دیدگاه

خودکامگی رقابتی: ویژگی‌های تئوریک

♦ جمشید اسدی | چهارشنبه, ۱۸م دی, ۱۳۹۲

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

ASSADIبا سپاس از فرصتی که در اختیارم گذاشتید. پیش از این هم درباره نظام خودکامگی رقابتی در رسانه‌های دیگر نوشته و سخن گفته‌ام. در کوتاه سخن نظام خودکامگی رقابتی را این‌گونه می‌توان تعریف کرد: نظامی که در آن نهادهای انتخابی و دموکراتیک موجودند و حتی شرط رسیدن به مسئولیت‌های حکومتی و دولتی می‌توانند بود٬ اما اپوزیسیون برای استفاده از این نهادها شدیدا زیر فشار است و نمی‌تواند از آن‌ها استفاده بهینه کند.
برای روشنی در بحث، زین پس هر نکته‌ای را که می‌آورم در آغاز در دو ایده‌آل‌تیپ نظام سیاسی دموکراسی و خودکامگی توضیح می‌دهم و سپس جای و ویژگی آن را در نظام خودکامگی رقابتی باز می‌گویم. یادآوری کنم که در ایده‌آل‌تیپ خودکامگی تام و تمام٬ هیچ امکانی در اختیار اپوزیسیون نیست تا از آن راه بتواند به قدرت برسد و زمام‌داری کند. یعنی به دیگر سخن٬ نهادهای دموکراتیک عملا وجود ندارد یا اگر هم وجود داشته باشند کارکردی برای اپوزیسیون ندارند. رژیم مبارک در کشور مصر و نیز دوران پادشاهی در ایرانِ پیش از انقلاب نیز در چنین ایده‌آل‌تیپ سیاسی قرار داشتند. در ایده‌ال‌تیپ دموکراسی اما، نهادهای دموکراتیک نه تنها وجود دارند، بلکه در اختیار اپوزیسیون هم هستند. البته بعضی وقت‌ها تخلف هم می‌شود که استثنا محسوب می‌گردد.
در برابر یا کنار این دوگونه ایده‌ال‌تیپ، نظام خودکامگی رقابتی هم هست که در آن نهادهای دموکراتیک در قانون اساسی و تا اندازه‌ی قابل ملاحظه‌ای در واقعیت هم وجود دارند. اما اپوزیسون و بلکه جامعه مدنی برای استفاده از این بنیادهای دموکراسی چون انتخابات‌٬ آزادی‌های مدنی٬ مناسبات میان حزب و هواداران و دیگر زیر فشارند. یعنی استفاده از این نهادهای واقعا موجود برای اپوزیسیون آزاد و منصفانه نیست. نام خودکامگی رقابتی را نیز از همین رو بر این نظام نهاده اند. رقابتی است٬ چون دست کم از دیدگاه نظری، جریان‌ها و سازمان‌ها امکان استفاده از نهادهای دموکراتیک را دارند. این نظام‌ خودکامه نیز هست، چون در عمل اپوزیسیون زیر فشار است و امکان استفاده بهینه از این نهادهای دموکراتیک را ندارد.
پس از این پیش درآمد، حالا اجازه دهید نهادهایی چون انتخابات، آزادی‌های مدنی و دسترسی به رسانه ها و امکانات را در این سه گونه ایده‌آل‌تیپ بررسی کنیم.
انتخابات در ایده‌آل تیپ دموکراسی آزاد و منصفانه است. آزادی یعنی به هنگام رای دادن یا شمارش آرا تقلب صورت نمی‌گیرد و منصفانه یعنی این‌که برای کارزار انتخاباتی رقبا زیر فشار نیستند و امکان دسترسی برابر به رسانه‌ها و دیگر منابع را دارند. در ایده‌آل تیپ خودکامگی تمام٬ انتخابات اصلا وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد آزاد و رقابتی نیست. آزاد نیست٬ چون در بسیاری مواقع حتی اپوزیسیون غیرقانونی است و سران اپوزیسیون بیشتر مخفی اند و به طریق اولی نمی‌توانند در کارزار انتخابتی شرکت داشته باشند. رقابتی که هم نیست چون یعنی تنها حاکم و دیگر پایوران وفادار امکان استفاده گسترده از رسانه و دیگر امکانات را دارند. اگر هم لازم شد تقلب هم در شکل بسیار گسترده‌ای در شمارش آرا وجود دارد.
