دیدگاه

برخی دلایلِ له و علیهِ مداخلۀ نظامی در سوریه

♦ مجید محمدی | چهارشنبه, ۶م شهریور, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

چراغِ آزادی: آنچه در ادامه می‌آید روایتِ دکتر مجید محمدی از برخی دلایلِ له و علیهِ مداخلۀ نظامی در سوریه است. به عقیدۀ ما به این فهرستِ دلایل می‌توان دلایلِ مخالفِ قوی‌تری افزود، و دلایلِ مخالفِ فهرست‌شده را حتی دقیق‌تر ارائه کرد. به باورِ ما، در موردِ بحرانِ کنونی در سوریه، همچنان توجیهی برایِ عدول از قاعدۀ عدمِ مداخله که راهنمایِ لیبرال‌‌ها در سیاستِ خارجی است، وجود ندارد.

 

***

 
سوریه

نمی دانیم که اگر ایالات متحده به صورت فعال تری برای توقف جنگ داخلی سوریه دخالت می کرد امروز تعداد کشته‌ها به بالای صد هزار و تعداد آوارگان به چند میلیون (که یک میلیون آنها کودک هستند) رسیده بود یا نه. همچنین نمی دانیم که عدم دخالت یا دخالت نظامی ایالات متحده این جنگ را به کدام سو می برد: آیا اسد با یاری گرفتن از حزب الله و کمک همه جانبه‌ی جمهوری اسلامی از آغاز می تواند این جنگ را خاتمه بخشد یا خیر؟ آیا حمله‌ی موشکی و هوایی به تاسیسات نظامی رژیم بشار (پیاده کردن نیرو و حمله به سلاح‌های شیمیایی با توجه به پیامدهای آنها منتفی است) ورق جنگ را به نفع مخالفان برخواهد گرداند؟ آیا استفاده‌ی اسد از سلاح شیمیایی (که تنها جمهوری اسلامی و روسیه آن را انکار می کنند) نقطه‌ی عطفی در جنگ داخلی سوریه هست یا نه؟ باید باشد یا خیر؟

 

پاسخ به این پرسش‌ها غیر از سوال آخر دشوار است. امروز می دانیم که در سوریه سلاح شیمیایی استفاده شده و دولت سوریه مسئولیتی بسیار فراتر از یک گروه پارتیزانی در این گونه رویدادها دارد. پس از استفاده از سلاح شیمیایی و کشته شدن صدها و مصدوم شدن هزاران نفر بدین دلیل پرسش آن است که آیا دول غربی باید در جهت بازدارندگی رژیم اسد یا حتی مخالفان از استفاده‌ی گسترده از این سلاح وارد عمل شوند یا خیر (دسترسی رژیم به این سلاح‌ها مسجل و دسترسی مخالفان محتمل است و امکان استفاده‌ی رژیم از این سلاح برای بمباران مناطق تحت نفوذ مخالفان بسیار بیشتر از مخالفان است). دلایل دو طرف را ذکر و مختصرا بررسی می کنم.

 

منطق مخالفان دخالت نظامی

مخالفان دخالت نظامی ایالات متحده و اتحادیه‌ی اروپا معتقدند که استفاده از سلاح شیمیایی نمی تواند منطق عدم مداخله را تغییر دهد به چهار دلیل:

 

1- پیش از استفاده از سلاح شیمیایی حدود صد هزار نفر کشته شده‌اند و چند هزار کشته یا زخمی به واسطه‌ی کاربرد سلاح شیمیایی نمی تواند توجیه مناسبی برای مداخله باشد و منطق عدم مداخله را تغییر نمی دهد. آنها معتقدند که هنوز استفاده کننده از سلاح شیمیایی روشن نیست و مداخله بدون تصویب شورای امنیت نیز غیر قانونی است. این سخن منتقدان همیشگی سیاست خارجی امریکاست.

 

2- ایالات متحده پس از ۱۲ سال جنگ در عراق و افغانستان و مشکلات اقتصادی موجود آماده‌ی درگیر شدن در جنگی دیگر نیست. همچنین ورود به این جنگ منفعتی برای ایالات متحده ندارد. این جنگ در صورت فعلی  یک جنگ مذهبی میان علوی/شیعه و سنی با حمایت ایران و عربستان از سوی دیگر است و دول غربی نباید در ان دخالت کنند. این سخن دیدگاه بخشی از نیروهای عملگرا/فایده گرا در ایالات متحده است.

 

3- مداخله‌ی ایالات متحده می تواند به مداخله‌ی بیشتر جمهوری اسلامی و روسیه بیانجامد و این امر بحران در منطقه را تشدید می کند و افراد بیشتری کشته خواهند شد. این سخن واقعگرایان در حوزه‌ی سیاست خارجی است. مخالفان جنگ در استدلال علیه آن میزان کشته‌ها را  در صورت مداخله و غیرمداخله مقایسه می کنند اما در استدلال به نفع جنگ آن را منع کرده و حتی کشته شدن یک نفر را سنگدلی می خوانند.

