سخن سردبیر

منطقِ مخدوشِ موافقانِ تحریم

♦ رضا انصاری | چهارشنبه, ۶م شهریور, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

reza-ansariموافقانِ تحریم از مخالفانِ تحریم می‌پرسند که «اگر آمریکا تحریم نکند، پس چه بکند؟ پس جنگ بکند؟! شما متوجه نیستید که سلاحِ اتمی چقدر مخرب است؟! مگر شما دغدغۀ صلح و امنیتِ بین‌المللی را ندارید؟! یعنی می‌‌گویید حملۀ امریکا و اسرائیل از تحریمِ اقتصادی بهتر است؟!»
 
اجازه بدهید منطقِ مخالفانِ تحریم را بشکافیم، تا منطقِ مستتر در این پرسش‌ها هم معلوم بشود.
 
خطِ استدلالِ موافقانِ تحریم‌هایِ اقتصادی علیهِ ایران، آن‌گونه که غالباً عرضه شده است، این‌گونه است:
 
1- حکومتِ ایران به دنبالِ دستیابی به سلاحِ هسته‌ای است.
۲- دستیابیِ حکومتِ ایران به سلاحِ هسته‌ای برایِ صلح و امنیتِ جهانی عواقبِ بسیار ناگوار دارد.
۳- ایالاتِ متحدۀ آمریکا و اسرائیل در پی‌جوییِ منافعِ ملیِ خود حتی حاضر به استفاده از گزینۀ نظامی برایِ مقابله با برنامهِ هسته‌ایِ حکومتِ ایران اند.
۴- برایِ جلوگیری از وقوعِ آن نتیجۀ ناگوار – به خطر افتادنِ صلح و امنیتِ بین‌المللی، یا وقوعِ جنگ با ایران- باید کاری کرد.
۵- فشارِ دیپلماتیک ناکافی است، و حملۀ نظامی نیز پرهزینه است، و هدف هم گریز از جنگ، تا حدِ ممکن است.
۶- تحریمِ اقتصادیِ ایران به هر حال فشاری بر حکومتِ ایران وارد می‌کند، که از فشارِ دیپلماتیک قوی‌تر است، و از حملۀ نظامی کم‌هزینه‌تر است.
۷- گزینۀ چهارمی وجود ندارد.
۸- پس باید ایران را تحریمِ اقتصادی کرد.
 
اجازه بدهید کمی شاخ و برگ را که کنار بزنیم، تا عصاره و صورتِ خلاصه‌ترِ این خطِ استدلال را ببینیم:
 
1- باید کاری کرد.
۲- این کار کاری است.
۳- باید این کار را کرد.
 
ایرادِ این خطِ استدلال چه هست؟
 
ایراد این است که در آن بحثِ شایسته در بابِ دو موضوعِ مهم مغفول می‌ماند:
 
الف) آیا این «کار» عقلاً برایِ هدفی که برای‌اش در نظر گرفته شده است، مؤثر هست یا نه؟ آیا این «کار» وسیله‌ای است که عملاً ما را به هدفِ قصدشده راه می‌برد یا نه؟
ب) اگر این «کار» وسیلۀ مؤثری هست، آیا وسیلۀ خوب و مناسبی هم هست یا نه؟
 
وقتی می‌پرسی که «اگر آمریکا تحریم نکند، پس چه بکند؟»، داری ضمناً فرض می‌گیری که «آمریکا باید کاری بکند.» و اگر خطِ استدلال در ذهنِ تو واقعاً از این نقطه شروع بشود که «باید کاری کرد»، ظنِ قوی ببر که استدلال‌ات تو را به نتیجۀ منطقی رهنمون نکند. زودا که کشف کنی که «این کار کاری است» و نتیجه بگیری که پس «باید این کار را کرد».
 
هر اندازه که توضیح بدهی که چرا «باید کاری کرد»، آن توضیحات دلیلِ این نیست که چرا که این «کار» وسیله‌ای مؤثر است، و چرا این «کار» وسیله‌ای خوب است.
 
