مصاحبه - بخش دوم و پایانی

سرمایه گذاران خارجی منتظر چراغ سبز ایران

♦ علیرضا فیروزی | پنجشنبه, ۶م تیر, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

در بخش اول گفت و گو با دکتر مهرداد عمادی که دیروز منتشر شد (لینک)، تلاش برای احیا سازمان برنامه و بودجه و همین طورخصوصی سازی در دولت آینده صحبت شد. در بخش دوم و پایانی مصاحبه، به بحث هدفمندی یارانه‌ها پرداخته شده است. دکتر عمادی معتقد است باید تلاش دولت به سوی نزدیک کردن قیمت حامل‌های انرژی به قیمت جهانی باشد. وی هم چنین معتقد است در صورت همکاری بخش‌های مختلف در حکومت، امکان سرمایه گذاری شرکت‌های بزرگ در ایران به سرعت فراهم می‌شود.

 

 در هیچ شرایطی این به نفع منافع ملی ما نیست که قیمت سوخت را پایین نگه داریم. وقتی که قیمت‌ها بالا رفت، ما یک تطبیق درستی خواهیم داشت با قیمت‌های جهانی و آنگاه خواهیم دید که کدام صنایع ما درست می‌توانند عمل کنند.

یکی از حوزه‌های مورد بحث در اقتصاد کشور، بحث انرژی است، ما شاهد بودیم که در ابتدای طرح هدفمندی یارانه ها، تلاش شد که قیمت حامل‌های انرژی به قیمت جهانی نزدیک شود، اما در یکی دو سال اخیر و با توجه به نوسانات بازار ارز، مجددا این نرخ غیر واقعی شده است. به نظر شما دولت باید مجددا به سمت واقعی شدن قیمت حامل‌های انرژی حرکت کند؟
 
من این حرکت را حرکت مثبتی می‌بینم و می‌دانم که دوستان درون ایران، این را نه تنها دوست نخواهند داشت، بلکه این را یک ارزیابی بدون احساس تلقی می‌کنند، اما وقتی از من به عنوان یک اقتصاددان می‌خواهید صحبت کنم، باید بگویم، پایین نگه داشتن قیمت سوخت یک صدمه دراز مدت به ما می‌زند و ارزش این منابعی که قابل تجدید هم نیستند، فقط متعلق به ما نیست، متعلق به افرادی هم هست که ده سال آینده به دنیا می‌آیند. ما که نمی‌توانیم از کیسه آن نسل‌ها خرج کنیم که این نسل فعلی زندگی آسوده تری داشته باشد، هرچند با این وضعیت این نسل هم زندگی آسوده‌ای ندارد. ما باید این آمادگی را داشته باشیم که این هزینه را بپذیریم. ولی باید این را در یاد داشته باشیم که تقسیم این هزینه از نظر اجتماعی بسیار مهم است.مهرداد عمادی این جا دیگر فقط مسئله اقتصاد نیست. مسائل اجتماعی در این مورد تنگاتنگی بسیار مهمی دارد. در این دوره انتقالی که ما مجددا اجازه می‌دهیم بهای سوخت به بهای جهانی آن نزدیک شود، ما سیستم یارانه‌ای که در اقتصاد باید داشته باشیم، سیستمی است که ۲۵ تا ۳۰ درصد پایین جامعه را محافظت کند، نه به صورت پایین نگه داشتن قیمت، بلکه با افزایش یارانه‌ها. البته در این زمینه سازمان برنامه و بودجه می‌تواند بسیار قوی عمل کند. ما دیدیم که وقتی قیمت سوخت پایین بوده انگیزه‌های بسیار بسیار خطرناکی پیدا شده جهت خرید سوخت از داخل و فروش آن در کشورهای همسایه. این درحالی است که از این باید نسل‌های آینده ما استفاده کنند. در هیچ شرایطی این به نفع منافع ملی ما نیست که قیمت سوخت را پایین نگه داریم. وقتی که قیمت‌ها بالا رفت، ما یک تطبیق درستی خواهیم داشت با قیمت‌های جهانی و آنگاه خواهیم دید که کدام صنایع ما درست می‌توانند عمل کنند. البته من در این جا یک استثنا می‌گذارم. البته این استثنا به دلیل اشتباه در ارزیابی نیست. آن صنایعی که برای ما نقش استراتژیک دارند، باید یک دوره انتقالی بدهیم، مثلا در کشوری مثل کره، برای ۵ سال به صنایع استراتژیکشان انرژی با قیمت پایین تر از بازار ارائه شد. این به این دلیل است که بتوانند مدتی بازسازی کنند. البته این را باید در نظر بگیرند که در حالتی می‌توانند مثلا در مدت این ۵ سال از این سوبسید بهرمند شوند که هر سال بتوانند رشد خود را نشان دهند. ولی در بقیه موارد این یک واقعیت اقتصادی است که نفت غیر قابل تجدید است، ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که یک نسل به ضرر نسل‌های به دنیا نیامده به صورت ارزان از نفت استفاده کند.