 

4- بخشی از مخالفان نیز اصولا منکر دخالت بشر دوستانه هستند و این عنوان را محملی برای دخالت نظامی دول غربی در کشورهای ناهمپیمان یا مخاطره انگیز برای منافع غرب می شمارند. این سخن نیروهای ضد امپریالیست است که دخالت نظامی ایالات متحده را ناشی از خوی امپریالیستی این کشور می دانند.

 

5- مداخله کنندگان به علت حمله‌ی غیر قانونی به عراق شایستگی چنین کاری را ندارند.

 

6- تجربه ی تاریخی نشان می دهد که مداخله‌ی تنبیهی معمولا تاثیری در بازدارندگی مورد نظر نداشته و پیامدهای آن نیز قابل تصور نبوده‌اند. حمله‌ی نظامی بدون اقدامی برای سرنگونی رژیم بی‌نتیجه خواهد بود. این سخن کسانی است که معتقد به مداخله جهت سرنگونی هستند و مداخله‌ی محدود را نمی خواهند.

 

منطق موافقان دخالت نظامی

موافقان دخالت نظامی پس از حمله‌ی شیمیایی ماه اوت نیز دلایلی برای نظر خود ذکر کرده‌اند:

 

1- حمله‌ی شیمیایی ماهیتا با حمله با سلاح‌های غیر کشتار جمعی متفاوت است، چون:

الف) امکان عکس‌العمل را از تعداد زیادی از قربانیان می گیرد و مقیاس کشتار آن بسیار وسیع تر از سلاح‌های  غیرکشتار جمعی است؛

ب) گازهای کشنده به مناطقی نفوذ می کند که سلاحهای عادی نمی توانند نفوذ کنند

پ) تاثیرات و مصدومیت‌های آن دراز مدت است و بسیار مخرب تر از سلاح‌های عادی.

 

 

2- این که کدام طرف از سلاح شیمیایی استفاده کرده گرچه رافع مسئولیت دولت بشار اسد نیست اما در موضوع مداخله تاثیری ندارد. قدرت‌های بزرگ باید با مداخله در سوریه هرچه زودتر از کشتار بیشتر چه به عنوان کنش و چه به عنوان واکنش جلوگیری کنند. تداوم این جنگ یعنی کشتار بیشتر و بیشتر. به دلیل همین پیامدهاست که بختک صدها هزار کشته در رواندا هنوز بر روی دمکرات‌های ایالات متحده و دولت کلینتون سایه افکنده است.

تاخیر در دادن اجازه به بازرسان از سوی دولت سوریه نیز نتیجه‌ی کار بازرسان را بی تاثیر کرده است. این که حمله‌ی شیمیایی انجام شده از طرق مختلف ثابت شده است، اما طرفی که این کار را کرده به سختی قابل اثبات است.

 

3- سه نوع واکنش ایالات متحده و متحدانش در برابر حملات شیمیایی قابل تصور است:

الف) حمله‌ی هوایی همه جانبه برای از کار انداختن ماشین نظامی و امنیتی رژیم که ممکن است به گسترش جنگ در منطقه بیانجامد؛

ب) نمایش بی محتوای دخالت نظامی که اعتبار ایالات متحده را در منطقه و برای همپیمانانش به مخاطره می افکند؛

پ. نمایش قدرت محدود که بازدارندگی از حملات شیمیایی بیشتر را تامین کند. هدف، تغییر رژیم یا تغییر موازنه در جنگ داخلی نیست بلکه ممانعت از استفاده از سلاح شیمیایی است. در این حال، کنش حساب شده و سنجیده برای ممانعت از حملات شیمیایی بیشتر مورد نیاز است. موافقان واکنش بیشتر نظر سوم را مطرح می کنند.

 

4- اقدام اخلاقی فراتر از رقابت بر سر نفوذ در منطقه است گرچه نفوذ غرب نسبت به نفوذ جمهوری اسلامی و روسیه و چین در منطقه بیشتر منافع مردم منطقه را تامین می‌کند. حمله‌ی شیمیایی اخیر با توجه به زرادخانه‌ی عظیم رژیم بشار اسد کشتار محدود داشته است اما استفاده از سلاح شیمیایی با تاثیر محدود تنها یک تست برای سنجش واکنش قدرت‌های بزرگ بوده است. اگر دول غربی دخالت نکنند اعتبار اخلاقی‌شان را در کشور خود، منطقه و دنیا از دست می دهند. غیر از این، دخالت بشردوستانه برای نجات جان انسان‌ها یا دفاع از خود مجوز شورای امنیت سازمان ملل را نمی خواهد و غیر قانونی نیست.

 

5- یک بار اشتباه در محاسبات را نمی توان محملی برای سلب مشروعیت دخالت نظامی برای پیشگیری از مداخله‌ی بشر دوستانه قرار داد. همچنین اشتباهات یک دولت (مثل دولت بوش) در دمکراسی‌ها را نمی توان بر عهده‌ی دولت دیگر (اوباما) گذاشت.

