دیدگاه وارده

تحریم و لیبرالیسم: کمربندها را ببندید، اتوبوسی که باید ترمز کند

♦ مسیح پورسینا | پنجشنبه, ۳۱م مرداد, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

چراغِ آزادی: موضعِ چراغِ آزادی در مخالفتِ با تحریم در «موضعِ لیبرال این است: توجیهِ تحریمِ اقتصادی هنوز ارائه نشده است» عرضه شده است. آنچه در پی می‌‌آید مطلبی است از یکی از خوانندگانِ ما که ظاهراً از جمله در نقدِ موضعِ ما نوشته شده است. نوشتۀ ما دربردارندۀ پاسخ به این نوشته نیز هست.

***

مدتی است جنبشی روشنفکرانه متولد شده است که علیرغم ماهیت چپ سیاسی  اش برآمده از لیبرال باوران و راست گرایان سیاسی و اقتصادی است.
جنبش «مخالفان با تحریم» باعث شکافی عمیق در بین طیف های مختلف لیبرالی شده که بسیاری از تضادهای فکری ایشان برآمده از تفاوت مختصات فکری، جغرافیایی و موقعیتی است. بالطبع باید روشنفکران لیبرال داخل نشین مخالف تحریم و خارج نشینان موافق باشند. اما هر دو طرف در پی اثبات این هستند که نظر طرف مخالف خلاف باورهای لیبرالی است. نویسنده می کوشد تا بیان کند که لیبرالیسم به علت ماهیت آزادیخواه و عقلگرایش درب را به روی هر دو طرف باز گذاشته است و این تضاد برآمده از تعاریف دیگری است.

 
چرا تحریم اتفاق افتاد؟
گردن کشی های سیاسی یک نظام در عرصه بین المللی و گفتمان تهدید آمیز آن مجامع جهانی را نسبت به کلیت آن نظام بدبین کرد و این بدبینی زمانی پررنگ تر شد که آن نظام حاضر به اطاعت از قراردادهای بین المللی در عرصه ی اتمی نشد.
دو گزینه روی میز بود. جنگ یا تحریم. تحریم برای کشوری مثل ایران گزینه مناسبتری تشخیص داده شد، که با هزینه کمتر شاید بتوان جلوی فاجعه ای انسانی را که براساس حدس و گمان بوده و هست گرفت.
در روایت بالا هیچ خشونت و ظلمی پنهان نیست تا زمانی که خواننده خود را شهروندی ایرانی در نظر نگیرد. تفاوت فلسفی-سیاسی از اینجاست که شروع می شود. دیدگاه شهروند ایرانی ناسیونالیسم لیبرالی است و دیدگاه مخالف که شاید بتوان آنرا شهروند جهانی نامید، لیبرالی است.
 
عناصر لیبرالیسم
عناصر لیبرالیسم سیاسی به طور خلاصه عبارتند از: فردگرایی، آزادی، عقل، برابری، مدارا،  قانون مداری.

تحریم بی شک سخت، هزینه بردار وگاهی بیرحمانه است. مثل دستبند پلیس بر دست مجرم که گاهی دردآور است. یا چراغ قرمز زمانی که عجله داریم. تحریم رویکردی لیبرالیستی است. رویکردی که ضد خشونت و جنگ است، اما براساس قانونمداری، قانونی است بین المللی.

شاید لازم به گفتن نباشد که تحریم بدیلی است در مقابل جنگ که روی میز قرار می گیرد تا از جنگ و کشتار جلوگیری کند. مدارای نهفته در مکانیزم تحریم ما را از جنگ دور می کند. یادمان نرود که در دیدگاه فلسفی لیبرال ما تا جایی آزادیم که قانون و حوزه عمومی را مورد هجوم قرار ندهیم . تحریم مکانیزمی قانونی است برای جلوگیری از هجوم احتمالی.
اما آیا دیدگاه مخالفان دچار یک تناقض فلسفی نیست؟ آیا ناسیونالیسم و لیبرالیسم قابل جمع هستند. یکی به شدت جمع گرا و دیگری به شدت فرد گرا؟ سالهاست دیدگاه ناسیونالیسم لیبرالی توسط بسیاری از اندیشمندان سیاسی مورد نقد قرار گرفته است که جمع دو گزاره این چنین مخالف هم امکانپذیر نیست.
لیبرالیسم انسان را در مرکز توجه دارد و ناسیونالیسم شهروندان یک جغرافیا را. شاید اینجاست که تحریم دچار دو قطب (مخالفت و مواففت) میشود.
این پاسخ را باید هر موافق و مخالفی به خود بدهد که لیبرالیسم متقدم است بر ناسیونالیسم یا برعکس؟


