مجید محمدی

چهره‌هایی از سرمایه‌ی اجتماعی در جامعه‌ی باز

♦ مجید محمدی | سه شنبه, ۱۵م مرداد, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بحث از سرمایه‌ی اجتماعی (منافع جمعی ناشی از همکاری میان افراد و ارتباطات اجتماعی و ارزش عایدات معمول شبکه‌های اجتماعی) در نگاه اول ممکن است برای شهروندان جوامع بسته و غیردمکراتیک بحثی انتزاعی به نظر آید چون این افراد اکثرا درکی روشن از سرمایه‌ی اقتصادی دارند اما سرمایه‌ی اجتماعی برای آنان چندان ملموس نیست. همه‌ی جوامع بسته و غیردمکراتیک با کمبود این سرمایه درگیر هستند. از این جهت می‌توان با ذکر نمونه‌هایی از این سرمایه در جوامع باز چشم‌اندازهایی را در برابر کسانی که در جوامع بسته زندگی می‌کنند و سرمایه‌ی اجتماعی در آنها اندک است گشود.
 
داوطلبی در کنار فضای مجازی
در سال ۲۰۱۱ شهر بوستون بارها شاهد باران برف تا حد ۶۰ سانتیمتر بود. در نتیجه‌ی این برف‌ها مردم و شهرداری برای تسهیل رفت و آمد برف‌ها را بر هم تلنبار می‌کردند و کوه‌هایی از برف در شهر شکل می گرفت. مهم ترین چیزی که در زیر این کوه‌ها پنهان می‌شد شیرهای آب آتش‌نشانی بود. بوستون ۳۰ هزار شیر آتش‌نشانی در سطح شهر دارد. برای حل این مشکل یکی از شهروندان به دو زیرساخت اجتماعی در ایالات متحده تمسک جست: قدرت فعالیت داوطلبی در این جامعه و دسترسی همگانی به اینترنت و فعالیت در فضای مجازی. او یک “اَپ” (نرم افزاری برای اهداف خاص) ساخت که ۳۰ هزار شیر آتش‌نشانی را در سطح شهر نشان می‌داد و از افراد می‌خواست هر یک یکی از این شیرها را مثل یک کودک زیر پر و بال خود بگیرد. در نتیجه هرگاه برف آنها را می پوشاند می‌بایست آن را از زیر برف بیرون بیاورد. در مدتی کوتاه همه‌ی شیرها حامیانی پیدا کردند. بدون چنین اقدامی شهرداری نمی‌توانست شیرها را آماده‌ی استفاده در شرایط بروز آتش نگاه دارد.

بعدا از همین الگو برای نگاهداری اخطاردهنده‌های سونامی در جزیره‌ی هاوایی استفاده شد. حامیان این اخطاردهنده‌ها مسئولیت داشتند که ببینند آیا باتری‌های آنها سرجایشان است یا نه و آیا کار می‌کنند یا خیر و در صورت اشکال به مقامات مسئول گزارش دهند. در هر دو مورد نه تنها از سرمایه‌ی اجتماعی موجود بهره‌گیری می‌شود بلکه بر سرمایه‌ی اجتماعی افزوده می شود.

 

شیرِ آتش‌نشانی را به فرزندخواندگی بگیرید  http://adoptahydrant.org/

شیر آتش نشانی بوستون

 
نان مجانی
در حدود بیست کیلومتری خانه‌ی ما در ایالت نیویورک روستایی است به اسم اوویگو. در این روستا کلیسایی کوچک وجود دارد که مردم لوازم اضافی منزل خود را به آنجا می‌دهند و کلیسا در ساختمان مجاور خود آنها را به قیمت‌های نسبتا ارزان به مردم می‌فروشد. این روستا بسیار زیباست با ساختان آجری و قدیمی دادگاهش و پلی بر روی رودخانه‌ی ساسکوهانا پر از گلدان‌هایی با گل‌های بنفش و قرمز و آبی در فصول بهار و تابستان که رو به ساختمان دادگاه است. از این جهت ما سالی چند بار بدانجا سر می‌زنیم و نگاهی هم به فروشگاه این کلیسا می‌اندازیم.

