آیا بازار اخلاق را تباه می کند؟

نه

♦ ریک سانتروم | دوشنبه, ۲۵م بهمن, ۱۳۸۹

امتیاز بدهید
VN:F [1.9.22_1171]
Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

در واقع، بازارها برای آنکه به معنای واقعی آزاد باشند، باید اخلاقی باشند، و آزادیِ بازار هم به نوبه‌یِ خود اخلاق را ارتقا می‌دهد. اما بازارِ آزاد تضمین‌کننده‌یِ فضیلتِ اخلاقی نیست. آنچنان که در فضایِ فرهنگِ کنونی در امریکا مشاهده می‌کنیم، بازرهایِ آزاد برخی ریسک‌های اخلاقی را افزایش می‌دهند.
من در مقامِ یک سیاستمدار آن اندازه که یک اقتصاددان شایستگیِ پاسخ گویی به این پرسش را دارد، صلاحیت پاسخ گفتن به این پرسش را ندارم. اما به عنوانِ کسی که سالهایِ متمادی به عنوانِ یک سیاستمدار با مردم درباره‌ی آزادی، اخلاق و بازار مباحثه کرده ام، چیزهای بسیاری آموخته ام. این تجربیات به من آموخته است که در ترکیبِ “بازارِ آزاد” مهم‌ترین جزء کلمه “آزاد” است؛ به این معنا که “بازار آزاد” بیش از آنکه چیزی درباره‌ی اقتصاد باشد، مفهومی از جنسِ سیاست و اخلاقیات است.
بازار آزاد بر بستری از فضایلِ انسانی استوار است، و فضایل انسانی را پاداش می‌دهد. برای مثال، حزم و احتیاط یک فضیلت است که فعالانِ بازار باید آن را در خود تقویت کنند، و منظور از احتیاط ملاحظه‌کار بودن و بی‌مبالات عمل نکردن و قضاوت درست از محیط داشتن و منطبق با آن عمل کردن است. فعالانِ بازار باید برایِ انجامِ کسب‌وکارِ خود وعده بدهند و به وعده‌یِ خود عمل کنند، حتی وقتی که اشتباه در قضاوت عمل به یک وعده را برایِ آن‌ها زیان‌آور ساخته باشد. خوش‌قول بودن که بازار آن را می‌طلبد بر سرمایه‌یِ اجتماعی می‌افزاید که خود عملکردِ بازارِ آزاد را روان‌تر می‌کند.
لازمه‌یِ موفقیت در بازارِ آزاد سخت‌کوشی است. آن‌هایی که در فعالیتِ اقتصادیِ خود سخت‌کوشی و مداومت ندارند، ناگزیر از ترک فعالیت خواهند شد. علاوه بر این، مشارکتِ مستقیم در اقتصادِ بازارِ آزاد خوداتکایی و فردگراییِ سالم را ارتقا می‌دهد. مشارکت‌کنندگانِ در بازار آزاد عادت می‌کنند تا مشکلات را به عنوانِ فرصت ببینند و آن‌ها را با کوششِ خود حل کنند.
اولین مواجهه‌یِ ما با منتقدانِ بازارِ آزاد در اینجا است که می‌گویند بازارهایِ آزاد و انگیزه‌یِ کسبِ سود نوعی از فردگراییِ ناسالم و خودخواهانه را ترویج می‌کند که خویشتن‌خواهی را بالاتر از همه‌یِ تعهداتِ اجتماعی می‌نشاند. اما فردگرایی کاملاً با همبستگیِ اجتماعی و نیکخواهی در حقِ دیگران سازگار است. در حقیقت، فردگراییِ سالم؛ یعنی باورِ فرد به قدرت و تواناییِ خود برایِ حفاظت از خود و خانواده‌اش و تلاش برایِ یک تغییرِ اجتماعی‌ که متضمن محاغظت از او و خانواده‌اش باشد، پیش‌شرطِ لازم برایِ همبستگیِ او با هم‌نوعان‌اش و یاری رساندن به دیگرانی است که با او در خواستِ یک تغییرِ اجتماعی شریک اند. در حقیقت، آن گونه که جورج گیلدر به شیوایی نشان می‌دهد، فعالانِ اقتصادی در بازارِ آزاد بالذات در راستایِ خدمت به دیگران می‌کوشند: فعالانِ بازار نیازهایِ معقولِ دیگران را کشف می‌کنند و با ارائه‌یِ کالا و خدمات به آن نیازها پاسخ می‌گویند.
گرچه بازارِ آزاد بسیاری از فضایل انسانی را ارتقا می‌بخشد اما نباید بازارِ آزاد را معادلِ فضیلت و اخلاق دانست. اول اینکه هنجارهایِ اخلاقی لازمه‌یِ بازار اند و تقدمِ منطقی بر بازار آزاد دارند. بازار بدونِ وجودِ پیشینیِ هنجارهایِ اخلاقی، حقوق، تعهد، مالکیتِ خصوصی و مبادله‌یِ آزادانه نمی‌تواند وجود داشته باشد. برخی از اقتصاددانان مسائلی همچون اخلاق‌مندیِ مالکیت، نابحق بودنِ دزدی، و نابحق بودنِ برده‌داری را از منظرِ کارآمدی یا ناکارآمدیِ اقتصادیِ این پدیده‌ها تایید یا رد می‌کنند. در این کار به خطا نیستند اما باید آگاه بود که نمی‌توان اصولِ مبناییِ بازارِ آزاد را از همان بازارِ آزادی استخراج کرد که بر آن اصول بنا شده است. دلیل این است که “کارآمدی” خود وابسته به مبادله‌ی آزادانه است که به نوبه‌یِ خود بر استقرار یک نظامِ اجتماعی و حقوقی استوار است که پیشاپیش نظمی اخلاقی را مفروض دارد.
