آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

البته که چنین است

♦ مایکل والزر | دوشنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

رقابت در بازار افراد را تحت فشار زیادی قرار می‌دهد تا قوانین عادی مرتبط با رفتار مناسب و معقول را شکسته و برای این کارشان دلایل خوبی ارائه کنند. چنین توجیهاتی است –توجیهات مورد نیاز برای خودفریبی بی‌پایان جهت مقابله با مهم‌ترین وجه این موضوع و البته بعد از ارائه این توجیهات هم چنان احساس خوبی داشتن – که فضایل اخلاقی را می‌پوساند. اما این امر به خودی خود یک ردیه بر بازار آزاد نیست. هم چنین در مورد راه‌هایی بیاندیشید که سیاست دموکراتیک شخصیت اخلاقی را می پوساند. رقابت بر سر قدرت سیاسی افراد را تحت فشار زیادی قرار می‌دهد: دروغ گفتن در نشست های عمومی، وعده‌هایی که نمی‌توانند اجرایش کنند، پول گرفتن از شخصیت‌های مشکوک، سازش بر سر اصولی که سازش‌ناپذیرند. تا حدودی تمامی این موارد قابل دفاع بوده، و شخصیت اخلاقی از این دفاع کردن‌ها بی امان نمی‌ماند- حداقل، به طور کامل دست نخورده نمی‌ماند. اما تمامی این کاستی‌های آشکار، استدلالی در مقابل دموکراسی شکل نمی‌دهند.
بدون شک، رقابت سیاسی و اقتصادی، طرح‌های مفیدی از انواع مختلف – شرکا، شرکت‌ها، احزاب، اتحادیه‌ها – ایجاد می‌کنند. در میان این طرح‌ها، یکدلی، احترام متقابل، دوستی، و اتحاد به وجود آمده و تقویت می‌شود. افراد از مشورت جمعی سازش کردن را یاد می‌گیرند. آنها مسئولیت‌ها را متقبل می‌شوند، ریسک‌ها را می پذیرند، و اتحادی را می‌سازند. تمامی این جریانات شخصیت فرد را شکل می‌دهند. اما چون ریسک بسیار بالاست، شرکت‌کنندگان در این فعالیت‌ها این را نیز یاد می‌گیرند که به نظارت یکدیگر پرداخته و به همدیگر اعتماد نکنند، نقشه‌های‌شان را پنهان کرده و به دوستان‌شان خیانت کنند، و – ما بقیه ماجرا را از واشنگتن تا انرون Enron می‌دانیم. این افراد به “شخصیت‌هایِ” آشنا در داستان‌های فساد شرکت‌ها، رسوایی سیاسی، سهامداران گول‌خورده، و رای دهندگان فریب‌خورده تبدیل می‌شوند. به خریداران اجازه دهید آگاه باشند! به رای دهندگان اجازه دهید آگاه باشند!
آیا راهی وجود دارد تا رقابت اقتصادی و سیاسی برای زنان و مردان اخلاق‌گرا امن شود؟ بدون شک نمی‌توان به طور کامل این عرصه را ایمن کرد. بازارهای آزاد و انتخابات آزاد ذاتا برای شرکت‌کنندگان خطرناک هستند، نه به این خاطر که افراد، محصولات و سیاست‌های نادرست ممکن است برنده شوند، بلکه هزینه‌ی برنده شدن افراد، محصولات و سیاست‌های درست ممکن است خیلی بالا باشد. با این حال ما با خطرات بازارها و انتخابات با شیوه‌ی یکسانی رفتار نمی‌کنیم. ما به سختی تلاش می‌کنیم تا محدودیاتی بر سر رقابت سیاسی وضع کرده و عرصه سیاست را بر شرکت‌کنندگان کم و بیش اخلاق‌گرا باز کنیم. این روزها سیاستمداران عمدتا به عنوان نمونه‌های اخلاق‌گرا شناخته نمی‌شوند، این امر تا حدودی به این خاطر است که آنها بسیار تحت نظر رسانه ها زندگی می‌کنند، و هر گناه‌شان، هر نقطه‌ضعف‌شان در تمام دنیا پخش می‌شود.
با این وجود، دموکراسی‌های مشروطه در توقف بدترین فسادهای سیاسی موفق بوده اند. ما از هوا و هوس حاکمان مستبد، گستاخی آریستوکرات‌ها، سرکوب، بازداشت‌های خودسرانه، سانسور، دادگاه‌های مقرر fixed courtrooms، و دادگاه های نمایشی آزاد هستیم- نه آنقدر آزاد که لازم نباشد هوشیارانه از آزادی مان دفاع کنیم، بلکه تا اندازه‌ای آزاد که بتوانیم چنین دفاعی را سامان‌دهی کنیم. سیاستمدارانی که اغلب دروغ می‌گویند یا به وعده های‌شان عمل نمی‌کنند در انتخابات بازنده می‌شوند. نه، بدترین فسادهای زندگی عمومی ما نه از جانب سیاست بلکه از عرصه اقتصاد می آید، و چون ما محدودیت‌های نهادی مشابهی بر رفتار بازار نداریم این فسادها روی می‌دهند.
