنند؛ یا خود اعضای ائتلاف فرد نهایی را برگزینند… نهایتا در این بین ابوترابی به عنوان گزینه نهایی ائتلاف انتخاب شد که من گفتم این انتخاب مطابق قاعده و سیاستگذاری ائتلاف نیست.” (منوچهر متکی، مهر ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲)

همه می دانند بسیار یاز مقامات جمهوری اسلامی نظامی با رمالی و استخاره و کتاب باز کردن تصمیم گیری کرده و کشور را اداره می کنند اما از مصادیق آن دقیقا اطلاع ندارند. مواردی مثل قرعه کشی فوق از این جهت شگفت آورند که افراد نا آشنا با نظام فکری روحانیت و طرفدارانشان هنوز به عقلانیت نسبی این نظام حکم کرده و نمی خواهند به مبانی این نظام  اذعان کنند.

 

ائتلاف‌هایی که یک شبه فرو ریخت

از ماه‌ها قبل از انتخابات دو ائتلاف ۲+۱ و ۳+۲ برای به وحدت رسیدن اقتدارگرایان در معرفی نامزد ریاست جمهوری خود شکل گرفت و بر روی این ائتلاف‌ها مانوور خبری زیادی انجام گرفت. بحث بر سر این بود که با چه سازوکاری نامزد نهایی را انتخاب کنند، برای ائتلاف خود شعار و مسئول ستاد معین کردند و مصاحبه‌های مطبوعاتی گذاشتند. اما همه‌ی این ائتلاف‌ها یک شبه با آمدن هاشمی رفسنجانی دود شد و به هوا رفت. حتی نامزد نهایی ائتلاف ۲+۳ که به قید قرعه انتخاب شده بود کنار رفت در عین آن که یکی دیگر از نامزدهای این ائتلاف که توسط اعضا انتخاب نشده بود (منوچهر متکی) ثبت نام کرد.

یکی از اعضای ائتلاف ۲+۱ گفت که پرچم جلیلی را بلند می کند (حداد)، یکی دیگر به جای نظر سنجی دست به دامان جامعه‌ی مدرسین قم و جامعه‌ی روحانیت مبارز شد (ولایتی) و دیگری (قالیباف) هم گفت که این ائتلاف منتفی شده است. در نهایت ولایتی اعلام کرد که همه‌ی اعضای ائتلاف تا پایان انتخابات حضور خواهند داشت (ایسنا، ۷ خرداد ۱۳۹۲) در حالی که ائتلاف برای حضور یکی از آنها شکل گرفته بود.

تحقیر مصباح یزدی

خامنه‌ای برای توجیه مذهبی حکومت در اقدامات منجر به ارعاب عمومی و قال‌های زنجیره‌ای یا مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر به فردی مثل مصباح نیاز داشت اما به نظر می آید که دوران مصباح در حوزه‌ی گروه‌های ذی نفوذ به سر آمده است. ارسال این علامت از سوی شورای نگهبان به مصباح که نامزد اصلح وی در انتخابات ۹۲ (باقری لنکرانی) رد صلاحیت می شود از شگفتی‌های دیگر این انتخابات بود. کسی تصور نمی کرد به این زودی تاریخ مصرف مصباح برای خامنه‌ای به پایان برسد. خود مصباح نیز چنین تصوری نداشت: “شرایط به گونه‌ای شد که آقای باقری لنکرانی علیرغم اصلح بودن، با توجه به شرایطی که پیش آمد کنار رفت و با توجه به این‌که آقای جلیلی به صورت جدی به میدان آمدند، ایشان تکلیف را از دوش خود، برداشته شده دیدند…بنده و دوستان جبهه پایداری شناختی که نسبت به آقای لنکرانی داشتیم نسبت به آقای جلیلی نداشتیم.” (سایت مصباح، ۶ خرداد ۱۳۹۲)

در نهایت از قول مصباح نقل کردند که نامزد اصلح وی جلیلی است اما وی چنین سخنی نگفت: “بعد از انصراف لنکرانی، دوستان ما به اتفاق آرا تشخیص دادند که فرد اصلح، جناب آقای دکتر جلیلی هستند که از امتیازات و ویژگی‌های خوبی برخوردارند و امید ما این است که احیای ارزش‌های اسلامی به دست ایشان صورت بگیرد و بهترین یار برای رهبری باشد. وظیفه ما این است که هر کدام به نحوی به فراخور حال و وظایفی که بر عهده داریم به نظام اسلامی خدمت کنیم و در این مسیر حرکت و به آقای جلیلی در راستای تحقق این اهداف کمک کنیم.” (ایسنا ۷ خرداد ۱۳۸۲)

