چالش های دموکراتیزه کردن

♦ نویسنده | پنجشنبه, ۸م مهر, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

معرفی، تحکیم و نگهداری دموکراسی امرساده ای نیست.درست مانند همه چیز های خوب زندگی، دموکراسی هم ‏با چالش های زیادی روبه رو است. اما می توان بر همه آنها فایق آمد. به طور بسیار مهمی می توانیم از تجارب ‏دیگرانی که از دیکتاتوری ها و استبدادهای بی قانون به دموکراسی های قانونمند گذر کرده اند،استفاده کنیم. ‏

چالش انتظارات
انتظارات خیلی بالا: اگر انتظارات به صورت غیر واقعی بالا است و مردم انتظار دارند که دموکراسی به صورت ‏خودکار رفاه، سلامت، آموزش و سایر چیزهای خوب زندگی را به ارمغان آورد، آنها مأیوس خواهند شد و حمایت ‏از دموکراسی تنزل خواهد یافت. دموکراسی جادو نیست. داشتن دموکراسی ثروت، سلامت و شادکامی آنی را ‏تضمین نمی کند. تنها چیزی که دموکراسی می تواند تضمین کندحق تعقیب خوشبختی است،اما دستیابی به ‏خوشبختی یا حتی ثروت زیاد را نمی تواند تضمین کند. آنها می بایست،با تلاش و کوشش در یک جامعه بر حق وبا ‏حاکمیت قانون، که در آن پاداش تلاش ها توسط قانون محافظت می شودو نه اینکه توسط بی عدالتی قدرتمندان ‏مصادره شود، حاصل شوند. ‏
انتظارات خیلی پایین: اگر انتظارات مردم خیلی پایین است، اگر مردم در انتظارانتخابات ناعادلانه و رفتارهای ‏غیر قانونی و نا حق صاحب منصبان حکومتی و استثمار وحشیانه از جانب پلیس می باشند و آن را می پذیرند. آنها ‏خویشتن را به اینکه یک زندگی با شکل ظاهری دموکراتیک اما بدون عناصر آن داشته باشند، تسلیم نموده اند.
‏برای اینکه دموکراسی موفق باشد شهروندان می بایست به عنوان یک امر بدیهی این انتظار را دشته باشند که ‏قضات، فرمان داران، اعضای شورای شهر، شهرداران، نمایندگان مجلس، رؤسای جمهور، وزرا، افسران پلیس ‏مطابق قانون عمل نمایند. در یک دولت مفسد و غیر دموکراتیک، هرگاه سران دولت قانونی عمل نمایند، ‏شهروندان شگفت زده می شوند در حالی که در یک دولت با حاکمیت قانون، هر گاه سران دولت غیر قانونی عمل ‏کنند،شهروندان شگفت زده می شوند.‏
انتظارات واقعی یکی از عناصر کلیدی برای تحکیم دموکراسی و ثبات بخشیدن به آن است، اگر مردم انتظار ‏نتایج جادویی داشته باشند، مأیوس می شوند و دموکراسی را رها خواهند کرد. از طرف دیگر اگر آنها در انتظار ‏رفتار منصفانه از طرف دولت مردان و انتخابات عادلانه نباشند، ممکن است آنهامأیوس نشوند اما به قطع برای ‏مدت زیادی از دموکراسی بهره مند نخواهند شد.‏
چالش شرافت
مهم است که زنان و مردان شریف به این درک برسند که قبول شکست در یک انتخابات عادلانه ـ در یک دولت با ‏حاکمیت قانون ـ بسیار شرافتمندانه تر است تا این که از قبول نتیجه سرباز زنند و با اسلحه بر علیه آن بجنگند.در ‏بسیاری از جوامع در حال گذار به دموکراسی،برای مردمی که مخالف بوده اند یا کسانی که به اهدافشان قویاً ‏معتقدند پذیرش اینکه طرف مقابل ممکن است به صورت عادلانه ای انتخابات را ببرد بسیار سخت است.
ممکن است فرا گرفتن آن که قبول نتایج یک جریان قانونی شرافتمندانه تر از به چالش کشیدن آن با زور است، ‏دشوار باشد. شرایط یک نیروی مخالف صادق یک شرایط شرافتمندانه است. نیروی مخالف صادق ممکن است ‏روزی صاحب دولت شود، زمانی که چنین شد، دولت کنونی پایبندی خویش به شرافت را از طریق تبدیل شدن به ‏نیروی مخالف صادق ، نشان خواهد داد. آنچه ننگین است، نپذیرفتن نتایج یک انتخابات عادلانه در یک حکومت ‏دموکراتیک مشروطه است.‏
شرافتمندی دموکراسی از زمانی که به صورت عمومی درک شده است که، شکست در دموکراسی شکست در ‏همه چیز نیست، قابل دستیابی تر شده است. چرا که یک دموکراسی قانونی از حقوق زندگی، آزادی و مالکیت ‏محفظت می کند. و این امر را که در انتخابات آینده تبدیل به دولت شوند، برای نیرو های مخالف شرافتمند و ‏صادق امروز ، ممکن می کند.‏
چالش کثرت گرایی
