دیدگاه

ابریشم و جامه‌های برازنده: دو مجموعه‌ی دیگر دادگاهی

♦ مجید محمدی | پنجشنبه, ۲۸م شهریور, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

پیش از این یادداشتی در مورد دو مجموعه‌ی تلویزیونی دادگاهی/حقوقی یعنی “همسر خوب” و “قانون هری” از همین نویسنده در چراغ آزادی منتشر شد (لینک).

 

کسانی که به مجموعه‌های تلویزیونی حقوقی و دادگاهی علاقه‌مند هستند و از چالش‌ها و درامای محفوف در ساختار حقوقی هنگامی که در برابر سیاست و جامعه و دین و خانواده و عشق قرار می گیرد و از شیمی صحنه‌ی دادگاه با مراکز اقتدار متکثر (قاضی، وکیل، دادستان، پلیس، هیئت منصفه) لذت می برند این روزها دو مجموعه‌ی تلویزیونی “ابریشم”  و “جامه‌های برازنده” را تماشا می کنند. ابریشم در امریکا از شبکه‌ی پی بی اس در مجموعه‌ی “شاهکارها”یش از اوت ۲۰۱۳ پخش می شود و در بریتانیا توسط بی بی سی از ۲۰۱۱ پخش می شده است. فصل سوم “جامه‌های برازنده” در تابستان ۲۰۱۳ از شبکه‌ی یو اس اِی پخش می شد.

این دو مجموعه که یکی در ایالات متحده و دیگری در بریتانیا می گذرد و در این دو کشور تولید می شوند چهره‌های بسیار جزئی، تفصیلی و زنده از نظام حقوقی این دو کشور عرضه می کنند و برای تماشاگران بسیار درس آموزند. هر دو مجموعه میلیون‌ها تماشاگر ثابت داشته‌اند.

 

جامه‌های برازنده (سوتز)

بافت و سیاقی که مجموعه‌ی جامه‌ها در آن می گذرد دنیای تجاری و مالی شهر نیویورک است. ادارات بزرگ حقوقی در این دنیای شلوغ مشغول رتق و فتق اختلافات میان افراد و شرکت‌های حریص این بازار بزرگ هستند. اهمیت “جامه‌های برازنده” در این مجموعه به آنجا باز می گردد که نحوه‌ی ظاهر شدن در برابر دیگران در دنیای تجاری و مالی شهر نیویورک خود بخشی از سنت و آداب و رسوم طبقه یا قشری است که از دل این بازار برآمده‌اند. از لحاظ شر اجتماعی فاوت است میان کسانی است که یک دست کت و شلوار با قیمت ۱۰۰ دلار می پوشند و کسانی که قیمت کت و شلوارشان ۱۰۰۰ دلار است و خیاط اختصاصی دارند.

در این بازار همچنان که کار زیاد و سختکوشی، تحصیلات مناسب و اخلاق حرفه‌ای کار می کند رابطه‌ها، فساد، زد و بندها، تهدیدها، رقابت سیاسی، و جرائم یقه سفیدها در جریان است. نیویورکی که این مجموعه به نمایش می گذارد به عنوان یکی از مراکز مالی بزرگ ایالات متحده و دنیا محلی است برای تعارض خواست‌ها و منافع که ادارات حقوقی تلاش می کنند آنها را فیصله یا کاهش دهند. سنت حقوقی در ایالات متحده تا حدی مبتنی است بر همین تعارضات که ذاتی جوامع آزاد و بازارهای رقابتی است.

صحنه‌های دادگاهی این مجموعه نسبت به “همسر خوب” و “قانون هری” کمتر و نمایش رقابت درون اداره‌ی حقوقی بیشتر در این مجموعه دیده می شود که از این جهت با مجموعه‌‌ی “ابریشم” قابل مقایسه است. “ابریشم” صحنه‌های دادگاهی بیشتری دارد.

 

ابریشم (سیلک)

در مقابل “جامه‌های برازنده”، مجموعه‌ی “ابریشم” بر نقش کلاه گیس و ردای ابریشمی که قاضی، دادستان و وکیل مدافع در دادگاه‌های بریتانیا بر سر می گذارند و بر تن می کنند متمرکز است. این کلاه که به شیوه‌ی خاصی و از مواد مشخصی بافته می شود و بسیار گران است علامت شاخصه‌ی کسانی است که در دادگاه‌ها نقش‌های اول را بازی می کنند. اعضای دفتر حقوقی در ساختمان “شُو لِین” در این مجموعه تلاش می کنند به مقام “مشاور ملکه” که شایستگی روی سر گذاشتن کلاه ابریشمی را نیز پیدا می کند دست یابند.

اگر تلاش این وکلا و مشاوران حقوقی را در لندن برای پوشیدن کلاه گیس و ردای ابریشمین با جامه‌های برازنده در نیویورک مقایسه کیم می بینیم که در نیویورک صرفا با پول بیشتر می توان آن جامه‌ها را به دست آورد اما در بریتانیا کار به این سادگی نیست: کلاه گیس و ردای ابریشمی هم گران است و هم بر سر آن رقابت حرفه‌ای و اجتماعی و حتی سیاسی صورت می گیرد تا افراد به این موقعیت منصوب شوند. عضویت در سلک وکلا نوعی ارتقای رتبه‌ی اجتماعی است که سبک و روش خاص خود را دارد و به حساب بانکی افراد منوط نیست. تفاوت دنیای کهنه و نو را در همین جا هم به خوبی می توان مشاهده کرد.

“ابریشم” به خوبی انتخاب‌های دشوار، فشار شدید، دوگانه‌های اخلاقی، برهم افتادگی زندگی شخصی و حرفه‌ای و اصول حفظ و قربانی شده را در حرفه‌ی حقوق و صحنه‌ی دادگاه به نمایش می گذرد. جوانان دبیرستانی که رویای ورود به حرفه‌ی وکالت را در سر می پرورانند با دیدن این مجموعه حس خوبی از زندگی حرفه‌ای آینده‌ی خود به دست می آورند. تقسیم شخصیت‌ها به شیطان و فرشته یا قهرمان و ضد قهرمان در این مجموعه مثل “جامه‌های برازنده” دشوار است.

 

برد و باخت

مهم ترین چالش اخلاقی وکلا و دادستان‌ها ایجاد موازنه میان اخلاق، قانون و موفقیت حرفه‌ای است. آنچه از زبان بازیگران این دو مجموعه مکررا می شنویم آن است که می خواهند در دادگاه طرف برنده باشند چون برد برای آنها شهرت و احساس اطمینان به خود و ثروت به ارمغان می آورد. آما اینها نیز مثل همه‌ی آدم‌ها می خواهند کار درست را برای موکلان و متهمان به علاوه‌ی کلیت جامعه انجام دهند. در مواردی حتی پس از پیروزی در دادگاه این دغدغه مثل خوره به جان آنها می افتد که آیا کار درست را برای متهم یا جامعه انجام داده‌اند یا خیر. البته میزان اطلاعات وکیل و دادستان نیز محدود است و آنها نیز بر اساس همین محدودیت می توانند سری آرام بر بالش بگذارند. هر دو مجموعه در انتقال این حس دوگانه به بیننده موفق هستند.


کلیدواژه ها

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