آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

به هیچ وجه

♦ آیان هیرسی علی | دوشنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

بر سر اینکه اخلاق چیست اجماعی وجود ندارد، چه برسد به اینکه بر سر عواملِ فسادآورِ اخلاق بتوان اجماعی یافت. یک انسانِ دیندار اخلاق را تبعیت از احکام خدا تفسیر می‌کند. یک سوسیالیست ممکن است اخلاق را با تلاش برایِ بازتوزیعِ ثروت تعریف کند. یک لیبرال، که منظورِ من لیبرالِ کلاسیک است؛ به معنایِ آدام اسمیتی و میلتون فریدمنی و نه آنگونه که در امریکایِ امروز به معنایِ طرفدارِ دولتِ بزرگ فهمیده می‌شود، می‌تواند دیندار باشد و در عینِ حال که صحه می‌گذارد بر نیکوییِ برابری، اما برایِ آزادی ارزش بالاتری قائل باشد. این چارچوبِ اخلاقی‌ای است که من خود را در آن تعریف می‌کنم.
در این چارچوبِ فکری آزادیِ فردی والاترین غایت است و بزرگ‌ترین آزمون برایِ یک انسان برای نشان دادنِ مقامی معنوی انسانیت‌اش در این است که بتواند در زندگی‌اش اهدافِ شخصیِ خود را به گونه‌ای دنبال کند که کمترین محدودیت را برایِ آزادیِ افرادِ دیگر در پیگیریِ اهدافِ آن‌ها ایجاد کند. از این منظر، فعالیتِ اقتصادِ آزاد میانِ افراد، بنگاه‌ها، و ملت‌ها ویژگی‌هایِ والایی را که در انسان ستوده می‌شود، همچون اعتماد، صداقت، و سخت‌کوشی را تقویت می‌کند. تولیدکنندگان همواره مجبور اند تا کالاها و خدماتِ تولیدیِ خود را بهبود بخشند. بازرِ آزاد برایِ آن دانش‌آموزانی که سخت درس می‌خوانند فرصت‌هایِ بهتری برایِ کار و فعالیت به وجود می‌آورد. همین سازوکار والدین را مجبور می‌سازد تا وقت و پولِ بیشتری را برایِ تعلیم کودکان‌شان صرف کنند. تولیدکنندگان مجبور می‌شوند تا بر رویِ نوآوری سرمایه‌گذاری کنند تا از رقابایِ خود عقب نمانند.
برایِ اینکه درک کنیم که بازارِ آزاد چگونه اخلاق را تقویت می‌کند، خوب است نظری بیفکنیم بر کارکردِ نظام‌های اقتصادی‌ای که اقتصادِ آزاد را رد می‌کنند. هر جا که کمونیسم حاکم بوده است، نه تنها به فساد و تولیداتِ غیراستاندارد انجامیده است، بلکه به ترس و بی‌رحمی و سرکوب و بی‌اعتمادی گسترده نیز انجامیده است. شوروی و چینِ پیش از اصلاحات نه تنها از نظر اقتصادی ورشکسته بودند، بلکه از نظرِ اخلاقی هم ورشکسته بودند.
یا مثلاً نظمِ فئودلای‌ای را در نظر بیاورید که در عربستان سعودی حاکم است. در آنجا یک پادشاهیِ مطلقه وجود دارد همراه با یک سلسله مراتبِ مذهبی که قدرت را در دستانِ حاکمان توجیه می‌کند و طبقاتی از رعایا شاملِ اقلیتِ تحتِ سرکوب شیعیان، کارگرانِ مهاجر که استثمار می‌شوند، و زنانی که در خانه حبس می شوند و مورد تجاوز قرار می‌گیرند. آنچه در عربستان سعودی می گذرد در نظرِ یک لیبرال بی اخلاقیِ تمام عیاری است. بر خلافِ کمونیسم، نظامِ سعودی حتی نمی‌تواند عورتِ خود را در پشت برگ انجیر “انصاف” مخفی کند.
بازار آزاد نقصان‌های اخلاقی خود را هم دارد. من می‌توانم بفهمم که چرا منتقدان بازار آزاد نمی‌توانند اخلاق‌مندی بازاری را درک کنند که به دختران جوان امکان می‌دهد تا با چهچهه زدن در تلویزیون پول‌های هنگفت در بیاورند یا به خوانندگانِ رپی که با مصرفِ مواد قادر اند ریتم های بالا را اجرا کنند، امکان می‌دهد که ثروت‌های افسانه‌ای کسب کنند. یک بحثِ مشروع هم وجود دارد بین مدافعان بازار آزاد و آن‌هایی که بر این باور اند که برخی خدمات نظیر آموزش و بهداشت نیازمندِ نظارت دولت است.