شاید مهم‌ترین دستاورد دموکراسی مشروطه از میان بردن ناامیدی و یاس از سیاست بوده است. از دست دادن قدرت به معنای گلوله خوردن نیست. حامیان طرف بازنده تبعید نشده یا به بردگی گرفته نمی‌شوند. خطر موجود در نزاع سیاسی کمتر از آن چیزی است که پیش تر بوده است، که این موضوع خود باعث شده که انتخاب‌ها برای رفتار اخلاقی به طور گسترده‌ای افزایش یابد. دولت رفاه مدرن قرار است کار مشابهی برای اقتصاد انجام دهد: این دولت با وضع محدودیت‌هایی برآنچه که می‌تواند از دست رود، بازار را مشروطه می‌کند. اما در حقیقت، حداقل در ایالات متحده، ما چیز زیادی در راه مشروطه‌گرایی بازار نداریم. برای بسیاری از افراد، نزاع رقابتی به ناامیدی خیلی نزدیک است. آنچه در معرض ریسک است بقای خانواده، بهداشت و درمان کودکان، تحصیلات معقول، و شأن افراد در سنین پیری است. و ریسک‌هایی این چنین جای زیادی برای اخلاق باقی نمی‌گذارند. افراد نجیب محجوبانه عمل می‌کنند، و اکثر افراد وقتی که می‌توانند نجیب هستند. با این حال، آثار این نزاع پیوسته تباه‌کننده است.
دستاورد دیگر مشروطه‌گرایی ایجاد محدودیت بر قدرت سیاسی قدرتمندترین زنان و مردان است. آنها باید با قدرت‌های برابر اما مخالف‌شان، احزاب و جنبش‌های مخالف، انتخابات دوره‌ای، نشریه‌های آزاد و گهگاه انتقادی زندگی کنند. نکته اولیه ی این محدودی‌ ها حداقل کردن آسیبی است که پیش‌تر نهادهای پوسیده corroded characters می‌توانستند انجام دهند. اما برخی از سیاستمداران ما به راستی که این محدودیت‌ها را نهادینه کرده، و این خود فرآیند شخصیت‌سازی با اهمیتی به شمار می‌رود.
مشروطه‌گرایی بازار محدودیت‌های مشابهی بر سر نیرو اقتصادی ثروتمندترین زنان و مردان وضع خواهد کرد. اما به وضوح ما چیز زیادی از قانون بازار نداریم. محدودیت‌ها بر قدرت اقتصادی بسیار ضعیف هستند؛ نیروی تقابل‌گر اتحادیه‌های کارگری به شدت در حال کاهش است؛ نظام مالیاتی به طور فزاینده‌ای پسروانه regressive است؛ قانونگذاری بر بانکداری، سرمایه‌داری، سیاست‌های قیمتی، و صندوق‌های بازنشستگی عملا وجود ندارد. گستاخی نخبگان اقتصادی چند قرن اخیر تعجب‌برانگیز است. و این امر از این رویکرد بر می‌خیزد که آنها تنها کاری را می توانند انجام دهند که خواهان انجام‌اش هستند. همانطور که لرد اکتون سالهای پیش نوشته، این چنین قدرتی شدیداً فسادآور است.
فساد به عرصه سیاستی گسترش یافته که تاثیر پولی که بدون شرط در بازار بی‌مقید به دست آمده است ساختار سیاسی را تحلیل می برد. به عنوان مثال، شما به پول برای اداره‌ی یک کمپین سیاسی (برای یک کاندیدای خوب یا یک هدف خوب) احتیاج دارید، و اینجا کسی – یک بانکدار، یک شرکت عظیم- هست که چون پول زیادی را داشته و حاضر است آن را به قیمتی، سیاستی یا وضع قانونی پیشنهاد می‌کند که جایگاه اش را در بازار بهبود می‌بخشد. روی دیگر برداشتن چنین پولی، تا آنجایی است که بتوان آن را به دست آورد. حالا شخصیت چه کسی در مقابل فساد تدریجی مقاومت می‌کند؟
برخی شاید این موضوع را مطرح کنند که: آیا این موضوع روشی نیست برای محک زدن افراد؟ اگر مشروطه‌گرایی بازار قدرت سرمایه را محدود کرده و دولت رفاه از ترس فقر بکاهد، آیا ما بیش از حد مسئله را آسان نمی بینیم؟ ممکن است آسان‌تر باشد، اما به هیچ وجه خیلی آسان نیست. دوباره یک قیاس سیاسی را در نظر بگیرید: آیا ما موضوع را خیلی ساده نمی‌بینیم وقتی که قدرت ظالمانه روسای جمهور را نفی کرده و از ضعفا در مقابل شکنجه حمایت می‌کنیم؟ فشارهای فرساینده رقابت انتخاباتی از میان نمی‌رود. ما بدون در نظر گرفتن سست عنصر بودن شخص محدودیت‌هایی بر این فشارها وضع می‌کنیم. و اگر ما این محدودیت ها را برای دولت‌ها قائل می‌شویم، بی شک آنها را نیز باید برای بازارها در نظر گیریم.
مایکل والزر استاد بازنشسته ی مدرسه علوم اجتماعی موسسه ی مطالعات پیشرفته در پرینستون، نیوجرسی است. والزر سردبیر کمکی contributing editor نشریه نیو ریپابلیک New Republic، یکی از سردبیران ماهنامه ی سیاسی-فرهنگی دیسنت Dissent، و نویسنده ی کتاب اخیرا منتشر شده ی تفکر سیاسی Thinking politically است.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