 

آن بخش‌هایی که بیش از همه شکنندگی دارند، یا به دلیل نوع کار یا سطح درآمد، ما بتوانیم توسط یارانه‌ها آن‌ها را حمایت کنیم. چون این دوره انتقالی نمی‌تواند بدون نگاه به عدالت اجتماعی باشد. ولی در عین حال عدالت اجتماعی نمی‌تواند طوری باشد که فرصت‌های اقتصادی را از بین ببرد.

 

 
در دوره‌ای که آزاد سازی قیمت حامل‌های سوخت صورت گرفت، ما شاهد بودیم که صنایعی کاملا متاثر از قیمت حامل‌های انرژی هستند، مانند حمل و نقل. این صنایع با یک مشکل جدی مواجه شدند. دولت یک سقف برای افزایش قیمت خدمات تعیین کرد. آیا در صورت آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی، این سقف نیز باید برداشته شود، یا برداشتن سقف افزایش قیمت، باعث افزایش بی رویه تورم می‌شود؟
 
تصمیم گیری در این رابطه پایان بسیار دشواری است. واقعیت این است که بودن این سقف در میان مدت لازم است. چون ما در شرایط فعلی نمی‌توانیم اجازه دهیم که یک موج جدید تورمی شروع شود. چرا که دولت دارد با یک کسری بودجه شدید کارش را آغاز می‌کند. این دولت با کارنامه بدهکاری ملی و کسری در آمد نجومی از دوره پیش، دارد کار خودش را آغاز می‌کند و اگر موج تورم جدیدی شکل بگیرد، دولت منبعی برای کنترل و کمک به اقشار کم درآمد ندارد. اما این هم امکان پذیر نیست که بخش حمل و نقل به یک باره به سمت پرداخت هزینه سوخت به قیمت جهانی نزدیک شود و امکان افزایش قیمت خدماتش را نداشته باشد. توجه به حمل و نقل بسیار مهم است، چرا که اول وابستگی کامل به سوخت دارد، دوم این که همه صنایع به حمل و نقل و خدمات آن نیازمند هستند. اگر توجه کنیم، دو نمونه داریم. یکی در ترکیه و یکی در چک اسلواکی، مرحله‌ای اجازه افزایش قیمت حامل سوخت و بهای خدمات را دادند. در چک مدیران بسیار حساس بودند. به نظر من بعد از یک دوره شوک اول که بسیار کوچک بود، اجازه داده شد که بخش‌های مختلف بتوانند خود را تطبیق دهند. کارهایی هم انجام شد. مثلا نوسازی در ناوگان حمل و نقل صورت گرفت به صورتی که بدنه کامیون‌ها را نگه داشتند و موتور جدید روی آن‌ها سوار کردند که هم سوخت کمتری مصرف می‌کرد هم کارآیی بهتری داشت. این سیستم را مثلا در ایران می‌توان انجام داد. خیلی مهم است که در دوره انتقالی ما به همه جوانب آن توجه کنیم و شاید این مساله مهم ترین بخش گفت و گوی ما باشد که تاکید کنیم که آن بخش‌هایی که بیش از همه شکنندگی دارند، یا به دلیل نوع کار یا سطح درآمد، ما بتوانیم توسط یارانه‌ها آن‌ها را حمایت کنیم. چون این دوره انتقالی نمی‌تواند بدون نگاه به عدالت اجتماعی باشد. ولی در عین حال عدالت اجتماعی نمی‌تواند طوری باشد که فرصت‌های اقتصادی را از بین ببرد. اگر بخواهیم واضح تر توضیح بدهیم، این یک ترازویی است که حفظ تعادل آن بسیار کار ظریف و کارشناسی است.

 

همواره ما در پروژه‌های مدیریت اقتصادی برنده‌ها و بازنده‌هایی خواهیم داشت. پیروزی زمانی است که ترازنامه بین برنده و بازنده مثبت باشد و مهم تر از آن بازنده‌ها اگر از گروه‌های شکننده هستند به آن‌ها یاری رسانده شود تا میزان هزینه‌ای که آن‌ها به دلیل باخت اقتصادی متحمل می‌شوند، کمتر شود.

