ویدئو

پی‌جوییِ دلبستگی‌هایِ شخصی خودخواهی نیست

♦ ال کاناتا | چهارشنبه, ۹م مرداد, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

در ویدئویِ قبلی گفتم که آدم‌ها پی‌جویِ علایق یا دلبستگی‌هایِ شخصیِ خود‌شان هستند، الان می‌خوام تأکید کنم که این با «خودخواهی» فرق می‌کند.
اگر تو برایِ من کله‌پاچه نخری، عوضش برایِ خودت قرمه‌سبزی بخری، به معنیِ این نیست که تو خودخواه ای.
این‌که من هم برایِ خودم کله‌پاچه بخرم، و عوضش برایِ تو قرمه‌سبزی نخرم، به معنیِ این نیست که من خودخواه ام.

واقعیت این است که ما آدم‌ها با آن قُوَّت و قُدرتی که پی‌جویِ علایق یا دلبستگی‌هایِ شخصیِ خودمون هستیم، پی‌جویِ دلبستگی‌هایِ دیگران نیستیم.
 

ویدئوی اول

 
اما این به معنیِ این نیست که ما بدِ دیگران را می‌خواهیم، و ما فقط و فقط به فکرِ خودمان ایم.
شادی و رفاهِ خانواده، زن، بچه، پدر، مادر، ..، جز دلبستگی‌هایِ شخصیِ ما هست.
مثلاً اگه مادر زنم در فرودگاه منتظر است که من بروم دنبال‌‌اش، من او را منتظر نمی‌گذارم که بروم کله‌پاچه بخورم.
اگه این کار را بکنم، یعنی خودخواه ام.
 

ویدئویِ دوم

 
اما من این کار را نمی‌کنم، چون رفاهِ خانوادۀ من، مادر زنِ من، جز دلبستگی‌هایِ شخصیِ من هم هست.
سلامتِ مادرم جزِ دلبستگی‌هایِ من هست، شادیِ زنم جزِ دلبستگی‌هایِ من هست، رفاهِ برادرم جز دلبستگی‌هایِ من هست.
روابطِ ما در جامعۀ آزاد مبتنی بر خودخواهیِ ما نیست.
جامعۀ آزاد از آدم‌هایی تشکیل شده که که پی‌جویِ دلبستگی‌هایِ شخصیِ خوشون هستند، و احترام می‌گذارند به این‌که آدم‌هایِ دیگه هم پی‌جویِ دلبستگی‌هایِ شخصیِ خودشون هستند.
وقتی من می‌روم مغازه که ماست بخرم، آقایِ فروشنده به فکرِ این هست که پول در بیاورد، من به فکرِ این هستم که ماست بخورم.
من احترام می‌گذارم که ماست‌فروش به فکرِ ماست خوردنِ من نیست، و به جاش به فکر سیر کردنِ شکمِ خودش و زن و بچۀ خودش هست.
او هم احترام می‌گذارد که من می‌خواهم ماست بخرم که خودم بخورم، و ماست رو نمی‌خرم که بدم زن و بچۀ او بخورند.
وقتی من پول رو می‌دهم و ماست رو می‌گیرم هم من می‌گم «مرسی»، او هم می‌گوید «مرسی».
دادوستد‌هایِ آزادانۀ ما در جامعه مبتنی است بر این احترامِ متقابل که هر کدامِ ما پی‌جوییِ دلبستگی‌هایِ شخصیِ خودمون هستیم، و این نسبتی با خودخواهی ندارد.


نظرات شما

 
  1. مفیستو says:

    مساله اینه که اگر فرض کنیم مشکلی در مورد شما و ماست فروشتون پیش نیاد اون صاحب کارخونه ماست بندی،اون ارزش اضافی رو که کارگران کارخونش براش به وجود میارن رو بهشون نمی ده و تو جیب خودش می زاره و بعد تبدیل می شه به اون کاراکتره رو به روتون که برای خودش فقط قورمه سبزی می خره و برای شما نمی خره(و البته شما هم به تلافی براش کله پاچه نمی خرید).اما اون کارگران که اساسا نه در افکار و نه در تبلیغات شما جایی ندارند نه کله پاچه نه قورمه و نه از نظر شما احترام دارند.تازه جای سوال داره که منطق سرمایه داری و انگیزه کسب سود و پایین اوردن هزینه تا سر حد ممکن بدون توجه به محیط زیست و کیفیت و ارزش غذایی چه ماستی رو دست شما می ده.

    • رضا انصاری - سردبیر says:

      هیچ انسانی، از جمله انسان ماست فروش، حق ندارد انسان دیگر را به بردگی بگیرد
      هیچ انسانی، از جمله انسان ماست فروش، حق ندارد اشغال های خانه اش را در حیاط همسایه اش بریزد

  2. مفیستو says:

    دقیقا موافقم با نظر جناب سردبیر اما از بد حادثه در انتخاب شخصیت(ماست فروش)مقداری کم دقتی فرموده اید چرا که ماست فروش به بردگی نمی گیرد چون نه تولید انبوه دارد که با بالا بردن نرخ استثمار سعی در حفظ سود کند و نه پولی گزاف که به رسانه های تبلیغاتی بازیچه و بی مایه بدهد و دوم اینکه به بردگی گرفتن اسبابی دارد مثلا ماست فروش نمی تواند برژوا یا رسانه در خدمت بورژوا را به بردگی بگیرد نیز اینکه نیازی به این کار ندارد(دلیل ان را شما که رشته تحصیلیتان اقتصاد بوده احتمالا بدانید).دوم اینکه فرهنگ چیزی نیست که صرفا کله وپاچه خورها و قورمه خورها از ان بهره مند باشند لطفا به انچه می نویسید ایمان داشته باشید(احترام به همه).مگر در یک حالت ماست فروش اشغالش را در حیاط همسایه بریزد و ان هم وقتی است که حیاط همسایه کوچه و محل را به مالکیت خود دراورده باشد

نظر شما چیست؟