جام جهانی فوتبال؛ شادی‌اش، هزینه‌اش و درس عبرت‌اش

♦ ماگنو کارل | سه شنبه, ۳م تیر, ۱۳۹۳

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

magno karlهیچ چیزی مثل جام جهانی فوتبال بر ذهن و روان برزیلی‌ها چیرگی ندارد. هر چهار سال یک بار کشور تبدیل به فرقه‌ای می‌شود در پرستش خدایگان فوتبال. و البته هیچ کشوری هم به اندازه‌ی برزیل جام قهرمانی را به خانه نبرده است. بنابراین جای تعجب نیست که وقتی در سال ۲۰۱۰ اعلام شد که برزیل میزبان جام جهانی سال ۲۰۱۴ است، هزاران نفر به خیابان‌های ریو ریختند و پایکوبی کردند. ما برزیلی‌ها حس می‌کردیم که فوتبال دارد به خانه‌ی خود می‌آید و شادی‌مان از این بود.
 

وقتی رئیس‌جمهور سابق لوئیس ایناسیو لولا مژده داد که سرمایه‌گذاران خصوصی از فرصت به‌دست آمده برای سرمایه‌گذاری در کشور بهره خواهند برد، باز شادمانی‌مان دوچندان شد. او در سال ۲۰۰۸ اعلام کرد که «اینْ جام جهانی بخش خصوصی خواهد بود.» وزیر ورزش، اورلاندو سیلوا، اطمینان داد که هیچ پولی از جیب مالیات‌دهندگان خرج ساخت ورزشگاه‌ها نخواهد شد. او اعلام کرد که بودجه‌ی عمومی منحصراً خرج توسعه‌ی زیرساخت‌ها خواهد شد و آن میراثی خواهد بود که بعد از اتمام مسابقات از جام جهانی برای برزیلی‌ها باقی خواهد ماند. استراتژیست‌های سیاسی دولت داستانی را ساختند و پرداختند که به خوبی و خوشی پایان می‌یافت—یک برزیل مدرن و ثروتمند که قادر است میزبان جشن‌های بزرگ جهانی باشد.
 

بعد از آن بود که کم‌کم تردید‌هایی در دل ما جوانه زد که نکند پول مالیات به سمت ساخت ورزشگاه‌ها هدایت بشود. زیرساخت‌های برزیل در آن حدواندازه‌ای نبود که بتواند از عهده‌ی میزبانی جام جهانی برآید. هیچ‌یک از ورزشگاه‌های ما در سطح استانداردهای فیفا نبود.
 

در چشم به هم زدنی جام جهانی تبدیل شد به یکی از عیان‌ترین بخش‌های عملیات دولت، و به‌خصوص دولت مرکزی. به نظر می‌رسد هیچ‌چیز مطابق برنامه پیش نرفت. هنگامی که بحران مالی و چشم‌انداز تیره‌وتار سودآوری، سرمایه‌گذران خصوصی را از سرمایه‌گذاری باز داشت، دولت خود با میلیاردها دلار تسهیلات بانکی یارانه‌ای پا پیش گذاشت. دولت حتی خود به عرصه‌ی تملک ورزشگاه‌ها نیز قدم گذاشت. از آنجا که موعد برگزاری انتخابات ایالتی و فدرال سه ماه بعد از برگزاری جام جهانی است، مقامات کوشیدند تا هر چه می‌توانند خرج جام جهانی کنند که مراسم بر صفحه‌ی تلویزیون نظرگیر جلوه کند. جلوه‌گر شدن ناکامی گزینه‌ی مقبولی برای تصمیم‌سازان نبود.

 
این آشکار است که این حرف که «اینْ جام جهانی بخش خصوصی خواهد بود» حرف مفتی بیش نبود. سهم سرمایه‌گذاری خصوصی از مخارج برنامه‌ی «ماتریس جام جهانی» که شامل بود بر ساخت ورزشگاه‌ها، حمل‌ونقل عمومی، فرودگاه‌ها، بنادر، مخابرات، و برقراری امنیت در ۱۲ شهر میزبان از ۱۵/۵ درصد فراتر نرفت. به رغم وعده‌های وزیر ورزش ۹۷ درصد هزینه‌ی ساخت ورزشگاه‌ها به دوش مالیات‌دهندگان افتاد—چه مستقیم و چه غیرمستقیم از محل تسهیلات بانکی با یارانه‌ی دولتی. کل مخارج تقریباً معادل ۱۲ میلیارد دلار است که ۸۵ درصد آن از جیب مالیات‌دهندگان تأمین شده. هرچه هزینه‌ها بالا رفت، انتظارات از سودمندی برنامه توسعه‌ی زیرساخت‌ها کم‌تر شد. به‌جای سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی که وعده‌داده شده بود دولت برای کاهش ترافیک تعطیلات ملی اعلام کرد، و ادارات دولتی و مدارس را در شهرهای میزبان تعطیل کرد. برخی از قسمت‌های حمل‌ونقل عمومی که قرار بود در طول بازی‌ها مردم را به ورزشگاه‌ها برسانند، حتی بعد از اتمام بازی‌ها هم به بهره‌برداری نخواهد رسید. در پایتخت چهارمین ورزشگاه پرهزینه‌ی جهان ساخته شده است، و این به رغم این است که بهترین تیم پایتخت در لیگ دسته‌ی چهار بازی می‌کند.
 