 
در بحث هدفمندی یارانه ها، به نظر شما برقراری مجدد کانال یارانه‌های نقدی آیا خود می‌تواند به مانعی در برابر شکل گیری مطالبه عمومی برای مهار تورم تبدیل شود؟ وقتی مردم خود می‌توانند به صورت مستقیم از این یارانه نقدی منتفع بشوند، آیا دولت این امکان را دارد که دولت با وارد کردن حجمی از پول مانع از این مطالبه عمومی شود؟
 
این نگرانی شاید دو سال پیش بود، اما الان اتفاقی که افتاد به خصوص در این ماه‌های اخیر، مردم در داخل ایران متوجه شدند که آن چیزی که به عنوان یارانه دریافت می‌کنند، اگر منحنی تورم به همین شکل ادامه پیدا کند، بیش از این پولی که به آن‌ها پرداخت می‌شود، پول از دست می‌دهند. به دلیل این که بهای کالاها همیشه سریع تر از میزان یارانه‌ها حرکت می‌کند. در این چارچوب یک اتفاق مهمی که افتاده که بسیار سرمایه اجتماعی مثبتی خواهد بود برای دولت، این بود که تعداد قابل توجهی از مردم، به ویژه ساکنان شهرهای بزرگ، متوجه شدند که همیشه تورم پیش‌تر از یارانه‌ها حرکت خواهد کرد و این‌ها عملا پول از دست می‌دهند. پس در این جا این سرمایه اجتماعی وجود دارد که ببینیم حتی یارانه‌ها افزایش پیدا نکند ولی جلوی تورم گرفته شود. چون شما ۲۰ تا ۳۰ درصد مبلغ یارانه‌ها را افزایش می‌دهید ولی قیمت برخی اجناس دو یا سه برابر می‌شود. در روستاها و شهرهای کوچک اما چون تورم به آن سرعت پرشتاب خود را نشان نمی‌دهد و اقتصاد‌های کوچک یک مقدار خودکفاتر هستند، ما باید این آگاهی عمومی را افزایش دهیم که این یک پروژه ملی است و ما مثلا برای محافظت قدرت خرید شما در آذرشهر یا مشکین شهر یا … نمی‌توانیم این یارانه را افزایش دهیم، چون می‌خواهیم تورم در سطح اقتصاد ملی را کاهش دهیم. همواره ما در پروژه‌های مدیریت اقتصادی برنده‌ها و بازنده‌هایی خواهیم داشت. پیروزی زمانی است که ترازنامه بین برنده و بازنده مثبت باشد و مهم تر از آن بازنده‌ها اگر از گروه‌های شکننده هستند به آن‌ها یاری رسانده شود تا میزان هزینه‌ای که آن‌ها به دلیل باخت اقتصادی متحمل می‌شوند، کمتر شود. و این یک واقعیتی است که همه از این پروسه دوره انتقال به صورت مثبت بیرون بیایند.

 

فکر می‌کنم که رشد اقتصادی بهینه ۱٫۸ درصد تا ۳ درصد با وجود همین تحریم‌ها خواهیم داشت. این را هم لازم است ذکر کنم که ما به ازای هر ۲ تا ۲٫۱ درصد رشد اقتصادی نزدیک به ۹۰۰ هزار اشتغال پایدار ایجاد خواهیم کرد.

 
زمانی که در سال ۱۳۸۴ دولت اصلاحات، کشور را به آقای احمدی نژاد تحویل می‌داد، رشد تولید ناخالص ملی ما، حدود ۶٫۹ درصد برآورد شده بود. اما همین رقم در سال ۱۳۹۱ به منفی ۱٫۹ درصد رسیده است. اول این که سهم تحریم‌ها در کاهش این رشد تولید ناخالص چیست؟ مساله‌ی بعدی که مد نظر است این است که در صورتی که تحریم‌ها رفع نشود، تا چه حد می‌توان با سیاست‌های درست اقتصادی این رشد منفی را متوقف کرد و مجددا رشد تولید ناخالص ملی را افزایش داد؟
 
