آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

ترجیح می‌دهیم که ندانیم

♦ رابرت بی‌. رایش | دوشنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

اکثر ما مصرف‌کنندگانی هستیم که می‌کوشیم بهترین اجناس را به کمترین قیمت به دست آوریم. اکثر ما به علاوه انسان‌هایِ اخلاقی‌ای هم هستیم که می‌کوشیم تا در جوامعِ خود کارِ درست را انجام دهیم. متاسفانه، آنچه که در مقامِ مصرف‌کننده می‌خواهیم با آنچه که در مقامِ انسانِ اخلاقی می‌خواهیم، گاه با یکدیگر در تضاد قرار می‌گیرند. چگونه با این تضاد برخورد می‌کنیم، و چگونه حلش می‌کنیم؟ تقریباً همیشه، راهِ حل‌مان این است که از آن می‌پرهیزیم. ما ترجیح می‌دهیم که اخلاقیات‌مان در تصمیمات‌مان در مقامِ مصرف‌کننده انعکاسی نیابد. از این طریق، ما خود را از قرار گرفتن در موقعیت‌های ناخوشایندی که مجبور به انتخاب بین خواسته‌های مادی و خواسته‌های اخلاقی‌مان می‌شویم، نجات می‌دهیم.
برای مثال، هنگامی که کالاهای مورد نیاز ما در آن سوی آب‌ها ارزان‌تر تولید می‌شود، آن وقت تهیه بهترین کالا با کمترین هزینه توسط ما به زیانِ همسایه‌یِ کارگرِ ما است که با خریدِ ما از خارج دستمزدش کاهش می‌یابد. خرید کالاهایِ مصرفی‌مان از فروشگاه‌های زنجیره‌ای بزرگ نیز گرچه برای ما ارزان‌تر تمام می‌شود اما به زیانِ کسب‌وکار مغازه‌های کوچک مرکز شهر است. ما در مقامِ بازیگرانی اخلاقی نگرانِ وضعِ زندگیِ دوستان و همسایگان‌مان هم هستیم. اما در مقامِ مصرف‌کننده به دنبالِ آن ایم که به کمترین قیمت نیازهای‌مان را تامین کنیم و این گاه با رفاهِ دوستان و همسایگان‌مان همسو نیست. چگونه این تناقض را حل می‌کنیم؟ معمولاً با چشم فرو بستن بر آن.
مشابهاً، در مقامِ انسان‌هایِ اخلاقی دوست داریم خدمتگزار محیطِ زیست باشیم، و آن را برایِ نسل‌هایِ آینده محافظت کنیم. اما به عنوانِ مصرف کننده تمایل داریم تا بر این دغدغه‌یِ اخلاقی چشم فرو بندیم. بسیاری از ما از خودروهای پرمصرف استفاده می‌کنیم که کربن را به هوا متصاعد می‌کند، بسیاری دیگر از ما مشتریِ دائمیِ هواپیمای جت برای مسافرت‌هایِ هوایی هستیم که کربن بیشتری را به هوا متصاد می‌کند و آلوده‌کننده‌تر است. ما معمولاً کالاهای ارزان قیمت را از کشورهایی می‌خریم که استادندارهای زیست محیطی با قدرت در آنجا اعمال نمی‌شود، و موادِ شیمیایی خاک و آب را آلوده می‌کند. دغدغه‌ی خود را برایِ حفاظت از محیطِ زیست چگونه با شأنِ مصرف‌کننده بودنِ خود سازگار می‌سازیم؟ معمولاً این است که گاه گاه یک کالای دوستدارِ محیط زیست می‌خریم، اما تلاشی جدی برای تغییر رفتار مصرفیِ خود نمی‌کنیم.
معاملاتِ ما در بازار همگی پیامدهایِ اخلاقی‌‌ای دارند که ترجیح می دهیم چیزی درباره آن‌ها ندانیم. ممکن است طرفِ معاملاتی که ما می‌کنیم و در آنها همواره به دنبالِ ارزان‌ترین‌ها هستیم تولیدکننده‌ای باشد که کالایش را در کشورهایِ فقیر و با نیروی کارِ کودکان تولید کرده باشد؛ و یا قیمتِ پایینِ محصولش ناشی از حذفِ مستمریِ بازنشستگیِ کارگرانِ امریکایی باشد، یا نتیجه‌ی کاهشِ استانداردهایِ ایمنیِ کار. در مقام انسان اخلاقی‌، بسیاری از ما این پیامد‌ها را به قصد و نیت انتخاب نمی‌کنیم، اما در مقام کسی‌ که دست به آن معاملات زده است، در مقابل آنها مسئول ایم.
