آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

نه

♦ ژیان لین هه | دوشنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 3.0/5 (2 votes cast)

طی قرون گذشته، جهان شاهد راههای بسیاری بوده که از طریق آنها یک بازار آزاد فعال مایه‌ی پیشرفت مادی و اجتماعی شده است و در عین حال فضایل اخلاقی را تقویت کرده است. در مقابل، مردمی که تحت رژیم‌های مدرن رقیب بازار آزاد زندگی کرده اند، یعنی اقتصادهای ایدئولوژیک برنامه‌ریزی‌شده دول سوسیالیستی، از عملکرد خموده اقتصاد، تباهی جامعه مدنی و زوال اخلاقی رنج برده اند. در دهه‌های اخیر، وقتی اقتصادهای برنامه‌ریزی‌شده به خاطر تناقض‌های خودشان شکست خوردند این آزمایش آرمانشهرگرایانه یک شکست سیستماتیک خورد. شهروندانی که سال‌های طولانی فجایع اقتصادی، اخلاقی و سیاسی را تحمل کرده بودند بسیار مشتاق خلاص شدن از دست آن نظام بودند.
البته اقتصاد بازار سیستمی کامل و بی‌عیب نیست. اما ایرادهای بازار ماحصل اعمال و انگیزه‌های انسان‌هاست و نه خود بازار. تجربه به ما می‌آموزد که بازار آزاد ارتباط وثیقی با جامعه آزاد دارد. در جوامع آزاد، مردم بهتر می‌توانند به اتفاق هم وضع زندگی‌شان را بهبود دهند. جوامع آزاد به مردم این فرصت را می‌دهند که نظام سیاسی و اجتماعی جامعه را عادلانه‌تر بسازند. در کل این فعالیت‌ها موجب زوال اخلاق نمی‌شوند.
از منظر مقایسه تاریخی ما تمایل داریم بازار را به عنوان یک نظام اقتصادی اجتماعی جامع‌الاطرافِ پوشش دهندهِ‌ی نهادهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگ تعریف کنیم. اما هنگامی که رابطه بین بازار و اخلاق را تحلیل می‌کنیم، معقول است که تعریف محدودتری از بازار به عنوان قوانینی که فعالیت‌های اقتصادی را هماهنگ می‌کنند ارائه دهیم.
آیا بازار یا اخلاق عامل اصلی در تحلیل ماست؟ باید قبول کنیم که قضاوت اخلاقی درباره‌ی فعالیت‌های اقتصادی سیاسی با قضاوت‌های اخلاقی درباره‌ی قوانین بازار متفاوت اند. ارزش‌ها و اخلاق تجاری رفتار اقتصادی بازیگران اقتصادی را شکل می‌دهند. اگر فعالیت‌های آنها نتایج ناخوشایند و ناخواسته پدید آورند ما پیش از هر چیز می‌بایست توضیح را در نهادهای اجتماعی بارآورنده‌ی بازار بیابیم و نه در قوانین خود بازار.
بحث‌ها درباره‌ی اخلاقی کردن بازار – که درباره‌ی تعدیل کردن برخی نتایج رشد یا گسترش جهانی بازار – را به بهترین وجه می‌توان در بحث از اولویت‌هایِ فرهنگی اجتماعی عاملانِ اقتصادی به ثمر نشاند. دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و گروه‌ها یا جنبش‌های مدنی قبل از اینکه بتوانند به شکل دادن قوانین بازار و دیدن رفتار دلخواه‌تری امید داشته باشند، باید به شکل گرفتن ارزش‌های جدید و نگرانی‌های اخلاقی کمک کنند.
همه فعالیتهای اقتصادی در شرایط اجتماعی‌ـ‌فرهنگی ریشه دارند. از چین قرن دهم تا اروپای قرن بیست و یکم، مصرف و تولید مطابق ارزش‌های اخلاقی حاکم بوده اند و در تمام شرایط تاریخی، دیدگاه اخلاقی همواره با باورهای مذهبی مرتبط بوده است. مثلا، امروزه این برداشت وجود دارد که در آسیای شرقی مردمان مذهبی در تجارت صادق‌تر اند. در مقابل در چین معاصر جایی که مذهب ممنوع بود و اکنون نیز به شدت توسط دولت کنترل می شود، اخلاق دون‌مایه در تجارت همزمان با ریشه گرفتن اقتصاد بازار آزاد گسترش یافت.
