دیدگاه

سکس، سیاست، هنر

♦ سورنا هاشمی | چهارشنبه, ۲م مرداد, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

سکس، سیاست، هنر؛ مقایسه می ۶۸ و موج نوی سینما با فرانسوا اولاند و گروه فمن

 

 

شکست ایده انقلاب در دهه‌های اخیر باعث شد کسانی که هنوز دل در گرو آرمانهای سوسیالیسم دارند در آرای انقلابی خود تجدید نظر کنند و نحوه مواجه خود را با دنیای سرمایه داری تغییر دهند. خیلی از مارکسیست‌های جوان بعد از دیدن فاجعه انسانی در شوروی رو به نقد مارکسیسم کلاسیک آوردند و دست به نوآوری زدند، البته اگر بتوان نو آوری را بر آن اطلاق کرد. آدورنو، هورکهایمر، مارکوزه و… سردمداران نظری مکتب فرانکفورت راهی انتقادی نوین را در پیش گرفتند که علی رغم تفاوت‌های بسیار با نظریات مارکس؛ تشابهات و هم‌پوشانی‌های فراوان داشتند. فارق از انقلابی بودن و رمانتیک بودن هر دو سیاق، آرای آدورنو و هورکهایمر تفاوت عمده ای با مارکس داشت. آدورنو به مارکسیسم بدون پرولتاریا باور داشت وتحلیل های اقتصادی مارکس را نمی‌پذیرفت ….اما همپوشانی مهمی که بین آرای او و مارکس بود را می‌توان در مقاله مشترک این دو به نام “صنعت فرهنگ سازی به مثابه فریب توده ای”(۱) دید. این همپوشانی نقطه ورود من به بحث اصلی این نوشتار است. در این مقاله مشترک مصداق‌هایی که برای نقد سرمایه‌داری و صنعت مورد نقد آن یعنی فرهنگ‌سازی لیبرال به کار می‌رود در وجه عام هنر است و در وجه خاص آن سینما :” آثارهنری زهدطلب و بری از شرم‌زدگی اند؛صنعت فرهنگ سازی هرزه نگار و جانماز آبکش است.”(۲) انتخاب لفظ جانماز آبکش یا ریاکار برای آثار هنری نشان از انقلابی‌گری و حد و مرز نداشتن در هنر مورد ستایش آدورنو و هورکهایمر دارد.

فمننقدهای تند و بی‌رحمانه این دو فیلسوف به سینما با تحولات سینمایی این آن زمان همزمانی و همپوشانی نظری کم‌نظیری دارد، همچینین با مهمترین حلقه‌ی ربط سیاسی آن زمان یعنی جنبش شورشیان آرمانخواه می ۶۸