در ماه ژوئن نارضایتی با تظاهرات علیه افزایش قیمت بلیت اتوبوس در سائوپائولو آشکار شد. مخالفت‌ها به سرعت به شهرهای دیگر گسترش یافت. تأکید مردم بر مخارج بیشتر در حوزه‌ی آموزش، حمل‌ونقل و خدمات درمانی ایشان را به ابراز مخالفت با هزینه‌کرد دولت در ساخت ورزشگاه‌ها سوق داد.

 

جدا از هزینه‌های سرسام‌‌آور میزبانی، خشونت پلیس در مقابل تظاهرات‌کنندگان و روزنامه‌نگاران باعث شد که حمایت عامه از جام جهانی افول کند. بنا به یک نظرسنجی که پروژه‌ی نگرش‌های جهانی مؤسسه‌ی نظرسنجی پیو انجام داده است ۶۰ درصد برزیلی‌ها با اشاره به این‌که هزینه‌های میزبانی می‌توانست در حوزه‌های دیگر هزینه شود، بر این باور اند که میزبانی جام جهانی برای اقتصاد کشور زیان‌آور بوده است. در همان نظرسنجی، ۳۹ درصد بر این نظر بوده اند که جام جهانی برای وجهه‌ی جهانی برزیل بد بوده است، و تنها ۳۵ درصد بر این باور اند که میزبانی جام جهانی وجهه‌ی برزیل را ارتقا داده است.

سیاسی‌شدن جام جهانی و روایت‌های متناقضی که دولت و اپوزیسیون عرضه می‌کنند کشور را دوقطبی کرده است. برای اولین بار جام جهانی به مسأله‌ای غیرفوتبالی تبدیل شده است. فوتبالی که ما عاشقش هستیم به ابزاری در میدان نبرد سیاسی تبدیل شده. قطعاً نباید انتظار می‌داشتیم که چیزی که سیاستمداران با اشتیاق دنبال‌اش بودند، سیاسی نشود.

 

با همه‌ی این حرف‌ها، اما نهایتاً انتظار این است که حمایت عمومی از جام جهانی بالا برود. این رقم که در سال ۲۰۰۸، ۷۹ درصد بود در ماه فوریه گذشته تا ۵۱ دصد کاهش یافت، اما در روزهای اخیر به گزارش فولا د سائو پائولو، پرتیراژترین روزنامه‌ی کشور، به ۶۰ درصد افزایش یافته است. به رغم خشونت‌های هرازگاه پلیس در مقابل تظاهرات‌کنندگان—ترکیبی از مخالفان جام جهانی و کارگران اعتصابی—جو عموی مثبت است. صدهاهزار توریست خارجی در حال لذت بردن از آن روح نشاطی هستند که اینک برزیل را فراگرفته، گرچه همزمان از تجربه‌ی قیمت‌های به‌نسبت بالای برزیل گریزی ندارند—امری که از جلوه‌های منفی اقتصاد هنوز «بیشتر ناآزاد» ما است.
 

برزیلی‌ها با عجله از کار و مدرسه به خانه می‌آیند تا پای تلویزون‌ها بنشینند و سرود ملی را بخوانند و همزمان رئیس‌جمهور دیلما روسوف، تیم آرژانتین و دیِگو کوستا بازیکن اسپانیا را هو کنند. به هر روی، میزبانی جام جهانی درس‌های سودمندی به برزیلی‌ها آموخت. مهم‌ترین‌اش این است که هر چقدر که به وعده‌های سیاستمداران به دیده‌ی شک و تردید بنگریم، هیچ وقت زیاده مشکوک نشده ایم، چرا که تا زمانی که ایشان اجازه دارند تا هرچقدر که میل‌شان می‌کشد از جیب ما خرج کنند، آن را طوری خرج می‌کنند که به در قدرت ماندن‌شان کمک کند. در جریان آماده‌سازی برای جام جهانی سیاستمداران بار دیگر پول مالیات‌دهندگان را طوری خرج کردند که در انتخابات مجدد یاری‌شان کند.
 

طنز تلخ قضیه اینجا است که سیاستمداران از فوتبالی که منبع شادمانی اصیل و بی‌قیمت برای برزیلی‌ها هست، بهره بردند تا یک قبض ۱۰/۲ میلیارد دلاری برای جمعیت فقیر برزیل بفرستند.
 


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