اما در نظام خودکامه رقابتی اصل انتخابت رقابتی وجود دارند و برخی از چهره‌های اپوزیسیون می‌توانند در انتخابات شرکت کنند و حتی کارزار انتخاباتی داشته باشند. با وجود این، انتخابات در این ایده‌ال‌تیپ اغلب ناآزاد و تقریبا همیشه نامنصفانه اند. اگر هم در شمارش ارا تقلب ‌شود نهادینه و گسترده نیست ـ هر چند که گاهی ممکن است به طور استثنایی گسترده هم باشد. نکته شایان توجه در نظامی‌های خودکامگی رقابتی این است که با وجود تقلب و فشار بر روی اپوزیسیون و دسترسی نابرابر و نامنصفانه به امکانات مالی و رسانه‌ها٬ نهاد انتخابات از میان نمی‌رود. هر چند که همه کار صورت می‌گیرد تا اپوزیسیون امکان استفاده منصفانه و آزادانه از این نهاها را نداشته باشد٬ اما حاکم خودکامه اصل این نهاد را از میان نمی‌برد.
آزادی‌های مدنی، دیگر نهادی هستند که می‌کاویم. در ایده‌آل‌تیپ دموکراسی حکومت پاس‌دار و نگهبان آزادی‌های مدنی چون آزادی بیان٬ آزادی مطبوعات و آزادی اجتماعات است. البته گاهی هم ممکن است خلافی صورت بگیرد اما این خلاف٬ فی‌الواقع خلاف است٬ نهادینه نیست و می‌تواند مورد تعقیب و تنبیه قرار بگیرد. در ایده‌آل تیپ خودکامگی‌های تام اما٬ آزادی‌های مدنی اگر در سخن پذیرفته شوند در عمل به مقدار بسیار زیادی پای‌مال می‌شوند.حکومت از آزادی اپوزیسیون و رسانه‌ها و احزاب پاس‌داری نمی‌کند. بنابراین اپوزیسیون به طور طبیعی مجبور است زیرزمینی ‌ کار کند.
در خودکامگی رقابتی مورد بحث ما٬ آزادی‌های مدنی در حرف و در عمل هم تا حدی پذیرفته شده‌اند. حتی رسانه‌ها و گروه‌های ناخرسند هم هم کم و بیش وجود دارند. اما همه این‌ها زیر فشارند و بسیاری از آنها حتی تعطیل می‌شوند ـ البته چون این نهاد به طور قانونی موجود است ممکن است که این رسانه‌ها دوباره اجازه انتشار بگیرند اما باز هم زیر فشار می‌مانند. مخالفینی مثل سران سیاسی، قاضی‌های مستقل٬ خبرنگاران٬ کوشندگان حقوق بشر زیرفشارند و حتی امکان بند و کُشت مخالفین وجود هم هست. بسیاری از این فشارها به نام قانون اند. اما این قانون دست‌کاری شده و ویژه و خاص است.
نگاه کنید به روسیه دوران آقای پوتین که در آن تمام نهادهای دموکراتیک وجود دارند اما تحت فشارند. مثال مشخص آن به زندان کشیدن میکاییل کودورفسکی (Mikail Khodorokorsky)، میلیاردر روسی، است که به اپوزیسیون کمک مالی زیادی می‌کرد. حاکمیت با استناد به یک سری قوانین خاص و به اتهام تخلف مالیاتی او را به دادگاه کشانید و سپس به زندان انداخت و بدین ترتتیب توانست این پشتوانه اپوزیسیون را از سر راه بردارد. در عین حال حکومت افترا و دروغ و اتهام بی‌پایه و اساسی به نیروهای اپوزیسیون می‌زند و به این طریق زیر فشار می‌گذاردشان و چون اکثر رسانه‌ها را در اختیار دارد با این اتهامات آن‌ها را بی‌اعتبار می‌کند. باز هم یادآوری می‌کنم که ویژگی‌ مهم نظام خودکامگی رقابتی آن است حکومت خودکامه شهروندان و اپوزیسیون را برای استفاده از آزادی‌های مدنی زیر فشار می‌گذارد و امکان استفاده از آن ها را به شدن محدود می‌کند٬ اما کل این نهاد را مثل نظام‌های خودکامه تام از میان نمی‌برد.
میدان بازی یا دسترسی به امکانات و حتی بهره مندی از قوانین ویژه، مورد سوم در بحث ما است. منظور از امکانات تنها پول نیست و بلکه ترابری٬ استفاده از نیروهای امنیتی٬ به خیابان کشاندن کارمندان دولتی٬ دست‌رسی به رسانه‌ها و دیگر هم از این شمارند.
در دمکراسی امکانات دولتی یا فقط در اختیار کارمندان دولت اند، یا به طور برابر٬ آزاد و منصفانه در اختیار همه شهروندان قرار می‌گیرند. در خودکامگی رقابتی اما، امکانات دولتی به‌ گونه‌ای غیرمنصفانه عمدتا در اختیار حاکمین و کارزار نیروی سیاسی حکومتی قرار می‌گیرد و اپوزیسیون امکان استفاده از آن ها را ندارد یا بسیار کم‌تر از حاکمان دارد. حاکمیت خودکامه حتی ممکن است قانون خاصی را وضع کند که اپوزیسیون را زیر فشار بگذارد. چنانچه در روسیه هم یلتسین در سال ۱۹۹۶ از بودجه دولتی در کارزارهای انتخاباتی برای انتخاب دوباره خود استفاده فراوان برد. دیگر نمونه‌ها را می‌توان هم در ایران دید و هم در ونزوئلای زمان آقای چاوز. همین مجلس شورای اسلامی بارها به آقای احمدی‌نژاد انتقاد داشت که در سفرهای استانی که با بودجه دولتی برای کارزار تبلیغاتی خود استفاده می‌کرد.