این کلیسا غیر از کمک‌هایی که به مردم فقیر و نیازمند با درآمد فروشگاه می‌کند همیشه نان مجانی نیز در اختیار افرادی که خود احساس می‌کنند نیازمندند قرار می‌دهد. کسی از نیازمند نمی‌پرسد آیا نان می‌خواهد یانه. انواع نان‌ها آنجاست و هر که بخواهد بر می‌دارد. ما در عرض چند سالی که بدانجا سر می‌زنیم هنوز ندیده‌ایم کسی که نیازمند نیست به نان‌ها دست بزند. این کلیسا به مردم نیازمند محل خدماتی ارائه می‌کند که هیچ باری بر روی دولت ایالتی یا فدرال ندارد در حالی که فقرا می‌توانند از دولت کارت غذا دریافت کنند. صدها خانواده به گردش کار خیریه‌ی این کلیسا کمک کرده و دهها خانواده از آن برخوردار می‌شوند.
 
انجمن‌های موسیقی و ارکسترهای محلی
در سراسر ایالات متحده انجمن‌های موسیقی وجود دارد که ارکسترهای محلی را در دو سطح کودکان/نوجوانان (جونیور) و جوانان (سنیور) اداره می‌کنند. این انجمن‌ها که بر اساس فعالیت داوطلبانه شکل گرفته‌اند با حق‌الاشتراکی که از خانواده‌ها می گیرند و بلیط‌هایی که برای اجرای ارکستر در پایان هر فصل می‌فروشند هزینه‌ی معلمان موسیقی و رهبران ارکستر را برای تعلیم هفتگی کودکان، نوجوانان و جوانان در ارکستر می‌پردازند. آنها برای محل برگزاری تمرین‌ها و اجرای ارکستر نیز از فضای مدارس و دانشگاه‌ها استفاه می‌کنند. حتی شیرینی و نوشیدنی‌ای که در پایان ارکستر عرضه می‌شود توسط تک تک خانواده‌ها تامین می‌شود. تنها در ایالت نیویورک صدها ارکستر این چنینی در مناطق شهری، حاشیه شهری، شهرهای کوچک و روستاها وجود دارد.

بدین ترتیب این ارکسترها با استفاده از فعالیت داوطلبانه‌ی هیئت موسس و اداره‌کننده‌ی انجمن موسیقی، استفاده از منابع خانواده‌ها و مراکز عمومی آموزشی و همکاری جمعی کودکان و نوجوانان و جوانان نه تنها یک فعالیت اجتماعی را بدون تحمیل هیچ هزینه‌ای بر روی دوش دولت فدرال یا ایالتی یا شهر و روستای مربوطه سامان می‌دهند بلکه خدماتی را نیز در مراسم گوناکون به محیط پیرامون ارائه می‌کنند. این ارکسترها معمولا برنامه‌هایی را برای شب کریستمس ضبط می‌کنند که از تلویزیون محلی پخش می‌شود.

فعالیت این ارکسترها شبکه‌ای از روابط اجتماعی را میان نوازندگان و خوانندگان گروه‌های کر و خانواده‌های آنها ایجاد می‌کند که در موارد مختف به کمک جامعه در شرایط اضطراری می‌آید. همچنین این شبکه‌ها در تحکیم پیوندهای اجتماعی در جامعه‌ی مزبور نقش کلیدی دارند و جوانان را به جای درگیر شدن در فعالیت‌های مخرب یا بی‌فایده در فعالیتی خلاق درگیر می‌کنند. کار گروهی بالاخص در فعالیتی خلاقانه از بسترهای موثر تولید سرمایه‌ی اجتماعی است.
 
بازگشت به جامعه
در اوایل سال ۲۰۱۳ یکی از سه دختری که بیش از ده سال زندانی یک مرد (آری‌یل کاسترو) بوده و از کودکی در خانه‌ی وی زندانی بودند از خانه فرار کرده و موجب آزادی دو دختر دیگر شد. به این دختران اهل کلیولند اوهایو از کودکی تجاوز شده و یکی از آنها در دوران زندانی بودن در خانه‌ی این مرد صاحب فرزند شده بود. پس از آن که این سه دختر آزاد شدند نه تنها جامعه‌ی پیرامون آنها با آنان به عنوان ننگ خانواده و جامعه (به علت مورد تجاوز واقع شدن) برخورد نکرد بلکه در عین فراهم کردن حمایت روحی و مشاوره‌ی روانشناختی برای گذر از صدمه‌های روانی، حدود ۱۰ هزار نفر با کمک‌های اندک مالی حدود ۱٫۵ میلیون دلار بر روی هم گذاشتند تا این سه دختر که حدود ده سال از زندگی خود را در حبس خانگی گذرانده بودند بتوانند زندگی تازه‌ای را آغاز کنند. این سرمایه‌ی اقتصادی در واقع ترجمه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی جامعه‌ای است که می‌خواهد اعضای صدمه‌دیده‌اش به جامعه بازگردد و روی پای خود بایستد.
 