عدم اعتراض به رد صلاحیت‌ها

در انتخابات ۹۲ حدود ۸۵۰۰ نفر از نامزدهای انتخابات شوراها و حدود ششصد و پنجاه تن از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شدند. در انتخابات‌های گذشته کسانی که رد صلاحیت می شدند در حوزه‌ی عمومی لب به اعتراض می گشودند یا با نوشتن نامه به شورای نگهبان از این شورا می خواستند علت رد صلاحیت آنها را اعلام کند. اما در این دوره صدایی از رد صلاحیت شدگان برنخاست. غیر از این، تشکر عده‌ای از عدم اعتراض توسط رد صلاحیت شدگان یا تشکر عده‌ای از خود رد صلاحیت شدگان از شورای نگهبان تعجب آورتر بود. ظاهرا سرکوب پس از جنبش سبز و بالاخص حصر خانگی موسوی و کروبی و رهنورد و ترور یکی از خویشاوندان موسوی در ارعاب نامزدها موثر واقع شده است. آش تا آن حد شور شده است که نامزدها به جای آن که از رد صلاحیت خود شگفت زده شوند از تایید صلاحیت خود شگفت زده شده‌اند. (“فکر نمی کردم تایید صلاحیت شوم”، محمد غرضی، مهر ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲)


کلیدواژه ها ,

نظرات شما

 
  1. mail says:

    لطفا به این عکس منتشر شده که در یک محل رای گیری گرفته شده، توجه کنید

    (http://www.freeimagehosting.net/newuploads/5w1w8.jpg)

    تاریخ بالای برگه نوشته ۱۶/۳/۱۳۹۲
    چطور ممکنه همچنین چیزی؟
    چون در این تاریخ نه حداد عادل و نه عارف کناره گیری نکرده بودند!
    این یعنی چی؟ یعنی اونها از روزها قبل می دونستند چه کسانی می مانند؟!!!!!!!!!!!!!!!
    عجیبه
    من چند نکته و احتمال به نظرم رسید:
    ۱٫ اینکه ممکنه واقعا و به قول میرحسین انتخابات تبدیل به یک “صحنه آرایی خطرناک” شده و با تحمیق مردم نه تنها آرای اون ها جذب میشه، مردم فکر می کنن که تفکر اون ها رای اورده در صورتیکه نامزد نظام رای آروده
    ۲٫ امکان اینکه تمامی نامزدها مورد تایید نظام بودند و سناریوی حاکمان رو اجرا کردند؛ لطفا به عکسی که از مجمع تشخیص گرفته شده نگاه کنید ، همه خوشحالند!!!!!!!!( http://fararu.com/files/fa/news/1392/3/25/70721_151.jpg)
    3. شاید تاریخ اشتباه تایپ شده که احتمالش نزدیکه به صفره!
    ۴٫ رفتار روحانی در نامه به خاتمی از موضع بالاست و نسبتا بی ادبانه نگاشته شده و در پس جمله ها میشه این رو دید که دولت اصلاح طلبی بوجود نیامده است! (این‌که امروز جنابعالی و دوستان توانسته‌اید بر سر “مناسب‌ترین گزینه ممکن” اجماع کنید برای من مبارک‌تر از آن است که بدانم آن گزینه “حسن روحانی” است)
    ۵٫ دیشب من در شمال و جنوب تهران در میان مردم بودم و رفتار نیروهای انتظامی اصلا قابل قیاس با تجمع ۲۵ خرداد ۸۸ نبود. فقط و فقط برای حمایت آمده بودند و حتی لباس شخصی ها هم که همیشه در این جور مواقع حضور نداشتند خبری ازشون نبود!!
    ۶٫ این انتخابات سناریو نبوده اما در پشت صحنه هماهنگی میان هاشمی و خامنه ای و احتمالا توافقاتی صورت گرفته
    ۷٫ کل فرایند حضور هاشمی و رد صلاحیت وی برای خارج ساختن تنها عنصر غیرخودی در حاکمیت یعنی احمدی نژاد و دار و دسته اش بوده است.
    ۸٫ فضای بسیار زیادی که برای روحانی در بیان خط قرمزها داده شد و بعد خوانده شدن آرای وی آیا واقعا به این سادگی و تنها با اصلاح شدن یک شبه و چندروزه حاکمیت بوده؟ چرا حاکمیت هرگز و هرگز حضور میرحسین رو در ریاست جمهوری نپذیرفت اما از روحانی استقبال کرد؟
    ۹٫ انتخابات برای حاکمان بیشتر یک تغییر چهره آظکار اما تقلبی محسوب میشده تا با غرب توافق کنند

    واقعیت این انتخابات رو تنها دولت ۴ ساله روحانی نشان خواهد داد: ایا از حقوق مردم بصورتی حقیقی و عملی دفاع خواهد کرد؟ آیا زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد؟ آیا میرحسن و کروبی آزاد خواهند شد؟ آیا آزادی بیان، نشر و اطلاعات را در عمل پیگیری خواهد کرد و هزاران امای دیگر….

نظر شما چیست؟