نکته‌یِ دوم این است که با اینکه بازارِ آزاد فضیلتِ اخلاقی را ارتقا می‌بخشد اما آن را تضمین نمی‌کند. عناصرِ سازنده‌ی بازارِ آزاد و از آن میان انگیزه‌یی سودآوری ممکن است گاهی اوقات از تعادل خارج شوند، ترتیب اولویت‌هات را دستخوشِ تغییر کنند، و به آز و خودخواهیِ مفرط بینجامند. راه حلِ مقابله با این وضعیت محکوم کردنِ بازار آزاد نیست، راه حل در آموزشِ برقراریِ تعادل بیشتر بین انگیزه‌یِ سودآوری فعالانِ بازار و نیازهایِ خانواده و اجتماعِ آن‌ها است که از منظری اجتماعی ارزشمند است، هر چند ارزش‌اش در بازار آشکار نشود. به علاوه، سودآوری با ارائه‌یِ خدمات به جامعه می‌تواند مشکل‌آفرین شود اگر که نیازهایی که فعالِ اقتصادی برمی‌آورد غیراخلاقی باشد. البته گر چه فعالانِ بازار در ارائه‌یِ خدمات خود به جامعه باید مراقب باشند که کسانی را از دایره‌ی مشتریانِ خود حذف نکنند و اینگونه با انکارِ اراده‌یِ خدمات به گروهی خاص دست به تبعیض بزنند، گاه گروهی خاص در جامعه تقاضایِ امری را دارد که از دایره‌یِ اخلاق خارج است.
این تنشِ میانِ بازار و اخلاق اگر وسیع‌تر بنگریم تنشی بینِ خودِ آزادی و اخلاق است. امریکاییِ هم‌عصرِ ما ممکن است بگوید بله، آزادی می‌تواند با اخلاق ناسازگار باشد و هست. ما هر روز تحتِ بمبارانِ اخباری زندگی می‌کنیم که از افولِ اخلاقیات، از پورنوگرافی، خیانت به زناشویی، مواد مخدر و جرم و جنایت سخن می‌گوید. این که در نگاهِ امروزِ امریکایی آزادی موجبِ افولِ اخلاقیات شده است ریشه در این دارد که معنایِ آزادی دستخوشِ تغییر شده است: آزادی از آزادیِ همراه با مسئولیت به آزادی به معنایِ اجازه‌ی انجامِ هرکار بی‌توجه به اثراتش بر زندگیِ دیگران تغییر معنا یافته است.
آزادی در نظرِ بنیان‌گذارانِ امریکا یک آزادیِ هدفمند بود که هدفش ورایِ خودِ آزادی بود و این معنا از آزادی با معنایِ امروزین‌اش که آزادی را آزادی از هر گونه قید و بند معنا می‌کند، آشکارا تفاوت دارد.
پاپِ فقید، ژان پلِ دوم، بعه درستی بین دو گونه از آزادی تمایز می‌گذاشت: آزادیِ وسیله و آزادیِ هدف: آزادیِ وسیله می‌گوید که انسان آزاد است تا از امکاناتِ خود آن گونه که شایسه است استفاده کند، اما آزادیِ هدف می‌گوید که انسان می‌تواند رسیدن به هر آنچه را که بخواهد هدف قرار دهد. اما اهدافِ انسان‌ها چیزی است که طبیعت به ما داده است؛ چیزی نیست که ما آزادانه بتوانینم خود آن را تعریف کنیم. کامیابیِ ما در آن نیست که هر آنچه را که در لحظه می‌خواهیم انجام دهیم، بلکه در داشتن اهدافِ بلندتر و دوراندیشانه‌تر است. لازمه دست یافتن به چنین کامیابی‌‌ای داشتن انضباط و اخلاق است.
به علاوه اینکه همان گونه که تجربه ی امروزینِ ما نشان می‌دهد آن نگاهی که آزادی را آزادی از هر نوع قید و بند در پاسخ به نیازهایِ انسان تعریف می‌کند برای امر اخلاقی و مشروع وقعی نمی‌نهد. چنین نگاهی به آزادی انسان را اسیر خواهش‌های خود می‌کند، و نهایتاً او را به نقضِ آزادیی دیگران رهنمون می‌سازد. این نگاه به آزادی مانع از فهمِ درست کارکردِ بازارِ آزاد می‌شود که بر پایه‌ی صداقت، اعتماد، مسئولیت، خوداتکایی و تعهد به اهدافِ بلندمدت است.
بازارهایِ آزاد فضیلتِ اخلاقی را نمی‌فرساید اما ریسکِ وقوع برخی از مشکلاتِ اخلاقی را افزایش می‌دهد. با این که آزادی بدون شک نقش مهمی در ارتقا فضیلت بازی می‌کند، در کنارِ آزادی، خانواده و جامعه‌ی قدرتمند و مستحکم نیز باید وجود داشته باشد که فصیلت فردی و آزادی‌ای را که این فضیلت می‌طلبد حمایت کند. بازارهایِ آزاد همچون دیگر وجوه یک جامعه‌ی آزاد و عادلانه بر اخلاقیاتِ فردی متکی هستند که خواهش‌های خودخواهانه‌ی انسان را رام کند و او را به انتخاب اهدافی هدایت کند که طبیعت و خدای طبیعت برای ما می‌خواهد.
ریک سانتروم سناتور امریکایی از ایالت پنسیلولنیا بین سال‌هایِ ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ و نماینده کنگره بین سال‌هایِ ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ بوده است. وی هم اکنون پژوهشگرِ ارشد مرکزِ اخلاق و سیاستِ عمومی در واشنگتن دی سی است.


نظرات شما

 

نظر شما چیست؟