تغییر استراتژی در پی آشکار شدن روی خشن مارکسیستی آن زمان فقط برای فلسفه‌دانانی چون مکتب فرانکفورتی‌ها نبود در واقع عینی‌ترین نمود آن را می‌توان در تحولات سینمای آن زمان و شکل‌گیری موج نوی سینمای اروپا دید. ظهور موج نو در فرانسه با نام‌هایی چون ژان لوک گدار، تروفو، آلن رنه شناخته شد. در دوره دوم موج نوی فرانسه که بین ساال‌های ۶۶ تا ۶۸ میلادی اتفاق افتاد سایه رادیکالیسم سیاسی آن زمان پررنگ‌تر شد.محور موضوعی روایت‌ها به مصرف‌گرایی، سیاست، سکس، ویتنام، کوکاکولا…تغییر جهت داد.
اما این موج به پاریس محدود نشد و به کشورهای دیگر هم سرایت کرد مثل ژاپن، برزیل و چکسلواکی. ترکیبی از سیاست و آزادی جنسی بدون مرز، ناگیسا اوشیما کارگردان ژاپنی مورد بسیار خوبی برای شرح مطلب مورد نظر من است. اوشیما با دو فیلم به عنوان فیلمساز پورن ژاپنی به جهان معرفی شد :”امپراطوری هوس” و “قلمرو احساس”.
“در «قلمرو احساس» با یک زیبایی‌شناسی پورنوگرافیک‌وار روبه‌رو هستیم، در حالی که در «امپراطوری هوس» با یک درام خانوادگی و جنی. با وجود این تفاوت‌های ظاهری، در هر دو فیلم، سکس در تقابل با روحیه جنگ‌طلبی و نظامی‌گرایی ژاپن قرار می‌گیرد و هر دو فیلم به انتقاد از دخالت دولت در امور جنسی و خصوصی شهروندان می‌پردازد.
رابطه قدرت و سکس و نمایش سکس به شکل عریان و شدت‌یافته در هر دو فیلم وجود دارد. از این نظر هر دو فیلم را می‌توان فیلم‌هایی دانست که در پی ایجاد ارتباط بین فرویدیسم و مارکسیسم‌اند. این بینش البته تحت تأثیر فلسفه هربرت مارکوزه در سال‌های دهه ۱۹۷۰ در سینما شکل گرفت. (۱۹۶۶Marcuse،)” (۳).
شاید برای ارتباط بین سینما و می ۶۸ بهترین نمونه “رویا‌بین‌ها” اثر “برناردو برتولوچی باشد. فیلمی که هم نگاهی نوستالژیک به می ۶۸ دارد هم به نوعی ادای دین برتولوچی به پیشگامان سینمای موج نوی فرانسه. بی شک روایتی است دقیق از شورشیان و طغیان گران جوان می ۶۸، فیلم پر از صحنه های سکسی ساختار شکن وغیر متعارف است که بی ربط با محتوای انقلاب جنسی- سیاسی می ۶۸ نیست.موسیقی فیلم هم موسیقی ضد جنگ و هیپی “جیمی هنریکس” و “باب دیلن” است. سرشار از نماهای پیچیده با ترکیبی از سکس ،سیاست،سینما.
“برتولوچی این سه شخصیت را با الهام از مثلث عشقی دسته غریبه‌ها (Band apart)ی گدار ساخته است. در صحنه‌ای از فیلم آن‌ها برای شکستن رکورد دو قهرمانان دسته غریبه‌ها در موزه لوور فرانسه، عین حرکت آن‌ها ر ا تکرار می‌کنند. آن‌ها در غیاب پدر و مادر تئو و ایزابل،‌ خود را در آپارتمان آن‌ها حبس کرده و به بازی سکس و سینما مشغول می‌شوند.
رؤیابین‌ها تصویر عصیان یک نسل طغیانگر و ساختارشکن است. برهنگی، اروتیسم،‌ مصرف مواد مخدر و لاس زدن با فلسفه، سیاست و سینما در رؤیابین‌ها بازتاب طبیعی و واقع‌گرایانه فضای فرهنگی دهه ۶۰ است. ماکسی میلیان لیکی آن را استمناء فانتزی برتولوچی درباره رویدادهای مه ۶۸ خوانده است.” (۴)
بیان این مقدمات برای تحلیل امروز فرانسه بی‌معنی به نظر نمی‌رسد. فرانسه ای که فرانسوا اولاند سکاندرا سیاست آن است.اولاند هم از رویا‌بین‌ها است اما در قامت یک رییس جمهور، فرانسوا اولاند هم در خوانشی رادیکال در زندگی شخصی خود پس از آشنایی با “سگولن رویال”صاحب چهار فرزند می‌شود اما بعد از سی سال هیچ وقت ازدواج نمی‌کند زیرا ازدواج را از مناسبات بورژوایی میداند!! شریک زندگی او هم اکنون نیز همسر رسمی او نیست.

فمن فرانسوا اولانداما بهانه نوشتن و مقایسه فرانسوا اولاند با رادیکالیسم چپ با تمام وجوهاتش، اقدام اخیر وی در انتخاب چهره رهبر گروه “فمن” به عنوان نماد ملی جدید فرانسه بود! گروه “فمن”(FEMEN) از گروه‌های پر سر و صدای این روزهای دنیای مجازی بوده است که به مدد رسانه‌های نسل جدید و تکنولوژی، اعتراضی سیاسی را با ابزار برهنگی و لخت شدن در فضای عمومی نشان می‌دهد .این استفاده از هنر امروز یادآور همان نوآوری‌های سینمای موج نو است که با تکنیک‌های جدید و تغییر فضاهای ساخت فیلم از استودیو به خیابان های پاریس درخشیدند. فمن‌ها هم با لخت شدن و فیلم‌های خیابانی گرفتن و اشتراک گذاشتن آن در اینترنت موج جدیدی از اعتراض را پایه‌گذاری کردند آن‌ها فقط لخت نمی‌شوند! شعارنویسی و دکوپاژ صحنه‌ها و انتخاب موقعیت‌های جنجالی همه کمک کرده که امروز آن‌ها در نوع اعتراض گروه مطرحی باشند هر چند گروه‌های فمنیستی آکادمیک آن‌ها را تایید نکنند.