ما اگر از بخش دوم پرسش شما شروع کنم، باید نگاه کنیم که اگر تحریم‌ها برداشته نشد، آیا دولت این توان را دارد که اقتصاد ایران را از رشد منفی بیرون بیاورد؟ پاسخ من بلی است، اگر ما نگاه کنیم، چه براساس ارزیابی‌های داخلی و چه ارزیابی‌های خارج از کشور، می‌بینیم که در بدترین شرایط تحریم‌ها بیش از ۳۵ تا ۴۰ درصد در اقتصاد ایران تاثیر نداشته اند. اما اگر به مشکلات ایران نگاه کنیم، ریشه‌های این دشواری‌ها و پایین رفتن بازدهی سرمایه گذاری و ناتمام ماندن پروژه ها، ربطی به تحریم‌ها نداشته و سو مدیریت باعث آن شده است. ما فقط در صنعت نفت بیش از ۳۰۰۰ مهندس و کارگر فنی داریم. در این چارچوب من تصور می‌کنم اگر ما بسته تحریم‌ها را همین گونه نگاه داریم، فکر می‌کنم که رشد اقتصادی بهینه ۱٫۸ درصد تا ۳ درصد با وجود همین تحریم‌ها خواهیم داشت. این را هم لازم است ذکر کنم که ما به ازای هر ۲ تا ۲٫۱ درصد رشد اقتصادی نزدیک به ۹۰۰ هزار اشتغال پایدار ایجاد خواهیم کرد. من بر روی ادامه تحریم‌ها علامت سوال می‌گذارم. با وجودی که چند هفته از انتخابات ایران گذشته و هنوز تا تشکیل دولت فاصله داریم، یک بازنگری بسیار سریع در غرب صورت گرفته است و من نشانه‌هایی را دارم می‌بینم و با وجودی که هیچ‌گاه آدرس نمی‌دهم، باید بگویم که از چند روز پیش، صحبت‌هایی بوده، ۱۱ پیام داشتم که ارزیابی جدید در رابطه با سرمایه‌گذاری در ایران خواسته بودند. که در یکی از موارد، از همکاران صندوق سرمایه گذاری فرانکلین تمپلتون اینوستمنت (Franklin Templeton Investments) با من تماس گرفتند و خواستار ارزیابی شدند تا بدانند شرایط بعد از تغییر رئیس جمهور برای سرمایه گذاری در پروژه‌های صنعتی در ایران چگونه است. ارزش سرمایه‌ای که این کنسرسیوم مدیریت می‌کند بیش از ۵۶۰ میلیارد دلار است و این یکی از این ۱۱ مورد بوده است.

 

 اگر این انرژی مثبت ادامه پیدا کند، من تصور می‌کنم که ما شاهد یک بازنگری بسیار بسیار محسوس و قابل اندازه گیری در رفتار سرمایه گذاران اروپایی، شرق آسیایی و حتی آمریکای شمالی خواهیم بود.

 
پس به نظر می‌رسد که دید جهان نسبت به وضعیت اقتصادی ایران بهبود یافته است، حال سوال من این است که چقدر می‌توان امیدوار بود با حذف تحریم‌ها سرمایه گذاری بین المللی در ایران افزایش یابد؟
 
من تصور می‌کنم اگر گام‌های عملی در ۶ ماه آینده برداشته می‌شود از سوی دولت جدید و همین طور گروه‌های فعال در ایران، می‌تواند مثبت باشد، من باید این جا تاکید کنم که اگر همین مدیران صنعتی امروز که عموما هم از سپاه هستند تصمیم بگیرند پروژه را بشکنند، بسیار بسیار امکان ادامه بازسازی اقتصادی ایران با مشکل مواجه می‌شود. یا اگر یک زمانی این نگاه مثبتی که مثلا آقای خامنه‌ای که الان به نظر می‌رسد دارند نسبت به فرصت جدید و ایجاد یک شکوفایی اقتصادی، کدر شود ما دچار مشکلات شدیدی خواهیم شد. این همکاری باید از سوی تمام ارگان‌های فعال در ایران باشد. اما اگر این انرژی مثبت ادامه پیدا کند، من تصور می‌کنم که ما شاهد یک بازنگری بسیار بسیار محسوس و قابل اندازه گیری در رفتار سرمایه گذاران اروپایی، شرق آسیایی و حتی آمریکای شمالی خواهیم بود. من حتی یک درخواستی که داشتم از سوی سرمایه گذاران صنعتی آمریکایی بود که می‌خواستند بدانند چطور می‌توانند سرمایه گذاری مشترک با ایران در پروژه‌های صنعت IT داشته باشند. این یک تعریف و تمجید بزرگی است از نیروی انسانی ایران، چون ما را به عنوان یک پایگاه که توانایی تولید بالا دارد می‌بینند و این فرصتی است که من جداً وقتی می‌دیدم، یک احساس خوشنودی به من دست می‌داد که جهان متوجه می‌شود که ایران می‌تواند چه امکان‌هایی برای آن‌ها هم داشته باشد. اگر گام‌هایی که بر می‌داریم گام‌های استواری باشد و در ایران هم یک آرامش اجتماعی به وجود آید و این امنیتی عمل کردن در همه حوزه‌ها را کنار بگذاریم و این شکیبایی را داشته باشیم که همه چیز یک شبه حل نمی‌شود، من تصور می‌کنم که افق حتی در همین چند روز بسیار روشن‌تر شده است.
 


کلیدواژه ها , ,

نظرات شما

 
  1. [...] سرمایه گذاران خارجی منتظر چراغ سبز ایران « چراغ آزادی [...]

نظر شما چیست؟