 
سیاست بین الملل 
امروزه سه دیدگاه درسیاست  بین الملل قابل بحث است (مارکسیسم را به علت منقرض شدن از این دسته بندی خارج کردم):
 
ایده آلیسم: ایده آلیسم به تحلیل تجربی(چگونگی رفتار بازیگران بین المللی) کمتر توجه دارد تا به داوری های هنجاری( رفتاری که باید نشان دهند) . به همین دلیل گاهی ایده آلیسم را گونه ای از اتوپیا گرایی دانسته اند. انترناسیونالیسم زیر بنای بیشتر شکل های ایده آلیسم است: یعنی این باور که امور بشر باید بنا به اصول جهانی و نه به فقط ملی سازمان یابند. این باور به نوبه خود معمولا در این فرضیه بازتاب یافته است که ویژگی امور بشر، همه در سطح داخلی و هم در سطح بین المللی، هماهنگی و همکاری است. سازمان هایی چون سازمان ملل متحد عینیت همین تفکر آیده الیستی است. بعد اخلاقی در سیاست خارجه از مهمترین نشانه های ایده آلیسم سیاسی است.
 
پلورالیسم: در مفهوم سنتی بر پراکندگی قدرت در میان شماری از مجموعه ها یا گروه های رقیب تاکید دارد. یکی از پیامد های مهم رویکرد پلورالیستی به سیاست بین المللی آن است که این رویکرد معرف دور شدن از سیاست قدرت و بزرگنمایی ملی است. این موضوع آنقدرها منعکس کننده ی ایمان ایده آلیستی به اصول انتزاعی نیست بلکه بیش تر حاکی از درک این نکته است که وقتی، قدرت به گستردگی توزیع شده باشد، رقابت نتیجه عکس می دهد. در نتیجه پلورالیستها می خواهند بگویند که در جهانی با وابستگی فزاینده، سرانجام ثابت خواهد شد که گرایش به همکاری و یکپارچگی (که شاید در اروپا از همه جا آشکارتر است) اجتناب ناپذیر است.
 
رئالیسم: می توان آنرا کهن ترین نظریه سیاست بین المللی دانست. در حالی که ایده آلیسم تاکید دارد که اخلاق باید راهنمای روابط بین الملل باشد، رئالیسم بر پایه تاکید بر سیاست قدرت بنا نهاده شده است .ثی . اچ .کار یکی از متفکران رئالیسم سیاسی متعقد بود که ایمان ساده لوحانه به حقوق بین الملل و امنیت جمعی در دوره میان دو جنگ جهانی سیاستمداران هر دو ساحل آتلانتیک را از شناخت توسعه طلبی آمان و اقدام برای حلوگیری از نفوذ ان بازداشت. رئالیستها تاکید بر توازن قدرت دارند و اتحادیه هایی متشکل از دولت های که در دراز مدت صلح و ثبات بین المللی را تضمین کنند.

تحریم در نظرگاه سیاست بین المللی ترکیبی ازهر سه است (ایده آلیسم، پلورالیسم به صورت بیشتر و رئالیسم در حدود کمتر). لیبرالیسم با هیچ کدام از مکاتب مذکور عقدی نبسته است و در زمان، شرایط و جغرافیاهای مختلف همراهی هریک را با لیبرالیسم می توان شاهد بود .گرچه میل لیبرالیسم به آیده آلیسم و پلورالیسم در شرایط آرام و غیرتهدید آمیز بیشتر است. تحریم با توجه به ماهیت خود بر آمده از یک سازمان بین المللی است (ایده آلیسم) که بر پایه شرایط بوروکراتیک سیاسی ( پلورالیسم ) گرفته شده است. اما می توان رگه هایی از پیگیری عقلانی منافع ملی ( اسراییل ، آمریکا و اروپا ) را هم در آن دید (رئالیسم ).