عوامل دیگری نیز دیدگاه اخلاقی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. جهانی شدن اقتصادی و فرهنگی دهه‌های اخیر کشورهای در حال توسعه را نه تنها با نهادهای جدید اقتصادی آشنا کرده است، بلکه آنها را با ارزش‌ها و قوانین غربی که خود پیوسته در حال تغییر اند نیز آشنا کرده است. گرایش پرشور اخیر به سمت کالاهای مصرفی دوستدارِ محیطِ زیست‌ و بنیان نهادن استانداردهای جهانی برای شرایط کاری مانند استاندارد ۸۰۰۰ مسئولیت اجتماعی که یک دهه پیش گسترش پیدا کرد، از پدیده‌های تازه تجربه‌شده جهان ما هستند. این هر دو مثال‌های برجسته‌ای از جابجای رسوم اخلاقی هستند، اما آخری اثر بیشتری بر کشورهایی مثل چین گذاشته جایی که در آن شرایط کاری در بسیاری از کارخانه‌ها که تا پیش از آن بیگارگاه بودند، بهبود یافته است.
یک تعدیل چشمگیر در ارزشهای اخلاقی در جوامع در حال گذار کنونی درحال رخ دادن است. جوامعی که تا پیش از این اقتصادهای برنامه‌ریزی‌شده بسته داشتند و هم اکنون در حال تغییر به نظام بازار در هم پیوسته هستند. قطعاً، میراث نهادهای دولتگرا و نقش نخبگان حاکم می تواند تغییرات را متوقف ساخته یا به تاخیر بیندازد. به نظر نمی‌رسد در اروپا هم آمیزی کشورهای سابقاً کمونیستی در سیستم تجارت بازار آزاد قاره نتایج اخلاقی ناگوار چندانی به بار آورده باشد. اما در چین می‌توان به سادگی نشانه های سقوط نظم اخلاقی و اخلاق تجارت را مشاهده کرد. نفوذ سیاسی و پست‌های سیاسی معامله می‌شوند، رشوه مردم را از تحمل مجازات نجات می‌دهد، استخدام‌کنندگان کودکان به ندرت مجازات می‌شوند، فروش خون و اعضای بدن امری طبیعی است.
تمام این فعالیت‌ها در چین غیرقانونی هستند، اما دولت آنها را تحمل می‌کند. کشور بوضوح بسیار از حکومت قانون دور است. در واقع کشور توسط گروهی اداره می‌شود که فراتر از قانون ایستاده است. تشکل‌های غیردولتی می‌کوشند علیه این مسائل مبارزه کنند، اما فعالیت‌های آنها به شدت تحت کنترل است و توسط دولت مراقبت می‌شود. دولت به جای گرفتن یک تصمیم قطعی برای جلوگیری از این فعالیت‌های اسماً غیرقانونی تلاش زیادی می‌کند تا جلوی گزارش رسانه‌ها و بحث‌های اینترنتی درباره این تخلفات را به عنوان تبلیغات منفی که به چهره رژیم لطمه می‌زند بگیرد.
خب چه کسی شایسته سرزنش بخاطر اخلاق‌زدایی در مسیر توسعه‌ی چین است؟ بازار آزاد یا شکست دولت ونخبگان حاکم‌اش؟ مردمی که قوانین هر بازاری را وضع و اعمال می‌کنند نقش حیاتی بازی می‌کنند. این در چین به وضوح درست است. در کشوری که دولت و مقامات حزبی قوانین را وضع می‌کنند و درحالی که حتی خودشان به دنبال سود بیشتر هستند، فعالیت‌های اقتصادی را نظارت می‌کنند. این تسامح آنها در برابر اعمال غیرقانونی است و نه رشد بازار آزاد که نظام اخلاقی جامعه چین را غیرطبیعی کرده است.
بر اساس تجربه چین معاصر می‌توان سه درس مهم گرفت. اول اینکه برخلاف تمامی تبلیغات در رسانه‌های بین‌المللی نفوذ دولت چین در بازار کاملا مثبت نبوده است. دوم اینکه یک بازار قدرتمند و پایدار نیازمند ساختار سیاسی دموکراتیک است. سوم اینکه جستجوی توسعه اخلاقی برای چین اهمیت کمتری از تشویق توسعه اقتصادی ندارد.

ژیان لین هه یک اقتصاددان چینی و سردبیر سابق شنزبن لیگال دیلی(Shenzben Legal Daily) است. او نویسنده کتاب “خطرات نوسازی: مسائل اقتصادی و اجتماعی چین معاصر” و “مه سانسور: کنترل رسانه‌ها در چین” است.

نه, ۳٫۰ out of 5 based on 2 ratings

نظرات شما

 
  1. سلام
    این هم دیدگاهیست

نظر شما چیست؟