نگاه کنید به بحث‌هایی که در دفاع از تحریم‌ها صورت گرفته است. ببینید مرکزِ ثقل‌شان کجا بوده است. بحثِ موافقانِ تحریم غالباً متمرکز بر شرح و توضیحِ این بوده است که چرا «باید کاری کرد»:
 
- چون اگر حکومتِ ایران به آستانۀ ساختِ سلاحِ هسته‌ای نزدیک بشود، امریکا و اسرائیل به ایران حمله می‌کنند؛
- چون اگر ایران موفق بشود و به سلاحِ هسته‌ای دست یابد، متعاقبِ آن عربستانِ سعودی هم مسلح به سلاحِ هسته‌ای خواهد شد؛
- چون اگر آن‌گونه بشود خاورمیانۀ هسته‌ای امنیتِ کلی جهان را به خطر می‌اندازد؛
- و …
 
اما این گزاره‌ها که به گمانِ بنده با احتمالِ بسیار بالا صادق اند، توضیحِ این هستند که چرا نتیجۀ ایرانِ مسلح به سلاحِ هسته‌ای ناگوار است؛ اما توضیحِ این نیستند که چرا سیاستِ تحریمِ اقتصادی وسیله‌ای مؤثر است برایِ جلوگیری از آن وضعیتِ ناگوار؛ و چرا اگر بواقع مؤثر است، وسیلۀ خوبی هم هست.
 
هر اندازه که وقت و انرژی‌ و قوایِ عقلانی‌ات را صرفِ ذکرِ مصیبت ‌کنی، همان اندازه از پیدا کردنِ راه و چاره باز می‌مانی.
 
ساختارِ کلیِ آن استدلالی که بتوان از آن یک نتیجۀ منطقی انتظار داشت، باید این‌گونه باشد:
 
1- این کار وسیله‌ای مؤثر برایِ تحققِ این هدف است.
۲- این کار وسیله‌ای خوب برایِ تحققِ این هدف است.
۳- باید این کار را کرد.
 
و این یک استدلالی است عاری از هر گونه ایدئولوژی و ارزش‌داوریِ اخلاقی. به نتیجه رساندنِ بحث از مؤثر بودن و خوب بودنِ یک وسیله فقط نیازمندِ یک عقلِ حسابگر است.
 
این آن دو پرسشی است که موافقانِ تحریم باید قوایِ عقلانیِ خود را متوجهِ کشفِ پاسخِ آن‌ها بکنند:
 
1- آیا تحریمِ اقتصادیِ ایران وسیلۀ مؤثری است برایِ متقاعد کردنِ حاکمانِ ایران مبنی بر توقفِ برنامۀ هسته‌ای ایران که اهدافِ غیراقتصادی دارد؟
۲- آیا اگر تحریمِ اقتصادی ایران برایِ این هدف وسیلۀ مؤثری هست، هزینه‌ای که تحمیل می‌کند کمتر است از هزینه‌ای که دفع می‌کند؟
 
تا زمانی که منطقِ استدلال مخدوش باشد، نباید انتظار داشت که به پاسخِ درست به این دو پرسش دست یابیم.


کلیدواژه ها

نظرات شما

 
  1. ادیب عزیزی says:

    جناب انصاری، شما خیلی جالب و به صورت منطقی از «کار» پنداشتن تحریم و چگونگی مواجهه با آن ایدئولوژی زدایی کرده اید. اما در مسیر استدلالی خود گزاره هایی را طرح کرده اید که موضوع را ایدئولوژیک تر می کند و پایۀ استدلالی شما را دچار «دور باطل» می نماید!
    به این گزاره های خودتان توجه کنید:
    ۱- این کار وسیله‌ای مؤثر برایِ تحققِ این هدف است.
    ۲- این کار وسیله‌ای خوب برایِ تحققِ این هدف است.
    ۳- باید این کار را کرد.
    در این گزاره ها شما دچار ایدئولوژی «هدف» شده اید. همانطور که موافقان تحریم در خط استدلالی خود دچار ایدئولوژی «کار» شده بودند!
    من خط استدلالی مستتر در گزاره های شما را اینگونه ترسیم می کنم:
    ۱- باید هدفی داشت،
    ۲- این هدف، هدفی است،
    ۳- باید به این هدف دستیافت.