بنابراین حتی اگر هم فعالیت رقبا آزاد باشد امکان استفاده منصفانه از امکانات برای آن‌ها وجود ندارد. اگر هم اپوزیسیون امکان دسترسی به رسانه‌های دولتی داشته باشد٬ شرایط استفاده غیرمنصفانه و نابرابرند. مثلا اپوزیسیون زمان کم‌تری برای استفاده از رسانه‌ها در اختیار دارد یا این که رسانه‌های دولتی خبرها را به طور جهت‌دار منتشر می‌کنند تا اپوزیسیون در بازار سیاسی ننگین و بی‌اعتبار بشود. اگر هم گذشته از رسانه‌های دولتی اپوزیسیون بتواند به طور مستقل رسانه‌ای داشته باشد٬ روشن است که بودجه و امکاناتش قابل مقایسه با کل بودجه دولتی که در اختیار حاکمان قرار می‌گیرد نیست. چاوز هم به همین طریق تمام روزهای یک‌شنبه آخر هفته چند ساعت با مردم صحبت می‌کرد. اکنون هواداران او می‌گویند که مردم‌گرایی او باعث می‌شد که چنین کند. چنین نیست. امکانات تلویزیون باید در اختیار کل شهروندان باشد نه یکی از بازی‌گران سیاسی. می‌گویند اپوزیسیون هم تلویزیون خصوصی داشت٬ آری! اما اپوزیسیون، همچون چاوز، کل بودجه نفتی ونزوئلا را پشت سر خود نداشت و مجبور بود به بودجه خصوصی بسنده کند.
چند مثال دیگری بزنم. در مالزی رسانه‌های مستقل وجود دارند اما این رسانه‌های خصوصی عمدتا وابسته به شرکت‌هایی بودند که با حزب حاکم مالزی ارتباطات خوبی داشتند. یا در پرو در زمان دولت فوجی‌موری وزارت اطلاعات قراردادی با تلویزیون‌های خصوصی بسته بود که بر پایه آن٬ آن‌ها با دریافت ماهی یک و نیم میلیون دلار اخبار اپوزیسیون را کم‌تر پوشش می‌دادند.
در مورد دست‌رسی نابرابر و ناعادلانه به قانون می‌توان به زیر فشار گذاردن قوه قضاییه٬ دادگستری و مجلس هم اشاره کرد. حاکمیت خودکامه با زیرفشار گذاردن نهادهای قانونگذار، آن‌ها را وادار می‌کند قوانینی تصویب کنند که بر پایه آن بتوان بخشی از اپوزیسیون را به دلیل قانون‌شکنی به دادگاه کشید و حتی زندانی کرد. در ونزوئلا بر مبنای قانون اساسی با امضای شماری از شهروندان می‌شد تقاضای رفراندوم کرد. چنین هم شد و شهروندان تقاضای رفرندام کردند. اما چاوز با زیر فشار گذاردن نهادهای قانونی توانست زمان این رفراندوم را خیلی به عقب بیاندازد و با فرضت به دست آمده توانست سازمان‌دهی کند و این رفراندوم را به شکل دل‌خواه خود تغییر دهد.
این بود بحث ما می‌خواستیم در مورد ویژگی‌های نظام خودکامه رقابتی که هم مانند دموکراسی‌ها نهادهای دموکراتیک در دل دارند اما هم‌چون رژیم‌های خودکامه آن‌ نهادها زیر فشارند تا اپوزیسیون نتواند از نهادهای واقعا موجود استفاده بهینه کند.
بر این باورم که شناختن الگوی خودکامگی رقابتی کمک بسیار زیادی به ما می‌کند برای شناختن نظام جمهوری اسلامی. البته نوسان‌های این نظام را هم باید به یاد داشت. گاهی در نظام خودکامگی رقابتی٬ ویژگی‌های خودکامگی است که فرادست می‌شوند -مثل دوران آقای احمدی‌نژاد- و زمانی این ویژگی‌های رقابتی است که جان می‌گیرند -مثل دوران آقای خاتمی. ولی در هر حال خودکامگی و رقابتی بودن هر دو در این نظام ها وجود دارند.

جدول خودکامگی رقابتی اسدی

Steven Levitsky, Lucan A. Way (2010), Competitive Authoritarianism: Hybrid Regimes After the Cold War, Cambridge University Press.

 


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