ما معمولاً به دو شکل از ورود به این چالش میان ایده‌آل‌های اخلاقی‌ و خواسته‌های مصرفی‌مان پرهیز می‌کنیم. اول این که اگر متوجه وجود یک تضاد شویم، که مثل‌هائی را ارائه کردم، می‌کوشیم مسئولیت آن پیامد‌ها را به دوش تولید‌کنندگان و فروشندگان بگذاریم، و از خود مصرف‌کننده‌مان رفع مسئولیت کنیم. برای مثل، ما معمولاً فروشگاه‌های زنجیره‌ای‌ بزرگ را مسئول پرداخت حقوق کم به کارگران‌شان و کم رونق شدن کسب‌وکار‌ مغاز‌های کوچک می‌دانیم، یا مثلاً تولیدکنندگان خوردو را مسئول آلودگی‌ هوا می‌شناسیم.
این منطق بی‌شک ایراد دارد. تولیدکنندگان معمولاً مجبور هستند تا هزینه‌هایشان را تا سطح هزینه‌های رقبایشان پائین بیاورند، و در این کار چندان انتخابِ دیگری ندارند. تقاضای بی‌وقفه‌یِ ما از آنها برای عرضه کالای ارزان است که آنها را مجبور به چنین کاهش هزینه‌ای می‌کند. آنها می‌دانند که اگر از پاسخگویی به تقاضاهای ما باز بمانند، به احتمال زیاد ما پول‌مان را صرف خرید از رقبای آنها می‌کنیم. پیامد‌های اخلاقاً نامطلوبی که ما تقصیرش را گردن تولیدکنندگان میاندزیم، پیامد‌های ناگزیر تلاش خودِ ما برای خرید جنس بیشتر با پول کمتر است.
راه دوم ما برای پرهیز از این تضاد از این طریق است که بین اخلاقیات و خواسته‌های مصرفی‌مان فاصله می‌اندازیم. و از این طریق به شکلی‌ از طریق سازوکار بازار پول‌شویی می‌کنیم. وقتی‌ که ما از یک فروشنده‌ای خرید می‌کنیم که نماینده‌یِ یک فروشنده‌یِ عمده است، و آن فروشنده‌یِ عمده کالاهای خود از طریق یک شبکه توزیعی‌ تهیه می‌کند که با تولیدکنندگان صنعتی در ارتباط است، و آن تولیدکنندگان صنعتی قطعات خود از از تولیدکنندگانِ خردِ قطعات تامین می‌کنند، آنگاه پیامد‌های اخلاقی‌ عمل ما خیلی‌ از خود عمل ما فاصله می‌گیرد، و این گونه ما می‌توانیم توجّه مسئولیت اخلاقی‌ به خود را پنهان کنیم.
با این کار، به سادگی‌ رابطه میان انتخاب‌های مصرفی خود را با برای مثل کار کودکان در یک کشور فقیر یا بیکار شدن همسایه را از جلوی چشمان خود دور می‌کنیم.
البته، بعضی‌ از مصرف‌کنندگان هنگام انتخاب مصرفی خود چشمی بر پیامد‌های اخلاقی‌ انتخاب‌شان دارند، و بعضی‌ از شرکت‌ها آگاهانه و با افتخار انتخاب می‌کنند که تولیدی بر خلاف مسئولیت اجتماعی و اخلاقی‌ انجام ندهند، اما شواهد نشان میدهد که اکثر مصرف‌کنندگان تنها خواهان کالای ارزان هستند. حتا اگر بعضی‌ از ما خود طرفدار بعضی‌ برند‌های دارای مسئولیت اجتماعی باشیم، معمولاً حاضر نیستیم یک پول اضافه بابت این مسئولیت‌پذیری آن برند بپردازیم.
بازار اخلاقیات ما را تضعیف نمی‌کند. کاری که بازار می‌کند این است که ما را قادر می‌سازد تا خود را در برابر هر آزمون واقعی‌ای‌ که اخلقیات‌مان را می‌آزماید محافظت کنیم. این گونه بازار ما را قادر می‌سازد تا ایده‌آل‌های اخلاقی‌مان را به ظاهر حفظ کنیم، حتا وقتی‌ که انتخاب‌های ما پیامدهائی داشته باشند که در تضاد با آن اخلاقیات اند.
اگر سازوکار بازار آن‌قدر شفاف می‌‌بود که ما نمی‌توانستیم از دیدن پیامدهایِ اخلاقی‌ تصمیمات مصرفی خود فرار کنیم، آنگاه قاعدتاً می‌بایست یا بخشی از آسایش‌مان را قربانی اخلاقیات‌مان کنیم یا بخشی از اخلاقیات‌مان را قربانی آسایش‌مان. آن آزمون یک آزمون واقعی‌ می‌بود. اما در نبود چنان شفافیتی، ما ناگزیر از قربانی کردن یکی‌ در برابر دیگری نمی‌شویم. می‌توانیم وسواس‌های اخلاقی‌ خود را داشته باشیم، و در عین حال کام‌مان هم اندکی‌ تلخ نشود.

رابرت بی‌. رایش استاد سیاست عمومی‌ در دانشگاه کالیفرنیا برکلی است. او ۱۲ کتاب در حوزه سیاست‌گذاری عمومی‌ منتشر کرده است و در ۳ دولت ایالات متحده خدمت کرده است. آخرین سمت دولتی او وزارت کار در دولت پرزیدنت کلینتون بود.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