تحریم رئالیسم موجود در بازی هسته ای ایران با جهان را نادیده نمی گیرد و خطر احتمالی  گردن کشی جمهوری اسلامی و همینطور عواقب دیگری چون مسابقه تسلیحاتی دیگر کشورهای خاورمیانه را از نظر دور نمی دارد. در عین حال با کنار گذاشتن جنگ و پیش کشیدن گفتگو و چانه زنی سیاسی در پی تقلیل خواسته های مشکوک تهران است که خود دیدگاهی ایده الیستی- پلورالیستی است .

 
دیدگاه اخلاقی
اتوبوسی را در نظر بگیرید که در حال حرکت از لبه پرتگاه صخره ای– ساحلی دریاست. این اتوبوس پر از مسافر است. زوجی جوان در حال عبور از عرض جاده می باشند. در یک بزنگاه ماشین و زوج در موقعیت برخورد قرار می گیرند.  در بدترین حالت راننده می تواند با چرخاندن فرمان، اتوبوس را به پایین صخره پرت کند که احتمال زنده بودن بسیاری از مسافران کم است یا به زوج برخورد کند و آنها را بکشد .
اما تحریم دراینجا کجاست؟
تحریم جایی است که راننده تصمیم به ترمزی شدید می گیرد . این ترمز باعث پرت شدن مسافرین روی هم ، یا صندلی های دیگر یا زخمی شدن و حتی آسیب های جدی هم می شود .اما از یک فاجعه بزرگتر جلوگیری شده است.
دیدگاه فایده گرایانه اخلاقی که یکی از مهمترین بذر های اخلاقی لیبرالی است در اینجا به خوبی نمود دارد .
فایده گرایی فقط به منظور سود بیشتر و لذت بیشتر نیست . گاهی می توان آنرا به ضرر کمتر در مقابل ضرر بیشتر هم تعمیم داد.

 
***

 
در نتیجه می توان دریافت که تحریم و لیبرالیسم از اساس نافی دیگری نیست اما شاید بتوان با دیدگاهی اقتصادی– سیاسی هم تحریم را مورد بررسی قرار داد که دیدگاهی است روی کاغذ و از رئالیسم موجود در مناسبات هسته ای ایران و غرب تهی است. همه می دانیم که عواقب تحریم چیست مثل عواقب معطلی پشت چراغ قرمز یا سرخی و کبودی دستبند بر دست متهم. اما آیا چاره ی دیگری هم هست؟

مادامی که ما خود را لیبرال می نامیم همه ی انسان ها را باید در مقابل دید خود قرار دهیم (یا اکثریت انسانها) و نه فقط شهروند ایرانی را که شاید در اثر تحریم ها متضرر شده است.
بحث دیگری که اینجا مطرح است مسئله داروست که خود می تواند مطلب دیگری را به صورت مفصل در پی داشته باشد. اما بارها توسط مقامات اروپایی و امریکایی تاکید شده است که دارو در لیست تحریم ها قرار نگرفته است. این دروغی است بزرگ که جمهوری اسلامی با آن به تکدی گری سیاسی و سواستفاده ی عاطفی در عرصه بین المللی دست زده است.
بحث دیگری باقی می ماند که توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی اولویت دارد یا برعکس؟
نویسنده خود بر این عقیده است که توسعه اقتصادی بر سیاسی مقدم است ولی در بحث درونی و داخلی یک کشور اما در عرصه بین الملل این بازی کاملن بر می گردد. در مورد کشورهای در حال توسعه  یا توسعه نیافته میزان تعاملات خارجی با کشورهای توسعه یافته است که برایشان توسعه اقتصادی و درهای باز در سرمایه گذاری و همکاری به همراه دارد.
پس تا توسعه سیاسی در سطح کلان (جهانی) نباشد توسعه اقتصادیِ پایداری، در بلند مدت شکل نمی گیرد.
منتقدین تحریم، بر این امر تکیه می کنند که تحریم بزرگترین مانع توسعه اقتصادی است . اما به این نکته توجه ندارند که تحریم زاییده مشکلی بین المللی است که در آن سطح توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی اولویت دارد.
مخالفین با تحریم، مسیر را اشتباه انتخاب کرده اند. راه برداشتن تحریم از جوامع بین المللی نمی گذرد. راه برداشتن تحریم از درون کشور می گذرد با تحت فشار گذاشتن حاکمیت. زیرا با تعامل و توسعه سیاسی می توان روزهای زنده ی اقتصاد هم به نظاره نشست.


کلیدواژه ها

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