همانطور که می ۶۸ بعد ها از طرف نظریه‌پردازانی چون هورکهایمر و آدورنو مورد حمله قرار گرفت، مقایسه رهبر گروه فمن “اینا شوچنکو” با یکی از رهبران جنبش می ۶۸ به نام “دانیل کوهن بندیت” خالی از لطف نیست. دانشجویی که یکی از رهبران آزادی جنسی در می ۶۸ بود و با یک عکس به یک چهره معروف مبارزاتی در تمام دنیا شد. فمن فمنیسمی به شدت بیمار و عصیان‌گر دارد سرشار از عقده های اختگی و میل به عورت نمایی.(۶) فمن درست مانند مقاله معروف آدرنو و هورکهایمر در نقد صنعت هنر مدرن که آن را هرزه‌نگار و جانماز‌آبکش خوانده بودند، به گفته خودشان با این سبک اعتراض به پورنوگرافی نقد جدی دارند و آن را نوعی از برده داری مدرن میدانند اما جنس مبارزه آن‌ها با برهنگی همراه است و بدن خود را به گفته رهبر این گروه تفنگ خود ساخته اند.
درست در زمانی که سرمایه‌دارهای فرانسوی به علت مالیات نابخردانه ۷۰ درصدی ناچار به ترک کشور خود می‌شوند و تابعیت کشورهای دیگر را می‌گیرند (درست مثل کاری که فرانسوا میتران خلف و هم حزبی او انجام داد و باعث فرار سرمایه ها و رکود اقتصادی در کشور شد) فرانسه به اینا شوچنکو پناهندگی سیاسی داده است. شوچنکو در واکنش به چاپ عکسش بر روی تمبری که نشان ملی فرانسه است گفته: “خیلی خوب است که به این شکل در تاریخ بمانید. اما بهترین بخش ماجرا در حال حاضر آن است که هر بار یک هم‌جسنگراهراس، فاشیست، یا تندرو در فرانسه بخواهد نامه‌ای پست کند باید پشت فِمِن را لیس بزند.”
فرانسوا اولاند چپ‌گرا و گروه فمن باز تولید همان مناسبات تاریخی فرانسه در ساحتی دیگر و به شکلی دیگر هستند، مدنی‌تر شده اند از خشونت و عصیانشان کاسته شده است .اما هنوز شبیه شخصیت‌های رویابین‌ها هستند با اینکه دیگر اولاند جوان انقلابی نیست و امروز در قدرت است اما کما بیش هم حزب خود هم کشور خود را به سوی همان لجاجت کور بدون آلترناتیوی می‌برد که در جوانی شاهد شکست شان بوده. شاید این گفته آدورنو در مورد فرانسه این بار هم درست از آب دربیاید: هیچ چیز جز نا امیدی نجات دهنده نیست. و شاید که ناامیدی از ایده‌های پر طمطراق اما بی‌فایده فرانسه و دنیا را به سمت نسبتاَ بهتری هدایت کند.

 

***

منابع:
۱-هورکهایمر، مارکس و تئودور آدورنو، صنعت فرهنگ سازی، روشنگری به مثابه فریب توده ای،ترجمه مراد فرهادپور، فصلنامه ارغنون، شماره ۱۸ ، پاییز ۱۳۸۰٫
۲-همان، ص۵۵
۳-امیر گنجوی ،کارکرد سیاسی سکس در سینمای اوشیما،وب سایت رادیو زمانه ۲۸ دی ماه ۱۳۹۱

http://www.radiozamaneh.com/52739#.Ueyb7o0wdsk

 

4-پرویز جاهد،مه ۶۸ به روایت برتولوچی،وب سایت رادیو زمانه ،تاریخ انتشار:۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
http://radiozamaaneh.com/jahed/2008/05/post_265.html
5-به نقل از خبرگزاری رادیو فردا به تاریخ: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۲
http://www.radiofarda.com/content/f2-france-femen-member-leader-national-symbol/25050179.html
6- به تمایل فرد به نمایش بدن یا اعضای جنسی و یا رفتار جنسی خود به دیگران در ملا عام یا اماکن نیمه عمومی بدن‌نمایی یا نمایشگری (انگلیسی: Exhibitionism گفته می‌شود. مخاطبان ممکن است گروهی از دوستان، رهگذران یا غریبه‌ها باشند. فرد بدن‌نما با انجام بدن‌نمایی، لذت می‌برد. این لذت لزوما به ارگاسم منجر نمی‌شود.(به نقل از ویکی پدیا.)

 

چراغ آزادی: دیدگاه های منتشره بازگوکننده نظر مستقل نویسندگان است.


کلیدواژه ها ,

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