  2. پویا says:

    آقای انصاری٫
    باور بفرمایید انتقاد کردن بسیار آسان است. هنر این است که در قبل انتقاد از یک ایده٫ جایگزینی برای آن پیشنهاد گردد.

    • رضا انصاری - سردبیر says:

      ادامه دارد آقای پویا! باور بفرمایید برای رسیدن به حقیقت باید راه را درست انتخاب کرد.

  3. ادیب عزیزی says:

    رضای عزیز:
    شما آن خط استدلالی را که با استناد به مقالۀ دکتر محمدی و شاخ و برگ زدن آن، یرای موافقان تحریم ساخته اید! من تصورم این نیست که از هنر مغالطه بهره برده اید و قصد وارد کردن ایراد بنی اسرائیلی را داشته اید! اما در تعجبم که چرا خط استدلالی خودتان را که من نه با شاخ و برگ زدن، بلکه بطور مستقیم از سه گزاره تان استخراج کرده ام را زیر «تیغ مغالطه و ایراد بنی اسرائلی» می برید، اگر بر ایراد من «ظن» مغالطه و ایراد بنی اسرائیلی وارد باشد! بر ایراد شما «یقین» مغالطه و بنی اسرائلی وارد است.
    .
    .
    .
    این همان خط استدلالی هست که شما به استناد مطلب دکتر محمدی و با شاخ و برگ زدن آن برای موافقان تحریم ساخته اید:
    ۱- باید کاری کرد.
    ۲- این کار کاری است.
    ۳- باید این کار را کرد.

    این هم خط استدلالی هست که من نه با شاخ و برگ زدن، بلکه به طور مستقیم از سه گزارۀ شما استخراج کرده ام:
    ۱- باید هدفی داشت،
    ۲- این هدف، هدفی است،
    ۳- باید به این هدف دستیافت.

    حال سوال این است که چرا شما هنگام شاخ و برگ زدن مطلب آقای محمدی و استخراج خط استدلالی آنها مقولۀ «هدف» را از خط استدلالی آنها حذف کرده اید؟ و چرا سپس آن را به خط استدلالی خود افزوده اید؟ … من البته اصلا معتقد نبوده و نیستم که شما قصد مغالطه یا گرفتن ایراد بنی اسرائلی را داشته اید، بلکه به جد معتقدم که اشتباه کرده اید! منتها، مشکل این است که از پذیرش اشتباه تن می زنید.
    وقتی از افزودن «صفر- هدف این است» به هر دو خط استدلالی سخن می گوئید، موضوع خیلی شوخ انگیر می شود! چون آدم با قهقه می ماند که چرا جنابعالی از خود نمی پرسید: چرا (منِ رضای انصاری) این «هدف بیچاره» را قبلا از خط استدلالی موافقان تحریم حدف کرده ام! و چرا سپس آن را در خط استدلالی خود(که رضا انصاری باشم) پر رنگ کرده ام.
    جناب انصاری عزیز! به اعتقاد من خط استدلالی موافقان تحریم «هدف محورتر» هست تا خط استدلالی شما، خط استدلالی جنابعالی مطلقا «کار محور» است! به این دلیل ساده که آنها «چند گزینه از کارها» را روی میز مد نظر قرار داده اند و از میان آنها به گزینۀ تحریم رسیده اند! چون می بینند برخی از آنها به اهدافشان آسیب می زند. اما شما فقط به «یک کار» می اندیشید و در پی جلوگیری آن هستید و توضیح هم نمی دهید که اهدافتان چیست و جلوگیری از این یک کار چه نسبتی با «اهداف» شما دارد. در هر حال خطی که شما برای موافقان تحریم ترسیم کرده اید، بیشتر به قامت مخالفان تحریم(یعنی خودتان) سازگار است. چون «کار محورتر» است. کاری که در عین حال هدف شما هم هست (اهداف آنها یا شما هر چه باشد محل نزاع من نیست)

  4. غربگرا says:

    خوشبختانه سیاستمداران غرب باهوشتر از این هستند که امنیت جهان را با این استدلالها (!) در معرض تهدید آخوند اتمی قرار دهند.

نظر شما چیست؟