به نظر من دولتِ رفاهِ اروپایِ غربی گزاف‌روانه و ضدّبهره‌وری است؛ این نظام نوآوری و خوداتکایی را تضعیف می‌کند و شخصیت اخلاقی انسانی را با تشویقِ او به کاهلی و وابستگی به افول می‌کشاند. در جوامع بازار آزادی که آزادی را بر برابری اولویت می‌دهد، افراد نوآورتر و خلاق‌تر اند؛ در جوامعِ دولت رفاهی که برابری را اولویت می‌دهد، ظرفیت‌های عظیم انسان‌ها بارور نمی‌شود. در دولت‌های رفاه فرد برای موفقیت به جای اینکه به این فکر کند که چگونه می‌توان کالای بهتری تولید کرد به این فکر می‌کند که چگونه می‌توان از سیستم به بهترین شکلی سوءاستفاده کرد. در چنین جامعه‌ای مردم از ریسک‌پذیری می‌گریزند، و مسئولیت فردی نمی‌پذیرند. گر چه ممکن است به نظر برسد که سیستم در مجموع به طور منصفانه‌ای کار می‌کند اما در واقع متوسط‌الحال بودن و حسِ قربانی بودن را بینِ انسان‌ها می‌گستراند و انگیزه را از آنهایی که می‌خواهند برتر باشند می‌ستاند.
جوامعِ بازار آزاد موردِ حمله و انتقادِ طرفدارانِ محیطِ زیست هم قرار دارد که مدعی اند اقتصاد آزاد سیاره‌ی زمین را به نابودی می‌کشاند. اما بحث‌های پرشور در مخالفت بازار آزاد از سوی باورمندان به اصالت محیط زیست در جوامع آزاد مطرح شده است، نه در جوامعِ بسته. در میانه‌یِ این که دولت‌ها مشغول بحث بر سر این هستند که آیا گرمایش زمین نتیجه‌ی فعالیت انسان هست یا نیست، فعالانِ اقتصادی این نگرانی‌ها را در سرمایه‌گذاری‌ها و برنامه‌های تولیدی خود لحاظ کرده اند. تولیدکنندگان از میانه‌ی همین مباحثات شروع به تولیدِ خودروهای کم‌مصرف کرده اند. بازاریابیِ سبز تبدیل به یکی از نیروهای قوی پیش‌برنده‌ی رفتارِ تولیدی شده است. بنگاه ها از این رو دست به این اقدامات می‌زنند که عقلانی رفتار می‌کنند. شرکت‌هایی که آلودگی کمتر تولید می‌کنند و سبز‌تر هستند از آنهایی که اخلاقِ زیست محیطی را انکار می‌کنند سود بیشتری نصیب می‌برند.
آیا ثروتمندان همیشه حریص اند؟ در امریکا ثروتمندانِ بی‌درد و بی‌روح کم نیست. اما در کنارِ آنها ثروتمندان بسیاری هم وجود دارند که اقداماتِ بشردوستانه‌ی بزرگی را انجام می‌دهند، و به کمک آنها بوده است که بسیاری از بیماری‌های مسری ریشه‌کن شده است. ریشه‌کن شدنِ نهاییِ مالاریا در دنیا هم زودتر حاصل خواهد شد اگر به جای دیوان‌سالاران سازمان ملل ثروتمندان عهده‌دار آن شوند.
این مردان و زنان موفق به علاوه به کتابخانه‌ها، کنسرت‌ها، موزه‌ها، و به یک سیاره پاک‌تر هم کمک کرده اند و می‌کنند. قانونِ مالیاتی امریکا که اعانات خیریه را از درآمد مشمولِ مالیات خارج می‌کند البته این فعالیت‌های بشر‌دوستانه را رونق داده است اما باز هم نکته‌ی جالب در اینجا است که یک نظام بازار آزاد سازمان-یافته بهتر از دیوان‌سالاری‌هایِ عریض و طویلِ بین‌المللی موثر واقع می‌شود.
بازار آزاد آنی نیست که کمال‌گرایانِ خواهان امرِ بی‌نقص به دنبال‌اش هستند. تاریخ نشان داده است که جستجو برای جوامعِ بی‌نقص و گردن ننهادن به واقعیتِ کامل نبودنِ انسان یا به خداسالاری انجامیده است، یا به اقتدارگرایی، یا به هرج و مرج پرخشونت. اما برایِ آن‌ها که طبیعتِ ناقص بشری را می پذیرند و می‌کوشند تا جمع شادمانیِ انسان‌ها را بیفزایند، بازار آزاد در ترکیب با آزادی سیاسی بهترین راه حل است. امریکا کشوری است به دور از کمال، کشوری است با فراز و فرود، و گاه کشوری است فاسد که در اکثر اوقات نسبت به ضعیفان سخت‌گیر است. اما استانداردهایِ اخلاقی‌اش بسی بالاتر از قدرت‌های بزرگِ همترازش در طول تاریخ است.

آیان هیرسی علی، که در سومالی به دنیا آمده است، در سال ۹۲ به هلند مهاجرت کرد. وی بین سالهایِ ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ به عنوان نماینده مجلس خدمت کرد. او نویسنده‌ی کتاب پرفروش infidel (کافر) است و هم اکنون پژوهشگرِ مؤسسه‌ی امریکن اینترپرایز.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