‏ نظریه های دموکراسی که بر اساس ادعاهایی در مورد “خواست ملت” می باشند، همواره محکوم به شکستند. ‏یک ملت ممکن است متشکل از بسیاری از افراد،خانواده ها، قبایل، انجمن های مذهبی، شهرها، مناطق، و گروه ‏های قومی باشد. یک ملت همانند یک فرد که می تواند یک عقیده شخصی در مورد چیزی داشته باشد، نیست. یک ‏ملت در درون خویش نظرات زیادی درباره ی امور بسیار مهم خواهد داشت و لزماً همه ی آنها با هم توافق ‏نخواهند داشت. اگر یک دولت دموکراتیک در پافشاری بر یکسان سازی در بسیاری ازچیزها کوشش کند، ملت ‏خودش را تقسیم شده بر علیه خویش خواهد یافت. کشمکش بوجود خواهد آمد و آن کشمکش ممکن است به خشونت ‏هم بیانجامد.‏
اگر قرار است دموکراسی موزون و پایدار باشد، محدودیت موضوعاتی که از طریق دموکراتیک درباریشان ‏تصمیم گیری می شود، بسیار مهم است. در یک دموکراسی قانونی با ثبات برای بسیاری از موضوعات از طریق ‏انتخابات دموکراتیک تصمیم گیری نمی شود، بلکه آنها برای انتخاب های آزاد افراد و گروه هایی ،که حقوقشان ‏توسط قانون محافظت می شود، کنار گذاشته شده اند.
آزادی های مورد حمایت قانون بالاخص برای کشورهایی که اقلیت های دائمی مثل گروه های کوچک قومی یا ‏مذهبی دارند، مهم هستند. اگر آنها تصور کنند که هرگزنخواهند توانست تبدیل به اکثریتی که بتواند در یک ‏انتخابات پیروز شود،شوند و اینکه اگر در اقلیت بمانند، حقوق بسیار ابتدایی آنها از آنها گرفته خواهد شد، آنگاه ‏ممکن است از جریان دموکراسی منحرف شده و شاید به خشونت متوسل شوند. آزادی ادیان، انتخاب پوشش یا عدم ‏پوشش موی سر، سخن گفتن به زبان منتخب و یا گردهمایی با دیگران بدون ترس از بازداشت یا آزارواذیت، ‏همه ی اینها در قانون اساسی یک کشور محافظت می شده و از تغییر در نتایج تصمیمات اکثریت متأثر نمی شود.
چیزی تحت عنوان خواست یک ملت وجود ندارد، اما بسیاری خواست ها، نگاه ها علایق و نظرات متفاوت وجود ‏دارد. فرد باید از سیاستمداری که ادعا می کنند تنها یک خواست ملی وجود دارد و اینکه او تنها صدای مشروع ‏آن است، بر حذر باشد.اگر در هرصورت صحبت از خواست ملت معنا دار بود، تنها می توانست با ارجاع به خود ‏قانون اساسی باشد نه با ارجاع به یک رهبر خاص یا هرگونه تصمیم خاص در مورد یک موضوع سیاست ‏گذاری. قانون اساسی ، شامل محاقظت هایش از حقوق، به خودی خود بیانگر میزان وحدت ملی است.‏
چالش عدالت
مخصوصاً در جوامع کثرت گرا با تنوع بسیار در اقوام، مذاهب، خانواده ها، قبایل یا زبان ها این خطر وجود دارد ‏که دموکراسی بتواند تبدیل به وسیله ای برای ظلم شود. بعضی سیاستمداران ممکن است مشکلات ملی را بر گردن ‏سایر گروه ها، معمولاً اقلیت ها، بیاندازند و سپس تقاضا کنند که دولت ثروت آنها را مصادره و خودشان را تنبیه ‏نمایند.‏
سیاستمداران فرصت طلب و مستبد، ممکن است تقاضا نماییند بعضی کالاها بین حامیان آنها باز توزیع شود. ‏حکومت ممکن است به یک وسیله ی غارت تنزل یابد. در چنین حکومتی زندگی، آزادی، یا دارایی کسی در امان ‏نیست؛ گروهی که امروز پیروز می شود و تمامی سایرین را چپاول می کند، ممکن است فردا شکست بخورد ‏وهمه ی آنچه کسب کرده بود ـ شاید هم بیشتر ـ از دست دهد. همه در بلند مدت می بازند. یک حکومت دموکراتیک ‏مشروطه، با محدود کردن اعمال دولت به قید عدالت، و در نظر نگرفتن سیاست های دولت به عنوان وسیله ای ‏برای پاداش دادن به حامیان سیاسی و تنبیه نیرو های مخالف، شرایط موفقیت را برای همه ایجاد می کند.‏
یک حکومت از طریق تلاش برای ربودن از عده ای و بخشیدن به عده ای دیگر، قطعاً فقر عمومی ایجاد می کند، ‏البته غیر از آنهایی که موفق می شوند قدرت عالی کسب کنند، کسانی که هرگز کمبود اماکن و اتوموبیل های ‏گران قیمت را حس نمی کنند.دفاع از عدالت بر علیه تجاوز و خشونت می بایست اولویت اول حکومت ‏باشد.زمانی که خود حکوت تبدیل به وسیله ای برای تجاوز و خشونت می شود خود دموکراسی در خطر می ‏باشد.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