 

6- اقدامات تنبیهی نه صرفا برای فرد خاطی بلکه معطوف به خاطیان بالقوه است. همچنین رژیمی که در اثر حملات تنبیهی تضعیف می شود قدرت کمتری برای سرکوب در اختیار خواهد داشت. حتی بدون سرنگونی بشر اسد می توان رژیم وی را با حمله‌ی محدود نظامی فلج و زمینگیر ساخت.

 

***

 

مقامات دول غربی در چند روز پس از حمله‌ی شیمیایی غیر از سبک و سنگین کردن گزینه‌های نظامی مشغول به سبک و سنگین کردن استدلال‌های فوق در دو طرف داستان هستند. تصمیم گیری در چنین مواردی بسیار دشوار   و پیامدهای این گونه تصمیم گیری‌ها، هر چه باشند، گاه بسیار سهمگین است.

 


کلیدواژه ها

نظرات شما

 
  1. آدم با عرضه! says:

    .
    در این فکر بودم که چرا کار سوریه به اینجا کشید؟ سوریه کشور خوبی بود. مردمی بسیار با فرهنگ داشت. سرزمینی بود که به واقع در جوی های آن شیر و عسل جاری بود. از دیر باز مورد توجه حکمرانان قرار داشت حتی معاویه دمشق را پایتخت خود قرار داده بود.حال به هر دلیلی عده ای از مردم از حکومت اسد ناراضی شدند و اعتراض کردند و این حق هر انسانی است که اعتراض کند ولی از اینجای کار به بعد یک چیزی می لنگد. اگر در یک کشور دموکراتیک عده ای از مردم ناراضی شوند مشکل خیلی راحت بر طرف می شود.نخست وزیر استعفا می دهد و کس دیگری بجایش می آید و تمام! ولی اسد اعتراضات مردم را نادیده گرفت و از آن طرف بر حجم اعتراضات افزوده شد و اینجا اسد اشتباه دوم را مرتکب شد. دست به اسلحه برد! مردم تا مدتی کشتار را تحمل کردند ولی بعد بر اساس یک عکس العمل کاملا طبیعی آنها نیز دست به اسلحه بردند. کم کم پای کشور های دیگر هم به منطقه باز شد و سوریه میدان زور آزمایی آنان هم شد.کشور های غربی قول حمایت به مردم را داده بودند ولی تعلل آنان و مماشات اوباما باعث تشویق روسیه در حمایت های ناشیانه اش از اسد گشت و این خود باعث جری تر شدن اسد شد و این اشتباه سوم اسد در تکیه کردن به روسیه و ایران بود.در فقدان وجود یک حکومت مرکزی و جنگ خونین تمام عیار, محیط برای رشد جلبک های تروریستی در مرداب سوریه فراهم گشت .حال در وضعیت نخور و نمیر, اسد مرتکب اشتباه چهارم شد. سلاح های شیمیایی!
    همه اینها فقط از یک اشتباه ساده که براحتی قابل رفع بود آغاز گشت.استعفا! اگر اسد مانند بقیه دنیا ,همان اول کار استعفا داده بود کار به اینجا نمی کشید .همانگونه که اگر مرسی در مصر هم استعفا داده بود کار به اینجا نمی کشید. مردم سوریه حتی در پی تعویض حکومت هم نبودند و این براحتی می توانست با جانشینی یک نفر دیگر انجام شود و سوریه در آرامش و زیبایی باقی بماند.اسد کار را هم بر مردم سوریه و هم بر خودش مشکل کرد. عاقبت خوبی در انتظار او نیست. مردم سوریه تاوان سنگینی بخاطر گردنکشی او دادند. دیکتاتور سقوط خواهد کرد و آینده سوریه نامعلوم است

  2. Davoudizadeh says:

    با درود
    مدت دو سال است در سوریه خون جاریست ، انسان ها جان خود را از دست میدهند از زمانی که نوکران پا به جفت فرانسوی ها از دولت سوریه خارج شده و برای دست بوسی اربابان خود به فرانسه آ مده اند آ ن کشور را به خاک و خون کشیده اند . هر چند بنده با دولت سوریه موافق نیستم ولی به خاطر حفظ منافع شیعیان با هرگونه کمک نظامی به نیرو های القاعده ویا حمله نظامی به سوریه مخالفم ، آنانی که به طبل جنگ میکوبند چرا در مورد آزا دی مردم بحرین لب فرو بسته اند و خاموش اند ، به راستی چرا دولت و مافیای فرانسه ، انگلستان ، امریکا و دیگر کشور ها و با تاسف سازمان ملل هیچ کمک نظامی و ما لی به مردم بحرین نمی کنند تا طعم آزادی را احساس کنند ، آیا آزادی منحصرا در دستان بعضی ها قرار گرفته است تا به دلخواه تقسیم نمایند . پاینده ایران باد . هادی داوودی زاده از پاریس .

نظر شما چیست؟