***

همان طور که مشاهده می کنید اگر انباشت سرمایه‌ی اقتصادی پیش شرط تولید مایحتاج جامعه و بسط رفاه و رضایت از زندگی است انباشت سرمایه‌ی اجتماعی نیز می‌تواند بارهایی را که حتی دولت‌ها و شهرداری‌ها نمی‌توانند بردارند از زمین بلند کند، به افراد کمک کند به جامعه بازگردند، پیوندهای اجتماعی را تحکیم کند، روابط اجتماعی را به جریان اندازد، و به نیازهای نیازمندان پاسخ دهد. همه‌ی این کارها با جریان یافتن سرمایه‌ی اجتماعی در نهادهای مدنی بدون هیچ باری بر دولت‌ها قابل انجام است. آنها که دولت‌ها را کوچک می‌خواهند چاره‌ای بجز افزایش و انباشت سرمایه‌ی اجتماعی ندارند.


کلیدواژه ها

نظرات شما

 
  1. ادیب عزیزی says:

    سرمایه های اجتماعی نتیجۀ جوامع به اصطلاح باز نیست! بلکه برعکس این «جامعه باز» است که نتیجه سرمایه های اجتماعی است، دکتر محمدی اما در تلاش است که این سرمایه ها را نتیجه و ثمرۀ جوامع باز قلمداد کند. واقعا اگر این سرمایه های اجتماعی نبود، معلوم نیست که تاریخ بشر چگونه رقم می خورد! این سرمایه ها همیشۀ تاریخ موجود بوده و الان هم هست و مختص جوامع به اصطلاح باز هم نیست! در کشورهای استبدادی هم فراوان موجود است، هم از نوع ملتی و هم از نوع دولتی، از نوع دولتیش اما خیلی خطرناکه! چون فقط اندکی از این سرمایه ها در جایگاه واقعی خود مصرف می شه و بسیاری دیگر در جهت تثبیت و توجیه حاکم مستبد قرار می گیره! از هزینه سرکوب مخالفان گرفته تا هزینه برای تبلیغ حاکمان مستبد! در جوامع استبدادی، مردمان برای فرار از غربتی که حاکمان مستبد ایجاد کرده اند، همگرایی بیشتری برای تولید سرمایۀ اجتماعی دارند، اما چون حاکمان مستبد این سرمایه ها را مخل آسایش خود می بینند هردم مانع از رشد و بارآوری آنان می شوند ولی در نهایت این سرمایه های اجتماعی هستند که از این جدال پیروز بدرمی آیند.

  2. Reza says:

    ?Hasn’t the author read “Bowling Alone: America’s Declining Social Capital” by Robert Putnam

  3. مفیستو says:

    ۱٫سالانه ۱۰۰۰۰۰ تن کندم توسط امریکا به دریا ریخته می شود و حجم غذای دست نخورده که در امریکا دور ریخته می شود برابر با گرسنگی جهانی است.۲٫در امریکا ۵۰ درصد درامد کل دست ۳ درصد جامعه است.۳٫امریکا بیشترین جنگ ها را شروع کرده بیش ترین دخالت ها را در امور داخلی کشور های دیگر دارد.۴٫٫جنبش های اعتراض امیز به سیستم موجود در امریکا وجود دارد مانند جنبش اشغال وال اسنریت.حال:ایا جنبش های مردمی سرمایه اجتماعی است؟اگر هست که انباشت سرمایه انسانی با انباشت سرمایه اقتصادی ،در این موارد نه چندان کوچک و کم اهمیتت،در تضاد نیست؟اگر نیست از طریق انباشت کدام سرمایه(؟)باید این مشکلات را حل نمود؟
    بگذریم از اینکه شما با بیان چند استثنا نتیجه گیری کرده وکلا از لحاظ علمی این مطلب فاقد اعتبار است.چون تعداد محرومان از رفاه در جامعه بسیار بالاست و بیشتر از توان مندان است و توان مندی انها،از طریق مکانیزم بازار و حفظ و افزایش نرخ استثمار،در گرو محرومیت طبقات پایین.در نهایت گدا پروری ایا می تواند باعث افتخار باشد و به عنوان سرمایه اجتماعی ازان یاد شود در حالی که اعتراض به این وضع اغتشاش دانسته شود؟به راستی دولت نماینده مردم(که اکثر انها طبقات پایین هستند) جز نابودی درامد ملی برای هزینه های نظامی و لشکر کشی به کشورهای دیگر نباید کاری کند؟

نظر شما چیست؟