آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

کاملاً برعکس

♦ جاگدیش بهاگواتی | یکشنبه, ۱۰م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 3.7/5 (3 votes cast)

من می توانم بر اساس تجربیات شخصیم شهادت دهم که اگر شما در دانشگاههای کنونی ما درباره بازار آزاد سخن بگویید، زیر بهمنی از انتقادات نسبت به جهانی شدن دفن خواهید شد. مخالفت اساتید و دانشجویان با گسترش بازار جهانی تا حد زیادی از حس نوعدوستی آنها سرچشمه می‌گیرد. این مخالفتها ناشی از نگرانیهای آنها در باب مسائل اخلاقی و اجتماعی است. در یک کلام، آنها باور دارند که جهانی شدن غیرانسانی است. من مخالف این دیگاهم. به باور من ماحصل جهانی شدن تنها تولید و پراکندن ثروت نیست، جهانی شدن نتایجی اخلاقی نیز دارد و ویژگیهای اخلاقی کسانی را که در بر می گیرد ارتقا می دهد.

بسیاری از منتقدین معتقدند که جهانی شدن با کوشش‌هایِ اخلاقی و اجتماعی‌ای همچون کوشش در جهت مقابله با کار کودکان و فقر در کشورهای فقیر، یا کوشش در جهت ارتقای برابری جنسی و حفاظت از محیط زیست در تمام جهان همسو نیست. با این وجود وقتی من این مسائل و دیگر مباحث را در کتابم، در دفاع از جهانی شدن، بررسی کردم متوجه شدم که نتایج حاصله تایید کننده‌ی ادعاهای مخالفان جهانی شدن نیست.
به عنوان مثال، بسیاری معتقدند پاسخ کشاورزان فقیر به فرصتهای حاصله از پروسه‌ی جهانی شدن بیرون کشیدن فرزندانشان از مدرسه و وادار کردن آنان به کار است. بر این اساس، گسترش بازار آزاد همچون یک نیروی شر عمل می کند. اما آنچه من دریافتم این است که عکس این مطلب درست است. واقعیت این است که در بسیاری از موارد، درآمدهای بالاتر حاصل از جهانی شدن – به عنوان مثال افزایش درآمد برنجکاران ویتنامی- خانواده ها را تشویق کرده تا فرزندانشان را در مدرسه ها نگه دارند. چرا که در نهایت امر، آنها دیگر به درآمد اندک کار کودکانشان نیازی نداشتند.
و اما در مورد برابر جنسی. پدیده جهانی شدن رقابتی شدیدی را در عرصه‌ی جهانی به صنایع تولید کننده کالاها و خدمات قابل تجارت تحمیل می کند. این رقابت دره‌ی عمیق میان حقوق پرداخت شده به کارکنان زن و مرد با تواناییهای یکسان را در بسیاری از کشورهای در حال توسعه کاهش داده است. چرا؟ به این دلیل که شرکتهایی که در عرصه جهانی رقابت می‌کنند به سرعت درمی‌یابند نمی‌توانند هزینه‌ی تبعیض به نفع کارمندان مردشان را تاب بیاورند. آنها در نهایت زیر فشار شدید حاصل از رقابت جهانی برای کاهش هزینه هایشان مجبور می‌شوند به جای استخدام کارمندان مرد با دستمزدهای بالا به استخدام کارمندان زن با دستمزدهای پایین تر بپردازند. امری که خود موجب افزایش دستمزد کارکنان زن و کاهش دستمزد کارمندان مرد می شود. [میزان تقاضا برای کارمند زن بالا رفته و برای کارمند مرد پایین می آید که موجب تغییر نسبی نرخ دستمزدها می شود.مترجم] اکنون شواهد بسیاری موید آنند که هند و چین، دو کشوری که به شدت با معضل فقر درگیرند، توانسته اند با استفاده از امکانات تجارت وسرمایه گذاری خارجی به سرعت رشد کنند و به این طریق فقر را به شکلی قابل توجه کاهش دهند. آنها همچنان راهی طولانی برای پیمودن پیش رو دارند اما جهانی شدن به آنها اجازه داده است وضعیت مادی صدها میلیون از شهروندانشان را بهبود بخشند. برخی از منتقدین ایده‌ی مبارزه با فقر از طریق رشد اقتصادی را به عنوان یک استراتژی محافظه کارانه‌‌یِ سرریز منافع اقتصادی از ثروتمندان به طبقات پایین‌تر* مردود شمرده اند. آنها تصویر اشراف شکم پرست تا خرخره خورده و بورژواهای در حال خوردن بره بریان را بازتولید می کنند. تصویری که در آن سرفها و سگها پای میز اشراف و بورژواها خودشان را با پسمانده های غذای آنها سیر می‌کنند. در عالم واقع واژه‌ی “بالا کشیدن” اثرات استراتژی رشد اقتصادی را بهتر توصیف می کند. اقتصادهای در حال رشد فقر را کاهش داده و فقرا را به سطح کارمندان پولساز بالا می کشند.
بعضی منقدین حتی وقتی می پذیرند که جهانی شدن راه رسیدن به برخی اهداف اجتماعی را هموار می‌کند باز هم مدعیند که جهانی شدن خصایص اخلاقی را از بین می برد. بنا بر گفته ی آنان یک بازار آزاد در حال گسترش در جستجوی سود گسترش می ‌یابد؛ و سودجویی مردم را خودخواه و بی‌رحم می کند. اما این استدلال موجه نیست.
شهروندان مرفه محافظه کار کالوینیست چنانکه توسط سیمون شاما ** در کتاب تاریخ هلند وصف شده اند را تصور کنید. آنها ثروتشان را از تجارت جهانی به دست آودند اما آنها به جای آنکه در برآوردن خواستهای شخصیشان افراط کنند با نشان دادن آنچه شاما به درستی شرمگینی از ثروت می خواند در نوعدوستی افراط کردند. نمونه‌ی دیگری از کف نفس را می‌توان در جینهای *** گجرات دید، همان ایالتی که مهاتما گاندی از آن آمد. ثروتی که جینها از فعالیتهای بازرگانیشان بدست می‌آورند، منطبق با ارزشهایشان بود و عکس قضیه درست نبود.
اجازه دهید برای نشان دادن اثری که جهانی شدن بر خصایص اخلاقی می گذارد قطعه‌ی درخشانی از جان استیوارت میل را نقل کنم. آنجا که او در اصول اقتصاد سیاسی (۱۸۸) می‌نویسد:

نتایج اقتصادی حاصله از تجارت به لحاظ اهمیت از اثرات اخلاقی و روشنفکرانه‌ی آن پیشی گرفته اند. جای شگفتی نیست اگر در سایه‌یِ پیشرفت شگرف رفاهِ مادی بشر در روزگار ما، ارزش در تماس قرار گرفتن انسان‌ها با انسانهای متفاوت و آشنایی آنها با انواع اندیشه‌ها و عاداتِ مردمانِ دیگر چندان به چشم نیاید… هیچ ملتی وجود ندارد که نیازمند وام گیری از دیگری نباشد، چه وام‌گیری هنرهای خاص و چه مهم‌تر از آن وام‌گیری ویژگی‌هایِ شخصیتی از دیگران که وام‌گیرنده در آن‌ها از دیگران فروتر است… می‌توان بدون هر گونه اغراقی گفت که گسترش عظیم و افزایش سریع تجارت بین‌الملل، به عنوان ضامن اصلی صلح جهانی، تضمین دائمی پیشرفت مستمر اندیشه ها، نهادها، و شاخصه های نژاد انسانی است.

در اقتصاد جهانی کنونی ما به صورت مستمر نشانه های پدیده‌ای که میل توصیف می‌کند را می‌بینیم. هنگامی که چندملیتیهای ژاپنی در دهه ۸۰ گسترش پیدا کردند، مدیران مرد آن شرکتها همسرانشان را با خود به نیویورک، لندن و پاریس آوردند . وقتی این زنان سنتی ژاپنی برخورد با زنان در غرب را مشاهده کردند، اندیشه های مرتبط با حقوق و برابری زنان را فرا گرفتند و هنگامی که به ژاپن بازگشتند، به عوامل رفرم اجتماعی بدل شدند. در روزگار خود ما، تلویزیون و اینترنت نقشی عظیم در گسترش آگاهی اجتماعی و اخلاقی، فراتر از مرزهای باهمادها و دولت-ملتها بازی کرده اند.
آدام اسمیت می گوید “یک انسان‌دوستِ شریفِ اروپایی که اگر بداند فردا یک انگشتش را از دست می‌دهد امشب را نمی خوابد، حتی اگر صدها میلیون برادر چینیش توسط زمین لرزه بلعیده شوند در آرامشی عمیق خر و پف خواهد کرد چرا که هرگز آنها را ندیده است.” برای ما چینیها دیگر مردمانی نادیده که در کناره‌ی آنچه دیوید هیوم دوایر متحدالمرکز همدلی می‌خواند نیستند. زلزله‌ی تابستان گذشته‌ی چین که پیامدهای تراژیکش بلافاصله در معرض دید ما قرار گرفت، مورد بی‌توجهی بقیه‌ی دنیا قرار نگرفت، بلکه همدلی و حس عمیق وظیفه ی اخلاقی نسبت به قربانیان چینی را برانگیخت و این عالیترین ساعت جهانی شدن بود.

* Trickle-down این نظریه بیان می دارد که رشد شرکتهای بزرگ در نهایت موجب می شود که طبقات پایین نیز از آن بهره‌مند شوند. در واقع اثرات مثبت رشد آن شرکتها به سمت پایین سرریز می کند.

** Simon Schama سیمون شاما نویسنده و مورخ یهودی متولد بریتانیاست. او استاد دانشگاه کلمبیاست و کتابهای فراوانی درباره تاریخ و تاریخ هنر نوشته است اما شاید شناخته شده ترین کار او مستند پانزده قسمتی او درباره تاریخ بریتانیا باشدکه برای بی‌بی‌سی ساخته شده است.

*** Jainism آیین جین (जैन)، یکی از مذاهب نشأت گرفته در هند در قرون ۵ تا ۷ قبل از میلاد می‌باشد. آیین جین هدفش را فراهم کردن مسیری به سمت پاکسازی روحانی و رستگاری معرفی می‌کند که بر اساس اعتقادات این آیین این پاکسازی از طریق زندگی بر پایه سنت اهیمسا (پرهیز از آزار هرگونه جاندار) قابل دستیابی است. در واقع کلمه جین (जैन) از لغتی در زبان سانسکریت می‌آید که به معنی فتح کردن می‌باشد.

معرفی نویسنده: جاگدیش بهاگواتی استاد اقتصاد و حقوق در دانشگاه کلمبیا و محقق ارشد اقتصاد بین الملل در شورای روابط خارجی و نویسنده‌ی کتاب در دفاع از جهانی شدن است. او درباره‌ی مباحث مختلف تجارت بین الملل و روابط خارجی می نویسد.

کاملاً برعکس, ۳٫۷ out of 5 based on 3 ratings

نظرات شما

 

نظر شما چیست؟